برای دسترسی به اخبار قدیمی‌تر، در منوی مربوطه سال و ماه را محدود کنید.
  • «علامه» زنده است؛ به مسافرت رفته ...

    «علامه» زنده است؛ به مسافرت رفته ...

    «در سال ۱۳۰۷ به دنیا آمدم. برای اینکه در خانه شیطانی نکنم، مرا خیلی زود به مکتب فرستادند. دو سه ملاباجی که خدا رحمتشان کند، معلم های اول من بودند. معلم به مدیر مدرسه گفت که این شاگرد باید به کلاس دوم برود و رفتم. بعد از کلاس ششم ابتدایی از مدرسه بیرون آمدم.»

  • بررسی علمی برخی باورهای عامیانه درباره حیوانات

    بررسی علمی برخی باورهای عامیانه درباره حیوانات

    «سگ، هفت جان دارد. موی گربه نازایی می‌آورد. اگر روی سگ یا گربه آب بریزید پشت دستتان زگیل می‌زند» و ... . اینها بخشی از باورهای عامیانه مردم درباره حیوانات است که همچنان تقویت می‌شود اما این باورهای عامیانه تا چه اندازه پایه و اساس علمی دارند؟

  • اورژانسی که وضعیتش اورژانسی است

    اورژانسی که وضعیتش اورژانسی است

    کلینیک دارند و در زمینه‌های آسیب اجتماعی کار می‌کنند. گذرشان به اورژانس اجتماعی خورده است و معتقدند این اورژانس محدودیت‌های بسیاری دارد و در عین حال مجری قوی ندارد.

  • ناگفته‌های طراح ایرانی فرودگاه «شارل دوگل» فرانسه

    /پرتره/

    ناگفته‌های طراح ایرانی فرودگاه «شارل دوگل» فرانسه

    «برای من یکی در این خانه مرده و آن هم این درخت است. شهرداری به من می‌گفت باید این درخت‌ها را ببری و جایش پارکینگ درست کنی چون اینجا بیش از ۵۰۰ متر است. اما من زیر بار نرفتم. من برای حفظ این درخت‌ها، ستون خانه را جایی طراحی کرده‌ام که به ریشه آنها آسیبی نرسد.»

  • اینجا قطارها پرواز می‌کنند

    اینجا قطارها پرواز می‌کنند

    شنیدن پرواز قطار برای کسانی که تحت تاثیر فیلم‌های علمی و تخیلی هالیوودی هستند شاید امری باورپذیر باشد ولی در عالم واقع یک قطار آهنی چند صد هزار تنی حتما قدرت پرواز ندارد.

  • درباره «قهوه‌خانه‌» در ایران چه می‌دانید؟

    درباره «قهوه‌خانه‌» در ایران چه می‌دانید؟

    «همه جور آدمی میان قهوه‌خونه. از دندونپزشک گرفته تا بیکار. هئیتیا و حکومتیا یه طرف میشینن و خلافکارا یه سمت دیگه. اونایی که قلیون خوانسار می‌کشن با اونایی که میوه‌ای می‌کشن میزشون جداست. قهوه‌خونه یه جور پاتوقه و هنوزم خیلیا معامله‌هاشونو اونجا انجام میدن.»

  • ماجرای تزریق اشتباهی واکسن کرونا

    ماجرای تزریق اشتباهی واکسن کرونا

    هفته گذشته خبری درباره تزریق «اشتباه» دوز سوم واکسن پاستوکووک به نام «سوبراناپلاس» به جای دوز دوم همین واکسن به تعدادی از خبرنگاران منتشر شد؛ اتفاقی که پیش از این هم برای تعدادی از کادر درمان شهرکرد رخ داده بود. در آن تزریق اشتباه، واکسن ۹۰ نفر از اعضای کادر درمان این شهر به جای دوز دوم واکسن اسپوتنیک، مجددا دوز اول را دریافت و تزریق کردند. اما تزریق «اشتباه» چگونه رخ می‌دهد؟

  • سربازها کرونا نمی‌گیرند!

    سربازها کرونا نمی‌گیرند!

    روز اعزام است. برخی از خانواده‌ها فرزندان سربازشان را تا جلوی مرکز آموزشی آورده و زیر آفتاب نشسته‌اند تا تکلیف پسرانشان روشن شود. نه صندلی‌ای جلوی آموزشگاه است و نه پارکینگی. ماشین‌ها کنار جاده به صف شده‌اند و گاهی صدای بوق ممتد است که در بیابان می‌پیچد.

  • در مرز ایران و افغانستان چه می‌گذرد؟

    در مرز ایران و افغانستان چه می‌گذرد؟

    ایران و افغانستان بیش از ۹۰۰ کیلومتر مرز مشترک دارند، معنی‌اش این است که تقریبا ممکن نیست بتوان جلوی واردشدن شهروندان افغانستان به ایران را گرفت. همان طور که در زمان صلح ممکن نبود، حالا در زمان جنگ هم ممکن نیست.

  • ماجرای نوزاد افغانستانی که به سربازان آمریکایی سپرده شد

    /داستان عکس/

    ماجرای نوزاد افغانستانی که به سربازان آمریکایی سپرده شد

    ترک افغانستان توسط نیروهای خارجی و بخصوص آمریکا، در افغانستان، منطقه و جهان آشوب به پا کرده است اما هیچ‌کدام این آشوب‌ها به اندازه آشوبی که در خانه و دل‌های مردم افغانستان افتاده اهمیتی ندارد.

  • روایت‌ سه زن از وضعیت این روزهای افغانستان

    روایت‌ سه زن از وضعیت این روزهای افغانستان

    اخبار کوتاه بود و شوکه‌کننده؛ هرات سقوط کرد، کابل به دست طالبان افتاد. زمان گم می‌شود و از خود می‌پرسیم آیا واقعا این اخبار قرن ۲۱ است یا کابوسی که اگر بیدار شویم تمام می‌شود؟ اما واقعیت همین است که افغانستان حالا تقریبا به دست طالبان افتاده و آنچه تصاویر منتشرشده و صحبت‌های مردم این کشور نشان می‌دهد، گرد وحشتی است که بر سراسر این کشور نشسته است؛ وحشتی که حتی مردانی را برای فرار بر بال‌های هواپیمای آمریکایی نشاند که بی‌توجه به حضور مردم در باند پرواز کردند و تصویری آخرالزمانی خلق کردند.

  • مسئولان اینقدر در «آینده» نمانند

    مسئولان اینقدر در «آینده» نمانند

    سخن بسیار کوتاه است. آقایان مسئول! لطفا تا جایی که امکان دارد از فعل‌های آینده در سخنان خود استفاده نکنید.

  • سخت‌ترین تصمیم بنیانگذار یک هیئت

    سخت‌ترین تصمیم بنیانگذار یک هیئت

    بغض امانش نمی‌دهد: «امسال که هئیت نداریم به ما خیلی سخت میگذره». چند دقیقه‌ای سکوت می‌کند تا بغضش را قورت دهد: «ما شرایط جامعه رو در نظر گرفتیم و فکر کردیم بهترین کار ممکن رو انجام دادیم. به خاطر همینم به این جمع‌بندی رسیدیم که متاسفانه و برای دومین سال هئیت عزاداری آقا امام حسین (ع) رو برگزار نکنیم.»

  • این وضعیت بیمارستان‌هاست

    این وضعیت بیمارستان‌هاست

    روز تعطیل است. حیاط یک بیمارستان دولتی پر از بیمارانی است که با ماسک روی صندلی و زمین نشسته‌اند. بخش تریاژ تنفسی، جداست و صف طولانی دارد. برخی از همراهان در حال ماساژدادن پشت بیمارشان هستند تا نفسشان بالا بیاید. گاهی صدای بلند سرفه‌های پی در پی در صف می‌پیچد.

  • ساعاتی پرتنش در مطب یک روانپزشک

    ساعاتی پرتنش در مطب یک روانپزشک

    صندلی‌ها پر از بیمارند و ۱۸ بیمار در فضای کوچک مطب نشسته‌اند. یکی از پنجره‌ها تا انتها باز است و تلویزیون روی موج «رادیو آوا» تنظیم است. سر بیماران در تلفن همراهشان فرو رفته است و گاهی گردن خم‌شده را بلند می‌کنند و به نوشته تابلویی که روی دیوار است خیره می‌شوند: «گفتار نیک، پندار نیک، کردار نیک. راه در جان یکی است و آن راه راستی است».

  • وقتی «شهید» با «شهید» فرق دارد!

    وقتی «شهید» با «شهید» فرق دارد!

    دادگاه رسیدگی به پرونده پلاسکو برای تعیین میزان قصور یا تقصیر سازمان‌های مختلف در این حادثه باید همین روزها برگزار می‌شد اما برگزاری آن به زمان دیگری موکول شده و این تاخیر سابقه داشته است. این را برادر یکی از شهدای آتش‌نشان حادثه پلاسکو می‌گوید.

  • جزئیاتی از مانور میکاپ در محضر «ابن‌خلدون»!

    جزئیاتی از مانور میکاپ در محضر «ابن‌خلدون»!

    چند روز پیش برگزاری همایش تخصصی رنگ، کراتین، کوتاهی و میکاپ در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران خبرساز شد! جنجال‌ها بر سر این بود که دانشگاه تهران - که بیش از ۸۰ سال جولانگاه شخصیت‌های بزرگ علمی بوده - حالا چگونه جولانگاه مدل‌های آرایشی گمنام شده است؟

  • سرگذشت «امید»؛ از کولبری تا آفرود

    سرگذشت «امید»؛ از کولبری تا آفرود

    «بابام کولبری می‌کرد ولی ۶ سال پیش کشته شد. گازوئیل می‌برد ترکیه. بعد بابام خودم کولبری می‌کردم. آخه من تنها پسر خونواده هستم و باید خرج زندگیو درمی‌آوردم. بعدِ مدتی کولبری رو ول کردم و یه جیپ خریدم زدم تو کار گردشگری. اینجا زندگی خیلی سخته. ما نه گوسفند داریم، نه زمین؛ اگه گردشگری هم نباشه پس دیگه باید از چه راهی پول دربیاریم؟»

  • پدر و مادر بابک خرم‌دین واقعا دیوانه‌ بودند؟

    پدر و مادر بابک خرم‌دین واقعا دیوانه‌ بودند؟

    بیش از ۷۰ روز از قتل فجیع بابک خرمدین توسط پدر و مادرش می‌گذرد؛ تراژدی تلخی که خبرش ۲۶ اردیبهشت با کشف قطعاتی از پیکر این کارگردان در شهرک اکباتان منتشر شد و افکار عمومی را تکان داد.

  • با ۵ دختر جریان‌ساز جهان آشنا شوید

    با ۵ دختر جریان‌ساز جهان آشنا شوید

    چند روز قبل تولد ملاله یوسف‌زی بود؛ دختری پاکستانی که از یک ترور وحشیانه جان سالم به در برد و جریان‌ساز شد.

  • «آب معدنی» به چه کار خوزستان می‌آید؟

    «آب معدنی» به چه کار خوزستان می‌آید؟

    فضای مجازی حالا چند روز است پر شده از شماره حساب‌های بانکی افراد ناشناس که همه‌شان هم مدعی‌اند می‌خواهند با کامیون، آب معدنی به خوزستان برسانند. مردم ایران نیز از آنجا که در هیچ مقطع زمانی و در هیچ بحرانی از کمک به هموطن دریغ نمی‌کنند، مبالغی برای این افراد واریز می‌کنند اما این آب معدنی‌ها قرار است، کدام جلگه، کدام زمین کشاورزی و دام چه مناطقی را سیراب کنند؟

  • سرگذشت لباس‌های جنجالی ایران در المپیک

    سرگذشت لباس‌های جنجالی ایران در المپیک

    سال‌ها از حضور تیم ایران در مسابقات المپیک و عرصه‌های جهانی می‌گذرد اما هر دوره لباس کاروان ایران در این میدان جهانی سوژه می‌شود و مورد پسند برخی از مردم نیست؛ چنانکه دبیرکل کمیته ملی المپیک هم معتقد است «۸۰ میلیون ایرانی هستیم و هر کسی یک سلیقه دارد».

  • زندگی کارکنان شهربازی چگونه است؟

    /دغدغه‌های شغلی/

    زندگی کارکنان شهربازی چگونه است؟

    آن‌وقت‌ها که حوصله‌اش بود، همیشه به بچه‌های آن آقایی که کاپیتان اتاقک کوچک کنترل چرخ و فلک و ترن هوایی و رودخانه وحشی و ماشین برقی و تونل وحشت و ... بود، حسودی می‌کردیم. می‌گفتیم خوش به حال بچه‌هایش. هر وقت دلشان بخواهد می‌توانند بیایند شهربازی و هر چقدر بخواهند سوار اینها شوند و کیف کنند. اما از حال و روزشان واقعا خبر نداشتیم.

  • سومی فحش آبداری نثارم کرد

    /داستان عکس/

    سومی فحش آبداری نثارم کرد

    بهمن‌ ۸۳ بود و سوز سرمای اراک خودنمایی می‌کرد.

  • چند روایت صریح از پشت پرده زندگی‌های اینستاگرامی

    چند روایت صریح از پشت پرده زندگی‌های اینستاگرامی

    روابطشان عاشقانه و بی‌نقص جلوه می‌کند. مسافرت‌های رمانتیک، جشن تولدهای مجلل و هدیه‌های لوکس همیشه به راه است. از صبح که از خواب بیدار می‌شوند، آرایش‌کرده و مرتب فقط می‌خندند و موسیقی رمانتیک گوش می‌دهند. مشکل مالی یا تفاوت نگرش و سلیقه؟ به هیچ‌وجه.

  • بفرمایید بستنی با طعم چسب زخم! + پاسخ دومینو

    بفرمایید بستنی با طعم چسب زخم! + پاسخ دومینو

    پیشاپیش از اینکه ممکن است چندشتان شود عذرخواهی می‌کنیم اما چاره‌ای نیست.

  • چند روایت تلخ از زندگی معلولان در دوران قطعی برق

    چند روایت تلخ از زندگی معلولان در دوران قطعی برق

    دخترش مثل یک تکه گوشت در خانه افتاده است. نه توانایی حرکت دارد و نه می‌تواند حرف بزند. مجبور است از کپسول اکسیژن استفاده کند. تخت، ساکشن و بسیاری از وسایلی که لازم دارد، با برق کار می‌کنند و زمانی که برق می‌رود زندگی‌اش فلج می‌شود.

  • در صف‌های تزریق واکسن چه می‌گذرد؟

    در صف‌های تزریق واکسن چه می‌گذرد؟

    «تمام فحشایی که نشنیده بودیمو مدتی که واسه تزریق واکسن رفته بودیم، شنیدیم. یه پیرمرد اونجا بود که حالشم زیاد خوب نبود. باهاش برخورد خوبی نمی‌شد. حتی ماموری که اسم می‌نوشت عصبانی شد و لیست اسما رو پاره کرد.» این، روایت همراهان یکی از سالمندان است که برای تزریق واکسن کرونا به یکی از مراکز واکسیناسیون مراجعه کرده است.

  • زنان محترم دنیا! لطفا ۱۳۶ سال صبر کنید

    زنان محترم دنیا! لطفا ۱۳۶ سال صبر کنید

    حقوق و فرصت‌های برابر برای همه مردم، از هر جنسیت، در همه جا، یک خواسته یا الزامی تازه برای زندگی نیست اما همچنان پیش‌رو به نظر می‌رسد بخصوص با در نظر گرفتن این حقیقت که برابری جنسیتی هنوز در هیچ کشوری در تمام جنبه‌های زندگی جاری نشده است.

  • ناگفته‌های یکی از مسافران اتوبوس مرگ

    ناگفته‌های یکی از مسافران اتوبوس مرگ

    «۳۰ ثانیه بیشتر طول نکشید. اشهدم را خواندم و خودم را به دست تقدیر سپردم.»