• یکشنبه / ۵ اردیبهشت ۱۴۰۰ / ۱۳:۰۲
  • دسته‌بندی: همدان
  • کد خبر: 1400020502999
  • خبرنگار : 50240

داستان پرفراز و نشیب «تابلو نقاشی وزیر فرهنگ دوست همدانی»

داستان پرفراز و نشیب «تابلو نقاشی وزیر فرهنگ دوست همدانی»

ایسنا/همدان میرزا یحیی قراگُزلو ملقب به اعتمادالدوله از سال ۱۳۰۶ تا ۱۳۱۲ خورشیدی وزیر اوقاف، معارف و صنایع مستظرفه بود. او از اهالی همدان و فرزند علی‌قلی‌خان قراگزلو و برادر واقف مشهور بهاءالملک قراگوزلوست. تابلو نقاشی از این وزیر فرهنگ دوست در موزه وقف همدان موجود است که بهانه‌ای برای شناخت بیشتر این شخص و داستان زندگی او شد.

موقوفه‌ بهاءالملک در کوی اعتمادیه‌ شهر همدان قرار دارد و یکی از بزرگترین موقوفات استان به شمار می‌رود. حدود ۸۰ سال است که اهالی ۳۲ روستای استان همدان در این درمانگاه موقوفه به صورت رایگان دوا و درمان می‌شوند. فرهنگ‌دوستی و حس همنوع‌نوازی علی‌رضا در برادرش یحیی‌خان نیز دیده می‌شود. همانطور که گفته شد، او وزیر معارف بود و تنها بیماری، او را از ادامه‌ کارهایش بازداشت.

به گفته کارشناس باستان شناسی اداره‌کل اوقاف و امور خیریه استان همدان، اعتمادالدوله به رفتار خوب و خوش خلقی مشهور بوده است. زمانی که فریدالملک در «خانه‌ اربابی آبشینه» یحیی را دیده بود، او ۲۴ ساله بوده است، او می‌گوید: «یحیی خان در حسن خلق و ادب افراط کرده است.» یحیی در سال ۱۳۴۸ ﻫ.ق/ ۱۳۰۶ ﻫ.ش و در ۴۰ سالگی بزرگترین سمت دوران زندگی‌اش، یعنی وزارت اوقاف معارف و صنایع مستظرفه‌ کابینه‌ مخبرالسلطنه را که مقام مهم و رفیع بود، به دست آورد.

خسرو محمدی به خبرنگار ایسنا می‌گوید: وی در همان سال به همدان آمد تا به روند ساخت خانه‌اش در کوی اعتمادیه نظارت کند. او در آن دوران مصدر خدماتی شد از جمله اعزام دانش‌آموزان به اروپا، برپایی دانش‌سرای عالی، حمایت از دهخدا برای تهیه و چاپ مجموعه‌ امثال و حکم، چاپ نخستین کتاب‌های مقطع ابتدایی در ایران و آغاز کاوش‌های باستان‌شناسی در تپه‌ گیان نهاوند به سرپرستی رومن گریشمن در سال‌های ۱۳۱۱ و ۱۳۱۲ ﻫ.ش و همچنین تشکیلات اساسی و تنظیم امور مدارس که در زمان وی آغاز شده است.

او ادامه می‌دهد: اعتمادالدوله مردی نیک‌خواه و خیراندیش بود و به‌ویژه در رشد و بزرگداشت آموزگاران، دبیران و اهل دانش همتی والا داشت و در پیشرفت معارف همگانی با همه‌ وجود و بدون هیچ چشم‌داشتی کار می‌کرد. کوهی کرمانی می‌نویسد: «تا ادیب پیشاوری زنده بود فقط معدودی از بزرگان علم و ادب قدر و مقام وی را شناخته و از محضر او بهره می‌بردند. شماره این اشخاص شاید از چهار و پنج نگذرد و فقط یگانه مرد بزرگ آقای بهاءالملک و یگانه وزیر دانش پرور معارف آقای اعتمادالدوله و آقای شیخ الملوک اورنگ و یکی دو نفر دیگر را می‌شناسیم که ادیب شناس بوده‌اند». بهاءالملک و اعتمادالدوله در روز یکشنبه ۱۵ تیر مجلس بزرگداشتی برای ادیب پیشاوری در تهران برگزار کردند.

محمدی تصریح می‌کند: در وصف دانشوری، دانشمندنوازی، خوی ستوده، کردار و گفتار نیک یحیی‌خان بسیار گفته و نوشته‌اند، او با کسب کرسی وزارت معارف همه‌ حقوق دولتی دوران وزارت خود را خرج فرهنگ و معارف مردمان سیستان و بلوچستان کرد.

به عقیده این پژوهشگر، شاید بتوان این حرکت او را نوعی مخالفت با دستگاه حکومت پهلوی دانست، همانطور که برادرش آشکار و پنهان مخالفت خود را با سیاست‌های رضاخان و پیرامونیانش نشان می‌داد. گفته شده انگیزه‌ او برای اعتلای فرهنگ عمومی و همه‌گیر شدن دانش و سواد در کشور به اندازه‌ای بوده که به علت حجم بالای کارها گاهی مجبور می‌شده شب‌ها در وزارتخانه(وزارت معارف وقت) بخوابد.

محمدی بیان می‌کند: در همین سال‌ها بود که ملاقات مشهور پرفسور حسابی با او منجر به برپایی دارالمعلمین با مدیریت دکتر حسابی در تهران شد. «ایرج حسابی» از قول پدرش، دکتر حسابی، درباره‌ او می‌نویسد: «آقای اعتمادالدوله قراگُزلو، وزیر آموزش و پرورش و فرهنگ و آموزش عالی آن زمان بود. ایشان فردی بسیار مهربان، فهمیده و علاقمند به دانش بود».

او اضافه می‌کند: پیشتر اشاره شد که یحیی قراگُزلو، ملقب به اعتمادالدوله، از سال ۱۳۰۶ تا  ۱۳۱۲ ﻫ.ش سمت وزارت معارف را بر عهده داشت و این را هم می‌دانیم که حرکت علمی و فرهنگی در ایران از واپسین سال‌های دهه‌ نخست سده‌ چهاردهم هجری آغاز شد. از جمله‌ علوم مورد توجه وی علم باستان‌شناسی و شاخه‌های مرتبط با آن مثل موزه‌داری است.

به گفته محمدی، آغاز و پایان کار ساختمان موزه‌ ملی ایران به عنوان یکی از موزه‌های برجسته‌ منطقه و جهان، لغو امتیاز انحصاری کاوش‌های فرانسویان، تشکیل دایره‌ عتیقات در وزارت معارف و نهادن باستان‌شناسان ایرانی در رأس گروه‌های کاوش بیگانه از جمله اقداماتی بود که یحیی قراگُزلوی همدانی به اجرا گذاشت. او به دنبال اهداف فرهنگی‌اش اقدام به برپایی کتابخانه و مدرسه‌ای پسرانه با نام «مدرسه‌ اعتمادیه» در شهر همدان کرد.

او مطرح می‌کند: بهاءالملک و برادرش یحیی را باید از پیشگامان دوران نو در شهر همدان دانست. چهار سال پس از پایان دوران وزارت معارف، نامه‌ای(۲۶ آوریل ۱۹۳۷ میلادی) از سوی نماینده‌ مجمع ملل در ژنو با امضای و. د. ووکیچویچ (V. D. VOUKITCHEVITCH) برای اعتمادالدوله فرستاده می‌شود تا به عنوان نماینده‌ ایران در آن مجمع کارنامه‌ خود را به آنجا بفرستد اما یحیی‌خان در همان سال(۱۳۱۶ ش) که نامه به دستش رسید و یا شاید هیچ وقت نرسید، بدرود زندگی گفت و رخ در نقاب خاک کشید.

مسئول روابط عمومی اداره‌کل اوقاف استان همدان ادامه می‌دهد: در اروپای سده‌ ۱۷ و ۱۸ نقاشان هلندی به زندگی روزمره‌ مردم سرکشی می‌کردند و به خواست‌های خریداران آثارشان یعنی شهرنشینان طبقه‌ متوسط که خواستار تابلوهایی برای آویختن از دیوارهای خانه‌شان به نشانه‌ ثروت و موضع فراروینده‌ اجتماعی خویش بودند، همواره توجه می‌کردند. در راهرو یا اتاق پذیرایی خانه‌ یک «کُنت» یا «بورژوآ» و آنچه بیش از هر چیز به چشم می‌آید نقاشی بزرگ رنگ روغن صاحب‌خانه‌ یا پدر و پدربزرگ است. البته گاهی تصویرهای خانوادگی هم در زیر آن جای می‌داده‌اند.

او می‌گوید: در خانه‌ بهاءالملک نقاشی رنگ روغنی در ابعاد ۱۲۸.۱۳۸ سانتی‌متر وجود داشته که تصویر آن مربوط به «یحیی قراگُزلو» ملقب به اعتمادالدوله است. نقاشی به سبک واقع‌گرایانه (رئالیسم) طراحی شده و چهره‌ سوژه سرشار از آرامش است، پیدا نیست که این آرامش نتیجه‌ رضایت است یا چیز دیگر؟! او چنان با آرامش، وقار و اعتماد به نفس نشسته و پا روی پا انداخته که گویی خود را بازنشسته کرده و در جایی آرام و بی‌صدا(شاید باغ اعتمادیه) مشغول مرور خاطرات است. در اینجا یک مرد میان‌سال که به سوی کهن‌سالی می‌رود با نگاهی پرمعنا دیده می‌شود.

محمدی در ادامه بیان می‌کند: وی همچنان‌که هست، هم‌چون انسانی در جریان فروپاشی و زوال تدریجی نمایانده می‌شود. این نقاشی معنی واقعی رویدادهای زمان خود است. زمانی که ایران از سکون دوران قاجار به تکاپوی عصر پهلوی می‌رفت تکاپویی که خود آغاز یک فروپاشی بود اما هرچه بود دگرگونی‌های بنیادینی را با خود به همراه می‌آورد.

به اعتقاد این باستان شناس، در نظر عده‌ای، کشیدن چهره‌ انفرادی که به عنوان وسیله‌ای برای ضبط تصویر یا عکس اشخاص پدید آمد، انگیزه‌ای جزء خودنمایی نداشته است اما در اینجا نقاش کوشیده پایانی آرام برای یک عمر کوشش مردی را بنگارد که همه‌ توانش را برای بهتر شدن دنیای زیر نفوذ آن روز خود کرده بود. دست راستش یک سر عینک را چنان گرفته که گویی نشان از اراده‌ او برای آرمان‌های بلند است و دست چپ، خلاف این حس را به بیننده القا می‌کند. این دست چنان رها و آزاد تصویر شده که گویی می‌خواهد بگوید: همه‌ تلاشم را کردم اما آن‌طور که باید می‌شد نشد یا شاید نگذاشتند!

محمدی اظهار می‌کند: شاید تصویرگر خواسته این ناهمگونی را نشانه‌ای بنهد برای آرمان‌ها، آمال‌ها و آرزوهای یحیی‌خان که هیچ گاه اجرایی نشدند یا شاید نیمه‌کاره ماندند. کسی چه می‌داند شاید مرگ این فرصت را به او نداده است! اللهُ اعلم.

او مطرح می‌کند: این نقاشی امروز به طرز شایسته‌ای در موزه‌ وقف شهر همدان واقع در طبقه‌ زیرین آستان امامزاده عبدالله علیه السلام نگهداری می‌شود. این موزه با بیش از ۱۰۰۰ قطعه اشیاء کهن وابسته به اداره کل اوقاف استان همدان است و با مجوز و نظارت اداره کل میراث فرهنگی استان فعالیت می‌کند. آثار این موزه‌ تخصصی بازتاب دهنده‌ فرهنگ نیکوکاری، نوع دوستی و وقف در این استان کهن است.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.