• دوشنبه / ۳۰ شهریور ۱۳۹۴ / ۱۲:۳۸
  • دسته‌بندی: ایلام
  • کد خبر: 94063019136
  • منبع : نمایندگی ایلام

در میزگرد ایسنا مطرح شد

چرا خودکشی از نابهنجاری به آسیب اجتماعی تبدیل شد؟

چرا خودکشی از نابهنجاری به آسیب اجتماعی تبدیل شد؟

ایسنا/ایلام از سال‌های پس از جنگ، با پدیده‌ی خودکشی در استان روبرو بوده‌ایم. در سال 1369 نرخ خودکشی در ایلام، 2.1 در هر صد هزار نفر بوده است اما در سال 1393 با رشد حدوداً 10 تا 12 برابری مواجه شده‌ایم که آمارها عدد بالای 20 در هر صد هزار نفر را به ما نشان می‌دهد. خودکشی در سال‌های آغازین به‌عنوان یک نابهنجاری و آسیب اجتماعی خود را نمایان ساخت و در آن سال‌ها، گستردگی آسیب به حدی نبود که نیاز به عزمی ملی برای ریشه‌کنی آن احساس شود، اما روند کنونی مسأله و درگیر شدن همه‌ی اقشار جامعه با آن، نیازمند همت ملی است، چون اقدامات مدیران و کارشناسان برای کاهش آن کارساز نبوده است.

از سال‌های پس از جنگ، با پدیده‌ی خودکشی در استان روبرو بوده‌ایم. در سال 1369 نرخ خودکشی در ایلام، 2.1 در هر صد هزار نفر بوده است اما در سال 1393 با رشد حدوداً 10 تا 12 برابری مواجه شده‌ایم که آمارها عدد بالای 20 در هر صد هزار نفر را به ما نشان می‌دهد. خودکشی در سال‌های آغازین به‌عنوان یک نابهنجاری و آسیب اجتماعی خود را نمایان ساخت و در آن سال‌ها، گستردگی آسیب به حدی نبود که نیاز به عزمی ملی برای ریشه‌کنی آن احساس شود، اما روند کنونی مسأله و درگیر شدن همه‌ی اقشار جامعه با آن، نیازمند همت ملی است، چون اقدامات مدیران و کارشناسان برای کاهش آن کارساز نبوده است.

در میزگردی در دفتر خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقه‌ی ایلام با حضور کارشناسان این موضوع مورد بررسی قرار گرفت.

«زهرا همتی»، معاون امور اجتماعی بهزیستی استان ایلام در این میزگرد اظهار کرد: تبعات برجا مانده از یک پدیده باعث می‌شود لفظ آسیب برای آن به‌کاربرده شود از همین‌رو برای لفظ مسأله، آسیب، پدیده یا بحران اجتماعی تعاریف مشخصی وجود دارد اما در تعریف پدیده‌ی خودکشی درمی‌یابیم هرچند آمار خودکشی به‌اندازه آمار اعتیاد یا طلاق زیاد نیست اما آنچه خودکشی را به مسأله عمومی تبدیل کرده است اثرات برجای‌مانده از خودکشی‌های فردی است.

معاون امور اجتماعی بهزیستی استان ایلام با بیان این‌که آمار خودکشی استان ایلام نسبت به رتبه‌بندی کشوری امری مسأله‌ساز شده است درحالی‌که ایران جزو کشورهای مسأله‌دار نیست، ادامه داد: خودکشی، اعتیاد و طلاق سه آسیب‌ عمده‌ی استان هستند، اما با توجه به وقوع آمار بالای خودکشی در ایلام باید استان را مسأله‌دار و به‌تبع آن دارای آسیب اعلام کرد.

خودکشی دیگر قابل‌انکار نیست

همتی

همتی، عدم دقت در بیان رقم خودکشی را علتی برای عدم وجود آمار دقیق خودکشی در استان دانست و گفت: علت این‌که آمار دقیقی از افراد خودکُش وجود ندارد این است که نمی‌خواهیم آمار دقیق را ارائه دهیم، یا بعضی وقت‌ها اتفاقات را در خودکشی ترکیب کرده و قتل را در آمار خودکشی مطرح می‌کنند و یا این‌که بنا به عللی خودکشی را تحت‌عنوان بیماری یا حوادث دیگر قلمداد می‌شود.

وی با تأکید بر این‌که خودکشی سیر طبیعی خانواده و جامعه را بر هم می‌زند از همین‌رو باید این امر به‌عنوان مسأله‌ای که به حد آسیب رسیده است مورد بررسی و پردازش قرار گیرد، خاطرنشان کرد: لفظ مسأله به بحثی اطلاق می‌شود که مشاوره‌های فردی پاسخگوی امر نبوده و کارشناسان مرتبط را گرد هم می‌آورد تا چاره‌اندیشی صورت گیرد پس نگاه کارشناسان بر مسأله‌دار شدن خودکشی است که به مرزی رسیده که نیازمند چاره‌اندیشی مسئولان است.

همتی یادآور شد: از مدگرایی به‌عنوان پدیده‌ی اجتماعی نام می‌بریم و یا این‌که نگران تبعات عمل جراحی بینی هستیم اما آیا تبعات پدیده‌ی خودکشی به‌اندازه جراحی‌های بینی نیست که تبدیل به موضوعی نگران‌کننده شود؟

این روان‌شناس خاطرنشان کرد: آمار اقدام به خودکشی در استان ایلام در حد زیادی است اما فقط خودکشی‌های موفق به‌عنوان آمار اصلی اعلام می‌شود این در حالی است که درصد خودکشی‌های منجر به مرگ کمتر از آمار اقدام به خودکشی است که این موضوع نسبت به جمعیت استان نگران‌کننده است اما جای خوشحالی دارد که اگر در گذشته این آسیب‌های اجتماعی که از سوی مسئولان با انکار روبرو بود اکنون مورد توجه مسئولان است و برگزاری چنین نشستی‌هایی نیز به توجه بیشتر و حل مسأله کمک می‌کند.

«امیدعلی باپیری»، روان‌شناس مرکز مشاوره‌ی دانش‌آموزان استان و پژوهشگر در آسیب‌های اجتماعی در این میزگرد اصلی‌ترین مشکل در ارائه آمار دقیق را فقدان بانک اطلاعاتی در حوزه‌ی آسیب‌های اجتماعی برشمرد و اظهار کرد: بر اساس آمار دانشگاه علوم پزشکی، ایلام در پدیده‌ی خودکشی از میانگین کشوری و حتی جهانی بالاتر است.

این پژوهشگر اجتماعی گفت: میانگین اقدام به خودکشی کشور در سال‌91 یک‌صد نفر به ازای هر صد هزار نفر اعلام‌شده است که استان ایلام 278 نفر در صد هزار نفر و به عبارتی 3 برابر میانگین کشوری بوده است که در سال مذکور رقم، 16، 18 و حتی 24 نفر در صد هزار نفر را برای خودکشی منجر به فوت اعلام کرده‌اند بنابراین زمانی که سازمان بهزیستی کشور رقم خودکشی منجر به مرگ را 5.7 نفر در هر صد هزار نفر اعلام می‌کند و پژوهش‌های ما رقم 24 درصد هزار نفر در استان ایلام را نشان می‌دهد معنایی جز مسأله و آسیب اجتماعی در استان را نمی‌رساند.

باپیری

پژوهشگر به‌دنبال تخریب کسی نیست

وی بابیان این‌که امر آزاردهنده نوع نگاه مسئولان به پدیده‌ی خودکشی و عدم قبول مسأله اجتماعی از سوی آن‌هاست، خاطرنشان کرد: نباید چنین تصور شود که اگر پژوهشگران حوزه‌ی اجتماعی خودکشی را به‌عنوان مسأله یا آسیب بیان می‌کنند هدفشان زیر سؤال بردن عملکرد مسئولان استانی یا تضعیف دولت خاصی است.

وی تصریح کرد: خودکشی از سال 67 تاکنون روند افزایشی را طی کرده است با این وصف متولیان امر سلامت در استان تنها به تحلیل آماری بسنده کرده و در عملکرد علمی و پژوهشی خود فقط به ارائه آمار در خصوص گروه سنی در معرض خطر، جنسیت افراد و ارائه‌ی آمار خودکشی‌های منجر به فوت پرداخته‌اند و در واقع پردازش دقیقی از موضوع صورت نگرفته است حال سؤال اینجاست چرا مسئولان نمی‌خواهند بپذیرند خودکشی در ایلام تبدیل به مسأله شده است؟

باپیری خاطرنشان کرد: دیگر هیچ فرد یا خانواده‌ای در استان ایلام از آسیب خودکشی در امان نیست پس وقتی خودکشی با چنین گستردگی در سطح جامعه و در میان اقشار مختلف مردم شیوع یافته است چرا نباید به‌صورت جامع به آن پرداخته شود.

«خلیل کمربیگی»، جامعه‌شناس و پژوهشگر در میزگرد ایسنا گفت: از سال‌های پس از جنگ، با پدیده‌ی خودکشی در استان روبرو بوده‌ایم. در سال 1369 نرخ خودکشی در ایلام، 2.1 در هر صد هزار نفر بوده است اما در سال 1393 با رشد حدوداً 10 تا 12 برابری مواجه شده‌ایم که آمارها عدد بالای 20 در هر صد هزار نفر را به ما نشان می‌دهد. خودکشی در سال‌های آغازین به‌عنوان یک نابهنجاری و آسیب اجتماعی خود را نمایان کرد و در آن سال‌ها، گستردگی آسیب به حدی نبود که نیاز به عزمی ملی برای ریشه‌کنی آن احساس شود، اما روند کنونی مسأله و درگیر شدن همه اقشار جامعه با آن، نیازمند همت ملی است، چون اقدامات مدیران و کارشناسان برای کاهش آن کارساز نبوده و اینک رشد 10 تا 12 برابری خودکشی در ایلام، گواه بر این سخن است. انجام اقدامات با اعتبارات استانی در این زمینه، نمی‌تواند به حل موضوع کمک کند و لذا عزم ملی را می­‌طلبد.‌

کمربیگی

برخی مدیران طرح‌های زودبازده و خدمات شهری را مؤثرتر از حوزه فرهنگی و اجتماعی می‌دانند

وی افزود: یکی از واقعیت‌هایی که در مقابله با روند افزایشی خودکشی وجود دارد این است که تاکنون برنامه‌ی عملیاتی دقیقی در این زمینه وجود ندارد تا در درازمدت منتج به نتیجه شود. زیرساخت‌­های اقتصادی استان که فراهم نیست و از طرفی برخی از مدیران در مقابل مسأله خودکشی، رویکرد علمی نداشته و ذهنیتی علمی به آسیب‌های اجتماعی ندارند و در واقع هزینه کردن در بخش فرهنگی و اجتماعی را نیز امری فانتزی می‌دانند. این دسته از مدیران هزینه کردن بر بخش‌های خدمات شهری و انجام طرح­‌های زودبازده را مؤثرتر از برگزاری دوره‌های آموزشی و مهارتی می­‌دانند، چون اقدامات فرهنگی، زمان‌بر و دیربازده است و به عمر مدیریت مدیران نمی­‌رسد. چنین نگاهی باعث می­‌شود که هم‌چنان ما با افزایش در نرخ اقدام به خودکشی مواجه باشیم.

کمربیگی خاطرنشان کرد: وقتی در مقابله با یک مسأله اجتماعی، رویکرد اجتماع‌محور اتخاذ نمی‌شود و برخی مدیران اعتقادی به رویکردهای فرهنگی و اجتماعی ندارند در نتیجه هر اقدامی که صورت بگیرد نمی­‌تواند به‌طور ریشه­‌ای به حل موضوع کمکی کند.

با ارائه گزارش نمی‌توان با آسیب اجتماعی مقابله کرد

وی خاطرنشان کرد: اغلب هدف از اقدامات در زمینه آسیب­‌های اجتماعی، گزارش­‌دهی به مدیران بالادست می­‌باشد، به‌عنوان نمونه از برگزاری صدها کلاس ‌آموزشی و مهارتی برای افراد سخن گفته می­‌شود، اما خودکشی از 2 به بالای 20 در هر صدهزار نفر می­‌رسد. متأسفانه در انجام این دوره­‌ها به محتوای علمی، شیوه‌ی تدریس، تخصص مدرسان، زمان و مدت دوره، مخاطبان و دیگر عوامل توجه نمی‌شود. پس وقتی هدف صرفاً ارائه گزارش باشد نمی‌توان انتظار داشت آموزش هدفمند و ثمربخش شکل گیرد.

این جامعه‌شناس ادامه داد: می‌توانیم بگوئیم در مقابله با پدیده‌ی خودکشی «آچمَز شده‌ایم» چون توانی برای حل موضوع وجود ندارد. اکثریت مدیران و حتی کارشناسان این حوزه از حل آن عاجز مانده­‌اند و فکر می­‌کنند کاری از دست آن‌ها ساخته نیست. البته در طول یکی دو سال اخیر، بررسی و پیگیری آسیب‌های اجتماعی جزو اولویت‌های دولت قرار گرفته و مدیران ارشد دولتی در استان راحت­‌تر با مسأله برخورد کرده و از طرح مسائل و آسیب­‌های اجتماعی واهمه­‌ای نداشته و به‌دنبال راهکارهای علمی برای برطرف کردن مسائل هستند و از این‌رو این موارد نقطه‌ی امیدی برای پژوهشگران اجتماعی به‌حساب می‌­آید. البته در مرحله‌ی اجرا هم‌چنان با مشکل مواجه­‌ایم.

طرح‌های عملیاتی قائم به فرد هستند

«همتی»، معاون بهزیستی ایلام با اشاره به این‌که سال 74 و دورانی که مرحوم محمدی عهده‌دار پست معاونت سیاسی امنیتی استانداری ایلام بوده است به‌دنبال پیگیری این شخصیت و فیلم‌برداری از افراد خودسوز بستری در بیمارستان و ارسال به سازمان‌های مرتبط در مرکز باعث شد نگاه دولت به امر خودکشی در استان معطوف شد و دستور به تدوین برنامه‌های مرتبط با موضوع داده شود که به برگزاری همایشی بزرگ با حضور سرآمدان حوزه‌ی روان‌شناسی و جامعه‌شناسی منجر شد و حاصل آن تدوین برنامه‌ی عملیاتی یک‌ساله در چندین بند با اعتبارات مورد نیاز بود که در آن وظایف هر دستگاهی در ارتباط با آسیب خودکشی تعریف‌شده بود.

معاون امور اجتماعی بهزیستی استان بابیان این‌که احداث پارک جنگلی «چغاسبز» از مصوبات آن برنامه‌ی عملیاتی بود و خاطرنشان کرد: از نقاط ضعف این برنامه عملیاتی اختصاص نیافتن اعتبار در سال‌های دوم به بعد بود اما آنچه بعد از ارزیابی نقاط ضعف و قوت طرح باعث مختومه شدن آن شد متأسفانه قائم به فرد بودن طرح‌های عملیاتی و درگذشت معاون سیاسی امنیتی وقت بود.

همتی با اشاره به جمله‌ی آشنای «خودم رو از دستت می‌کشم» در بین گروه‌های مختلف سنی در استان، گفت: کلمه‌ی کشتن به‌راحتی به‌کاربرده می‌شود که نشان از کلام خشن ما دارد و البته به معنای قتل نیست، اما وقتی حتی می‌خواهیم تنبیه جسمی صحبت کنیم از فعل کشت به کار گرفته می‌شود.

خودکشی فتیله نیست که یک‌باره پائین کشیده شود

وی با اشاره به فتیله‌ای نبودن مسأله خودکشی که بتوان با دستور و امر مسئولان آن را پائین کشید، افزود: در یک دوره‌ایی که رشد خودکشی در بالاترین میزان بود از روان‌شناسان خواسته شد سریعاً آمار کاهش پیدا کند اما گروه متولی معتقد بودند که خودکشی فتیله نیست که آن را پائین کشید بلکه موردی است که با علل مختلف در ارتباط است و سبب‌شناسی موضوع باعث کنترل و کاهش آمار خودکشی می‌شود.

وی خاطرنشان کرد: متأسفانه هنگامی‌که چندین خودکشی متوالی به‌ویژه در میان افراد شاخص رخ می‌دهد مسئولان نسبت به مسأله نگران شده و به پردازش موضوع می‌پردازند که با فروکش کردن بحث در جامعه بار دیگر به باد فراموشی سپرده می‌شود این یعنی بی‌برنامگی و عدم برنامه نیز دروازه آسیب‌ها به شمار می‌آید.

وجود تفکر خودکشی در میان شهروندان جای نگرانی است

همتی با اشاره به این‌که تحقیق وسیع بر روی مسأله خودکشی در استان ایلام نشان می‌دهد 90 درصد افراد خودکُش دارای اختلالات روانی، 80 درصد افسردگی، 10 درصد اسکیزوفرنی و 5 درصد اختلالات خُلقی هستند، تصریح کرد: آنچه در این پژوهش کسب شد این است که 70 درصد افراد مورد تحقیق فکر خودکشی را در ذهن داشته‌اند که جای نگرانی است. علت نگرانی هم این است که وقتی فرد در ذهن خود جمله‌ی «کاش بمیرم» را دارد به‌دنبال خرید ابزار خودکشی می‌رود، وصیت‌نامه می‌نویسد، اموال مورد علاقه را می‌بخشد و در نهایت نسبت به خودکشی اقدام می‌کند.

وی خاطرنشان کرد: پژوهش بر روی میزان افسردگی اقشار مختلف مردم نگران‌کننده است البته سوای تحقیقات و بررسی‌ها، سیمای شهری نیز گواه بر این مدعاست که جامعه شادی نداریم درحالی‌که یکی از راه‌های کاهش خودکشی، کاهش افسردگی است بدین‌صورت که عواملی مثل فقر، سیمای شهری، بیکاری و ... که در روند افسردگی تأثیرگذار هستند را کم‌رنگ کنیم تا شادی و سرزندگی به اجتماع برگردد و بیماری را که محصول شرایط اجتماعی و زیستی است از بین ببریم.

همتی ادامه داد: ترس از بیان نشانه‌های خودکشی وجود دارد در صورتی‌که اگر شرایط فراهم شود و علائم عنوان شود خانواده‌ها با مشاهده علائم خودکشی توجه بیشتری به اعضاء خانواده کنند.

خودکشی در ایلام به مرز تساوی جنسیتی رسیده است

باپیری با تأکید بر این‌که خودکشی نیازمند نگاه فرآیندی است تا براساس آن راهکارهای متفاوتی برای هر منطقه و هر مقطع زمانی اتخاذ شود، اظهار کرد: در دهه‌ی پیش بیش از 70 درصد خودکشی‌ها به‌صورت خودسوزی و بیشتر در میان زنان انجام می‌گرفت اما به‌مرور هم از نوع خشن خودکشی فاصله گرفته شده است و هم‌اینکه درصد آن به حالت مساوی 51 درصد برای مردان و 49 درصد برای زنان رسیده است چنین تغییر وضعیتی نشان داد که تبعات ناشی از خودکشی و علل ارتکاب به این عمل با گذشت زمان متفاوت شده است که زنان نسبت به خودکشی با آتش اقدام نمی‌کنند پس لزوم تغییر نگاه و ارائه راهکار بر اساس عوامل امروزی برای تبیین وضعیت کنونی ضروری است.

مثلث علل خودکشی در ایلام شکسته شود

وی با تأکید بر این‌که پارامترهای خودکشی در نقاط مختلف جهان متفاوت است پس بیان راهکار نیز نیازمند تغییر نگاه است، خاطرنشان کرد: مرور آمار خودکشی منجر به مرگ در اکثر کشورها نشان می‌دهد افراد با سنین بالای بیش از 50 سال مبادرت به پایان دادن به زندگی خود می‌کنند اما در کشور ما این حرکت در میان طیف جوان، فعال و پرانرژی (15 تا 34) صورت می‌گیرد پس ضروری است با نگاه علمی به مبحث خودکشی، زوایای مختلف آن را بررسی کنیم و مثلثی که اضلاع آن فقر، بیکاری یا اعتیاد هستند را بشکنیم به‌عنوان نمونه سیستان و بلوچستان که بیشتر از استان ما با معضل فقر و به‌ویژه بیکاری درگیر است چرا آمار خودکشی در حد بسیار پائینی نسبت به ایلام است بنابراین در تعامل علت‌ها با همدیگر باید خودکشی موردبررسی قرار گیرد.

راهکارهای مربوط به خودکشی باید منطقه‌ایی باشد نه عمومی

این روان‌شناس تصریح کرد: در تدوین برنامه‌ی عملیاتی باید فرهنگ و جغرافیای منطقه را مدنظر داشت و تفاوت در برنامه‌های مرکز با مناطق شمالی و جنوبی استان وجود داشته باشد علت نیز این است که وقتی شایع‌ترین علت خودکشی در دره‌شهر با خوردن سم به علت تولید محصول کشاورزی است پس باید راهکارها با شهرستان دیگر که از روش‌های دیگر برای خودکشی استفاده می‌کنند متفاوت باشد در چنین حالتی باید با دیدگاهی جامع و به‌کارگیری روش‌های علمی و صدالبته تغییر نگرش مسئولان استانی به سمت کنترل میزان خودکشی رفت.

به خودکشی نباید به‌عنوان یک تابو نگاه کرد

وی خودکشی و به‌طورکلی آسیب‌های اجتماعی را دغدغه‌ی پژوهشگران دانست تا مسئولان و یادآور شد: پژوهشگران نسبت به اطلاعات مرتبط با آسیب‌های اجتماعی نامحرم به شمار آمده و حتی اجازه‌ی طرح مسأله اجتماعی در رسانه‌ها داده نمی‌شود در حالتی که تابوی خودکشی در جهان شکسته شده است و برای کنترل و کاهش آن دست به اجرای برنامه‌های بلندمدت زده‌اند اما کشور ما به‌دنبال برطرف کردن یک معضل بزرگ در کوتاه‌مدت هستند در صورتی‌که باید برای حل مسأله از سنین پائین آغاز به کار کرد و تابوی خودکشی را به سطح رسانه‌ها کشاند هم‌چنین مسئولان مسأله اجتماعی را بپذیرند، صداوسیما با پژوهشگران در ارتباط باشند و مراکز مشاوره تخصصی برای کمک به رفع موضوع معرفی شوند.

90 درصد خودکشی‌ها ناشی از اختلالات روانی است

باپیری، اختلالات روانی را عامل اصلی خودکشی دانست و گفت: بر اساس آمارها 90 درصد خودکشی‌های ثبت‌شده به‌گونه‌ای با اختلالات روانی مرتبط می‌باشند برای تأیید یا رد این موضوع دانشگاه علوم پزشکی در خصوص غربال‌گری اختلالات روانی می‌تواند اقدامات لازم را به عمل آورد.

دانشگاه علوم پزشکی در آسیب خودکشی قصور کرده است

این پژوهشگر به انجام غربالگری در استان‌های دیگر و نتایج مؤثر آن در کاهش میزان خودکشی اشاره کرد و گفت: افزایش آمار خودکشی در سال 75 و 76 در بعضی استان‌ها باعث شد پایان‌نامه‌های پزشکی در این حوزه نگارش شود و در نتیجه یک دوره پنج‌ساله را به پژوهش و غربالگری دقیق اختصاص دهند و خودکشی را تا پائین‌ترین سطح کاهش دهند در صورتی‌که چنین روندی در دانشگاه علوم پزشکی در پیش‌گرفته نشده است و یا در سطح تحلیل‌های آماری صرف باقی‌مانده است. واقعیت این است که دانشگاه علوم پزشکی در این زمینه قصور کرده است باید پرسید چگونه دانشگاه‌های دیگر با انجام برنامه‌های علمی توانستند آمار افراد خودکُش را پائین بیاورند اما دانشگاه ما نه؟

وی خاطرنشان کرد: در اختیار داشتن بهورز و خانه‌های بهداشت در سطح استان این امکان را به دانشگاه علوم پزشکی می‌دهد که غربالگری در سطح شهر و روستا را به‌راحتی انجام داده و افراد در معرض خطر را شناسایی و نسبت به تدارک برنامه مناسب اقدام کنند.

باپیری یکی از مشکلات اطلاعات حال حاضر مرتبط با خودکشی را «خود اظهاری» عنوان کرد و گفت: علت اقدام به خودکشی فقط از خانواده افرادی که به بیمارستان مراجعه کردند پرسیده می‌شود که معمولاً ناراحتی اعصاب، اعتیاد یا مشکل اقتصادی را علت خودکشی ذکر می‌کنند بنابراین آمارگیری فقط در مورد میزان سن و جنسیت قابل استناد است.

بی‌توجهی به کار تیمی دلیل نتیجه ندادن راهکارهای علمی

این روان‌شناس خاطرنشان کرد: مشکل اصلی پژوهشگران در بررسی علت خودکشی این است که توجه بر روی آخرین حلقه علل است که این امر «دام» پژوهشگر به‌حساب می‌آید، چون وقتی فردی علیه جان خود اقدام می‌کند مجموعه‌ای از عوامل در اقدام دخیل هستند که انباشت آن‌ها فرد را تبدیل به یک اسلحه پرکرده است که با آخرین فشار ماشه چکانده می‌شود پس علم روان‌شناسی برخلاف سایر علوم اجتماعی علت آخر را به‌عنوان علت اصلی قبول ندارد و در بررسی‌ها علل زمینه‌ساز از کودکی تا زمان خودکشی را مدنظر داشته و عامل آخری را علت ختم به زندگی عنوان می‌کنند.

وی خاطرنشان کرد: یکسری عوامل کوتاه و بلندمدت برای خودکشی پیش‌بینی‌شده است که در صورت مشاهده در فرد باید موردتوجه قرار گیرد و برای رسیدن به بهداشت روانی باید فرد از طرف خانواده موردتوجه قرار گیرد، تعاملات اجتماعی فرد بیشتر شود و از طرف اطرافیان مورد حمایت قرار گیرد اما جای تأسف دارد که راهکارهای علمی در استان ایلام جایی ندارد شاید علت آن بی‌توجهی به کار تیمی در بین دستگاه‌های اجرایی باشد.

مشکل اصلی خودکشی، تبدیل شدن آن به موضوعی سیاسی است

کمربیگی ادامه داد: مشکل اصلی در حوزه‌ی خودکشی از همان زمان آغاز، از یک مسأله اجتماعی به موضوعی سیاسی تبدیل شد و البته برخی رسانه‌­ها نیز به‌صورت احساسی و رمانتیک با آن برخورد کردند و مدیران در این زمینه متهم اصلی شناخته شدند. به‌تبع این مسأله، برخی از مدیران در مقابل آن جبهه گرفتند و از این‌رو یا سعی در انکار و پوشاندن آسیب کردند و یا با اقدامات احساسی و شعاری درصدد مقابله با آن برآمدند و این انحراف از همان آغاز، در مسأله پدید آمد و به‌عنوان موضوعی که نیازمند راهکاری اجتماعی است به آن نگریسته نشد.

وی تصریح کرد: وقتی راه یا پلی با مشکل مواجه می‌شود و یا فردی به یک بیماری دچار می­‌گردد، از پزشک، متخصص و مهندس مرتبط با موضوع برای اصلاح استفاده می­‌شود، اما در مواجهه با آسیب­‌های اجتماعی، رویکردی سیاسی اتخاذ شد و همین امر نیز، مانعی اصلی بر سر راه پژوهشگران در کسب اطلاعات و آمار دقیق شده است. پس تا مسئله خودکشی از فاز سیاسی خود خارج نشده و به فاز اجتماعی برنگردد، روند افزایشی قطع نمی‌شود.

آمار ارائه‌شده توسط مسئولان تناقض دارد

این جامعه‌شناس و پژوهشگر اجتماعی ادامه داد: رویکرد اشتباهی در برابر مسأله، باعث شده که تاکنون اقدام مؤثری در این زمینه صورت نگیرد. باگذشت یک ربع قرن از مسأله، در استان ایلام هم‌چنان یک بانک اطلاعاتی کامل و جامعی در زمینه خودکشی تشکیل نشده است. وجود چنین بانکی سبب می‌­شود جدیدترین اطلاعات مربوط به خودکشی در اختیار پژوهشگران قرار گیرد. عوامل، شرایط و ابزارهای مرتبط با موضوع مشخص شود. وضعیت افکار خودکشی در جامعه رصد شود و نرخ اقدام به خودکشی و خودکشی بر اساس مؤلفه‌ها و متغیرهای مختلف به‌دست آید. فقدان این بانک سبب شده که برخی از اوقات، آمارهای ارائه‌شده دو مدیر با یکدیگر در تناقض باشد به‌طوری‌که یکی از افزایش و دیگری از کاهش سخن بگوید.

وی خاطرنشان کرد: محرمانه کردن اطلاعات مربوط به آسیب­‌های اجتماعی برای صاحب­نظران و پژوهشگران این حوزه، دستاوردی جز فاصله گرفتن و جا کن شدن موضوع خودکشی از جایگاه اجتماعی خود و عدم ارائه راهکار درست نداشته و باعث افزایش نرخ اقدام به خودکشی شده است. در شرایط فعلی مهم‌ترین اقدام، قرار گرفتن مسأله خودکشی در حوزه اجتماعی می­‌باشد در ثانی باید امکان و فضایی برای تشکیل بانک اطلاعاتی در این زمینه به وجود آید تا بتوان با استفاده از داده­‌های آن، به ارائه راه­ حل مؤثر اقدام کرد.

منابع کسب اطلاع از خودکشی، دست‌دوم بوده و قابلیت استناد واقعی را ندارند

کمربیگی با طرح این پرسش‌ها که آیا ما تاکنون توانسته­‌ایم عوامل مرتبط با خودکشی را بیابیم؟ مهم­‌ترین راه دستیابی به این عوامل کدام است؟ گفت: شیوه‌ی کنونی به دست آوردن اطلاعات مربوط به خودکشی از منابع دست‌دوم چون خانواده افراد خودکُش و اطرافیان او بوده و غالباً نیز به اختلالات روحی و روانی فرد فوت شده، اشاره کرده‌­اند. تاکنون شرایطی فراهم نشده تا بتوان به عوامل واقعی مرتبط با موضوع دست پیدا کنیم و یا حتی بر روی افرادی که اقدام به خودکشی کرده اما زندگی آن‌ها به پایان نرسیده است، مطالعات کامل و جامعی صورت بگیرد تا عوامل واقعی شناسایی شود. متأسفانه اطلاعات مربوط به خودکشی غالباً از منابع دسته دوم و یا مراکزی که اطلاعات آن‌ها قابل استناد نیست گرفته می‌شود. برخی از این اطلاعات نیز از خود اظهاری برخی از اقدام‌کنندگان به‌دست‌آمده و چون تحت شرایط علمی به دست نیامده­اند نیز نمی‌­تواند مبنای برنامه­‌ریزی درست قرار گیرند.

چرا خودکشی بیشتر در منزل فقرا رخ می­‌دهد؟

وی اظهار کرد: تیپ‌شناسی خودکشی‌کنندگان نشان می‌دهد که اغلب افراد خودکش در استان ایلام را جوانان رده‌ی سنی 15 تا 34 ساله تشکیل داده که اکثراً نیز مجرد هستند و بر طبق گفته اطرافیان از اختلالات روانی، بیکاری و مشکلات اقتصادی نیز رنج برده­‌اند. نتایج پژوهش­‌های این حوزه نیز نشان می‌دهد که تنها حدود 10 درصد افراد به‌علت بیکاری به خودکشی دست‌زده‌اند اما نکته قابل‌تأمل این است که اکثر افراد اقدام کننده به خودکشی، بیکار و عضو طبقات پائین جامعه بوده و از مشکلات اقتصادی نیز رنج برده­‌اند. اینک باید مشخص شود که چرا اغلب آسیب­‌های اجتماعی، غالباً یقه طبقه پائین جامعه را می­‌گیرد؟ و اگر فقر و بیکاری، سهم اصلی در تبیین خودکشی و سایر آسیب­‌های مشابه ندارد، چرا خودکشی بیشتر در منزل فقرا رخ می­‌دهد؟

تا فرد خودکش نمیرد، کسی آمار نمی‌گیرد

کمربیگی از فرآیند مرسوم کشورهای دنیا در مورد خودکشی، صحبت کرد و گفت: نتایج پژوهش‌­های آن‌ها نشان می‌دهد که 20 درصد افرادی که خودکشی منجر به مرگ داشته‌اند، یک یا چند بار سابقه اقدام به خودکشی داشته­‌اند، آیا در استان ایلام، محلی برای رصد سابقه قبل از مرگ، فرد خودکُش وجود دارد؟ ادامه داد: این خلأ آماری در استان وجود دارد و هیچ اطلاعاتی در مورد سابقه فرد خودکُش قبل از مرگ و تعداد دفعات اقدام به خودکشی وجود ندارد، هم‌چنین اطلاعاتی از نوع ابزارهای که هر بار برای از میان بردن خود استفاده کرده یا وضعیت افکار خودکشی یا اختلالات روانی این‌گونه افراد ثبت نمی‌شود. در صورتی‌که اگر در اغلب کشورهایی که برنامه موفقی در این زمینه داشته­‌اند مرسوم است که دستگاه‌های متولی، از اقدام به خودکشی افراد مطلع می­‌شوند و با حمایت روحی و روانی از آن‌ها، جلوی خودکشی منجر به مرگ چنین افرادی را می­‌گیرند. افراد دچار اختلال روانی را تحت پوشش قرار می­‌دهند و ارتباط روان‌پزشکان و روانشناسان را با آن‌ها برقرار می­‌کنند و با بهره‌گیری از بیمه‌های درمانی و البته درمان رایگان، پروسه بیماری آن‌ها را پیگیری می‌­کنند، اما جای تأسف است که چنین روندی در اینجا وجود ندارد و تا فرد خود را نکشد، کسی سراغ او نمی‌رود.

همتی در بخش ارائه راهکارها گفت: یکی از مواردی که پس از طرح عملیاتی سال 74 مورد توجه قرار گرفت بررسی عواملی است که فرد را به سمت خودکشی سوق می‌دهد پس با توجه به آن مسائل افراد را از اقدام به خودکشی دور می‌کنیم از همین‌رو افراد تحت پوشش بهزیستی کمترین آمار را در خودکشی منجر به فوت دارند.

معاون امور اجتماعی بهزیستی خاطرنشان کرد: وقتی اجازه صحبت به کارشناسان در رسانه‌ها در مورد خودکشی داده نمی‌شود بهتر آن است که بگذارند درباره‌ی علائم خودکشی اطلاع‌رسانی صورت گیرد تا خانواده‌ها آگاهی پیدا کنند که اگر یکی از اعضا درباره‌ی مرگ و زندگی صحبت کرد، از دوستان و اطرافیان کناره‌گیری کرد، نسبت به فعالیت‌های روزمره بی‌توجه شد، تغییر در کارکرد فرد مشاهده کردند، انرژی فرد کاهش یافت، رفتارها تغییر کرد و یا اقدام به بخشش وسایل موردعلاقه خویش به دیگران نمود و یا حتی با پرسش سؤالاتی همچون «اگر من بمیرم» چه می‌شود بدانند همگی از علائم افسردگی و تفکر خودکشی است و باید مراقبت و حمایت صورت گیرد.

علت تکانشی خودکشی ایلام مورد تأیید نیست

وی با «تکانشی» اعلام کردن علت اصلی خودکشی‌های استان ایلام در مقایسه با سایر موارد مشابه در استان‌های دیگر مخالفت کرد و افزود: چنین چیزی امکان‌پذیر نیست که فرد به‌یک‌باره اقدام به خودکشی کند وقتی ثابت‌شده است فرد قبل از خودکشی بارها به مرگ فکر کرده است.

همتی یادآوری کرد: اولین راه‌حل با توجه به شناسایی ابزارهای خودکشی این است که دسترسی به مواد محدود شود پس الآن که بیشترین ابزار خودکشی قرص برنج شناخته شده است باید راحتی دسترسی به دارو از میان برود و در صورت امکان دستگاه خاصی متولی سم‌پاشی یا توزیع قرص برنج به کشاورزان شود.

این روان‌شناس گفت: با توجه به این‌که حتی در کشورهای توسعه‌یافته درصدی از خودکشی وجود دارد باید قبول داشت با چند روش نه‌چندان سخت به‌دنبال کنترل و کاهش میزان خودکشی بود. وقتی خودکشی در سال 2013 به‌عنوان دهمین علت و سیزدهمین عامل در سال 2014 معرفی می‌شود و سالانه 800 هزار تا یک‌میلیون نفر بر اثر خودکشی از دنیا می‌روند می‌بینیم با توجه به جمعیت نیم میلیونی استان چنین آمار خودکشی جای نگرانی است پس برای رسیدن به نرم جهانی نیاز به غربالگری به‌عنوان راحت‌ترین شیوه است تا با شناسایی افراد بیمار تحت درمان قرار گیرند هم‌چنین با ارائه خدمات دارویی و بیمارستانی رایگان از آن‌ها حمایت به عمل آید.

همتی خاطرنشان کرد: اگر نمی‌توانیم الآن کاری کنیم حداقل مواردی را کمک‌کننده به کنترل آسیب هستند تقویت کنیم مثل خط تماس صدای مشاور و اورژانس اجتماعی که در حالت بحران اجتماعی دست‌به‌کار می‌شود در واقع می‌توان با تقویت نیروی انسانی در فعالیت 24 ساعته این مراکز در وضعیت بحرانی استان در بحث آسیب‌های اجتماعی مؤثر بود.

اغلب پژوهش‌­های انجام‌گرفته از مبانی نظری قوی برخوردار نیستند

کمربیگی در زمینه‌ی پژوهش­های انجام‌شده در زمینه خودکشی اظهار کرد: پژوهشگران این حوزه از یک‌سو با مشکل فرهنگی و عدم همکاری اقدام‌کنندگان به خودکشی یا خانواده­‌های آن‌ها مواجه بوده و غالباً نمی­‌خواهند اطلاعات کاملی را در اختیار پژوهشگران قرار دهند از سوی دیگر ضعف خود پژوهش­‌های صورت گرفته در این زمینه می­‌باشد. به‌طور مثال مبانی نظری اغلب پژوهش­‌های صورت گرفته در زمینه‌ی خودکشی در استان را، نظریه‌ی خودکشی «دورکیم» تشکیل داده که تقریباً 120 سال پیش در جوامع اروپایی ارائه‌شده است.

جای خالی پژوهش‌­های کیفی

وی با تأکید بر توجه به کمی بودن اغلب تحقیقات انجام‌گرفته و خالی بودن جای تحقیقات به روش کیفی، اظهار کرد: در پژوهش‌های حوزه‌ی خودکشی نمی­‌بینیم که از روش پدیدارشناسی یا طرح­‌های روایتی استفاده شده باشد، روش قوم‌نگارانه جایگاهی در تحقیقات ما ندارد، در این تحقیقات تنها و تنها به آمار توصیفی اکتفا شده است، به همین دلایل نیز با وجود گذشت یک ربع قرن هنوز نتوانسته­‌ایم در این زمینه به نظریه­‌ای بومی دست یابیم. طرح نظریه نیازمند تحلیل و تبیین علمی مسأله است اما ما هم‌چنان در مرحله توصیف و آن‌هم بر اساس این شرایط مانده‌­ایم.

کمربیگی به فاصله گرفتن نوع خودکشی از روش‌های خشن به سمت روش‌های راحت با مصرف داروهایی آفت‌کش مانند سم و قرص اشاره و خاطرنشان کرد: هم‌اکنون نزدیک به دوسوم خودکشی‌ها در ایلام، به‌وسیله‌ی استفاده از قرص‌های آفت‌کش مانند سم و قرص انجام می‌شود که راهکار ارائه‌شده توسط سازمان بهداشت جهانی، سخت کردن دسترسی به این‌گونه مواد دارویی است که در این زمینه نظارت بر داروخانه‌ها در هنگام توزیع دارو باید بیشتر شود. البته عوض شدن شیوه‌ی خودکشی از خودسوزی به استفاده از مواد آفت­‌کش را باید یک اتفاق خوب در این مسأله دانست چون می­‌توان با محدود کردن دسترسی به مواد آفت­کش و یا انجام فوری اقدامات پزشکی، از مرگ افراد جلوگیری کرد و آمار خودکشی را کاهش داد اما مسأله­ اصلی هم‌چنان باقی است چون نرخ اقدام به خودکشی هم‌چنان بالا و رو به افزایش است.

مشکل استان، گرفتار شدن در دور و تسلسل توسعه‌نیافتگی است

وی تصریح کرد: بر اساس نگاهی جامعه‌شناسانه می­‌توان گفت استان ایلام دچار دور و تسلسل توسعه‌نیافتگی شده است که در آن محرومیت متراکم، فقدان زیرساخت‌های اقتصادی و اوج‌گیری بیکاری و به‌تبع آن، فقر به‌عنوان عاملی مؤثر بر بروز آسیب‌های اجتماعی خود را نشان داده است. یکی از اقدامات مؤثر برای رهایی از این توسعه‌نیافتگی، ایجاد زیرساخت­‌های اقتصادی و فراهم کردن شرایط کار و شغل به‌ویژه برای جوانان می­‌باشد و به نظر بنده این کار، در حال حاضر ساده‌ترین روش در کاهش آسیب‌های اجتماعی به شمار می­‌رود، چون هرچند اقدامات فرهنگی و آموزشی اساسی و ریشه­‌ای می­‌باشند اما با شرایط موجود و شیوه مدیریت در این جامعه اصلاحات اقتصادی و ایجاد رفاه اجتماعی زودتر به مدیران کمک می­‌کند تا بتوانند نرخ آسیب­‌های اجتماعی را کاهش دهند.

این پژوهشگر خاطرنشان کرد: البته به‌موازات انجام فعالیت­‌های اقتصادی، اقدامات مؤثر آموزشی و فرهنگی نیز باید انجام شود، چون انجام این اقدامات به‌صورت ریشه­‌ای به حل موضوع می­‌انجامد. فرزندان باید از همان دوران ابتدایی با مهارت‌آموزی آشنا شوند تا بتوانند در دوران جوانی زمینه‌ی اشتغال را برای خود فراهم کنند. آموزش­ مهارت­‌های لازم برای زندگی در میان همه‌ی طبقات جامعه ضروری است. اگرنه اصلاحات اقتصادی و نه اقدامات فرهنگی بنیادی را انجام دهیم، نباید انتظار داشته باشیم با نصب بنر و توزیع بروشور و چند جلد کتاب بی­ربط، آمار خودکشی را کاهش دهیم.

کمربیگی، بالا رفتن سطح انتظارات فرد در مقابل واقعیات زندگی را نیز از مشکلاتی دانست که باعث می‌­شود افراد برای تغییر در جایگاه اجتماعی از بی­راهه حرکت کنند که نتیجه آن نیز ممکن است یأس و ناامیدی باشد، بنابراین پدید آمدن این گسل‌ بین انتظارات و واقعیات زمینه‌ساز خودکشی می‌شود.

اختلاف طبقاتی، در بروز آسیب‌های اجتماعی مزید بر علت شده است

این جامعه‌شناس تصریح کرد: در استان ایلام بیش از دو دهه است که مسأله اختلاف طبقاتی پدید آمده است. پدید آمدن این اختلاف طبقاتی سبب نابهنجاری­‌های زیادی شده و سبب به‌وجود آمدن احساس یاس و ناامیدی در بخشی از طبقه پائین جامعه گشته است و همین امر نیز مزید بر علت شده و می‌­تواند بر پدیدآیی خودکشی مؤثر باشد.

زنگ خودکشی برای مسئولان و رسانه به صدا درآید

باپیری به عمومی بودن راهکارها اشاره کرد و گفت: وقتی با انسان به‌عنوان یک موجود پیچیده روبرو هستیم نمی‌توان بعد روانی را از ابعاد اجتماعی و زیستی وی جدا کرد پس وقتی راهکارهایی در کاهش آمار خودکشی داده می‌شود در سایر آسیب‌ها مانند اعتیاد، طلاق و... تأثیرگذار است.

این روان‌شناس افزود: باید زنگ خودکشی برای مسئولان و خصوصاً رسانه‌ها به صدا دربیاید و دغدغه‌ها و ذهنیات پژوهشگران وارد ذهن افراد دیگر و رسانه شود چون‌که رسانه با قشر وسیعی از مردم در ارتباط است و می‌تواند نقش مؤثری را ایفا کند به این شکل که علائم خودکشی را به مخاطبان منتقل کند، خطوط مهم کمک و مراکز مشاوره‌ایی را اطلاع‌رسانی کند و یا شماره افراد درمانگر در زمینه آسیب‌ها را منتشر کند. مداخله در زمینه‌ی خودکشی نیازمند توجه به عوامل محافظت‌کننده و عوامل خطر است و تأکید بر ارتقاء توانمندی‌ها و رشد ویژگی‌های مثبت و محافظ در برنامه‌ریزی‌ها باید مورد توجه قرار گیرند.

تهیه و تنظیم از «رقیه کاظمی»، خبرنگار ایسنا، منطقه‌ی ایلام

انتهای پیام