• چهارشنبه / ۱۵ بهمن ۱۳۹۹ / ۱۲:۴۳
  • دسته‌بندی: خراسان رضوی
  • کد خبر: 99111511356
  • منبع : نمایندگی خراسان رضوی

/ به مناسبت روز مادر/

مادر باید «کافی» باشد نه «کامل»

مادر باید «کافی» باشد نه «کامل»

ایسنا/خراسان رضوی یک روانشناس گفت: باور درست در زمینه نقش مادری، همان نگرش «مادر کافی» است؛ مادری که یک زندگی شخصی جدا از فرزندش برای خود تعریف می‌کند و تمام شادی و لذت زندگی خود را به فرزندش محدود نمی‌کند.

در فرهنگ ما نقش مادری همیشه با صفت‌ها و القابی نظیر فداکاری و از خودگذشتگی تعریف می‌شود و از مادران همواره به عنوان انسان‌های مقدس و خستگی‌ناپذیر که تمامی هم‌ و غم  و تلاش‌های روزانه خود را وقف فرزندان و رشد و پیشرفت و سعادت آنها می‌کنند، یاد می‌شود.

از آنجایی که صفت فداکاری به معنی چشم‌پوشی از فعالیت و رفتاری است که فرد خواهان آن است یا عمل کردن به گونه‌ای که مطلوب فرد نیست، تعریف می‌شود، در مصاحبه با یک روانشناس به بررسی این مسئله پرداخته‌ایم که آیا این نگرش باعث رشد و پیشرفت زنان می‌شود و یا بالعکس محدود کردن مادران به نقش مادرانگی را در پی دارد. همچنین سعی کرده‌ایم به این سوال پاسخ دهیم که یک مادر چطور می‌تواند به تعالی و رشد شخصی خود در کنار نقش مادری بپردازد.

وحیده نقوی‌نیا، کارشناس ارشد روانشناسی بالینی و متخصص حوزه کودک و والد در گفت‌وگو با ایسنا در تعریف نقش مادر اظهار کرد: نقش مادری در تعریف سنتی خود یک، نقشی مقدس است و زن با این نقش به کمال می‌رسد، این تعریف بیشتر در گذشته رواج داشته و امروزه  با پیشرفت علم و بالا رفتن سطح آگاهی مردم خصوصا زنان  و گرایش بیشتر خانم‌ها به داشتن شغلی در اجتماع ، این باور هم به مرور تغییر کرده و درحال حاضر بخش زیادی از زنان که در فضای عمومی جامعه فعالیت دارند، کاملا به این مسئله واقف هستند که این موضوع شدنی نیست.

وی ادامه داد: براساس پژوهش‌ها، مادرانی که این نگرش را داشتند که بایستی خود را به صورت کامل وقف کودکان خود کنند و این سبک زندگی را اجرا کردند، در طول دوره زندگی والدگری به دلیل داشتن این سبک رفتاری، به خود و فرزندانشان آسیب زده‌اند، البته کماکان در جامعه ما نگرش غالب و پذیرفته شده، دیدگاه مادر کامل است درحالی که نگرش درست که یک مادر بایستی نسبت به والدگری خود داشته باشد ، مادر کافی بودن است. عبارت «مادر کافی» اولین بار در سال ۱۹۵۳ توسط دونالد وینیکات، روانکاو بریتانایی به کار رفت، او اذعان داشت که این نگرش به آرامش مادر و رابطه  او با فرزندش بسیار کمک می‌کند.

این روانشناس عنوان کرد: در رابطه با تئوری «مادر کامل» و «مادر کافی» و تفاوت این دو با یکدیگر بدین صورت می‌توان توضیح داد که مادری که نگرش «مادر کامل» را دارد، معتقد است که نقش مادری به معنای فداکاری و از خودگذشتگی صرف است و یک مادر بایستی تمام زندگی خود را وقف تربیت کودکانش کند، این مادر هیچ وقت به فرزندش فرصتی برای مستقل شدن نمی‌دهد و او را وابسته تربیت می‌کند. در مقابل، مادری که نگرش «مادر کافی» را دارد به اندازه توانایی‌های کودک  و فرزندش به او اجازه مستقل شدن می‌دهد. این مادر به رشد و تعالی شخصی خود به اندازه تربیت کودکش اهمیت می‌دهد.

مادر کامل فرزند وابسته و ناتوان بارمی‌آورد/ مادر کافی دلبستگی ایجاد می‌کند نه وابستگی

نقوی‌نیا افزود: «مادر کامل» با یکسری رفتارهای چسبنده و کنترل‌گرایانه، فرزند وابسته و ناتوان بار می‌آورد، اما مادر کافی محبت می‌کند و یک رابطه احساسی سالم با فرزندش برقرار می‌کند و باعث ایجاد دلبستگی می‌شود نه وابستگی. «مادر کامل» برای عشق ورزیدن به فرزند خود شرط و شروط تعیین می‌کند و به عبارتی به فرزند خود توجه مشروط می‌دهد، اما مادر کافی بدون قید وشرط  به بچه‌اش عشق می‌ورزد و اشتباهات کودک را به رفتار او نسبت می‌دهد نه کل شخصیتش. توجه مشروط و با قید و شرط یعنی اینکه مادر به گونه‌ای با بچه رفتار می‌کند که اگر او کار خوبی انجام دهد و رفتارش درست و بدون عیب باشد، بچه را دوست خواهد داشت در حالی که یک مادر کافی به بچه‌‎اش توجه غیرمشروط می‌دهد؛ یعنی به بچه این اطمینان را می‌دهد که تو فارغ از انتخاب‌هایی که می‌کنی، فارغ از رفتاری که داری و فارغ از اشتباهاتی که می‌کنی مورد پسند و علاقه من هستی ولی رفتار تو را تائید نمی‌کنم و از نظر من رفتار تو گاهی نادرست است. «مادر کامل» به شدت کنترل‌گر است و دائم فرزند خود را در جهت دست یافتن به آرزوهای دست نیافته خودشان کنترل می‌کنند، اما مادر کافی به اندازه توانش محیط را کنترل می‌کند و اجازه می‌دهد فرزندش به کشف استعدادها و علائق خودش بپردازد.

وی با بیان اینکه در نگرش «مادر کامل» مادر هیچ وقت احساس آرامش ندارد و عملا فشار زیادی برای مراقبت از کودک و ایده‌آل بودن روی او وجود دارد و به مراتب زحمتش چندبرابر می‌شود و بازدهی او  به شدت پایین می‌آید، اظهار کرد: یک «مادر کامل» یا به عبارتی کنترل‌گر، قبل از اینکه بخواهد به این شیوه نادرست رفتار کند باید کاملا خودش را نادیده بگیرد و از تمام سرگرمی‌ها،علائق و رشد شخصی خود  بگذرد. مادری که دیدگاهش «مادر کامل» است، براساس باورهای غالب جامعه خود را شبیه فرشته‌ای می‌بیند که دوبال در پشت خود دارد و نباید به هیچ وجه خطا کند و این نگرش باعث ایجاد احساس عذاب وجدان در مادر می‌شود. چون در واقع مادر شدن هیچ توانمندی جدید و عجیبی را در زن به وجود نمی‌آورد و تنها با ورود یک فرزند محیط اطراف او و نقش‌هایش تغییر می‌کند و کماکان او یک  انسان حتمی‌الخطا است.

این روانشناس تصریح کرد: وقتی یک مادر در رابطه با فرزندش دچار خطا می‌شود در واقع حس عذاب وجدان در او بیدار می‌شود و از آنجایی که این حس عذاب وجدان به مادر فشار زیادی وارد می کند، برای اینکه این هیجان ناخوشایند را در خود کاهش دهد به دنبال عامل ایجاد این فشار می‌گردد و قطعا این عامل چیزی نیست جز فرزندش. در این حالت مادر ناخودآگاه برای کاهش این حس آزاردهنده در خود شروع می‌کند به تخریب فرزندش تا این عذاب وجدان را تبدیل کند به حس محق بودن. در غالب اوقات این موضوع باعث بروز پرخاشگری و بدرفتاری و حرص مادر نسبت به فرزندش می‌شود. مادران زیادی را مشاهده کرده‌ایم که دائما نسبت به مادرانگی خود و اینکه  مادر شدند احساس پشیمانی دارند و از اینکه مجبور شده‌اند در بند فرزند خود قرار بگیرند و هیچ زمانی را برای خودشان نداشته باشند، اظهار ناراحتی و ناخرسندی می‌کنند .

نقوی‌نیا عنوان کرد: بنابراین در نهایت باید گفت که باور درست در زمینه نقش مادری، همان نگرش «مادر کافی» است. مادری که یک زندگی شخصی جدا از فرزندش برای خود تعریف می‌کند و تمام شادی و لذت زندگی خود را به فرزندش محدود نمی‌کند.

وی درخصوص بازتعریف نقش مادری در جامعه امروز گفت: امروزه با افزایش آگاهی و تأمل زنان در زندگی روزمره و در اثر شکاف بین تعاریف سنتی و تجارب واقعی مادری، زمینه توجه به تجربه مادری و بازتعریف معنا و نقش مادری فراهم شده است. بیشتر زن‌های سنتی متاثر از تفکرات رایج قدیم باورشان نسبت به مادر بودن همان مادر کامل بودن است؛ یعنی مادری که باید از خودگذشتگی کند و دائما مراقب بچه باشد که آسیب نبیند ولی با بالا رفتن سطح آگاهی و بازدهی که این مدل مادرانگی داشته خیلی از زنان جامعه به دنبال بازتعریفی از نقش مادرانگی هستند. ما درحال حاضر مراجعین بسیاری داریم که به این باور رسیدند که بزرگترین آسیبی که مادران کامل می‌زنند همان وابسته بار آوردن فرزندهاست که دلبستگی ناایمن ایجاد می‌کند. افراد وابسته بعدا نمی‌توانند روابط سالمی با دیگران داشته باشند و احتمال دارد در روابط خود بارها و بارها خطاهای بزرگی کنند و در حل مشکلات خود ناتوان باشند.

شاهد بازتعاریف نقش مادری هستیم

این روانشناس افزود: بنابراین می‌توان گفت ما در قشر وسیعی از زنان شاهد بازتعریف نقش مادری هستیم که علت آن بالا رفتن سطح آگاهی، افزایش سطح دانش کلی بشر و یادگیری روش‌های متفاوت انتخاب رفتار مناسب است که می‌تواند به  افراد برای تغییر یکسری باورهای زیربنایی کمک کند زیرا هر رفتاری که ما انجام می‌دهیم موتور محرک آن باورهای ما است. این باورها که به صورت بنیادین با کسب تجربه و با بررسی پیامدهای رفتاری که در گذشته انتخاب شده به دست می‌‎آید در گذر زمان می‌تواند تغییر کند.

وی در رابطه با مسائلی که یک زن در ابتدای مادر شدن تجربه می‌کند، بیان کرد: زمانی که یک نفر تصمیم به بچه دار شدن می‌گیرد، بایستی آگاهی کامل داشته باشد که مسئولیت این انتخابش را کاملا به عهده بگیرد. هر تغییری که در محیط اطراف ما به وجود می‌آید یکسری مسئولیت‌ها و زحمت‌های جدید را ایجاد می‌کند. پایه این دنیا بر رنج است و کل زندگی ما بایستی در این جهت باشد که چگونه این رنج را کاهش دهیم و بتوانیم با این رنج دنیا به تعادل برسیم. این باور که بچه می‌تواند مشکلات را رفع کند، به کاهش تنش‌های زندگی زناشویی کمک کند، می‌تواند زندگی را شیرین کند و... همه این‌ها یکسری باورهای افسانه‌ای و خطادار است که تمام زوجین قبل از تصمیم برای بچه دار شدن باید آن را در نظر بگیرند. البته تمام این موارد درمورد پدران هم صدق می‌کند ولیکن چون صحبت ما اینجا درمورد مادران است بیشتر مورد خطاب ما هستند. یک مادر بایستی بداند که قبل از اینکه بخواهد بچه دار شود بایستی یکسری از تغییرات را در محیط اطرافش ایجاد کند و یکی از این تغییرات شغل مادران ، سبک زندگی آنها و نوع انتخاب‌هایی است که در جهت پٌر کردن  ظرف نیاز به قدرت و عشق و آزادی و تفریح و بقای خودشون دارند.

نقوی‌نیا ادامه داد: ما انسان‌ها براساس تئوری انتخاب پنج ظرف نیاز داریم که این نیازها عبارتند از بقا،عشق، آزادی، قدرت و تفریح. همه انسان‌ها و هررفتاری که در طول زندگی از ما سر می‌زند در جهت پر کردن یک یا  چند از این ظرف‌های نیاز است. یک زن قبل از اینکه مادر شود تقریبا به یک روش روتین و مشخصی یاد گرفته است که این ظرف‌های نیاز را پرکند. این فرد باید بداند بعد از اینکه مادر شود و فرزندش به دنیا بیاید بایستی تغییری در رویه برای پر کردن این ظرفها ایجاد کند، پس ناخودآگاه  بخاطر تغییری که ایجاد می‌شود، روش‌های قبلی دیگر کارگر و کارآمد نخواهند بود.

این روانشناس بالینی با بیان اینکه نیاز به بقای یک فرد مربوط به حفظ امنیت، حفظ پول و حفظ سلامت خود اوست، اظهار کرد:  تغییرات هورمونی و فیزیکی که در یک مادر بعد از فرزنددار شدن ایجاد می‌شود، مسئله‌ای است که یک زن  باید قبل از اینکه تصمیم به مادر شدن بگیرد، در نظر بیاورد. اگر یک زن قبل از مادر شدن آگاهی و مطالعه کافی نداشته باشد و از متخصصین مختلف کمک نگرفته باشد، بعد از تولد کودک ممکن است نیاز به بقای او در خطر قرار بگیرد. خواب ناکافی ، تغذیه ناکافی، استراحت کم و شیردهی و اتفاق‌هایی که بعد از شیردهی به لحاظ فیزیولوژی در زنان اتفاق ‌‍می‌افتد، تغییرات جسمی که بارداری و زایمان در زن ایجاد می‌کند، مواردی است که این نیاز به بقا را در زن به خطر می‌اندازد. پس یک زن بایستی از قبل آگاهی داشته باشد که باتوجه به شرایط جدیدی که به وجود آمده چطور بایستی با سبک نو و انتخاب‌های جدیدی نیاز به بقا را پاسخ دهد.

وی افزود: در بحث نیاز به عشق بسیار دیده شده که با ورود اولین  فرزند  رابطه عاطفی زن و شوهر تا مدتها تحت‌الشعاع  قرار گرفته است. خانم ها اکثرا پس از زایمان درگیر افسردگی پس از زایمان می‌شوند، در عین حال بایستی وقت بیشتری را باید برای فرزند خود بگذارند. تاثیرات و مسئولیت‌هایی که ورود فرزند بر سبک رفتاری مادران  و پدران دارد باعث می‌شود زن و شوهر برای مدتی از هم دور شوند. اگر قبل از ورود فرزند، زن و شوهر دانش کافی برای ورود فرزند کسب نکرده باشند، این مسئله می‌تواند به بنیان رابطه زن و شوهر آسیب بزند. از آنجایی که خصوصا در یک سال اول زندگی کودک بیشتر فشار روانی و جسمی فرزند متوجه مادر است، واقعا لازم است پدران در حین دوره  بارداری همسرخود، به همراه همسرشان  آگاهی‌های لازم را در زمینه مسائل جسمی، روحی‌روانی و ارتباطی که بین آنها به وجود خواهد آمد، کسب نمایند.

آگاهی می‌تواند بیشترین کمک را به بهتر شدن روند مادرانگی و پدرانگی کند

این کارشناس حوزه خانواده عنوان کرد: نقش کلیدی که می‌توان به موضوعات مختلف در زمینه والدگری و نقش مادرانگی داد، نقش آگاهی است. آگاهی می‌تواند بیشترین کمک را به بهتر شدن روند مادرانگی و پدرانگی کند. پس بیشترین کمکی که دیگران می‌‎توانند در این شرایط به مادر کنند، این است که فضا را برای او  فراهم کنند تا بتواند خود را با شرایط جدید وفق دهد، از اظهارنظرهای نابه‌جا ، از اظهار فضل کردن‌های بی‌مناسبت دوری کنند، شرایط زمان خودشان را با شرایط مادری که جدیدا مادر شده به هیچ جه مقایسه نکنند و به محض اینکه اشتباهی در رفتار مادر می‌بینند سعی کنند که به گونه‌ای مناسب آن را بیان کنند و ترجیحا چیزی به مادر نگویند چون کلا همگام شدن با شرایط جدید برای یک مادر سخت است و خود نیاز به گذشت زمان دارد و خود مادر در گذر زمان خیلی مسائل  و خطاهای خود را متوجه می‌شود.

نقوی‌نیا افزود: مادران در ابتدای ورود فرزند به لحاظ روحی خیلی آسیب پذیرند و هر رفتار و واکنشی از ناحیه اطرافیان می‌تواند تاثیر مخربی بر روان آنها داشته باشد. احساس نیاز به حضور همسر و ابراز محبت همسر و همراهی همسر خصوصا در چند ماه اول ورود فرزند بیش از مواقع دیگر است و این را بایستی پدر حتما در نظر داشته باشد.

کودکان در پنج سال اول زندگی به همراهی و نظارت بدون اضطراب مادر نیاز دارند

وی تصریح کرد: این تعارضات نقشی بخشی از آن پذیرش مسئولیتی است که  در ابتدای صحبت به آن اشاره کردیم. یک مادر هر لحظه بایستی به این فکرکند که این انتخاب من است  و من مسئولیت این انتخاب را باید بپذیرم و کودک من هیچ مسئولیتی در قبال من ندارد و تمام آن چیزی که نسبت به من دارد حق و حقوق است و من باید بدانم که قرار است این حقوق را رعایت کنم. تمام مادرها بایستی آگاهی داشته باشند که پنج سال اول زندگی کودک آنها خیلی حساس و کلیدی است و بچه‌ها در این دوره بیشتر به آن همراهی و نظارت بدون اضطراب مادرشان نیاز دارند. هرچند رویدادهای طبیعی در جریان رشد کودک و تکامل کودک مثل شیرخوردن، آشنا شدن با غذای سفره، راه افتادن، آداب توالت و خوابیدن، لباس پوشیدن و... می‌تواند بی دردسر سپری شود و مادران از آن لذت ببرند، اما در عین حال هرکدام از اینها ممکن است به مشکل و نگرانی والدین تبدیل شود. مادران و حتی پدرها می‌توانند از رشد فرزندشان لذت ببرند، به شرطی  که بدانند چه کاری را باید انجام دهند و متقابلا از انجام چه کارهایی باید خودداری کنند، باز هم اینجا نقش یک آگاهی مشاهده می‌شود.

این روانشناس بالینی گفت: درواقع هیچ ابزار مشخص و کلیدی‌ای وجود ندارد که ما به مادران پیشنهاد دهیم که طبق این دستورالعمل آنها هم بتوانند به زندگی شخصی خود برسند و هم فرزند خوب تربیت کنند. خیلی وقتها ما با مراجعینی روبه‌رو می شویم که اصلا نمی‌خواهند مسئولیت این انتخاب را بپذیرند و گاهی فرزند را به عنوان یک مزاحم و یک عامل می‌بینند که کل زندگی آنها را تحت‌الشعاع قرار داده و آنها را اسیر کرده است. این خیلی مهم است که به مادران برسانیم که این مسئولیت خود آنها بوده و مسئولیت‌گریزی راه درستی نیست. یکی از راهکارهایی که خیلی به مادران کمک می‌کند، این است که جرئت‌مندانه از اطرافیان خود کمک بخواهند و این حق را برای خود قائل باشند که بعد از گذراندن چندماه ابتدایی تولد کودک آنها این حق و فرصت را به خود بدهند که کم کم  به شرایط وسبک زندگی قبل از تولد فرزند برگردند.

اگر پدر همراهی لازم را با مادر را نداشته باشد، اشتغال زن باعث فشار روحی می‌شود

نقوی‌نیا در رابطه  با مسائل زنان شاغل بیان کرد: مسلما مادران شاغل فشار مضاعفی را به خاطر نقش مادری احساس خواهند کرد؛ زیرا متاسفانه در فرهنگ ما اشتغال مادر به معنی سنگین‌تر شدن مسئولیت‌هاست و این مسئله مخصوصا در خانواده‌هایی که امور جاری منزل آن به شکل پیش فرض وظیفه زن پنداشته می‌شود، چند برابر خواهد شد. در این حالت اگر پدر کودک همکاری و همراهی لازم را با مادر را نداشته باشد، اشتغال مادر ممکن است باعث فشار روحی و خستگی روانی زیادی در او شود. برخی مادران در مورد اشتغال خود دچار احساس گناه می‌شوند. پژوهش‌های زیادی نشان داده که درواقع  این عذاب وجدانی که مادران شاغل دارند بخش زیادی از آن اغراق شده است؛ زیرا  مادران خانه‌دار هم خیلی زمان مستقل بیشتری را با فرزندانشان وقت نمی‌گذارند .

ساعت مادر

وی تصریح کرد: از طرفی حتی به مادرانی که خانه‌دار هستند، توصیه می‌شود که  حتما در طول روز زمانی را برای خود اختصاص دهند که ما اسم این را ساعت مادر یا دقیقه مادر می‌گذاریم. مادران باید در این ساعت به کار مورد علاقه خود که از آن لذت میبرند بپردازند. یک مادر سرزنده که برای زندگی خود هدف دارد و به فکر رشد فردی خود است، می‌تواند یک الگوی تمام عیار برای فرزندان درجه یک و موفق خود باشد. مادری که خود را وقف بچه‌ها می‌کند و از خودگذشتگی بیش از حد دارد و خود را قربانی می‎کند هم یک الگوی تمام عیار است  ولی قطعا الگویی که فرزندان از این مادر دارند در آینده به آنها آسیب می‌زند .

این کارشناس حوزه خانواده افزود: اگر دوست داریم فرزندمان چیزی یاد بگیرد، خودمان هم باید آن کار را انجام دهیم. سخنرانی و نصیحت کردن برای بچه‌ها و فرستادن آنها به کلاس‌های مختلف خیلی کمکی به رشد و پیشرفت آنها نمی‌کند، اگر قبل از آن، فرزندان  والد خود مخصوصا مادرشان را در حال انجام آن کار ندیده باشند.

انتهای پیام