• چهارشنبه / ۱ آبان ۱۳۹۸ / ۱۰:۳۴
  • دسته‌بندی: کرمانشاه
  • کد خبر: 98080100190
  • خبرنگار : 50181

من "میم" یک راننده تاکسی زن هستم!

تاکسی

ایسنا/کرمانشاه من "میم" یک راننده تاکسی زن هستم. کسی که هنوز خیلی‌ها با تعجب نگاهش می‌کنند و برخی از مردان سوار تاکسی‌اش نمی‌شوند.

به گزارش ایسنا، از دور دست که می‌آمد زیرنظرش داشتم و اگر 10 تاکسی مرد جلوی پایم نگه می‌داشتند حتما با همین زن به مقصد می‌رفتم، با آنکه از دور معلوم بود پرایدش نای رانندگی ندارد و حتما مسیرم طولانی‌تر خواهد شد.

بین 35 تا 40 سال سن داشت، مقنعه پوشیده بود تا مدام دستش به روسری نباشد و حواسش از کار پرت نشود. دستکش نخی ساده کهنه‌ای به دست داشت. ظرافت زنانه‌اش در چیدمان دقیق و مرتب پول‌ خردها مشخص بود، هزاری‌ها جدا و دوهزاری‌ها را جدا روی هم چیده شده بود و سکه‌های خرد در یک ظرف جلوی دنده بود.

مثل اکثر زن‌های دیگر رانندگی قانونمداری داشت، به موقع راهنما می‌زد، از بوق اضافه در ماشینش خبری نبود و البته جلوی شیشه ماشین برچسب "سرویس مدارس" هم دیده می‌شد.

هیچکس جز من توی تاکسی نبود و صندلی جلو نشستم و بعد از سلام و خسته نباشید به او گفتم: اگرچه کار سختی است، اما اگر یک تاکسی داشتم حتما عصرها با آن کار می‌کردم، من به زن‌های راننده تاکسی خیلی افتخار می‌کنم.

و اینطوری راه باز شد که چند سوال بپرسم که ببینم دنیای راننده‌های تاکسی زن که تعدادشان در شهر کم نیست، چطور است.

چطور راننده تاکسی شدی؟

این تاکسی قبلا برای شوهرم بود. هم تاکسی بود و هم سرویس مدرسه، اما دو سال پیش "ام‌اس" گرفت و حالا شرایط جسمی‌اش خیلی برای رانندگی یاری نمی‌کند.

ما هم لنگ درآمد بودیم و خودم دست به کار شدم تا خرج دختر و پسر دبستانی‌ام را در بیاورم.

کارهای تاکسیرانی را انجام دادم و مجوز گرفتم و البته خانواده‌هایی که همسرم قبلا سرویس مدرسه آنها بود نیز در حقم لطف کردند و اجازه دادند سرویس بچه‌هایشان بمانم.

حالا از صبح زود غذای ظهرم را حاضر می‌کنم و گرم کردن و غذا دادن به بچه‌ها با همسرم است.

از درآمدت راضی هستی؟

راضی که نه، قبلا که تاکسی در شهر کمتر بود به خاطر دارم همسرم گاهی که دو شیفت حسابی کار می‌کرد روزی 150 هزار تومان هم در روزهای شلوغ به خانه می‌آورد، اما اکنون من در حالت عادی روزی 80، 90 هزار تومان درمی‌آورم.

البته قبل از تاریکی هوا به خانه برمی‌گردم و حدود هشت ساعت در روز کار می‌کنم ،چون صبح زود بیرون رفتن و شب دیرآمدن برای راننده زن کمی دشوار است.

این پولی که درمی‌آورم نیز بخشی برای پول گاز و روغن ماشین و سایر هزینه‌ها می‌رود و تهش چیز زیادی برایمان نمی‌ماند، اما راه دیگری نیست.

راننده تاکسی بودن برای زنان سخت است؟

کار عار نیست، مهم این است آدم شرافت داشته باشد و دست جلوی کسی دراز نکند، اما نمی‌شود گفت این کار برای زنها ساده است.

قبول کنید راننده تاکسی بودن با خیلی کارهای دیگری که زن‌ها انجام می‌دهند، مانند کارمندی، فروشندگی، آرایشگری و ... فرق دارد و محیط آن تقریبا مردانه است.

فقط همین یک لحظه را تصور کنید که با چند مسافر ماشین بین راه خاموش کند و یا پنچر شود و یا مسافر دربستی مردی به راهت بخورد که جرات نکنی او را به مقصد برسانی، چون یک زن تنها هستی!

یا مجبور باشی تنهایی بروی تعمیرگاه و ماشین را درست کنی و یا سر مسیر بایستی و بین مردها مقصدت را داد بزنی تا مسافرها سوار شوند.

نگاه مردم به یک راننده تاکسی زن چطور است؟

سخت‌ترین قسمت کار همین است. این فرهنگ هنوز بین مردم بخوبی جانیفتاده و بسیاری از مردم مخصوصا مردها سوار تاکسی که راننده‌اش زن باشد نمی‌شوند.

مردم یک جور دیگری به من نگاه می‌کنند و شاید خیلی‌ها هم دلشان برایم بسوزد که مشغول این کار هستم.

راننده تاکسی‌های مرد دیگر رفتارهای متفاوتی دارند. برخی احترام خاصی برایم قائل هستند و مثل یک برادر هرجا نیاز باشد کمکم می‌کنند، اما بارها هم از دهن برخی شنیدم که زن را چه به این کارها!

حرف‌های مردمی که سوار تاکسی می‌شوند نیز گاهی خوشحالم می‌کند گاهی ناراحت. صدها بار شنیده‌ام که لفظ "بیچاره" را برایم بکار بردند که این خیلی عذابم می‌دهد، من بیچاره نیستم اتفاقا بسیار قدرتمندم که این کار را انتخاب کردم.

البته خیلی‌ها هم به گرمی با من سلام و خسته نباشید می‌گویند که خستگی‌ را از تنم بیرون می‌کند.

بهترین و بدترین حرف هایی که شنیدید چیست؟

یکبار آقایی با دختر بچه‌اش سوار ماشین شد و دخترش با تعجب زیادی پرسید وای بابا راننده خانم است و پدرش در جواب گفت که هیچ فرقی ندارد، این خانم حتما خیلی قوی است که این کار سخت را قبول کرده که خیلی از خانم‌ها از پسش برنمی‌آیند و دختر بچه هم در جواب گفت که وقتی بزرگ بشود می‌خواهد راننده تاکسی باشد.

بدترین حرفی هم که شنیدم را آقایی به من گفت که زن‌ها عامل ترافیک خیابان هستند و اینکه در شرایط عادی رانندگی می‌کنند کم بود حالا راننده تاکسی هم شده‌اند!

این کار از نظر جسمی برای زنان سخت است؟

هشت ساعت کلاچ و ترمز گرفتن کار ساده‌ای نیست. رانندگی استرس زیادی هم دارد خصوصا اگر زن باشی و دست از پا خطا کنی با بوق ممتد ماشین‌های پشت سر مواجه می‌شوی و همین استرس مرا دوچندان می‌کند.

درد دست و گردن نیز یک عارضه ابتدایی برای این‌همه رانندگی طولانی مدت است.

و در آخر می‌پرسم دلش می‌خواهد تغییری در دنیا راننده تاکسی‌های زن اتفاق بیفتد که جواب می‌دهد فقط بهتر است مرد و زن در این شغل به یک چشم دیده شوند.

وقتی خواستم پیاده شوم اسمش را پرسیدم که شاید دوست نداشت جواب بدهد، چون فقط گفت : تو فکر کن "م. ر" هستم.

"م.ر" یک زن قدرتمند راننده تاکسی بود که پا به پای هزاران مرد دیگر از شلوغی عابران پیاده نان درمی‌آورد تا سر سفره همسر بیمار و بچه‌های کوچکش ببرد. یادمان باشد اگر از این زنان قدرتمند دیدیم دنیایشان را مهربان‌تر کنیم.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.