• شنبه / ۵ بهمن ۱۳۹۸ / ۱۲:۲۲
  • دسته‌بندی: بوشهر
  • کد خبر: 98110503029
  • منبع : بوشهر

از دلخوشی‌های دختران جزیره شیف تا پایان یک زندگی!

از دلخوشی‌های دختران جزیره شیف تا پایان یک زندگی!

ایسنا/بوشهر ما مادرانمان را در دل آسمان یافته‌ایم. زن را در دل طبیعت دیده‌ایم. استوار همچون کوه، آرام همچون دریا، آن زمان که دشت‌ها جنگلی سبز شده اند و زندگی آغاز شده است...

این مقدمه‌ای برای آغاز نمایشگاهی است که تلاش داشته حضور زن در اجتماع را به تصویر بکشد و در قاب عکس به مردم نشان دهد. نشان دادن بخشی از دشواری ها و آسانی ها، توانایی ها و ناتوانی ها، سنگ اندازی ها و محدودیت ها و آنچه که بر زن می رود و رفته، از آغاز تا امروز... همراه شده ایم با ۱۰ نفر از عکاسانی که در نمایشگاه "حضور زن در جامعه" مجموعه هایی را با عناوین و موضوعات مشخص ارائه کرده اند تا از دغدغه هایشان بگویند. گفت‌وگوی ایسنا با عکاسان این مجموعه ها را در ادامه می خوانید.

کمتر شخصی زندگی واقعی‌اش را جلوی دوربین می‌آورد

فاطمه حیدری خالق مجموعه عکس "پایان یک زندگی" که تلاش کرده معضلات و مشکلات ناشی از ناباروری به محوریت اختلافات زوجین و طلاق را نشان دهد، در گفت‌وگو با ایسنا عنوان کرد: مجموعه بر اساس داستان واقعی یک زندگی تهیه شده یعنی این زندگی پیش از این اتفاق افتاده است. این را قبلا از یکی از دوستانم شنیده بودم که چنین خانواده ای هست و اصلا در جامعه ما آنقدر این پدیده زیاد است و دخالت های اشخاص در زندگی ها وارد می شود که خیلی راحت به ذهن همه می رسد ولی توجه خیلی کمی به آن می‌شود.

او در پاسخ به اینکه آیا برای پرداختن به این موضوع هدف خاصی داشته است، گفت: داستان خانمی را شنیدم که مشکل ناباروری را داشته و طلاق گرفته و خیلی برایم جالب بود که چرا ناباروری یک خانم باعث می شود که طلاق بگیرد. چرا درمان نکرده یا اگر درمان نمی‌شده چرا یک بچه را به سرپرستی قبول نکرده. چون خیلی اوقات می شود جای بچه ای که خودت می توانستی داشته باشی را با یک بچه دیگر پر کنی، یا اصلا نه، بچه ای نداشته باشی و خود دو نفر با هم خوشبخت بشوند. اما برایم جالب بود که چه علتی داشته که اینقدر موضوع بچه قوی بوده که یک زندگی از هم پاشیده شده است.

این عکاس زن ادامه می دهد: تحقیق که کردم دیدم آن نفر سومی که در زندگی‌ها هست چقدر در از هم پاشیدن این زندگی تاثیر داشته است و آن را در دو فریم نشان دادم که دقیقا دعوای زن و شوهر بعد از این اتفاق و حرف های شخص سوم رخ می دهد و در نقطه پایانی که طلاق اتفاق می افتد نیز این شخص را قرار دادم که تاکید کنم جای مهمی از زندگی زوجین است که حتی اگر آن را در نظر نگیریم نیز تاثیر خود را خواهد گذاشت. ما می بینیم خیلی ها آن را ناچیز و بی اهمیت می پندارند و از آن با عنوان حمایت، نظر، کمک کردن یا حمایت یاد می کنند و یک زندگی را از بین می برند در صورتی که راه هایی برای ادامه آن زندگی هست و زن و شوهر می توانند حتی بدون بچه در کنار هم زندگی کنند.

حیدری با اشاره به دشواری های به تصویر کشیدن این داستان گفت: طبیعتاً کمتر شخصی زندگی واقعی اش را جلوی دوربین می آورد و خیلی ها شاید دوست نداشته باشند که اذعان کنند من نازا هستم یعنی اینقدر برای یک زن سخت است که حاضر است بگوید مطلقه هستم اما نازا نه! بنابراین من نتوانستم کارم را مستند پیش ببرم و مجبور شدم این صحنه ها را که قبلا در واقعیت اتفاق افتاده کارگردانی کنم و البته از کسی استفاده کردم که دارای شرایط روحی مشابه بود و توانست این موضوع را درک کند. چون این یک موضوع احساسی بود و هر کسی نمی توانست آن را درک کند و به نظر من یکی از علت های برجسته شدن این مجموعه به خاطر حس و حالت روحی است که مدل اجرا می کند یعنی من به هیچ وجه به این زن نگفتم که این کار را انجام بده و یا اندوه در چهره اش که به وضوح می‌بینیم.

وی در پاسخ به اینکه بازخوردی که از مخاطبان گرفته چگونه بوده است، اظهار کرد: خیلی ها اولین سوالی که می پرسند اینکه چرا طلاق و چرا ناباروری و من آن موقع توضیح می دهم که این دو قضیه به همراه دخالت خانواده ها خیلی زیاد شده و من می خواستم آن مسئله دخالتی که معمولا نادیده گرفته می شود را در عکس نشان دهم و در ۲ عکس خیلی مهم بر روی آن تمرکز کردم که این دخالت باعث از هم پاشیدن زندگی شده است.

پروانه را رها نخواهم کرد...

اکرم کیانی فر، خالق مجموعه "پروانه" درباره اینکه چرا این فرد را انتخاب کرده و می خواسته در این زندگی چه چیزی را نشان دهد، به ایسنا گفت: من سوژه را خیلی اتفاقی پیدا کردم و آن جایی که همیشه برای عکاسی می رفتم این خانم را تنها روی نیمکتی که پشت در خانه اش است دیدم و آن روز عکاسی نکردم و رفتم کنارش نشستم و با او صحبت کردم. از زندگی و سرگذشتی که داشته برایم گفت و زندگی که داشت به نظرم خیلی جذاب آمد. بعد که به خانه دعوتم کرد و فهمیدم خانه ای که درآن زندگی می کند یک حسینیه است خیلی بیشتر برایم جذاب بود و فکر کردم که چه سرگذشت خاصی داشته و می‌تواند نمونه یک زن موفق و قوی باشد که با تمام سختی ها توانسته به این شکل زندگی کند.

وی با بیان اینکه من شخصیت پروانه را خیلی دوست داشتم، افزود: با اینکه او یک زن تنها است اما خیلی قوی و حتی خوشحال بود. اینطور نبود که از خدا گله مند باشد که به او فرزندی نداده یا اینکه زندگی مشترک او با همسرش طولانی نبوده است که این نشان دهنده قوی بودن این زن است و اینکه توانسته به تنهایی زندگی اش را خیلی خوب اداره کند. چیزی که در این مجموعه نمایان است اینکه پروانه یک زن خودساخته بود که مشکلات زیادی داشت و با همه آنها کنار آمده و حتی یک حسینیه را اداره می کند و این خیلی مهم است.

این عکاس مستند خاطرنشان کرد: چون من داشتم مراسم مذهبی را نشان می دادم شاید برای مخاطب مقداری سردرگمی ایجاد میکرد. طبق گفته های اساتید و پیشنهاداتی که داشتم مطمئنا پروانه را رها نخواهم کرد و آن را ادامه می دهم چون الان متوجه شدم که پروانه می تواند قوی تر و محکم تر نشان داده شود که با حذف بعضی از کارها، بیننده سرزندگی و شادی های پروانه را نمی بیند.

کیانی فر توضیح داد: مجموعه پروانه حدود ۵ ماه طول کشید و ارتباط گرفتن با او خیلی سخت بود چون خیلی ها به نمایشگاه می آیند و پروانه را می شناسند و از من سوال می کنند چطور با او ارتباط برقرار کردی، چون پروانه را یک زن سخت می دانستند. خیلی ها برای عکاسی رفته بودند و پروانه به آنها اجازه نداده بود که حتی وارد خانه او بشوند. من روزها می رفتم و بدون دوربین در مراسمات مذهبی او شرکت می کردم و حتی آدم هایی که با پروانه ارتباط داشتند من را کاملا شناخته بودند. بنابراین روزی که اجازه گرفتم و گفتم می خواهم عکاسی کنم حدودا یک ماه از روز اول گذشته بود تا اینکه من رفتم و برای عکاسی وارد خانه پروانه شدم و از زندگی او و مراسماتی که برگزار می کند عکس گرفتم.

نظرم این بود برابری زن و مرد را نشان دهم

نیلوفر احمدنیا، مجموعه عکسی تحت عنوان "زن آتش نشان" را ارائه داده است، او در در گفت وگو با ایسنا با توضیح جزئیات کارش بیان کرد: از ابتدای کار که موضوع نمایشگاه را شنیدم نظرم این بود که به نوعی برابری زن و مرد را نشان دهم. با مادرم هم مشورت کردم و آن موقع کلیپی در فضای مجازی پخش شده بود که ۲ دختر در یک تعمیرگاه کار می کردند و من از آنجا به ذهنم رسید که چنین کاری انجام دهم. البته شغلی مثل تعمیرکاری هم زنانه نیست اما دنبال این بودم که یک شغل سنگین را انتخاب کنم که یک زن آن را بر عهده گرفته باشد.

وی اینگونه ادامه داد: من اصلا نمی دانستم که چنین کسی هم وجود دارد، با چند نفر صحبت کردم و خانمی که از او عکاسی کرده ام سالها پیش در هلال احمر کار میکرده و آشنایی مختصری داشتیم. چون سابقه کار خیلی زیادی داشت و دختر فعال و پرانرژی بود، سراغش گرفتم و گفتند آتش نشان شده است. من خیلی تعجب کردم و از آن طرف خیلی خوشحال شدم که یک خانم آتش نشان داریم و خیلی هم به این موضوع افتخار کردم. رفتم صحبت کردم تا بتوانم از او و کارش عکاسی کنم اما به من اجازه نمی دادند، چون محدودیت هایی وجود داشت.

احمدنیا توضیح داد: بعد از آن چندین بار رفتم و پس از گذشت ۲ هفته و با اصرار زیاد و شرایطی قبول کردند تا عکس بگیرم و این کار حدود یک ماه طول کشید. به دلیل محدودیت هایی که داشتم نتوانستم نشان دهم که این کار چقدر سنگین است ولی در حد توان سعی کردم آموزش ها و کارهایی که در طول روز انجام می شود را نشان دهم.

قدرت زن تنها در این نیست که در راس امور باشد

حدیث بحرانی، خالق مجموعه عکس "زن غسال" در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به دلیل انتخاب این شغل و چنین موضوعی عنوان کرد: من می خواستم در این مجموعه قدرت زن را نشان بدهم و اینکه به نظر من قدرت زنان تنها در این نیست که در راس امور باشند. اینکه یک زن بخواهد به خاطر خانواده اش هر سختی را به جان بخرد و تلاش زیادی انجام دهد این قدرت او است.

وی اظهار کرد: یکی از مشاغل سختی که یک خانم می تواند داشته باشد غسالی است که من به آن پرداختم و این مجموعه درباره زن ۵۵ ساله ای است که ۱۷ سال پیش همسرش را بر اثر سرطان از دست داده و همه اموالشان هم از دست رفته و با فرزندش تنها می شود. این زن کارهای سخت و متفاوتی را انجام می‌دهد و در نهایت توسط یکی از آشنایانش به کار در غسالخانه دعوت می شود. با اینکه بسیار شغل سختی است به خاطر خانواده اش و شرایط بد اقتصادی که داشته حاضر شده این کار را قبول کند و انجام دهد. الان این خانم ۱۳ سال است غسالی می‌کند و من با این عکس ها خواستم روزمرگی هایش وقتی کار می کند را نشان دهم که با به تصویر کشیدن مزارها و آرامستان و آماده شدنش این کار را کردم تا عکس پایانی که در کنار پنجره ایستاده و نوری که به چهره اش تابیده و خواستم این را نشان دهم که در زندگی همه ما انسان ها امیدی وجود دارد و این زن هم با پایان کار به زندگی عادی خودش برمی گردد.

این عکاس در پاسخ به اینکه تهیه مجموعه چقدر طول کشید و چه سختی هایی برای به تصویر کشیدن این شغل داشته است، اظهار کرد: حقیقتا اولین فکری که به ذهن من رسید این شغل بود ولی فکر نمی کردم که بتوانم انجامش دهم یا اصلا با من موافقت شود، بنابراین به زنان سالمند فکر کردم و مادرانی که به سالمندی رسیده اند و کسی از آنها سراغی نمی گیرد. به خانه سالمندان رفتم اما متاسفانه آنجا هم به دلیل برخی مسائل به من اجازه ندادند و با نهایت ناامیدی دیگر نمی خواستم این کار را انجام دهم ولی چند روز به تحویل مجموعه مانده بود که دوباره رفتم و حرف زدم و خوشبختانه این اجازه را گرفتم. وقتی وارد محیط آرامستان شدم اول یک ترسی داشتم ولی بعد که وارد شدم دیدم یک سالن سرد و بی‌روح است و چیز خاصی ندارد. مقداری ترس داشت اما من روی هدفم تمرکز کردم و توانستم عکس هایی که می خواهم را ثبت کنم، برای این کار ۲ روز کاری با این خانم غسال همراه شدم و مجموعه ام را آماده کردم.

بحرانی با اشاره به بازخورد مخاطبان گفت: در مرحله اول هر کسی که میدید میگفت واقعا تبریک می گویم به خاطر جسارتت، و بعد از دیدن عکسها هم می گفتند این سوژه را کمتر دیده ایم و یا اصلا ندیده ایم. خوشبختانه بازخورد مخاطبان خیلی خوب بود و من خوشحال هستم که توانستم چنین مجموعه ای را در نمایشگاه داشته باشم.

جامعه یک سری مشاغل را مردانه می داند

ندا بهرانی، عکاس مجموعه "من هم می توانم" که یک زن را در مشاغل و موقعیت های مختلفی چون راهداری، مکانیکی، خلبانی، تراشکاری و... قرار داده است، به ایسنا گفت: اول که قرار شد درباه جنس زن عکاسی کنیم ذهنم به سمت محدودیت های جامعه رفت و بعد گفتم چرا ما باید همیشه بخواهیم محدودیت را نشان دهیم و من به جای این کار قدرت و توانایی زن را نشان دهم و من یک موضوعی را انتخاب کردم که نشان بدهد جامعه ما خیلی جای کار دارد.

وی توضیح داد: از فردی استفاده کردم و او را در موقعیت های مختلف قرار دادم و با این کار یک سری از شغل هایی را نشان دادم که در جامعه ما بیشتر به عنوان مشاغل مردانه شناخته شده و جا افتاده اند اما در همه این شغل ها زنانی را داریم که کار می کنند و خیلی هم موفق هستند ولی هنوز آنطور که باید به آنها اعتماد نمی شود و اگر ببینند خانمی در آن زمینه خاص فعالیت می کند ممکن است یک حس عدم اطمینان و ترس داشته باشند و یا حتی خیلی وقت ها او را مسخره کنند. مثلا اگر سوار اتوبوس شوند و ببینند که راننده اتوبوس خانم است نمی توانند به او اعتماد کنند.

بهرانی بیان کرد: یکی از سختی های کار این بود که در هر فضایی برای عکس گرفتن می رفتم، مثلا در مکانیکی یا میل لنگ تراشی شاید کمتر از ۳ ساعت آنجا بودم اما دیدم که برایشان خیلی عجیب بود که اصلا چرا باید در مورد چنین موضوعی عکس بگیریم؟ یعنی دیدگاه بعضی افراد اینطور است که یک سری شغل ها را مردانه می دانند و این به نظر آنها خیلی بدیهی است و اصلا به این فکر نمی کنند که این شغل جنسیتی نیست و هر کسی می تواند آن را انجام بدهد. یک مقدار هموار کردن شرایط و انجام هماهنگی و یا راضی کردن افراد سخت بود.

این عکاس با اشاره به بازخورد بازدیدکننده ها گفت: این که در نمایشگاه فقط به محدودیت ها پرداخته نشده و قدرت و توانایی هم نشان داده شده و نکات مثبت را هم بیان کرده ایم برای مخاطبان ارزشمند بود.

موضوعی را می خواستم که چالش برانگیز و سخت باشد

محمّد خلفی، عکاس مجموعه "دور از خانه" که به زندگی خوابگاهی می پردازد درباره دلیل انتخاب این موضوع به ایسنا گفت: راستش را بخواهید من مجموعه ای در این سبک ندیده بودم و واقعا نیاز بود که روی این قضیه کار شود. من خوابگاهی نبودم اما تعدادی از دوستانم در خوابگاه زندگی می‌کردند و می دانستم که چقدر سخت است. می‌خواستم یک موضوعی را انتخاب کنم که برایم چالش برانگیز و سخت باشد. 

او درباره دشواری های این موضوع و پرداختن به آن عنوان کرد: من تقریباً ۲ الی ۳ ماه دنبال کسی می گشتم که سوژه این مجموعه باشد و کسی حاضر به همکاری نمیشد. مجموعه من کاملا کارگردانی شده بود و برای ورود به خوابگاه و دانشگاه و کلاس درس به سختی اجازه می گرفتیم. باید خیلی زمان می گذاشتیم و هر دو دانشجو بودیم این کار را خیلی سخت می کرد.

می پرسم به نظر خودت چقدر توانستی دغدغه و مفهوم مورد نظرت را به مخاطبان انتقل بدهی، خلفی جواب می دهد: خودم آنقدرها هم راضی نیستم، بین ۶۰ تا ۷۰ درصد. چون خیلی از مسائل را نتوانستم به تصویر بکشم و برخی فضاها را نتوانستیم وارد شویم. اما حقیقتا بازخوردها از آن چیزی که فکر می کردم بهتر بود و بازدیدکنندگان و باتجربه های عکاسی آن را تایید کردند و البته در این اتفاق نظر داشتند که این مجموعه هنوز خام است و ایده خیلی خوبی است و شروع خوبی داشته اما نیاز به کار بیشتری دارد که خودم هم قبول دارم.

دختران جزیره شیف و دلخوشی هایشان

مریم قیصری، خالق مجموعه عکس "دختران دریا" در گفت‌وگو با ایسنا ضمن اشاره به ایده خلق این مجموعه و چگونگی پرداختن به آن بیان کرد: من قبلا چندین بار به جزیره شیف رفته بودم، اما آشنایی زیادی نداشتم و نتوانسته بودم زیاد عکاسی کنم تا اینکه با انجمن برای عکاسی به آنجا رفتیم و بعدتر هم به صورت انفرادی و یا با دوستانم هر موقع می توانستیم به آنجا می رفتیم و در این ۱ سال و نیم خیلی به شیف رفت و آمد داشتم.

وی افزود: یک بار که به شیف رفته بودم، آنجا یک مسجدی را دیدم و دوستم به من گفت که به آقایان اجازه ورود نمی دهند و اینجا کلاس آموزش قرآن دختران شیف است. این شد که من به داخل مسجد رفتم و با این بچه ها دوست شدم و همان وقت کلی عکس در فضای مسجد از آنها گرفتم. بعد که بیشتر با بچه ها صحبت کردم و آشنا شدم، ۳-۲ بار دیگر پیش آنها رفتم و برایشان هدیه می بردم، شماره تماسم را گرفتند و با هم تماس داشتیم.

این عکاس جوان توضیح داد: یکی از بچه ها که عکسش در مجموعه من هست، بچه ای است که مشکل ژنتیکی دارد و ۲ نانچیکو داشت که آنها را با روبان های نقره ای و طلایی تزیین کرده بود و با لباس مخصوص رزمی در کلاس قرآن نشسته بود. من خیلی کنجکاو شدم و جرقه این مجموعه از آنجا در ذهن من زده شد که چنین دختری اینقدر به ورزش های رزمی علاقمند است و گفتم من می خواهم علاقمندی این دختران را در پوشش خاصی که دارند به نمایش بگذارم و چون دنبال موضوع زن هم بودم شاید این هم کمک کرد. 

قیصری با بیان اینکه عکاسی این پروژه حدود ۳ ماه طول کشید، عنوان کرد: در رفت و آمدهایم پس زمینه کار را انتخاب کرده بودم، و با خودم گفتم نقاشی مخدوش از لنج و جزیره چقدر خوب است که هم محرومیت جزیره را نشان می دهد و هم نمادی از دریا است و این تلنگری شد تا انتخابم را انجام دهم. بعد از همه دختران خواستم که هر کدام وسایل مورد علاقه شان را بیاورند و جالب بود که یکی از آنها گردنبند تیم پرسپولیس را آورد و خیلی سفت و سخت طرفدار این تیم بود و بقیه بچه ها که علاقه مندی ها و یادگاری هایشان و چیزهایی که دوست داشتند را آوردند.

خالق مجموعه عکس "دختران دریا" گفت: برای عکاسی از زنان این جزیره باید ارتباط خیلی قوی با آنها برقرار کنی و من دوست داشتم که چنین مجموعه ای را تهیه کنم چون پوشش زنان این منطقه همین است و چادرهای خاص رنگی و طرحدار می پوشند. البته مجموعه من نیاز دارد که بیشتر روی آن کار کنم و آن را قوی تر کنم، با موارد و نقدهایی که افراد مطرح می کنند فکرهای جدیدی به ذهن من رسیده که دوست دارم این مجموعه را ادامه دهم و آن را قوی تر کنم.

زندگی دو زن تنها در ۱۰ قاب

سارا رستمی، مجموعه ای به نام "یک روح در دو جسم" را تهیه کرده که در آن به زندگی دو زن تنها می پردازد؛ او در این باره به ایسنا گفت: برای کار کردن بر روی موضوع زن در اجتماع؛ اولین ایده ای که به ذهنم رسید درباره سالمندان بود به این خاطر که همیشه ذهنم درگیر این بود که اگر یک زمانی من پیر بشوم چه کسی از من مراقبت خواهد کرد و مهمترین دلیلم این بود که در زمان های قدیم خیلی به پدربزرگ ها و مادربزرگ ها احترام می گذاشتند اما به مرور زمان این ارزش ها رنگ باخته و در حال از بین رفتن است و من گفتم بیاییم و از خودمان شروع کنیم و یک تلنگری به خودمان بزنیم. از الان به بچه هایمان یاد بدهیم که حیف است این آدم‌ها را به راحتی کنار بگذاریم. اینها آدم‌های کمی در زندگی ما نیستند و سختی های زیادی را تحمل کرده اند تا به اینجا رسیده اند. خدا کند کسانی که این مجموعه را می بینند از الان شروع کنند و یک احساسی در آنها به وجود بیاید که با بزرگترهایشان ارتباط بیشتری داشته باشند.

او ادامه داد: این مجموعه تقریبا ۳ ماه طول کشید و کار و مسیر رفت و آمد من خیلی سخت بود. شب ها آنجا می ماندم و در واقع با آنها زندگی کردم تا بتوانم تمام این زندگی را در حد توان به تصویر بکشم. این دو زن ۸۴ ساله و پرستار ۵۵ ساله او مجرد و تنها هستند و حدود پنج سال است که در این خانه و با هم زندگی می کنند.

این عکاس در پاسخ به اینکه چقدر توانسته در به تصویر کشیدن هدفش موفق باشد، گفت: تقریبا از صد درصد کسانی که به نمایشگاه امدند و کار را دیدند ۷۵ درصد تاثیر گرفتند و یک سری آدم های مسن که می آمدند اشک در چشمانشان بود و یا بقیه که یاد پدربزرگ ها و مادربزرگ هایشان افتادند و می گفتند عکس‌ها ما را به دهه پنجاه بُرد.

می خواستم زندگی کپرنشینی را نشان دهم

محسن زارعی، عکاس مجموعه "زنان بَشَکرد" است که به زندگی کپرنشینی در روستای سگَرکن از توابع شهرستان سردشت یا همان بشاگرد پرداخته است، او به ایسنا می گوید: این مجموعه را قبلا گرفته بودم و گوشه هایی از روستایی در هرمزگان است که اوایل امسال رفتم و مربوط به زنان این روستا و بخشی از کارهای روزمره ای است که انجام می دهند چون مدت کوتاهی آنجا بودم.  

وی افزود: ظهر یک روز در اردیبهشت ماه به ترمینال رفتم تا به بندرعباس بروم. از آنجا به میناب رفتم و بعد به من گفتند نزدیک سردشت روستاهای کپرنشین وجود دارد، پس از چند جابجایی به سردشت رسیدم و آنجا با ۲ نفر از همان روستا آشنا شدم تا من را به سگرکن برسانند. حدود ۳ تا ۴ ساعت در کوهستان های کشک (به زبان محلی) بودیم تا به روستا رسیدیم و پس از رسیدن به روستا شاهد بارندگی بودیم و خوبی آن این بود که خانواده ها به بیرون و رودی که از کنار روستا می گذشت، آمده بودند.

زارعی در پاسخ به اینکه منظورش از تهیه این عکس‌ها چه بوده است، گفت: می خواستم زندگی کپرنشینی را نشان دهم و این اولین عکس‌های مجموعه کپرنشینان است و قصد دارم که از کل کپرنشینان ایران عکس بگیرم.

این عکاس جوان با بیان اینکه من عکاسی را برای خودم یک رسانه می دانم نه یک هنر، تصریح کرد: تمام حرف هایی که می خواستم بگویم را اجازه دادم تا مخاطب تصمیم گیری کند. من نمی خواستم پیام خاصی را انتقال دهم و گذاشتم تا خود مخاطب بعد از دیدن عکس‌ها برداشت کند و نمی‌خواستم بگویم که این افراد فقیر هستند یا پولدار و یا خوشحال هستند یا ناراحت. همه چیز را گذاشته بودم برای بیننده و در عکس‌هایم نمی ‌خواستم قضاوت کنم.

دنیای رنگی و دغدغه های دو زن

پریسا جفره ای، خالق مجموعه "دنیای رنگی" به ایسنا می گوید: مجموعه من درباره زنانی بود که با وجود نقص عضوی که داشتند در اجتماع فعالیت داشته و موفق هم هستند. بعضی از عکس‌ها کارگردانی شده است و البته از خود سوژه ها مشورت گرفتم و پرسیدم که مثلا ایرن چه چیزهایی تو را خوشحال می کند و چه چیزهایی ناراحتت می کند. چه چیزهایی به تو امید می دهد و اصلا دغدغه ات چیست؟

او با اشاره به اینکه می خواستم هم امید را در مجموعه ام نشان دهم و هم اعتراض، ادامه داد: اعتراض را در عکسی نشان دادم که کمبودها و نواقص و مشکلات مبلمان شهری برای افراد دارای معلولیت نمایان شده و امید را در عکسی که تمرین گیتار می‌کنند و یا جایی که مشغول کار هستند یا کتاب نوشتن، نقاشی و دیگر فعالیت های عادی روزمره دیگر...

جفره ای اظهار کرد: سوژه مجموعه عکس من دو نفر به نام های "ایرن" و "رقیه" هستند که با وجود محدودیت های موجود جامعه، موفق شده اند نقش برجسته ای داشته باشند. چه از لحاظ تحصیلات دانشگاهی و کسب علم و دانش و چه در حوزه هنر و مهارت های دیگر. ایرن کارشناس ارشد علوم اجتماعی و روزنامه نگار است و اهل مطالعه و رقیه دانشجو است، کتاب نوشته و ساز می زند و... که این دو نفر با تمام مشکلات و محدودیت ها سعی کرده اند مبارزه کنند و مسیر را ادامه بدهند.

این عکاس با بیان اینکه امیدوارم توانسته باشم گوشه ای از دغدغه ها و مشکلات این قشر را نشان بدهم، عنوان کرد: این دو نفر سعی دارند مثل بقیه زندگی کنند، درس می خوانند، می‌نویسند، کتاب می خوانند، تفریح و خرید می روند، هنرمند هستند، تدریس می‌کنند و کلا به دنبال علاقمندی‌هایشان می روند و حتی از کسانی که به اصطلاح دارای نقص عضو نیستند هم فعال تر و موفق تر هستند، اما در عین حال از مشکلات مبلمان شهری رنج می‌برند و معتقد هستند که نباید نیاز به همراه داشته باشند و همه تلاششان این است که کارهایشان را به تنهایی و مستقل انجام دهند.

***

به گزارش ایسنا، شاید اینها بخشی از دغدغه‌های زنان و دختران جامعه باشد و شاید هم هیچکدام به پای دغدغه‌های بزرگشان نرسند امّا نشان دادن بخشی از زندگی‌های واقعی که در کنار هیاهوی دنیا و روزمرگی های زنان در اجتماع رخ می دهد ارزشمند است. امید که این رویدادهای فرهنگی شروعی برای رسیدن به روزهای بهتر برای همراهی و همپایی و رشد برابر زنان و مردان در اجتماع باشد.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha