• سه‌شنبه / ۷ خرداد ۱۳۹۸ / ۰۹:۳۷
  • دسته‌بندی: ایسنا+
  • کد خبر: 98030702563
  • خبرنگار : 71503

روایتی تلخ از جست‌وجو برای خانه اجاره‌ای

مسکن

خانه هست، خالی و آماده اجاره هم هست اما چه خانه‌هایی و با چه قیمت‌هایی؛ کوچک، بدون پنجره، بدون آسانسور، بدون انباری، بدون پارکینگ، با کرایه‌های بالایی که اصلا منصفانه نیستند و مالکانی که نمی‌خواهند کمی برای خانه‌هایشان هزینه کنند اما دوست دارند بیشترین اجاره را بگیرند.

با نزدیک‌شدن به تعطیلی مدارس، فصل جابه‌جایی هم می‌رسد. قیمت خانه‌ها بالا می‌رود و مستأجران باید برای پیداکردن خانه‌ای که با بودجه‌شان همخوانی دارد، کفش‌های آهنین بپوشند. هر چه پول بیشتری برای اجاره تهیه می‌کنند باز هم کم می‌آورند و در نهایت از سر ناچاری باید قرارداد خانه‌ای که باب میلشان نیست را امضا کنند. توصیه‌های بیشتر مشاوران املاک هم چیزی جز استرس و ناامیدی به مشتریان نمی‌دهد. اکثر آنها معتقدند بعد از تعطیلی مدارس، فایل‌های اجاره‌ای بیشتر می‌شوند اما قیمت‌ها هم به نسبت گران‌تر می‌شوند بنابراین به آنهایی که جویای خانه هستند پیشنهاد می‌کنند تا دیر نشده، هر چه زودتر یکی از خانه‌هایی را که برای اجاره معرفی می‌کنند، انتخاب کنند.

گشت یک‌روزه در املاکی‌ها و انتظار برای پیداشدن فایل مورد نظر، مشخص می‌کند که یک مستأجر برای پیداکردن سقفی بالا سرش، باید تا چه اندازه جدا از فشار اقتصادی، فشار روانی را هم تحمل کند. از پله‌های زیادی که باید بدون آسانسور بالا و پایین کند گرفته تا خانه‌هایی که در بدترین نقاط شهر در کنار اتوبان‌ها و سر و صدای ماشین‌ها و آلودگی محیطی بیشتر برای یک سال زندگی می‌بیند، هزینه‌های جابه‌جایی، نداشتن پنجره، کمد دیواری، پارکینگ، انباری و حتی بالکنی که بتواند کمی از نور خورشید بهره ببرد. در نهایت هم مجبور می‌شود خانه‌ای را انتخاب کند که دوست ندارد. حالا این مشکلات برای یک زن تنها که دنبال خانه می‌گردد، متفاوت‌تر و بیشتر هم می‌شود.

خودم را متقاضی پیداکردن خانه معرفی می‌کنم و به تعدادی از مشاوران املاک در منطقه هشت تهران سر می‌زنم و می‌خواهم خانه‌ای با ۵۰ میلیون تومان ودیعه و ماهی یک میلیون تومان اجاره معرفی کنند. کارمند یکی از همین بنگاه‌ها فایل‌هایش را ورق می‌زند و می‌گوید: «یک مورد دارم ۴۰ میلیون تومان ودیعه، ماهی دو میلیون تومان. ۵۰ متر، طبقه چهارم، بدون آسانسور و پارکینگ». تاکید می‌کنم که توانایی پرداخت اجاره بیشتر از یک میلیون تومان را ندارم. با بی‌حوصلگی، ته خودکار را داخل گوشش می‌چرخاند و همزمان می‌گوید: «می‌توانی ۷۰ میلیون تومان پول پیش بدهی؟ اگر می‌توانستی پول بیشتری بدهی، شاید می‌شد کاری کرد.» در نهایت هم می‌گوید: «با بودجه‌ای که شما دارید، گزینه‌ای نداریم. حالا شماره تماست را بده، اگر موردی پیدا شد، تماس می‌گیرم».

نزد مشاور املاک دیگری می‌روم. خانه‌ای ۷۳ متری، دو خواب، طبقه اول با حیاط و انباری معرفی می‌کند و ادامه می‌دهد: «این گزینه خیلی خوب است. شما برو ببین، پسندیدی، مالک را راضی می‌کنم». خانه، سه طبقه‌ی تک‌واحده، خالی و در انتهای یک کوچه بن‌بست است. یکی از همسایه‌ها که خودش هم مستأجر است در را باز می‌کند. همه‌ی چراغ‌های خانه خراب و تنها نورگیرش هم پنجره پذیرایی رو به حیاط است. نمی‌توان فضای خالی اتاق خواب‌ها را در تاریکی دید. همسایه می‌پرسد: «قیمت این خانه را چقدر برای اجاره گذاشته‌اند؟» می‌گویم: «۶۰ میلیون تومان ودیعه با یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان اجاره». چشم‌هایش گشاد می‌شود. می‌گوید: «یا خدا! به مشتری‌ای که چند روز پیش آمده بود، قیمت خیلی پایین‌تری گفته بودند.» می‌پرسم چقدر قیمت داده بودند؟ جواب می‌دهد: «فکر می‌کنم ۳۰ میلیون تومان، ماهی ۸۰۰، ۹۰۰ هزار تومان اجاره. مطمئنی چنین قیمتی داده است؟». می‌پرسم: «این خانه چه مدت خالی است؟» جواب می‌دهد: «بیشتر از یک ماه است».

خانه بعدی طبقه چهارم است اما طوری ساخته شده که به اندازه پنج طبقه پله دارد. آسانسور هم ندارد. راه‌پله‌های بدون پنجره و تنگ. بقایای وسایل مستأجر قبلی همچنان در اتاق‌ها مانده، نمِ رطوبت حمام به دیوار اتاق خواب رسیده و بخشی از رنگ دیوار ریخته است. کلید همچنان دست مستأجر قبلی است و صاحبخانه گفته اگر پولت را می‌خواهی خودت خانه را اجاره بده! کابینت‌های آشپزخانه زنگ زده است و خرده‌آهن‌ها روی زمین ریخته است. خانه را با ۳۰ میلیون تومان ودیعه و ماهی دو میلیون و ۲۰۰ هزار تومان اجاره می‌دهد و حاضر هم نیست برای رنگ یا تعمیر خانه، مبلغی هزینه کند!

کارمندان یکی دیگر از مشاوران املاک بعد از معرفی هر خانه‌ای، تاکید می‌کنند خانه خوبی را با قیمتی مناسب معرفی می‌کنند و با این وضعیت، خانه‌ی خوب پیدا نمی‌شود. از طرفی هم اصرار دارند قیمت‌ها در روزهای پیش رو از این بالاتر می‌روند و باید برای بستن قرارداد عجله کرد. پای صحبت راه‌اندازی شدن «کمیته سقف اجاره‌بهای مسکن» برای ضابطه‌مند کردن اجاره‌ها که هدف آن حمایت از مستأجران با ابزار مالیاتی است هم به میان می‌آید که در نهایت به خندیدن حاضران ختم می‌شود. در گرماگرم صحبت‌ها، یک زوج متقاضی خرید خانه وارد بنگاه می‌شوند. ۶۵۰ میلیون تومان پول دارند. تا مبلغ بودجه‌ای که دارند را اعلام می‌کنند، یکی از کارشناسان فروش بدون آنکه فایلی را جست‌وجو کند، می‌گوید: «نداریم. در این منطقه با این پول دنبال خرید خانه نباش. برو منطقه‌های پایین‌تر». زوج هم محل را ترک می‌کنند و می‌روند.

خانه بعدی که می‌بینم ۹۵ متر است. دو خوابه، طبقه سوم. ۵۰ میلیون ودیعه، ماهی یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان اجاره. مشاور املاک می‌گوید: «مالک در خانه زندگی نمی‌کند. وقتی خانه را دیدید و پسندیدید درباره قیمت هیچ صحبتی نکنید. شما بیا خودم معامله را جوش می‌دهم». زنگ ساختمان خراب و خانه خالی است. اتفاقاً مالک طبقه اول می‌نشیند. سقف اتاق‌ها از نم زرد شده و در حال ریختن است. آشپزخانه فقط دو کابینت دارد و سینک ظرفشویی هم خراب است. دستشویی خانه بیشتر شبیه دستشویی مسافرخانه‌های بین راهی است. مالک هم حاضر نیست کابینت‌ها را بیشتر کند یا رنگی به دیوار بزند. دوست ندارند مستاجری که خانه را می‌پسندد بچه کوچک هم داشته باشد.

قبل از واردشدن به خانه بعدی، متقاضی دیگری که خانه را دیده به همراهش می‌گوید: «چطوری رویشان می‌شود قیمت‌های این‌چنینی روی خانه‌هایشان بگذارند؟ خانه نبود، طویله بود!» با اینکه ملک خالی است اما کلید آن همچنان دست مستأجر قبلی است. اگر خانه را اجاره دهد و پولش را بگیرد، دیگر کاری با صاحب ملک ندارد. معماری خانه کمی متفاوت است. از در ورودی وارد آشپزخانه می‌شوم و بعد هم سالن پذیرایی. طبقه سوم است و انباری و آسانسور هم ندارد. ۷۰ میلیون ودیعه و ماهی یک میلیون تومان اجاره‌اش است.

تعداد خانه‌های خالی و آماده برای جابه‌جایی نشان می‌دهد مشکل، کمبود خانه هم نیست اما مشخص نیست ارزش‌گذاری خانه‌ها بر چه مبنایی انجام می‌شود. برخی از مالکان تعداد زیادی از واحدهایشان را خالی نگه داشته‌اند. برخی برای اجاره‌بهای آن به عنوان حقوق هر ماه حساب باز کرده‌اند و به خودشان حق می‌دهند کرایه‌خانه‌شان را متناسب با تورم موجود افزایش دهند. برخی هم که صاحبخانه هستند اما برای آنکه متراژ خانه‌شان کوچک است، آن را اجاره داده‌اند و خودشان جای دیگری مستأجر هستند و به نسبت اجاره‌ای که می‌دهند، اجاره دریافت می‌کنند. کلید برخی از خانه‌ها هم دست مشاوران املاک است و بعضی از مالک‌ها هم ترجیح می‌دهند مشخصات خانه‌شان را آگهی کنند و بدون دخالت مشاوران املاک، آن را اجاره دهند. هر کس به هر شکلی که دوست دارد داستانی برای خانه‌های خالی این شهر می‌نویسد.

شما هم تجربیات خود را در این زمینه به اشتراک بگذارید.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
avatar
۱۳۹۸-۰۳-۰۷ ۱۰:۴۴

ما مردم را نابود کردید کارمند کارگر را نابود کردید از گرانی هر صاحب خانه ای هرچه پوله پیش میخواهد میکه هرچ اجاره ای دلشان بخواهد میکن املاکها هم هر چه بالاتر بکن بیشتر کمسیون میگیرند که دارند این کاررا می کنند کسی نیست به داده ما مردم برسد زندگیمان به طلاق و مهریه به اجرا گذاشتن تبدیل کردند

avatar
۱۳۹۸-۰۳-۰۷ ۱۱:۲۶

سوء مدیریت در کشور عامل همه ی نابسامانیهاست ای کاش سران و مدیران کنونی که سابقه ای طولانی در مدیریت دارند مملکت را بوسیده و تحویل افراد دیگری دهند. همه ی مشکلات مردم به راحتی قابل حل هستند فقط اراده و همت در مسئولان دیده نمیشه

avatar
۱۳۹۸-۰۳-۰۸ ۰۳:۱۴

احسنت

avatar
۱۳۹۸-۰۳-۰۷ ۱۲:۲۸

tnx

avatar
۱۳۹۸-۰۳-۰۷ ۱۴:۱۴

تقصیر املاکها هست. به خاطر اینکه بتونن پورسانت بالایی بگیرن هی نرخ را افزایش میدن. در یکسال 40% افزایش مگه میشه من سال پیش شمس آباد 45 میلیون رهن دو و نیم اجاره کردم امسال شده 80 رهن مگه چه خبره. واقعا خونه هم چیز خاصی نداره. چرا دولت تو مناطق نرخ اعلام نمی کنه چرا کارشناس نمیذارن تایید کنه قیمت رو تا هر کسی هر نرخی نده.

avatar
۱۳۹۸-۰۳-۰۸ ۱۲:۳۴

دقیقا

avatar
۱۳۹۸-۰۳-۰۷ ۱۵:۳۷

از سایت ... دنبال خانه می‌گشتیم. چند مورد مناسب بودجه خودمان یافتیم. زنگ زدیم. آگهی همه را یک املاک گذاشته بود. گفت باید حضوری بیایید. رفتیم. چنین خانه‌های نداشتند! گفتند که همینطوری فایل درست کردند تا مشتری حضوری برود و فایل‌های دیگر را نشانشان دهد! البته فایلی هم با آن بودجه وجود نداشت. به خاطر مبلغ ودیعه خودمان مسخره شدیم. به ما هم گفتند چندین و چند محله پایین‌تر بروید. دیگر توان تمدید قرارداد منزلی را که در آن ساکن بودیم، نداشتیم. قیمت را 40 درصد بالا برده بود. در نهایت با همت و با قرض و اندکی کمک از عزیزان، خانه بسیار کوچکی خریدیم. بهتر از مستاجری است. شاید روزی وارد خانه دلخواهم شوم.

avatar
۱۳۹۸-۰۳-۰۸ ۰۷:۵۴

ما یه زوجیم، هم من کار میکنم هم همسرم، درآمدم جفتمون به ماهی 4 تومنم نمیرسه، بچه هم که نداریم با این اوضاع داریم توی خونه 50 متری با ماهی 2800 تومن اجاره زندگی میکنیم، اونم تو خونه ای که تا دو سال پیش میشد با 50 تومن رهن کامل توش زندگی کرد.

avatar
۱۳۹۸-۰۳-۰۸ ۱۰:۲۶

برای این صاحبخانه های بی رحم وبی انصاف وبی مروت ونظارت بر کیفیت ساخت وتعیین اجاره بهاء متناسب ومناسب مدیریت قوی توام با برخورد قانونی لازم وضروری است وچون اینها از طرف دولت نظارت نمیشن سو استفاده می کنند لذا وضع قوانین وایین نامه های اجرایی امره راه حل مشکل برای دولت ورعایت عدالت وانصاف برای مالکین توصیه می شود

avatar
۱۳۹۸-۰۳-۰۸ ۱۲:۲۶

وقتی نظارت نباشد قورباغه هم ابوعطا می خواند وای به حال بسیاری از صاحبخانه های بی انصاف. امیدورام دستگاه های نظارتی و قضا هر چه زودتر وارد عمل شوند. از طرفی تهران به شدت زیر فشار مهاجرت است و به این ترتیب سالهاست که تعادل میان عرضه و تقاضا برهم ریخته و در چنین شرایطی طبیعی است که طرف عرضه کننده هر چه میل داشت در غیاب نظارت دولت بر طرف متقاضی تحمیل کند.

avatar
۱۳۹۸-۰۳-۱۰ ۲۰:۰۴

من نقش مشاور املاک رو درک نمی کنم. به نظرم خود دولت باید این کار رو انجام بده. مسکن و چیزای اساسی زندگی مردم رو باید دولت تامین بکنه. اینطوری که نمیشه زندگی کرد

avatar
۱۳۹۸-۰۳-۱۱ ۱۵:۲۲

همه چی گرون شده از ماشین بگیر تا خونه تا وسایل خونه ، خورد و خوراک و پوشاک . من یک واحد آپارتمان داشتم 60متر تو منطقه 7 جای خوب دادمش 20 میلیون رهن با یک ملیون اجاره . ادم با انصاف داشته باشه

avatar
۱۳۹۸-۰۳-۱۲ ۰۸:۱۷

تا 1400 باید بی تدبیری رو تحمل کنیم

avatar
۱۳۹۸-۰۳-۱۲ ۱۹:۳۱

دولت چیزی را سرجای گذاشته که قیمت اجاره سرجایش باشه. به قول مطبوعاتی ها آخرش میگن«کی بود کی بود ما نبودیم».