• شنبه / ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۹ / ۰۹:۲۸
  • دسته‌بندی: اصفهان
  • کد خبر: 99021308742
  • خبرنگار : 50320

پای صحبت های معلمی که با فقر و سرطان می جنگد؛

به بچه‌ها یاد می‌دهم؛ امید داشته باشند

به بچه‌ها یاد می‌دهم؛ امید داشته باشند

ایسنا/اصفهان روز معلم، روز عاشقانی است که امید را نه در کلام که در عمل به فرزندان این مروز و بوم می آموزند. آنها که پرتلاش اما بی ادعا، وجودشان همچون شمعی فروزان برای بچه هایی است که گرچه از بسیاری از نعمت های مادی این دنیای بزرگ محروم، اما سرشار از استعداد و توانایی اند.

صبح یکی از روزهای اردیبهشتی، جایی در شهر اصفهان، در مدرسه ای که مدیر آن نمی خواهد نام و نشانی از آن برده شود، به دیدار معلمی می روم که سال های عمر خود را وقف دانش آموزانش کرده و حالا چندسالی است مدیر مدرسه ای شده که بیشتر دانش آموزانش کودکان کار، بچه های بدسرپرست، بی سرپرست و اقشار آسیب دیده جامعه اند.

به گزارش ایسنا، آقای ملکوتی از ابتدای مصاحبه نمی خواهد از خودش حرفی بزند و تاکیدش بر نشان دادن کارهایی است که در این مدرسه با کمک خیران برای دانش آموزانش انجام داده است. او درحالی که همزمان با بیماری سرطان می جنگد، خالصانه و عاشقانه برای باز نماندن کودکان آسیب دیده جامعه از تحصیل تلاش کرده و هر بار مثل پدری دلسوز و نگران، با نام بردن از بچه ها، اشک در چشمانش حلقه می زند.

بعد از بازدید از تمام بخش های مدرسه، آقای ملکوتی برایم از انگیزه تلاش هایش برای دانش آموزان محروم این مدرسه می گوید و امیدها و آرزوهای بزرگی که در سر دارد؛ آرزوهایی که نه تنها سرطان مانع آن نشده، بلکه انگیزه ای برای فعالیت های بیشتر شده است.

در ادامه به مناسبت گرامیداشت روز معلم گفت و گوی ایسنا با معلمی را می خوانید که در عمل ثابت کرده عاشق دانش آموزانش است و برای تک تک آنها آینده ای روشن می خواهد.

چطور شد به این مدرسه آمدید؟

امسال سی و دومین سال فعالیتم در آموزش و پرورش است، پنج سال پیش با انتخاب خود به این مدرسه آمدم، البته فرصت کارهای دیگر در بخش اداری و غیر اداری هم برایم فراهم بود، ولی خودم انتخاب کردم که در یک مدرسه محروم کار کنم.

از کارهایی که در این مدرسه انجام داده اید برایمان بگویید.

این مدرسه قدیمی است و نزدیک ۴۰ سال از عمر آن گذشته. پنج سال پیش وقتی به این مدرسه آمدم فضا کاملا فرسوده و پر از خرابی بود، درحالی که امروز سیستم فاضلاب مدرسه کاملا اصلاح شده، دیوارهای مدرسه شستشو، بازسازی و زیباسازی شده، سرویس بهداشتی فرنگی و ایرانی، حمام با وسایل بهداشتی برای بچه های کار احداث شده و تمام کلاس ها کولر و سیستم تهویه هوا دارند. موتورخانه مرکزی و اتوماتیک برای گرمایش کلاس ها، کپسول بزرگ و قابل حمل اطفاء حریق، نمازخانه و سایت کامپیوتر، کتابخانه، دیتاشو در تمام کلاس ها و زیراکس رایگان و آزمایشگاه از دیگر امکاناتی است که در این مدرسه ایجاد شده، به طوری که شاید حتی بهترین مدارس شهر اصفهان هم چنین امکاناتی نداشته باشند، اما اینجا و در یکی از مناطق محروم شهر اصفهان تمام امکانات یک مدرسه خوب را فراهم کرده ایم.

این کارها نیاز به هزینه زیادی دارد، هزینه ها را چطور تامین کردید؟

این اقدامات طی ۵ سال انجام شده و یک شبه اتفاق نیفتاده است، ضمن اینکه خیران زیادی پا به پای ما آمدند. شبانه روز دنبال خیران هستم و به لطف خدا آنها هم وقتی می بینند کار شده به میدان می آیند. به عنوان نمونه سال گذشته تمام لباس های فرم دانش آموزان را خیران آماده و اهدا کردند. برای سایر هزینه ها هم همینطور است، اینجا از دانش آموزان نه تنها هزینه ای دریافت نمی کنیم، بلکه کمک هایی هم در قالب جایزه به همه دانش آموزان اهدا می کنیم.

چند کلاس و چند دانش آموز دارید؟

امسال ۱۳ کلاس و ۴۶۰ دانش آموز داریم. فقط یک دفتر برای کادر آموزشی داریم و بقیه اتاق ها را به کلاس درس تبدیل کردیم. همانطور که می بینید حتی بیشتر از مدارس دیگر امکانات داریم. یک فضای مخروبه پشت مدرسه بود که آنجا را هم آسفالت و آماده کردیم تا بچه ها استفاده کنند. البته باید بگویم که همه این فضاهای فیزیکی برای فضای معنوی که بچه ها به آن نیاز دارند، ایجاد شده است.

فضای معنوی مدرسه شما چه ویژگی دارد؟

ما رقابت را در این مدرسه تبدیل به رفاقت کردیم، اینجا بین دانش آموزان ما هیچ رقابتی نیست، درحالی که در مدارس دیگر فقط رقابت حاکم است. اینجا وقتی میزهای جایزه و تغذیه می چینیم بچه ها خیلی دوستانه می آیند و سهم خودشان را بر می دارند و اینقدر مناعت طبع دارند که هیچ وقت بیشتر از سهم خودشان بر نمی دارند. ما یک حیاط پویا داریم و سه زنگ بچه ها آزاد هستند از اسباب بازی ها استفاده کنند، این فضا اینقدر آرامش دارد که وقتی شما وارد مدرسه می شوید اصلا احساس نمی کنید ۴۶۰ دانش آموز اینجا مشغول بازی هستند. در مناسبت های مختلف همیشه جشن می گیریم و در کنار برنامه های شاد، از بچه ها و خانواده ها یا سرپرستان شان که بیش از دو هزار نفر می شوند پذیرایی می کنیم. هر روز در مدرسه میز نان داریم که بچه هایی که صبحانه نخورده اند بتوانند به مقداری که نیاز دارند نان بخورند، همچنین به خاطر فقر تغذیه ای که بیشتر بچه ها دارند هفته ای یک مرتبه تخم مرغ و با نظرسنجی از خودشان، میوه یا غذای مورد علاقه شان را می دهیم. به غیر از اینها بن های مواد غذایی آماده می کنیم و در اختیار خانواده ها قرار می دهیم. این را هم باید بگویم که ما یک مدرسه دوست دار محیط زیست هستیم و بچه ها اصلا ظروف یک بار مصرف استفاده نمی کنند. داخل  کلاس ها هم هیچ پسماندی نمی بینید، چون نظافت کلاس ها با خود بچه هاست مثل مدارس کشور ژاپن و می بینید که همین الان هم چقدر کلاس ها مرتب و تمیز است.

بیشتر دانش آموزانی که در این مدرسه تحصیل می کنند از خانواده های محروم و یا آسیب دیده هستند؟

بیشتر بچه ها شرایط خاصی دارند و از اقشار آسیب دیده جامعه هستند، اما این را هم باید بگویم که ما نزدیک به ۱۰۰ دانش آموز داریم که از لحاظ وضعیت مالی مشکلی ندارند، حتی وضعیت مالی و موقعیت اجتماعی خوبی دارند، اما والدین آنها که اهداف ما را می دانند داوطلبانه فرزندانشان را در این مدرسه ثبت نام کرده اند تا در کنار بچه های دیگر قرار گرفته و راه و رسم زندگی، سختی ها و داشتن و نداشتن ها را یاد بگیرند.

بچه ای که از لحاظ مالی محروم است از لحاظ ذهنی محروم نیست، ما دانش آموزان تیزهوشی داریم که رتبه های برتر کشوری و استانی به دست آورده اند. به عنوان نمونه حجم هایی که درک آن شاید برای دانش آموزان عادی مشکل باشد، واحدهای پول، حساب، سرود خواندن و کار دستی دانش آموزان ما از بقیه دانش آموزان مدارس دیگر خیلی بهتر است.

ملاک شما برای ثبت نام دانش آموزان در این مدرسه چیست؟

ملیت، قومیت و ثروت اصلا برای ما ملاک نیست، ما شرایط بچه ها را بررسی و بعد از آن برای اینکه بچه ای با هر شرایط زندگی از تحصیل محروم نماند او را در این مدرسه ثبت نام می کنیم.

در کنار آموزش های تحصیلی، بچه ها اینجا چه چیزهای دیگری یاد می گیرند؟

بیشتر بچه ها بین ۱۰ تا ۳۰ هزار تومان در روز از جمع آوری پسماند درآمد دارند، اما وقتی به مدرسه می آیند و نصف روز کار می کنند بین ۵ تا ۱۵ هزار تومان درآمد دارند که کمک خرجی برای خانواده هایشان است. ما شرایط بچه ها را می دانیم و به خاطر همین در مدرسه به آنها فکر زیبا می دهیم، مثل اینکه به سمت زباله نروند، بروند سراغ کارهای فنی، تعمیر ماشین، آپاراتی، قفل سازی و ... دانش آموزان ورودی مدرسه ما نگاهشان به جمع آوری پسماند است، ولی کم کم کمک می کنیم و آنها را به کارگاه های مطمئن می فرستیم تا هم کار یاد بگیرند و هم درآمد داشته باشند. دانش آموز کلاس اول ما دو سال است کار کرده، یعنی از پنج سالگی کار کرده است، اما همین دانش آموز در مدرسه نگاهش تغییر می کند و حرفه ای یاد می گیرد. در کنار این، آموزش های دیگری مثل توانایی نه گفتن، دریافت پول در ازای کار و ... می بینند. اگر دانش آموزان مشکلی داشته باشند به مشاور و روان شناس ارجاع می شوند و خوشبختانه هم والدین و هم دانش آموزان اینجا را قابل اعتماد می دانند و می خواهند در این مدرسه درس بخوانند.

در دوران کرونا و تعطیلی مدرسه هم با دانش آموزان ارتباط داشتید؟

در زمانی که مدارس تعطیل بود علاوه بر حفظ ارتباط آموزشی با دانش آموزان، یکسری ژتون آماده کردیم تا در دوران کرونا، مرغ، برنج، روغن و کالاهای مورد نیاز بین خانواده دانش آموزان تقسیم کنیم. جالب است که همه فکر می کنند بچه ها می آیند این مواد غذایی را می برند و چیزی اینجا باقی نمی ماند، ولی وقتی به دانش آموز زنگ می زنم، می گوید من نیازی ندارم. اینقدر مناعت طبع دارند که هیچ وقت مستقیم به آنها چیزی نمی دهیم، بلکه به صورت جایزه و انبوه به همه می دهیم، بچه های ما حاضرند کار کنند ولی حاضر نیستند کمکی از بیرون قبول کنند.

مهمترین هدفی که در این مدرسه دنبال می کنید چیست؟

همانطور که اشاره کردم ما می خواهیم بچه ای از تحصیل محروم نماند، به خاطر همین اینجا پذیرای همه بچه ها هستیم و ثبت نام آنها را بدون هیچ هزینه ای انجام می دهیم. در عین حال کرامت انسانی بچه ها باید حفظ شود و هیچ کمکی را به بدون دلیل به بچه ها نمی دهیم، بلکه در قالب جوایز گروهی به همه بچه ها تعلق می گیرد. خوشبختانه حمایت های زیادی هم داریم، به عنوان نمونه بارها شده که رئیس آموزش و پرورش ناحیه ۴ اصفهان از هزینه شخصی خودش به مدرسه کمک کرده و همینطور مسئولان دیگر که همیشه پیگیر مسائل مدرسه هستند و تلاش می کنند کمبودی وجود نداشته باشد. چند روز پیش معاون آموزش ابتدایی اداره کل آموزش و پرورش استان برای شبکه شاد با من تماس گرفتند و گفتند چند نفر از دانش آموزان شما دسترسی به این شبکه ندارند و خیلی تاکید داشتند که در آموزش این بچه ها وقفه ای به وجود نیاید. همین طور خیرانی که هر زمانی خواستم اسمشان را بیاورم اجازه نداده اند و اگر آنها نبودند و همینطور همکارانم در مدرسه که با عشق اینجا کار می کنند، اصلا نمی توانستیم کاری کنیم، آن هم در مدرسه ای که بیشتر دانش آموزان شرایط خاص زندگی دارند و حتی روزهایی می شود که بدون کتاب و وسیله به مدرسه می آیند.

شیرین ترین خاطره ای که از دوران کار در این مدرسه دارید چیست؟

همه روزهای کار برایم شیرین است، اما اگر بخواهم یک نمونه بگویم همین دو ماه پیش بود که برای بچه ها کفش جایزه آورده بودیم. فردای آن روز مادر یکی از بچه ها به مدرسه آمد و گفت پسرم برای خواهرش کفش آورده و معلوم شد کفش شماره پای خواهرش برداشته بود. گفتم بیا یک جفت هم برای خودت بردار، قبول نکرد و گفت جایزه من همان یک جفت بود که برداشتم.

بزرگترین آرزویی که دارید چیست؟

اینجا اولین مدرسه کودکان کار است و بعد کم کم در شهرهای دیگر چنین کاری را شروع کردند. دوست داشتم این توان را داشتم که برای همه کودکان کار در کشور مدرسه می ساختم، این آرزوی من است. الان دانش آموزان این مدرسه در مقاطع بالاتر و در مدارس خوبی که اسم نمی برم مشغول تحصیل هستند، به خاطر استعداد بالایی که داشتند به این مدارس معرفی شدند و آنها هم ثبت نام شان را انجام دادند. ای کاش این توانایی را داشتم که این کار را توسعه می دادم.

چرا چنین آرزویی دارید، اصلا چطور شد این کار دغدغه شما شد؟

پدرم هم فرهنگی است و من نیز سال ۱۳۴۴ در آموزش و پرورش استخدام شد. از بچگی به خاطر دارم که پدرم در مناطق محروم فعالیت می کرد، برای ساخت مدارس و جذب بچه های محروم به مدرسه و تشویق آنها به تحصیل در کنار پدرم بودم. این عشق و علاقه از پدرم به من رسید. زمانی با پای پیاده، بعد با دوچرخه، ژیان، پیکان و حالا با یک پراید همیشه به سراغ بچه هایی می روم که شرایط زندگی خوبی ندارند و کمک های خیران را به دست آنها می رسانم چون این کار را از بچگی یاد گرفته ام و عاشق این کار هستم.

 اگر این بچه ها را ببینید اصلا دلتان نمی خواهد رهایشان کنید. اینقدر که بچه های با محبت و با معرفتی هستند. من آدرس همه بچه ها را دارم و به در خانه هایشان می روم. این مدت هم خودم و همکارانم مدام پیگیر حالشان بوده ایم که خدای نکرده مشکلی برایشان پیش نیامده باشد.

صبح که از خانه بیرون می آیم شب بر می گردم. ساعت ۶ تا ۸ شب هم می روم پای تنور نان در می آورم و برای بچه ها بسته بندی می کنم چون اگر من پشت تنور نباشم بچه ها راحت نیستند بیایند نان رایگان ببرند. البته توان بدنی زیادی ندارم، چون سرطان دارم و شیمی درمانی و پرتو درمانی ام نزدیک ۴ سال است طول کشیده و کورتن مصرف می کنم. من بچه جنگ و جبهه ام و مجروحیت جنگی و آلودگی به مواد شیمیایی دارم، اما اعتقاد دارم که آن زمان باید در جبهه جنگ تحمیلی می جنگیدم و این زمان جبهه دیگری. دلم نمی خواهد هیچ کجای دنیا بگویند بچه های ایران از تحصیل محروم اند و تا آخرین قطره خون می ایستم تا کسی نتواند علیه کشورم تبلیغات منفی کند.

به همه کسانی که سرطان دارند هم می گویم نا امید نباشند، من به بچه هایم یاد می دهم امید داشته باشند. همیشه حتی در جمع سرطانی ها هم می گویم بعد از سرطان زندگی تازه شروع می شود. همه بچه های مدرسه می دانند من با وجود بیماری نفر اولی هستم که به مدرسه می آیم و این کار به من انگیزه می دهد. در این مدرسه ما کنار هم هستیم و به هم کمک می کنیم.

بزرگترین پاداشی که به عنوان یک معلم گرفته اید چیست؟

یک مکانیک وقتی ماشینی تعمیر می کند با دیدن آن لذت نمی برد، ولی من با انسان سر و کار دارم و از رشد و پیشرفت او با تمام وجود لذت می برم. اولین دانش آموزی که داشتم امروز یکی از مسئولان شهر اصفهان است، همینطور خیلی از شاگردانم امروز خودشان معلم هستند. افتخار می کنم معلم هستم و اعتقاد دارم لذتی بالاتر از این نیست که به یک انسان راه درست را نشان دهیم.

برای بچه های این مدرسه هم آینده روشن می بینید؟

قطعاً، ما بچه های المپیادی و رتبه های برتر وزرشی و علمی داریم. همیشه به بچه ها می گویم فقر و بیماری ترمز زندگی نیست. خیلی ها فکر می کنند کسی که فقیر باشد نمی تواند زندگی و پیشرفت کند، درحالی که باید بچه های مدرسه ما را ببیند، این بچه ها اگر پول ندارند، استعداد، انگیزه و انسانیت دارند. اگر بین این بچه ها کار کنید فکر نمی کنم بعد از آن دلتان بخواهد هیچ شغل دیگری داشته باشید.

برای روز معلم چه پیامی برای همکارانتان دارید؟

معلمی تنها شغلی است که باید با عشق شروع شود و ادامه پیدا کند، اگر عشق نباشد کسی معلم نمی شود. من دست معلمی را می بوسم که در این شرایط با پول خودش برای بچه های ما لباس و وسیله و کفش می خرد، برای بچه ها گوشی و بسته اینترنتی خریده تا بچه ای از تحصیل باز نماند. اینها فقط عشق می خواهد و چیزی جز این نیست:

 معلم چراغی است افروخته

 که تا چشم برهم نهی سوخته

و صحبت پایانی؟

من ۳۳ سال است که در آموزش و پرورش کار می کنم و ۲ سال دیگر بازنشسته می شوم. بعد از بازنشستگی قصد دارم مدرسه یا خیریه ای مخصوص کودکان کار تاسیس کنم و همین الان هم زندگی ام را وقف این بچه ها کرده ام، از مسئولان هم می خواهم کمک کنند تا بتوانیم بیشتر و بهتر از این بچه ها حمایت کنیم.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
avatar
۱۳۹۹-۰۲-۱۳ ۰۹:۴۶

سلا بر شما و ممنون بابت این مصاحبه، خداوند امثال این معلم را در ایران زیاد کند...خدا عمر با عزت و سلامتی و خیر فراوان به ایشان عطا کند. همچنین به شما که ایشان را معرفی کردید.

avatar
۱۳۹۹-۰۲-۱۳ ۱۰:۰۱

با درود به همت این معلم، و سپاس از خانم شفیعی برای تهیه این گزارش که گوشه ای از واقعیت نظام آموزشی ما را پیش چشم جامعه نمایان کرد.