نجمه پورملکی، شاعره گیلانی در وصف این روزهای رشت شعری با محوریت شهادت شهیده «مرضیه نبوینیا»، پرستار درمانگاه امام سجاد(ع) رشت که در حادثه به آتش کشیدن درمانگاه به شهادت رسید، سروده است. متن شعر به شرح زیر است:
تمام رشت امشب در محاق ما میسوزد
منم مرضیهای که بین درمانگاه میسوزد
برای دخترم خاکستری از من بجا مانده
که آن هم در میان شعلهای از آه میسوزد
تمام شب برای دردهای شهر بیدارم
پرستارم همان شمعی که جانآگاه میسوزد
هجوم خیمهها را با همین چشم خودم دیدم
تن سجاد هم با آخرین همراه میسوزد
صدای دخترم را میشنیدم در دل آتش
دوباره یک سه ساله در غمی جانکاه میسوزد
میان شعلهها دیدم سردار جنگل را
قیامی را که در آن دودمان شاه میسوزد
شهید سنگباران با دل خود اشک میریزد
که بازار و مصلی و زیارتگاه میسوزد
به داروخانه رفته پیرمردی با غم و سرفه
تمام قرص و دارویش ولی در راه میسوزد
چه میخواهند از مردم؟ چه میخواهند از کشور؟
تمام شهر دارد از غم بدخواه میسوزد
کنار پرچم آتش گرفته، باز میرقصند
ولی از پرچم ایران مگر «الله» میسوزد
صف مردم جدا از فتنه و آشوب و اشرار است
کسی که چاه کَنده، عاقبت در چاه میسوزد
داغداریم به عشق رهبری یکپارچه
جمع ما با جلوههای حیدری یکپارچه
اعتراضی هم اگر باشد به حق و سالم است
باز میسازیم باز هم کشوری یکپارچه
رشت یعنی مسجد و بازار و مردم
یکصدا رشت یعنی استقامت، باوری یکپارچه
شعر از نجمه پورملکی
انتهای پیام


نظرات