• چهارشنبه / ۱۶ اسفند ۱۳۸۵ / ۱۳:۲۴
  • دسته‌بندی: رسانه
  • کد خبر: 8512-09601
  • منبع : خبرگزاری دانشجویان ایران

نوروز، بهارانه‌اي با روايت‌هاي تاريخي گوناگون

نوروز، بهارانه‌اي با روايت‌هاي تاريخي گوناگون
نوروز، جشن ايرانيان از روزگاران كهن پر شكوه‌ترين جشن بهاري در جهان بوده است. به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگ‌هاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در وبلاگ "انجمن علمي مديريت" به نشاني http://bmpnu.blogfa.com در ادامه مي‌خوانيد: نوروز بهارانه‌اي است كه روايت هاي تاريخ درباره پيدايش آن بسيار گوناگون است. نوروز جشن شروع فروردين يا « فرودگان » است كه ياد آور اجداد و نياكان ما بود و چنان مي‌پنداشتند كه در پنج شب، ارواح پاك مردگان، براي ديدار وضع زندگي و احوال بازماندگان به زمين فرود مي‌آيند و در خانه و آشيانه‌ي خويش سرگرم تماشا وسركشي مي شوند. اگر خانه روشن و پاكيزه و ساكنان آن راحت و شاد باشند، ارواح مسرور و سرافراز برمي‌گردند. اما درغير اين صورت، آنان غمگين و ناراحت به منزلگاه خويش باز مي‌گردند و تا سال آينده به انتظار مي‌نشينند. درباره‌ي پيدايش نوروز در روايتي ديگر چنين آمده است كه نيشكر را جمشيد در اين روز يافت و مردم از كشف خاصيت آن متحير شدند. پس جمشيد دستور داد تا از شهد آن شكر ساختند و به مردم هديه دادند. از اين رو، آن را نوروز ناميدند. همچنين روايت شده كه اهريمن، بلاي خشكسالي و قحطي را بر زمين فرو نشانيد. اما جمشيد به جنگ با اهريمن پرداخت و عاقبت او را شكست داد. آنگاه خشكسالي، قحطي ونكبت را بر روي زمين از ريشه بخشكانيد و به زمين بازگشت، با بازگشت وي درختان و هر نهال و چوب خشكي سبز شدند. پس مردم اين روز را « نوروز » خواندند و هر كس به يمن و مباركي در تشتي جو كاشت و اين رسم سبزه نشانيدن در ايام نوروز از آن زمان به امروز باقي مانده است. در خيام نامه آمده است: چون از اميري جمشيد 421 سال گذشت، جهان از او يكسره راست همي آمد. ايران و ايرانيان هم مطيع و مريد او شدند تا بفرمود گرمابه‌هاي بسيار ساختند و سيم و زر از معادن بر آوردند و ديباي ابريشمي بافتند كه آن روز، روز اول «حمل» بود. پس جشني بر پا ساخته و نوروزش نام نهاد تا هر سال چو فروردين آيد، آن روز را جشن گيرند. در ميان اقوام آريايي كه وارد ايران شدند، جشن سال نو در اصل به دو شكل زير بوده است : آرياييها در روزگاران باستاني داراي دو فصل گرما و سرما بودند. فصل سرما شامل دو ماه و فصل گرما شامل ده ماه مي شد. ولي پس از مدتي، تابستان داراي هفت ماه و زمستان داراي پنج ماه شد. در هر يك از اين دو فصل جشني برگزار مي كردند كه هر دو اين جشنها را آغاز سال نو تلقي مي‌كردند. در جشن اول كه به هنگام آغاز فصل گرما يعني به هنگامي كه گله‌ها را از آغل به چمن‌هاي سبز و خرم مي كشانيدند و از ديدن چهره گرمابخش خورشيد شاد مي شدند. جشن دوم با شروع سرما آغاز مي شد. در اين ايام گله را به آغل باز مي گرداندند و با توشه‌هاي اندوخته از آنها نگهداري مي كردند. بر اساس شواهد و قرائن، جشن نوروز حتي به هنگام تدوين بخش كهن اوستا نيز در آغاز بهار بر پا مي شده و شايد به نحوي كه اكنون بر ما معلوم نيست آن را در برج مزبور ثابت نگاه مي‌داشتند... . انتهاي پيام