• یکشنبه / ۱۵ تیر ۱۳۹۹ / ۱۴:۳۹
  • دسته‌بندی: قم
  • کد خبر: 99041511177
  • خبرنگار : 50336

/سلسله نشست‌های مجازی حدیث کرامت/

شرح راهبردهای ابناء الرضا(ع) برای تثبیت مساله مهدویت

شرح راهبردهای ابناء الرضا(ع) برای تثبیت مساله مهدویت

ایسنا/قم استاد تمام دانشگاه باقرالعلوم(ع) به راهبردهای ائمه اطهار(ع) برای ثبیت مساله مهدویت در میان جامعه شیعیان و جهان اسلام اشاره کرد.

دوازدهمین نشست از سلسله نشست‌های مجازی "حدیث کرامت" که به همت نمایندگی قم بنیاد پژوهش های آستان قدس رضوی و جهاددانشگاهی و با حضور و ارایه بحث حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر بهروزی لک برگزار شد.

وی در ابتدای این نشست، گفت: به فرزندان امام رضا، یعنی امام جواد، امام هادی و امام حسن عسکری(ع) «ابناء الرضاء» گفته شده است. شاهد آن هم نقل هایی است که در آن از امامان مذکور به عنوان «ابناء الرضا» تعبیر شده است.

وی افزود: راه کارهای بنی الرضا(عج) در آماده سازی شیعیان برای دوره غیبت و پذیرش امام زمان(عج) از مسایل بسیار مهمی است که در این زمینه چند راهبرد به کار برده شده است.
پذیرش امام خردسال
وی اظهارکرد: اصل پدیده امامت امام جواد(ع) در سنین کودکی، بر حکمت خداوند مبتنی بود؛ ولی ایجاد مقبولیت امام و رهبر و خلیفه الهی در سنین کودکی نزد مردم و گردن نهادن به اطاعت از امام در سن کودکی آن حضرت اهمیت بسزایی داشت که نقش امام رضا(ع) در شکل گیری این پذیرش در منابع متعدد آمده است.

وی گفت: حاصل کلام امام رضا(ع)، پاسخ به سوالات مطرح شده و شبهات به وجود آمده بود؛ اما آنچه امام جواد(ع) بر عهده داشت، عینیت بخشیدن به پاسخ‌ها در توانمندی یک کودک در عهده داری مسئولیت خطیر امامت و خلافت الهی است. لذا وقتی بزرگان عباسی، به مأمون اعتراض کردند که اگر ابن الرضا، محمد بن علی(ع) را برای ازدواج دخترش در نظر گرفته است، حداقل مهلت بدهد تا او متأدب گردد و در دین فقیه شود؛ مامون گفت: وای بر شما ایشان از اهل بیتی است که علم آنان از خدای تعالی و الهام الاهی است.

وی افزود: همین نحوه فعالیت و تلاش در زندگانی امام هادی(ع) تکرارشد. در آن زمان متوکل جلسه‌ای ترتیب داد و ابن سکیت از عالمان بنام آن ناحیه را در مقابل امام هادی(ع) (که در سن کودکی بود) قرار داد. در این جلسه پاسخ‌های کامل امام باعث شد که متوکل به ابن سکیت بگوید: «بس کن!». بنابراین، در پی سیره امام جواد و امام هادی؟عهما؟ در یک دوره چند ده ساله در برابر بزرگان و عالمان عصر خود و نظاره گری و رضایتمندی شیعیان، جامعه شیعه در خود برای پذیرش امام در سن کودکی آمادگی لازم را پذیرا شده بود.
 

ایجاد آمادگی بر عدم دسترسی به امام
پژوهشگر و نویسنده تاریخ اسلام یادآورشد: شیعه در طول تاریخ همجواری با امام، برای نجات از انحرافات اعتقادی و دریافت پاسخ سوالات و ابهامات آموزه‌های دینی به طور متداول با برخورداری از حضور فیزیکی و بی واسطه امام از سلسله نبوت و وحی الاهی پاسخ‌ها را درمی‌یافت و با آرامش خاطر طی مسیر می‌کردند؛ با آغاز غیبت، این مسیر با چالش مواجه شد و نقش بسیار برجسته بنوالرضا(ع) آن بود که با راهکارهایی متعدد جامعه شیعه را برای گذر از این چالش ها آماده کردند.
وی گفت: ایجاد احساس بی نیازی از برخورداری ظاهری یکی از این راهکارهااست. امام گاهی امام با تبیین جایگاه وکلا، شیعیان را به سمت عدم نیاز به دیدار سوق می‌دادند. درواقع وکلای امام، کانال عمده ارتباطی بین شیعیان با آن حضرت بودند. این وضعیت در عصر امام عسکری(ع) نیز ادامه داشت.

وی افزود: امام حسن عسکری(ع) در پی نصب و معرفی وکیل خود، ابراهیم بن عبده، به جایگاه والای او در وثاقت و امین بودنش سخن به میان آوردند و این که هیچ عذری از افراد در ترک اطاعت از او پذیرفته نیست. در حقیقت این گستره از مقام و اختیارات وکلا و به‌کار بردن واژه عصیان در ترک اطاعت ابراهیم و دادن لقب، اولیا به او؛ گویای تلاش امام برای اعتماد شیعیان به وکلا و مقدمه چینی برای آغاز غیبت است.

وی گفت: از ظاهر روایت بر می‌آید امام در مدینة الرسول هستند. امام جواد(ع) با این که می‌دانند چندی دیگر خودشان به بغداد فرا خوانده خواهند شد و بعد از ایشان امام هادی(ع) هم به سامرا و دیگر آن جا مکان امامت است. ملاحظه می‌شود که حضرت به ابهام در مکان زندگی حضرت با واژه «حیرت» و «لا أین» اشاره دارند؛ ولی به شهر مدینه به طور خاص اشاره می‌کنند. لذا با توجه به پنهان زیستی امام زمان(عج)، در حقیقت امام جواد(ع) شیعیان را برای وضعیت خاص امام عصر(عج) آماده می‌کنند.
 

نص بر امامت حضرت مهدی(عج)
وی گفت: از مهم‌ترین کارکردهای بنی‌الرضا(عهم) در زمینه سازی غیبت نص انبیاء‌الرضا بر امامت حضرت است. یکی از ادله قطعی دال بر امامت امام، تصریح امام قبل بر امامت امام بعد است. لذا یکی از دلایلی که شیعیان را در عصر غیبت از تحیر و سرگردانی می‌رهاند، نصوص دال بر امامت حضرت مهدی(عج) بود و تصریح ابناء الرضا(عهم) بر امامت حضرت مهدی(عج) اعتقادی راسخ در شیعه به‌وجود آورد که در حقیقت نگاه شیعه را به امامت فرزند امام حسن عسکری(ع) بعد از ایشان سبمت و سو داد.
وی تصریح کرد: در این زمینه امام هادی(ع) فرمودند: « إِنَّ الْإِمَامَ بَعْدِی الْحَسَنُ ابْنِی، وَ بَعْدَ الْحَسَنِ ابْنُهُ الْقَائِمُ؛ امام بعد از من پسرم حسن و بعد او فرزندش، قائم است». نیز امام حسن عسکری(ع) فرمودند: «أَنَّهُ لَمَّا حَمَلَتْ جَارِیَةُ أَبِی مُحَمَّدٍ(ع) قَالَ سَتَحْمِلِینَ ذَکَراً وَ اسْمُهُ مُحَمَّدٌ وَ هُوَ الْقَائِمُ مِنْ بَعْدِی؛ چون جاریه امام عسکری(ع) باردار شد به او فرمود: «تو حامل پسری هستی که نامش محمّد است و او قائم پس از من می‏باشد».

وی گفت: از هر یک از ابناء الرضا(عهم) روایات متعددی دال بر امامت حضرت وجود دارد که جهت اختصار به دو روایت مذکور بسنده شد. برای دیدن این روایات می‌توان به کمال الدین رجوع کرد. نفی مهدی موعود بودن ابناء الرضا(عهم) یکی از برنامه‌های امامان  بود.

وی افزود: در همین زمینه روایاتی از امام هادی(ع) دال بر معرفی امام عصر(عج) وجود دارد و مبنی بر این که شیعه در آینده باید منتظر مهدی موعود در روایات باشد؛ نه اکنون. لذا حضرت فرمودند: امام پس من، فرزندم، حسن و امام بعد از ایشان، فرزندش، قائم(عج) است که خداوند به ‌واسطه ایشان جهان را پر از عدالت خواهد کرد؛ آن‌گونه پر از ظلم گردیده است. علت این تلاش مشخص است: در صورت فقدان آمادگی و زمینه‏های لازم، غیبت ناگهانی امام معصوم، برای شیعیان که دو و نیم قرن از نعمت حضور امامان معصوم(عهم) بهره‏مند بودند؛ می‏توانست واقعه‏ای غیر منتظره و مشکل‏آفرین باشد. چنین حادثه‏ای در طول تاریخ کم نمونه و عجیب بود.

وی گفت: ارتباط با شیعیان از پس پرده، روش گوناگونی ارتباط، ارتباط با نامه و... از جمله راهبردهایی بود که در این زمینه پیگری شد.

بهروزی لک بیان کرد: نامشخص وانمود کردن مکان حضرت
از جمله راهکارهایی است که ائمه ما در این زمینه دنبال کردند. یکی از زمینه سازی‌های ابناء الرضا(عهم) در زمان غیبت، ایجاد آمادگی در مردم برای اطاعت از امامی است که مکان زندگی ایشان مشخص نیست. راوی می‌گوید: خدمت امام حسن عسکری(ع) رسیدم و عرض کردم: صاحب امر چه کسی است؟ حضرت فرمود: «پرده را کنار بزن!» پس پسر بچه ای هشت الی ده ساله خارج شد. با این کار امام صاحب‌ امر پس از امام معلوم شد. حاصل این تلاش ابناء الرضا(عهم) اتحاد تاریخی شیعه به واسطه اهل بیت(عهم) در معرفی دوازدهمین وصی، به‌ عنوان مهدی موعود(عج) در روایات .

رازگشایی از ولادت و غیبت
استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) بیان کرد: دو مسئله مهم که شیعه در آغاز غیبت، با آن مواجه می‌شد و برای آن پاسخ مناسبی نداشت؛ بحث ولادت و مسئله غیبت بود که چون شیعه در آستانه امامت حضرت مهدی(عج) با پدیده ای جدید به اسم غیبت حجت خدا روبه‌رو می‌شد (که در بطن آن شک به اصل ولادت نهفته بود) ابناء الرضا(عهم) را بر آن داشت که از قبل، زمینه پذیرش این دو مسئله را برای شیعیان هموار کنند و از وقوع آن خبر دهند.
وی گفت: اشاره به ولادت در عین رازداری از جمله سیاست های ائمه در خصوص ولادت و غیبت امام هستند. بررسی مشکلات پیش روی مهدویت برای شیعیان در عصر امام زمان(عج) باعث شد ائمه ابناء الرضا(عهم) تا آن‌جا که ممکن بود تلاش خود را به کار گرفتند تا از وقوع شبهه بر این مسئله ولادت پیشگیری کنند. طرح مسئله مهدویت قبل از ولادت امام مهدی(عج) را می‌توان دلیلی قوی براین نکته دانست.
وی افزود: از امام هادی(ع) در خصوص ولادت حضرت ولی عصر(عج) سؤال شد؛ ایشان فرمودند: «صاحب این امر کسی است که مردم در ولادتش به شک می‌افتند». البته این نکته مهم است که امام هادی(ع) اصولاً در معرفی امام حسن عسکری(ع) به عنوان جانشین مستقیماً و صراحتاً مطلبی عنوان نمی‌کردند و جانشینی محمد فرزند بزرگ‌تر خویش را صریحا رد نمی‌فرمودند.

وی یادآورشد: از امام حسن عسکری(ع) سؤال شد: آیا فرزندی دارید؟ فرمود: «بله.» سؤال شد: اگر برای شما اتفاقی بیفتد، کجا سراغ ایشان را بگیریم؟ فرمود: «در مدینه». همچنین از آن امام روایات متعددی دال بر ولادت امام زمان(عج) وارد شده است. از طرفی امام حسن عسکری(ع) همگام با ولادت امام زمان(عج)، از اشاعه و بر زبان افتادن ولادت ایشان بر حذر بودند تا جایی که در حدیثی از پیامبر اکرم؟ص؟ درباره ایشان آمده است: « ثُمَّ ابْنُهُ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ الصَّامِتُ الْأَمِینُ لِسِرِّ اللَّه‏؛ فرزند امام هادی(ع) حسن ساکت و امین برای سر الله امام زمان(عج) است».

وی گفت: با نگاهی به روایات ولادت مشخص می‌شود که برای این امامان بزرگوار، مسئله حیرت شیعه در آینده به طور کامل، آشکار بوده است. لذا امام هادی(ع) به این سرگردانی تصریح دارند و عمدا به ولادت حضرت اشاره می‌کنند تا مسیر حق و اطاعت و پذیرش امام دوازدهم برای شیعیان هموار باشد.

وی با ذکر این مطلب که ابهام زدایی از غیبت از جمله راهکارهای ائمه در این حوزه بود، اظهارکرد: نه تنها امام جواد(ع) در روایات متعدد به غیبت آن حضرت اشاره دارند، بلکه ویژگی‌های غیبت را هم در برخی موارد بیان می‌فرمایند: «لِمَ سُمِّیَ الْمُنْتَظَرَ قَالَ لِأَنَّ لَهُ غَیْبَةً یَکْثُرُ أَیَّامُهَا وَ یَطُولُ أَمَدُهَا؛ چرا به ایشان منتظر گویند، فرمودند: «چون برای ایشان غیبتی است که ایام آن بسیار و مدت آن طولانی می‌گردد».

نمایاندن حضرت به خواص
وی اظهارکرد: در این زمینه به عنوان نمونه حسن بن ایوب می‌گوید: ما با حدود چهل نفر از شیعیان که احمد بن هلال نیز در بین آن‌ها بود، در بیت امام عسکری(ع) حاضر شدیم تا در مورد امام بعدی از آن حضرت سؤال کنیم. عثمان بن سعید عمری برخاست و گفت: می‌خواهم مطلبی بپرسم که امام عسکری(ع) به او اجازه نداد و لذا غضبناک برخاست تا از مجلس خارج شود که امام از ما خواستند کسی از مجلس خارج نشود و بعد از لحظاتی فرزندش که مانند پاره ماه می‌درخشید و بسیار شبیه آن حضرت بود، به ما نشان داده شد و امام او را به عنوان امام و جانشین بعد از خود معرفی کردند.

وی اظهارکرد: در حقیقت امام حسن عسکری(ع) دریافته بود که یکی از شاخص‌های «واقفه» برای احراز امامت امام، فرزند داشتن آن امام بوده است. به همین دلیل، آنان امامت امام رضا(ع) را به دلیل نداشتن و ندیدن فرزندش مورد تردید می‌دانستند. از آن‌جا که این تردید در مورد امامت فرزند امام حسن عسکری(ع) نیز وجود خواهد داشت؛ امام حسن عسکری(ع) در صدد بر آمد در اقدامی منطقی و هوشمندانه، بهانه شبهه‌افکنان در باره امامتش را بزداید. لذا فرزندش را به عنوان امام بعد از خود به آن‌ها نشان داد و بر امامت و اطاعت از بعد از خودش تأکید کرد تا دیگر هیج جایی برای شک و تردید وجود نداشته باشد.

وی گفت:  همچنین با نشان دادن امام دوازدهم(عج) به آنان، مصداق مهدی موعود بر همگان مشخص شد و بطلان تفکر واقفه و همفکران آنان که امام هفتم(ع) را قائم می‌دانستند، بر جویندگان حقیقت روشن گردید و به این ترتیب، عذر و بهانه‌ای در عدم شناخت مصداق امام دوازدهم(عج) برای شبهه‌افکنان باقی نماند.
 

ارجاع شیعیان به منابع صحیح حدیثی
وی افزود: یکی از روش هایی که در سیره بنو الرضا(عهم) به منظور زمینه سازی و آمادگی شیعه برای رویارویی با غیبت حضرت ملاحظه می‌شود، ارجاع به منابع اصیل و صحیح روایی است. بورق، یکی از اصحاب امام حسن عسکری(ع) که در مکه از زندانی شدن حضرت با خبر شد و احساس کرد شیعیان برای دستیابی به احکام دین دچار مشکل و سرگردانی شده‌اند؛ در مراجعت از حج، نزد امام رفت تا برای جامعه شیعه در احکام شرعی راهنمایی جوید. وی کتاب «یوم و لیله» را نزد امام برد؛ حضرت با دیدن آن فرمود: «عمل به این کتاب برای شیعیان سزاوار است».

وی تصریح کرد: این تایید امام در حقیقت راه مراجعه با منابع حدیثی و عالمان بزرگ صاحب تالیفات حدیثی را به شیعیان در زمان نبود امام نشان می‌دهد.
 

مدیریت چالش مدعی امامت
بهروزی لک یادآورشد: می‌توان گفت مهم‌ترین چالش‌های پذیرش امام مهدی(عج)، به‌عنوان امام، تلاش و مقدمه چینی برای غصب مقام امامت توسط جعفر، عموی حضرت(ع) بود که با توجه به این که بروز انحراف او در زمان دو امام بزرگوار: امام هادی و امام حسن عسکری(عهما) شکل گرفت، برخورد با او و نفی وی را از سوی هر دو امام در دوران امامتشان ملاحظه می‌کنیم.
وی گفت: شیخ صدوق نقل می‌کند: هنگامی که جعفر متولّد شد، همه اهل خانه، به جز امام هادی(ع) خوشحال بودند. درباره علّت عدم خوشحالی امام سوال می‌شود و امام در پاسخ می‌فرماید: «او خلق فراوانی را گمراه خواهد کرد». همچنین امام هادی(ع) به یارانش چنین دستور می‌دهد: «از پسرم جعفر اجتناب کنید؛ او برای من به منزله پسر نوح است».

وی افزود: پس از شهادت امام هادی(ع) و آغاز دوران امامت امام عسکری(ع)، آن حضرت در مقابل ادعاهای جعفر ایستادگی کردند و در هشدار به شیعیان برای پذیرش امام بعد خود، نسبت بین خود و جعفر را مانند رابطه فرزندان حضرت آدم دانسته و فرمودند: به خدا سوگند مَثل من و او، مَثل هابیل و قابیل از فرزندان آدم است؛ آن‌جا که قابیل از هابیل در آنچه خداوند بر او از فضلش بخشیده بود؛ حسد ورزید و او را به قتل رسانید و اگر برای جعفر هم زمینه‌اش آماده بود، مرا به قتل می‌رساند؛ امّا خواست خدا چنین نیست که او به این امر موفّق گردد.

استاد حوزه بیان کرد: بنابراین، آن امام بزرگوار تمام تلاش خود را برای زمینه سازی غیبت و عدم تحیر شیعیان به‌کار گرفتند. البته جعفر پس از شهادت امام حسن عسکری(ع) تلاش هایی برای غصب جایگاه امامت به‌ عنوان فرزند امام، خود را وصی برادر معرفی کرد و تا حدودی در مقطعی کوتاه موفق نیز گردید؛ ولی همان برخورد ابناء الرضا؟عهما؟ در طول دوران امامت پر برکتشان، باعث شد که جعفر نتواند شیعیان را از مسیر حق خارج کند و با مانع این مهم گردد که شیعیان امام زمان خود را بشناسند و حق را از باطل تشخیص دهند.
 

ساماندهی سازمان وکالت

بهروزی لک بیان کرد: تأسیس سازمان وکالت، به قبل از امامت بنوالرضا(عهم) و بر اساس قرائن در دوران امامت امام صادق(ع)؛ امّا مسئله پیش رو برای امت شیعه، رویارویی با عصر غیبت و عدم دسترسی به امام است. از طرف دیگر، اگر چه منابع حدیثی در آن زمان وجود داشت؛ بی‌تردید تمام شیعان سواد خواندن و صلاحیت فهم و استدلال به حدیث را نداشتند و لذا بنوالرضا(عهم) به تقویت این سازمان و شرعیت بخشیدن مردم در رجوع به این سازمان کوشیدند.
وی گفت: وکالت به مفهوم «نمایندگان عمومی ائمه(عهم) برای اجرای سلسله وظایفی خاص در میان شیعیان» می‌باشد.
تطور سازمان وکالت تا زمان غیبت بر سه گام اساسی مبتنی بوده است: یک. اصل تاسیس سازمان وکالت که توسط امام صادق(ع) انجام پذیرفت؛ دو. تثبیت جایگاه سازمان وکالت که اهمیت آن از تاسیس آن کم‌تر نبود و به اهتمام ائمه بعد تحقق پیدا کرد؛ سه. اما آنچه توسط ابناء الرضا(عهم) صورت گرفت، مرحله بعدی بود و آن، این که تا زمان امام حسن عسکری(ع)، حتی پس از تثبیت جایگاه سازمان وکالت، رهبری آن با امام حاضر بود.

وی اظهارکرد: اکنون باید پذیرش و مقبولیت سازمان وکالت را طوری ترسیم کنند که این سازمان شگرف، در صورت غیبت رهبر و امام، توسط وکلای خاص جایگاه خودش را حفظ کند و بالاتر از آن، در زمان غیبت تام امام که مردم باید همه چیز را به نایب عام بسپارند، باز هم سازمان، اعتبار و موقعیت خود را از دست ندهد.
وی گفت: این مرحله سوم که بسیار مهم است، به همت ابناء الرضا(عهم) تحقق پذیرفت تا شیعیان بر وکلا اعتماد کامل بورزند و سخنان آنان را به مثابه سخن امام خویش بپذیرند.
استاد تمام دانشگاه باقرالعلوم(س) اظهارکرد: پذیرش سازمان وکالت به عنوان جانشین امام و برخورد با وکلای منحرف از جمله اقدامات مهم ائمه ما بود. از آن‌جا که سازمان وکالت، به‌عنوان نهادی تشکیلاتی از سوی امامان معصوم(عهم) برای مدیریت دینی و عبادی شیعیان در مسیر حق بنیان شده بود و با توجه به نقش امامان معصوم(عهم) در راس این سازمان و از طرفی چون اقدامات وکلا در سراسر نواحی اسلامی به‌عنوان مرجع اصلی شیعیان و تالی تلو دستورهای امام معصوم(ع) بود.

وی اظهارکرد: از این‌رو، لازمه سلامت وکلا، سلامت سازمان وکالت بود و انحراف در آن، انحراف در دین را در پی داشت. در نتیجه امامان معصوم(عهم) از ابتدای تشکیل این سازمان، وکلا را زیر نظر داشته و همان‌طور که از شایستگان وکلا، همچون عثمان بن سعید عمری قدردانی میکردند؛ متقابلاً با وکلایی که از صراط مستقیم و مبانی سازمان وکالت منحرف می‌گشتند، شدیداً برخورد می‌کردند.

وی گفت: بدیهی و تا حدودی طبیعی است در سازمانی که ده ها وکیل ورود پیدا می‌کنند، در طول زمان، انحرافاتی در برخی افراد (به دلیل بروز انگیزه‌های متفاوت) به‌وجود خواهد آمد و سازمان وکالت مذکور؛ اگر چه توسط ائمه(عهم) با گزینش بهترین افراد بنیان گذاشته شد؛ اختیارات و جایگاه وکالت به‌خودی خود برای افراد ضعیف النفس انحراف‌زا بود که البته منحرفان و متزلزلان با برخورد تند امامان(عهم) و به خصوص ابناء الرضا(عهم) مواجه بودند.
استاد حوزه و دانشگاه بیان کرد: از کسانی که مورد نفرین امام جواد(ع) قرار گرفتند، ابا سمهری ابن ابی الزرقاء می‌باشند که این پدر و فرزند از یاران حضرت بودند؛ ولی به خاطر انحراف آن‌ها، حضرت از آنان تبری جست و ریختن خون‌شان را مباح دانست. از دیگر کسانی که مورد ذم و نکوهش امام هادی(ع) قرار گرفته است، فارس بن حاتم بن ماهویه قزوینی است.

بهروزی لک یادآورشد: علاوه بر این‌ها، امام هادی(ع) افراد دیگری را که صاحب نفوذ بودند و منحرف شدند؛ لعن و طرد کرده‌اند: «قَالَ نَصْرُ بْنُ الصَّبَّاحِ: الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْمَعْرُوفُ بِابْنِ بَابَا وَ مُحَمَّدُ بْنُ نُصَیْرٍ النُّمَیْرِیُّ وَ فَارِسُ بْنُ حَاتِمٍ الْقَزْوِینِیُّ لَعَنَ هَؤُلَاءِ الثَّلَاثَةَ عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَسْکَرِیُّ(ع)». شخصیتی همچون احمد بن هلال عبرتایی، فردی بود شناخته شده از نظر علم و عبادت؛ ولی منحرف و در نهایت نیابت محمد عثمان را هم منکر شد. این شخصیت دارای جایگاه خاصی در بین شیعیان بود؛ عمدتاً به سبب ویژگی‌های معنوی، از جمله این که پنجاه و چهار حج رفته که بیست مرتبه مرتبه را پیاده به مکه مشرف شده بود.

وی افزود: احمد بن هلال عبرتایی هم از سوی امام حسن عسکری(ع) مورد لعن واقع شد و هم از ناحیه حضرت مهدی(عج) که در مجموع سه توقیع در لعن او صادر شد .

وی گفت: ابن‌الرضا(ع) در مورد زمینه‌سازی برای غیبت حضرت مهدی(عج) در ابعاد وسعی فعالیت کردند. این بزرگواران، نه‌تنها در فکر ترسیم بایسته‌های مواجهه شیعیان در عصر غیبت بودند، بلکه در اصل پذیرش امام زمان(عج) برای امّت تلاش فراوان کردند تا جایی که علاوه بر نصوص در امامت حضرت و اشاره به ویژگی‌های ایشان، راه‌گشای عملکرد عالمان بعدی در استدلال به کلام ایشان، در پاسخ به شبهات گوناگون مطرح در عصر غیبت شدند.

بهروزی لک بیان کرد: امام جواد(ع) که در کودکی به امامت رسیدند، با حضور در بین مردم و شرکت در جلسات پاسخگویی برای ابهامات و شبهات، این نکته را برای موافقان و مخالفان بر مسئله باور نشاندند که انتصاب به امامت، برای کودک نیز امکان‌پذیر است.

استاد تمام دانشگاه تهران اظهارکرد: همچنین ایجاد زمینه برای نوع ارتباط با امام غایب، دو گونه برنامه ریزی شده بود: ابتدا دیدار با واسطه را بنوالرضا(عهم) ترویج می‌کردند (یا از پس پرده یا پاسخ با واسطه) و دوم، تقویت سازمانی گسترده که قبلا بنا گذاشته شده بود، (برای دوران غیبت طولانی) تا شیعه در رجوع به عالمان و آرامش و سلامت دینی دچار حیرت و تردید نباشند.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.