• دوشنبه / ۲۷ آبان ۱۳۹۸ / ۱۳:۴۱
  • دسته‌بندی: تجسمی و موسیقی
  • کد خبر: 98082717582
  • خبرنگار : 71548

نکوداشت هنرمند ایرانی در دهمین سال رفتتش

امروزه جای خالی مهدی سحابی را بیش از اندازه حس می‌کنیم

سحابی

آیین نکوداشت دهمین سالگرد مهدی سحابی ـ مترجم، نویسنده، نقاش، مجسمه‌ساز و عکاس ایرانی ـ به همت خانواده‌اش با برپایی یک نشست گفتگو در گالری «مژده» آغاز شد و تا روز جمعه (اول آذر ماه) با برپایی نمایشگاه ادامه دارد.

به گزارش ایسنا، در مراسم نکوداشت و گفت‌وگو درباره وجوهات شخصیتی مهدی سحابی، چهره‌هایی همچون محمدرضا اصلانی، احسان آقایی (رئیس موزه هنرهای معاصر تهران)، سهراب هادی، رضا نامی، عباس مشهدی زاده و ... سخنرانی کردند.

در ابتدای مراسم بخش‌هایی از فیلم مستند «پس از ۱۰ سال» که به سفارش خانواده سحابی توسط سروش میلانی‌زاده ساخته شده است، پخش شد. در این فیلم گزیده‌ای از زندگی مهدی سحابی از زبان دوستان او به تصویر کشیده شده است.

نخستین سخنران این مراسم احسان آقایی، رئیس موزه هنرهای معاصر تهران بود. او با اعلام این نکته که مهدی سحابی مصداق بارز فرهیختگی در فرهنگ و هنر معاصر ایران بود، گفت: مهدی سحابی وجوه مختلفی داشت. امروزه که متاسفانه شاهد میانمایگی یا در کمال تاسف بی‌مایگی در عرصه هنری کشور هستیم، جای خالی افرادی مانند مهدی سحابی را بیش از اندازه حس می‌کنیم.

او ادامه داد: ما در طول تاریخ فرهنگ و هنر پر فراز و نشیب کشورمان افرادی را داشتیم که به آنها حکیم گفته می‌شد. حکیم در واقع به معنای شخصیتی بود که علوم مختلف را از بر بود؛ امروزه شاهدیم بخشی از هنر جهان در همراهی بخش‌های مختلف از هنر شکل گرفته است، برای مثال می‌توانم بگویم که بسیاری از آثار هنری هنرمندان متاثر از ادبیات شکل گرفته است و این ارتباط بین ادبیات و هنرهای تجسمی را بیش از پیش نشان می‌دهد. امروز ما در شرایطی زندگی می‌کنیم که متاسفانه این نسل از بزرگان ما دیگر در میان ما نیستند و این جای تاسف دارد که آرام آرام کمتر هم می‌شوند؛ البته قدردان وجود عزیز بسیاری از بزرگان که امروز در این مجلس هستند هستیم.

رئیس موزه هنرهای معاصر تهران ابراز امیدواری کرد که نمایشگاهی که از روز جمعه (اول آذر ماه) در گالری «مژده» توسط خانواده این هنرمند فقید برپا می‌شود، بتواند بخش‌هایی از این فرهیختگی را بازتاب دهد.

عباس مشهدی‌زاده، هنرمند و مجسمه‌ساز در سخنانی اظهار کرد: از هنرمندان قزوین خیلی کم گفته شده است. مهدی سحابی در قزوین متولد شده بود و اصالت او قزوینی بود. ما در قزوین بزرگان و فرهیختگان زیادی داریم که مهدی سحابی کم از آنها نداشت و آیندگان بیشتر درباره آن خواهند دانست. در هفتاد سال گذشته خیلی چیزها برای ما روشن شد و ما متوجه شدیم که چه کسانی آرتیست بودند و چه کسانی آرتیست نما بودند. برای ما روشن شد که چه کسانی حرف داشتند و چه کسانی حرفی برای گفتن نداشتند.

او افزود: یکی از اشخاصی که هنرمند و شاعر چند کاره بود مهدی سحابی است؛ سحابی آورنده چند کار بود مثل زنان که آورنده هستند، مثل زمین که می‌رویاند، اما مردها توانایی این کار را ندارند، گاهی وقت‌ها برخی از انسان‌ها آورنده هستند، مثل سعدی و حافظ؛ مهدی سحابی هم آورده بسیاری داشت.

این هنرمند گفت: دقت کردم چیزی که هرگز در رابطه با مهدی گفته نشد این بود که مهدی با چرم «سراجی» می‌کرد؛ یعنی دوخت و دوز می‌کرد و طراحی‌هایی به دست می‌آورد. برای نسل‌های بعدی مشخص خواهد شد که مهدی سحابی که بود و چه کرد. ما با مهدی سحابی هم دوره بودیم، هرچند که او در دانشگاه سال پایینی ما بود و با همسر من هم دوره بود؛ اما ما پیش اساتید بزرگی علم‌ها و فنون مختلف را یاد گرفتیم. در حال حاضر در کدام مدرسه و دانشگاه تا این اندازه تنوع درسی با جدیت دنبال می‌شود؟ مهدی درسش را رها کرد و به ایتالیا رفت تا سینما بخواند. او خیلی با نشاط بود به اندازه لذتی که شما از زندگی‌تان می‌برید، او به تنهایی از تمام لحظه لحظه‌های زندگی‌اش لذت می‌برد. کاش بچه‌های ما هم بتوانند چنین آدم‌هایی شوند.

در بخش دیگری از این آیین مرضیه اطهری (استاد زبان فرانسه) و دکتر سهراب فتوحی (رئیس انجمن ایران و فرانسه) توضیحاتی را بر اساس نشانه‌شناسی و معناشناسی درباره کتاب «در جستجوی زمان از دست رفته» با ترجمه مهدی سحابی ارائه دادند.

رضا نامی، هنرمند یکی دیگر از سخنران‌های این مراسم نکوداشت بود. او نیز در سخنانی اظهار کرد: من قبل از هر چیز متاسفم که حضور فیزیکی مهدی سحابی را اینجا نداریم. ضمن اینکه روح، اشیا و هنرش تا ابد زنده خواهد بود. همانطور که ماشین تحریر او همین‌جاست؛ به اعتقاد من مهدی سحابی روحیه پژوهشگری فوق‌العاده‌ای داشت. به همین دلیل هم وقتی از مدرسه بیرون آمد، به هنرکده تزیینی رفت که یکی از هنرکده‌های بسیار عالی بود و هنرمندان بسیار خوبی را به دنیای هنری ایران عرضه کرد. اما این هنرکده سحابی را راضی نکرد و به همین دلیل هم به ایتالیا رفت و در دانشکده «چینه‌چیتا» تحصیل کرد، اما آنجا هم تحصیلاتش کامل نشد و بعد به دانشکده هنرهای زیبا در فرهنگستان هنر رفت. او بعد از چند سال آنجا را هم رها کرد پس از آن به فرانسه رفت و ازدواج کرد و دارای فرزند شد. وقتی که به ایران آمد به دنبال خبرنگاری رفت و مهم این است که در مدیریت خبری هم بسیار موفق بود. همانطور که می‌دانیم سحابی جزو شورای سردبیری کیهان قرار گرفت.

او افزود: همه می‌دانند بهترین کارها و آثار هنری سحابی ماشین‌های قراضه است. در خاطرم هست که برای اولین بار کارهای ماشین‌های قراضه او را در نگارخانه برگ دیدم و تعجب کردم چون فوق‌العاده عالی بود. کسی با این روحیه و این نوع نگاه، ماشین‌های قراضه را به تصویر می‌کشید. او در واقع نادیدنی‌ها را دیدنی می‌کرد این یک هنر است. سحابی در همه زمینه‌هایی که کار کرد به غایت رسید و این موضوع او را راضی می‌کرد. جالب اینجاست که او حتی در آشپزی هم فوق‌العاده بود. او همه چیز را در حد عالی می‌خواست. روحش شاد.

محمدرضا اصلانی، شاعر، سینماگر و هنرپژوه از دیگر سخنرانان این مراسم بود که در سخنانی گفت: واقعیت این است که من با مهدی سحابی به نحوی با هم بزرگ شدیم و در دانشکده با هم تحصیل کردیم، در واقع ما در آن دوران برخلاف امروز به همه جهان فرهنگ و هنر توجه داشتیم و تخصص برای ما مطرح نبود، تخصص گریزی یکی از مسائلی بود که در نسل ما به شدت به عنوان شورش مطرح می‌شد. این باعث می‌شد که ما به جای اینکه خودمان را به عنوان یک متخصص در جهان تثبیت کنیم، جهان را ببینیم. البته این به این معنا نبود که ما نمی‌خواستیم خودمان را تثبیت کنیم، بلکه از تثبیت جهان گریزان بودیم. جهان صامت ما را اذیت می‌کرد این باعث می‌شد که ما از دانشگاه بگریزیم و بیشتر وقت‌مان را در جهان زندگی کنیم. ما همواره می‌دویدیم و احساس می‌کردیم که دیرمان شده است.

او ادامه داد: خاطرات ما با مهدی سحابی تنها خاطر نیست، بلکه یک منش است؛ چیزی که در جهان امروز بسیار کم دیده می‌شود. ما با هم شاملو می‌خواندیم و در واقع با هم زندگی می‌کردیم. او من را وادار کرد که بعد از ۱۰ سال به سینما بروم و فیلم سینمایی ببینم چرا که من فکر می‌کردم سینمای ما مبتذل است و واقعاً هم مبتذل بود، اما مهدی سحابی مرا به سینما برد و روی دیگری از سینما را به من نشان داد.

این شاعر و سینماگر ادامه داد: ما تنها دانش‌آموخته یک دانشکده نبودیم بلکه گریزان از دانشکده بودیم، اما در همه جای این شهر حضور داشتیم، از کنسرت‌ها و کتاب‌فروشی‌ها گرفته تا تئاترها و گالری‌های شهر، همه جا حضور داشتیم. ما بیشتر از اینکه سر کلاس‌های دانشگاه باشیم در جهان بودیم و این جامعیت جامعه‌ای که ما در کار مهدی می‌بینیم مربوط به همان جهان‌بینی است. ما به جای اینکه وجودهای دیگر را بپذیریم با وجود خودمان وجودهای دیگر را کشف می‌کردیم و این کشف را شما می‌توانید در ترجمه‌های مختلف کتاب‌های مهدی سحابی مشاهده کنید. من او را به عنوان یک الگو برای نسل جوان مطرح می‌کنم تا بیاموزند چگونه با دیدن جهان خودشان را برای پرتاب به آینده آماده کنند.

سهراب هادی، نقاش و گرافیست آخرین سخنران این مراسم نکوداشت بود. او درباره مهدی سحابی گفت: سحابی تاثیر بزرگی در جامعه ادبی و جامعه هنری کشور داشت، سال ۵۸ بود که من در موسسه «کیهان» خدمت آقای سحابی رسیدم، تقریباً در آستانه ۳۶ سالگی بود. از دور که ایشان را دیدم جدیت، هیبت و سکنات ایشان برایم خیلی جالب بود. آن زمان ایشان در سرویس ترجمه بودند و من در سرویس فرهنگی کار می‌کردم. آقای سحابی خیلی زود از کیهان جدا شدند و به کارهای دیگر مشغول شدند. به یاد دارم در آن زمان تاثیر ترجمه‌ای که مهدی سحابی انجام می‌داد، مبنایی می‌شد برای شکستن ساختارهای قدرت از طریق ادبیات.

هادی یادآور شد: او وقتی کتاب‌های مختلف را ترجمه می‌کرد معنا را در خط به خط ترجمه‌هایش به خواننده بشارت می‌داد. با ترجمه در جهان یک حس شخصی را مبادله می‌کرد و از این طریق همه را به حرکت و مبارزه دعوت می‌کرد. بارها از او پرسیدم که چرا نمی‌نویسد و تنها ترجمه می‌کند؟ اما سحابی بر این اعتقاد بود که ترجمه سریع‌تر ما را به نتیجه می‌رساند. او می‌گفت چون وقتی یک ترجمه به یک جامعه وارد می‌شود تاثیر آن بیشتر از کتابی است که نوشته می‌شود. او معتقد بود که هرکس می‌تواند کوهی را فتح کند و آن کوه هیچی است که درون هر فرد وجود دارد. یعنی هر فرد در درونش هیچی نیست، اما در حقیقت به اندازه تمام جهان هستی توانایی دارد.

او ادامه داد: این از آنجا نشأت می‌گیرد که مهدی سحابی حقیقت خودش را در ساختار جهان هستی پیدا کرده است و این ایستادن در زمان نیست، بلکه حرکتی است در راهی که می‌خواهیم برویم. او در نقاشی هم به همین شیوه عمل می‌کند. من افسوس می‌خورم که چرا ما چنین گردهمایی‌هایی را بعد از این‌که اساتید و بزرگان را از دست می‌دهیم تدارک می‌بینیم و درباره آن بزرگان صحبت می‌کنیم. بیایید این قضیه را حقیقی‌تر ببینیم و در زمان حیات هنرمندان درباره توانمندی‌ها و خلاقیت‌های آنها صحبت کنیم که با نگاه خودشان بتوانیم به تبادل نظر برسیم. این می‌تواند تاثیر اجتماعی بیشتری داشته باشد. به هر صورت باید این را بگویم که ساعت حضور مهدی سحابی در ادبیات معاصر ایران مبنای یک راهی است که هنر و ادبیات از حالت طبیعی خارج می‌شود و مفهوم مبارزه و بیداری در این جامعه شکل می‌گیرد.»

در انتهای مراسم نکوداشت، مژده طباطبایی، مدیر گالری «مژده» نیز اظهار کرد که جمعه (اول آذر ماه) نمایشگاهی از آثار استاد مهدی سحابی در گالری مژده برپا خواهد شد که خیلی از این آثار تاکنون دیده نشده‌اند.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
avatar
۱۳۹۸-۰۸-۲۷ ۲۳:۵۳

سلام از آنجا که ما قادر به پیدا کردن آدرس و شماره تلفن گالری “مژده" نیستیم، ممنون میشوم اگر این اطلاعات را در بخش نظرات اعلام کنید. با تشکر

avatar
۱۳۹۸-۰۸-۲۸ ۱۲:۰۲

نکوداشت هنرمند ایرانی در دهمین سال رفتتش رفتنش***