پدربزرگ او سالها پیش سربازیاش را در مقری گذرانده بود که هواپیماهای فانتوم در آن نگهداری میشد و همین خاطرات و ذوق هنریاش به نوهاش ارث رسید؛ همان ماکت ساده، آغاز مسیری شد که امروز این نوجوان ملایری را در جمع دانشآموزان نخبه و علاقهمند به فناوری قرار داده است.
او اولین پهپادش را سال ۱۴۰۰ ساخت؛ سازهای که بارها شکست خورد، سقوط کرد و دوباره ساخته شد.
و حالا یک نمونه ارتقایافته از پهپاد ساخته است؛ پهپادی که با هدف مقابله با استکبار جهانی و خدمت به سرزمین مادریاش طراحی شده است. برای ساخت این پهپاد، ۶ ماه از وقت و انرژی خود را صرف کرده؛ ماههایی که با تلاش پیوسته و پشتکار فراوان همراه بوده است.
خودش میگوید سختترین بخش کار روزهایی بود که شبانهروز تلاش میکردم اما پهپاد پرواز نمیکرد… من ناامید نشدم؛ هر بار که شکست خوردم، یاد گرفتم چطور بهتر ادامه بدهم.
این تلاشها حالا به گروهی کوچک اما پرانرژی رسیده است؛ گروهی دانشآموزی با نام «شهید حسین فهمیده» که کوچکترین عضوش، ۱۳ سال دارد.
هر یک از اعضای این گروه قرار است بخشی از کار را برعهده بگیرند و در آینده ای نزدیک پهپادهای بیشتر با قابلیت برنامهنویسی و با استفاده از هوش مصنوعی بسازند. این طلبه بسیجی میگوید: دوست داریم هر کدام یک بازو برای پیشرفت این پروژه باشیم.
پهپادی که ساخته، حالا شکل ارتقایافتهای از مدل اولیه است؛ حاصل ماهها کار، آزمون و خطا و دلسختی نوجوانی که آرزوهای بزرگی در سر دارد.
مادرش بزرگترین حامی زندگی اوست؛ زنی که بیهیچ چشم داشتی، شانهبهشانهی پسرش ایستاده است. برای آنکه رؤیای فرزندش، رنگ واقعیت بگیرد، خودش به کار روی آورده تا هزینه خرید قطعات و تجهیزات مورد نیاز را فراهم کند.
خودش نیز در کنار درس و مدرسه، کار کرده تا باری از دوش مادر بردارد و یک قدم دیگر به رؤیایش نزدیک شود.
سالهای تلاش و دوندگی مادر، اشکهای پنهانی از خستگی و لبخندهای آشکاری از امید را در دل او جمع کرده است؛ مادری که باور داشت عشق پسرش به پرواز، ارزش هر زحمتی را دارد.
او همیشه کنار فرزندش ایستاده؛ از نخستین ماکت تا اولین پرواز، از شکستها تا دوباره ساختنها و هنوز هم با همان دلگرمیِ مادرانه، همراه اوست.
این طلبه بسیجی می گوید: با وقوع جنگ دوازدهروزه و شهادت بسیاری از هموطنان، انگیزهام چند برابر شد که در مسیر تقویت توان علمی و دفاعی کشور گام بردارم و مفید باشم.
او با نگاهی سرشار از انساندوستی و آیندهنگری، آرزوی خود را اینگونه بیان میکند؛ سخنی که از عمق دل یک نوجوان عاشق علم و سازندگی برمیخیزد: دوست دارم پهپادی بسازم که مایه افتخار خانواده و کشورم باشم؛ پهپادی که به جای اینکه جان چند نفر را بگیرد جان چند نفر را نجات دهد البته درست است برای زورگویی دشمن باید قوی باشیم و تجهیزات داشته باشیم.
این جمله برای او فقط یک حرف نیست؛ اعتقادی است که مسیر آیندهاش را روشن میکند؛ تلفیقی از عشق به علم، مسئولیتپذیری اجتماعی و باور به صلح و دفاع منطقی.
نام سردار شهید امیرعلی حاجی زاده را که میآورد، اشک شوق دید چشمانش را تار میکند و سرش را پایین میاندازد. شهید حاجی زاده برایش الگویی شکوهمند است در مسیر رسیدن به آرزوهایش. بند کفشهایش را طوری گره زده که فقط جا پای شهید حاجی زاده بگذارد. او می گوید: می خواهم در آینده در رشته هوافضا ادامه تحصیل دهم.
این نخبه بسیجی از کمبود امکانات هم میگوید؛ از بروکراسیهایی که انگیزهها را کمرنگ میکنند و از نبود کارگاهها و فضاهای تخصصی در مدارس.
او معتقد است که آموزش و پرورش باید زمینۀ بروز و رشد خلاقیت دانشآموزان را فراهم کند؛ جایی که اگر نوجوانی ایدهای نو داشته باشد، بتواند آن را با یک واحد تخصصی در میان بگذارد و در مسیر تبدیل شدن ایده به یک طرح پخته و قابل اجرا، همراهی و هدایت شود.
بهگفته او، نهادهای مرتبط نباید پس از شنیدن ایدهها، جوانان را دلسرد کنند؛ بلکه باید انگیزهبخش و پشتیبانشان باشند، چرا که همین نوجوانان میتوانند در آینده گامهایی به بزرگی اقدامات سردار قاسم سلیمانی و شهید حاجی زاده، بردارند.
او از یک خلأ مهم سخن میگوید؛ نیاز به مشاورانی آگاه و همراه که در مدارس کنار دانشآموزان بااستعداد بایستند، استعدادشان را بشناسند و اجازه دهند رؤیاهایشان مسیر رشد پیدا کند.
باور دارد اگر این حمایتها جدی گرفته شود، بسیاری از تواناییها در همان دوران نوجوانی شکوفا خواهند شد و در آینده ثمرات بزرگی به بار میآورند.
معتقد است اگر آموزشوپرورش، بسیج دانشآموزی و دیگر نهادها بهطور جدیتر از دانشآموزان خلاق حمایت کنند، استعدادهایی مانند او میتوانند آیندهساز کشور باشند.
این طلبه بسیجی تاکید می کند: باید به دانشآموزان ایدهپرداز بها داده شود؛ باید مشاورانی در نظام آموزش و پرورش باشند که کنارشان بایستند و اجازه بدهند رؤیاهایشان رنگ عمل بگیرد.
او میگوید برای ادامه مسیر و پیشبرد طرحهایشان، داشتن یک کارگاه مجهز و امکانات اولیه ضروری است؛ فضایی که بتوانند ایدهها را آزمایش کنند و طرحهایشان را از مرحله تصور به مرحله ساخت برسانند.
به باور او، اگر آموزش و پرورش، بسیج دانشآموزی، سپاه و دیگر نهادها در تأمین تجهیزات و حمایتهای مالی همراه این گروه نوجوان باشند، گامهای بلندتری در مسیر رشد و نوآوری برداشته خواهد شد. او امیدوار است این حمایتها زمینهساز شکوفایی استعدادهایی شود که میتوانند آینده علمی کشور را بسازند.
حالا او با گروه کوچک اما پرامیدش، در یک اتاق ساده و با امکانات محدود، آینده را ورق میزند؛ آیندهای که شاید از همین کارگاه کوچک، مسیر پروازهای بزرگ آغاز شود.
انتهای پیام



نظرات