به گزارش ایسنا، «آلون بن دیوید» کارشناس مسائل امنیتی و دفاعی رژیم صهیونیستی و نویسنده روزنامه عبری «معاریو» در یادداشتی مینویسد: در حالیکه جنبش حماس از فرصت بهوجودآمده نهایت بهره را میبرد تا برای مرحله آتی در غزه آماده شود، «ایال زامیر» رئیس ستاد ارتش اسرائیل تعمداً روند آمادهسازی برای اشغال غزه را کند میکند. او امیدوار است که سطح سیاسی، پیش از وقوع فاجعه، دست از این حماقت بردارد.
این کارشناس نظامی یادآور شد: سالها است که در نهادهای امنیتی اسرائیل، این اصل جا افتاده که هیچ رئیس ستاد یا فرمانده ارشد را نمیتوان مجبور به اجرای جنگی کرد که به آن باور ندارد. تقریباً همه روسای ستاد پیشین چنین موضعی داشتند و حتی برخی فرماندهان نیروی هوایی نیز به این قاعده عمل کردهاند. اکنون، این قاعده در آزمونی واقعی قرار گرفته است.
وی گفت: رئیس ستاد ارتش که هر هفته اندکی از مخالفتها و تردیدهای خود را کنار میگذارد، آشکارا بیاعتمادیاش را به طرح اشغال غزه نشان داده است. این طرح توسط کابینه به او ابلاغ شده، اما او در سطح تاکتیکی و عملیاتی از فضای اختیاری که دارد، استفاده میکند تا عمداً سرعت آمادهسازی را کاهش دهد.
بن دیوید اضافه کرد: اکنون تنها یک نیروی محدود اسرائیلی در اطراف مواضع تعیینشده خود قرار گرفته و صرفاً برای محاصره مقدماتی غزه آماده است. هفته آینده نیروهای ذخیره نیز احضار خواهند شد. بر اساس برنامه موجود، ارتش اسرائیل فقط در میانه سپتامبر موفق خواهد شد محاصره کامل غزه را تکمیل کند که اقدامی مقدماتی برای آغاز یورش زمینی به قلب شهر است. این در حالی است که امید میرود رهبری سیاسی در این فاصله تصمیمی برای توقف این حماقت بگیرد.

وی در ادامه آورده است: کندی حرکت ارتش، خشم جناح راست افراطی در کابینه را برانگیخته است. با این حال، انتقادهای تند آنها از رئیس ستاد ارتش تنها در جلسات کابینه باقی میماند و قدرت اعمال تغییر مستقیم بر روند عملیات را ندارند. کابینه در اصل، عملیات را تصویب کرده است، اما اجرای آن را به «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر و «یسرائیل کاتس» وزیر جنگ اسرائیل واگذار کرده است.
نتانیاهو و بازی سیاسی
او ادامه میدهد: نتانیاهو نیز از تعلل ارتش باخبر است، اما به جای اعمال فشار برای سرعتبخشیدن، بیشتر نگران این است که ارتش و ستاد فرماندهی، پشت سر او انتقادهایی پنهانی ترتیب داده باشند. به همین دلیل، او بیشتر درگیر بازیهای سیاسی و رسانهای است تا هدایت واقعی عملیات.
بن دیوید افزود: سؤال اینجاست؛ آیا واقعاً نتانیاهو قصد دارد اسرائیل را وارد این «دام راهبردی» کند، یا تنها تظاهر میکند که مشتاق است سربازان اسرائیلی را به درون برجهای باقیمانده در غزه بفرستد؟
آمادگی حماس در غزه
در ادامه این یادداشت آمده است: در سوی مقابل، حماس فرصت را غنیمت شمرده و هفتهها است که مشغول تقویت نیروهای خود در شهر غزه است. این شهر قلب حاکمیت این جنبش در نوار غزه به شمار میرود. تا این لحظه، چندین هزار نفر از نیروهایش را گرد آورده است. درست است که بسیاری از آنها جوان و کمتجربه هستند و آن سطح از مهارت نیروهای کارکشته که ارتش اسرائیل در اواخر سال ۲۰۲۳ با آن روبهرو شد را ندارند، اما آنها اصول اولیه جنگ شهری و جنگ چریکی را فراگرفتهاند.
او افزود: این نیروها بهویژه در هفتههای اخیر سرگرم کاشت مین در ساختمانها و جادههایی هستند که ارتش اسرائیل انتظار دارد از آن مسیرها وارد شود. همچنین تلاش میکنند باقیمانده شبکه تونلها را بههم متصل کنند تا از آنها در نبرد استفاده کنند. هرچند، موفق نشدهاند دوباره خط تولید موشکهای دوربرد علیه عمق اسرائیل را فعال کنند، اما هرازچندگاهی اقدام به ساخت ساده راکتهای آر.پی.جی میکنند.

او اضافه میکند: حماس هر لحظه آماده است که با اسرائیل وارد معاملهای جزئی شود؛ معاملهای که طی آن ۱۰ اسیر آزاد شوند و در مقابل، تهدید اشغال غزه حداقل ۲ ماه به تعویق بیفتد. اما هنوز کسی نمیداند که آیا اصلاً امکان رسیدن به یک معامله جامع برای آزادی همه اسرا در برابر توقف کامل جنگ وجود دارد یا نه. بعید است حماس تصمیم گرفته باشد که روزی تمام «برگههای چانهزنی» خود را کنار بگذارد. همین نکته شاید دلیل تغییر موضع نتانیاهو باشد که اکنون فقط بر معامله جامع پافشاری میکند؛ با این علم که احتمال تحقق آن تقریبا صفر است.
بن دیوید در ادامه آورده است: تمام بحثها و مصوبات کابینه درباره غزه، بهطور عمدی از یک نکته اساسی فرار میکند؛ اینکه اصلاً وضعیت نهایی مطلوب جنگ چیست؟ این نقص موجب شده اسرائیل هر چند ماه یکبار با صخره سخت جدید در غزه روبهرو شود؛ نقطهای که اگر فتح شود، گمان میکنیم تنها یک گام با پیروزی مطلق فاصله داریم، اما در غیاب تعریف مشخصی از پایان جنگ، این جنگ برای اسرائیل پایانی نخواهد داشت، مگر آنکه آمریکا آن را به ما تحمیل کند.
چهار سناریوی نهایی در غزه
به نوشته او، اکنون میتوان چهار سناریو را برای پایان وضعیت در غزه ترسیم کرد. این سناریوها پیشتر نیز به کابینه ارائه شدهاند. سناریوی نخست حفظ بقایای حماس در چند منطقه اصلی است. ارتش رژیم صهیونیستی بیشتر نوار غزه را تحت کنترل نگه دارد و تنها اجازه دهد حماس و ساکنانش در ۲ یا سه منطقه محصور بمانند. در این حالت، ارتش هر از گاهی عملیاتهای یورش محدود به این مناطق انجام خواهد داد.
ستاریو دوم ورود طرف ثالث است؛ تنها طرفی که میتوان به آن اندیشید، اما در کابینه نامش ممنوع است، تشکیلات خودگردان فلسطین است. این طرف از حمایت عربی و بینالمللی برای ورود به غزه برخوردار خواهد بود، اما تردید جدی وجود دارد که اصلاً توانایی کنارزدن حماس از قدرت را داشته باشد یا خیر.
سناریو بعدی تداوم عملیات نظامی فعلی است که به معنای ادامه پیشروی به داخل شهر غزه و شاید بعدها به ۲ منطقه دیگر در اردوگاههای وسطی و المواصی است. در این سناریو امید بر این است که حماس در نهایت تسلیم شود. احتمال تحقق این سناریو اندک است و در نهایت به سناریوی چهارم میانجامد.
وی ادامه داد: اما سناریوی چهارم اشغال کامل غزه است. در این گزینه، کل نوار غزه به اشغال کامل درخواهد آمد و ارتش اسرائیل حکومتی نظامی بر دو میلیون ساکن آن برقرار خواهد کرد.

بن دیوید مینویسد: کابینه و نخستوزیر آگاهانه از بحث درباره این گزینهها طفره میروند و به همین دلیل، اسرائیل را در مسیر جنگی بیپایان قرار دادهاند. این تعقیب سراب «پیروزی مطلق» شبیه چشم اندازی است که هر چه جلوتر میرویم، همچنان دورتر میشود.
او در پایان هشدار میدهد: در حالی که نگاه همه به نبرد احتمالی در غزه دوخته شده، نهادهای امنیتی اسرائیل معتقدند کرانه باختری جبههای است که ماه آینده ممکن است شعلهور شود. دلیل آن میتواند اقدام اسرائیل در واکنش به بهرسمیت شناختن قریبالوقوع کشور فلسطین توسط اکثریت اعضای مجمع عمومی سازمان ملل در ۲۳ سپتامبر باشد. تاکنون بیش از ۱۴۰ کشور حمایت خود را اعلام کردهاند. این اقدام میتواند کابینه اسرائیل را به سوی تصمیمی همچون الحاق کرانه باختری ویا انحلال تشکیلات خودگردان فلسطین بکشاند. هر یک از این ۲ اقدام و بهویژه هر دو با هم، منجر به رویارویی خشونتبار منجر خواهد شد و ارتش را وادار میکند عملیات در غزه را متوقف کرده و بیشتر توان نظامیاش را به کرانه باختری منتقل کند.
انتهای پیام
نظرات