اصفهان، شهری با قدمت فرهنگی بینظیر، همواره بهعنوان مرکز هنرهای دستی و صنایعدستی شناخته میشود. از مسگری و منبتکاری گرفته تا خوشنویسی و نقاشیهای مینیاتور، اصفهان تاریخچهای غنی در دنیای هنر دارد، اما یکی از هنری که بهنوعی در سایه دیگر هنرها قرار گرفته، رفوگری فرش است. این هنر که در دهههای اخیر کمتر توجه به آن شده، هنوز در دل اصفهان زنده است و افرادی هستند که با دستهای خود، فرشهای کهنه و آسیبدیده را به آثار هنری بینظیر تبدیل میکنند. این هنر، نهتنها در ترمیم فرشها بلکه در حفظ دنبالهدار سنتهای گذشتگان نیز نقشی حیاتی دارد.

عبدالمهدی قاسمی ۷۰ساله، استاد رفوگری در اصفهان به ایسنا درباره نحوه ورودش به این هنر اظهار میکند: مادرم قالی میبافت و من از کودکی در کنار او پای دار قالی بزرگ شدم. نقشههای قالی که روی تختههای نازک کشیده میشد و چهارخانههای کوچک که نشان میداد هر نقش قالی باید به چه شکلی بافته شود، همیشه مرا مجذوب خود میکرد. من ساعتها به نخهای رنگی مینگریستم و آنها را بادقت بررسی میکردم. این رنگها بهطور عجیبی چشمم را خیره میکرد و در ذهنم نقوش قالی بهطور زنده شکل میگرفتند.
وی میافزاید: پدربزرگم، حاجیبابا، نیز رفوگر بود. من همیشه در کنار او مینشستم و بادقت و حوصله کارهای رفوگری فرشها را تماشا میکردم. از او آموختم که رفوگری فراتر از یک شغل است؛ هنری است که به زمان، صبر و دقت فراوان نیاز دارد. شاگردی او را میکردم و همزمان در کنار مادرم با نقوش و رنگهای قالی انس گرفتم. در حقیقت، در دنیای طرحها و رنگهای قالی رشد کردم.
این رفوگر قدیمی فرش با یادآوری روزهای کودکیاش ادامه میدهد: هر بار که به نقشههای قالی نگاه میکردم، احساس میکردم که در یک دنیای بزرگ و رنگی وارد میشوم. آنها نهتنها نشانههای هنر و زیبایی بودند، بلکه هر کدام داستانی از زندگی و تاریخ داشتند. من تمام اینها را از مادرم و پدربزرگم آموختم و در دنیای رفوگری قدم گذاشتم.
قاسمی میگوید: فرشها برای ما نوعی از تاریخ هستند. وقتی یک فرش قدیمی میبینم، احساس میکنم که در دل آن، داستانهایی از خانوادهها، تاریخ این شهر و حتی از اتفاقات بزرگ گذشته نهفته است. این هنر، فقط ترمیم فرش نیست، بلکه بهنوعی بازسازی تاریخ و فرهنگ است. هر گرهای که در دل فرش میزند، بخشی از تاریخ و فرهنگ ایران را حفظ میکند.
وی میافزاید: فرشها برای ما نهتنها یک کالای تزیینی هستند، بلکه گنجینههایی از تاریخ، فرهنگ و هنر مردم ایراناند. وقتی یک فرش قدیمی را ترمیم میکنم، در واقع بخشی از تاریخ این سرزمین را بازسازی میکنم. هر رنگ و هر نخ در این فرشها معنای خاص خود را دارد.
این رفوگر فرش بیان میکند: رفوگری فرشکار سادهای نیست. وقتی فرشی فرسوده میشود، فقط اضافهکردن نخ یا رنگ جدید کافی نیست، باید بافت و طرح فرش را مثل روز اول بازسازی کرد. هر نخ، رنگ و گره اهمیت دارد و کوچکترین اشتباه میتواند طرح را به هم بزند، برای همین لازم است از همان نخهایی استفاده کنیم که در ابتدا انتخاب شده بودند و ساعتها وقت صرف کنیم تا هر گره بادقت و حوصله درست ترمیم شود. این هنر، ترکیبی از صبر، دقت و عشق به جزئیات است که باعث میشود فرش دوباره زندگی کند.
قاسمی ادامه میدهد: رنگها در فرشها هویت دارند. فرشهای دستباف ایرانی هر کدام یک داستان دارند که در رنگهای آن نهفته است. وقتی یک فرش کهنه میشود، باید رنگهای آن بهدقت بازسازی شوند تا دوباره شبیه به حالت اولیه خود شود.
وی با اشاره به اهمیت نخهای استفاده شده در فرشها توضیح میدهد: نخهایی که در فرشهای دستباف به کار میروند، بهشدت اهمیت دارند. از نخ ابریشم برای فرشهای بسیار ظریف و باارزش استفاده میشود و نخ پشمی برای فرشهایی که بیشتر در خانهها کاربرد دارند. در رفوگری باید از همان نوع نخ استفاده کرد تا فرش بهطور کامل ترمیم شود و هیچ تفاوتی با قسمتهای سالم فرش نداشته باشد.
این رفوگر قدیمی فرش تصریح میکند: در هر مرحله از کار، نیاز بهدقت و حوصله فراوان است. گاهی اوقات ممکن است چندین ساعت صرف یک نقطه کوچک از فرش شود. این فقط یک کار فنی نیست، بلکه نوعی هنر است که باید با تمام وجود انجام شود. تنها با این دقت میتوان فرشها را به زندگی بازگرداند.
قاسمی در مورد روند امروزی بازار فرشهای ماشینی و فانتزی تأکید میکند: امروز بیشتر مردم به سمت فرشهای ارزانقیمت میروند و این فرشهای دستباف را فراموش کردهاند. درحالیکه فرشهای دستباف نهتنها از لحاظ زیبایی منحصربهفرد هستند، بلکه هر گره از آنها یک داستان میگوید. متأسفانه صنعت فرش ماشینی باعث شده تا این هنر فراموش شود.
وی بیان میکند: امیدوارم مردم بهتدریج متوجه شوند که فرشهای دستباف، بهویژه در اصفهان و دیگر نقاط ایران، علاوه بر زیبایی، بخش مهمی از هویت فرهنگی ما هستند. باید بیشتر به این فرشها توجه و از آنها بهعنوان میراثی گرانبها نگهداری کنیم.
این رفوگر فرش اظهار میکند: اگر این هنر به فراموشی سپرده شود، نسلهای آینده دیگر قادر نخواهند بود ارزش واقعی فرشهای دستباف را درک کنند. رفوگری فرش، تنها ترمیم یک کالا نیست، بلکه بازسازی بخشی از هویت و اصالتی است که در گذر زمان آسیبدیده است. برای حفظ تاریخ و فرهنگمان، باید از این هنر اصیل پاسداری کنیم.
قاسمی میافزاید: رفوگری نهتنها یک حرفه است، بلکه یک مسئولیت فرهنگی است. باید به نسلهای جدید آموزش داده شود که فرش دستباف، مانند هر اثر هنری دیگر، نیاز به مراقبت و نگهداری دارد. تا زمانی که دستها و ذهنهای هنرمندان همچنان به این هنر میپردازند، میتوانیم امیدوار باشیم که فرشهایمان همچنان بازتابی از تاریخ و هویت ما باشند.
وی از وضعیت فعلی این هنر نگرانی جدی دارد و توضیح میدهد: امروزه کمتر کسی حاضر به یادگیری این حرفه است، حتی فرزندان خودم هم حاضر نیستند وارد این کار شوند. متأسفانه من شاگرد ندارم. هیچکس نمیآید این هنر را یاد بگیرد، با وجود اینکه این کار بسیار مهم و ارزشمند است. هزینه و زحمت زیادی برای رفوگری نیاز است و کمتر کسی حاضر است زیر بار این کار برود. در حقیقت، این هنر در حال فراموشی است و اگر به آن توجه نشود، نسلهای آینده دیگر نمیتوانند آن را تجربه کنند.

هنر رفوگری؛ همدستی با گذشتگان
رفوگری، نهتنها در بازسازی فرشهای کهنه و آسیبدیده، بلکه در نگهداری و حفظ هویت فرهنگی این آثار نیز نقش به سزایی دارد. در واقع، بسیاری از فرشهای تاریخی که امروز در موزهها و مجموعههای شخصی موجودند، به کمک هنر رفوگری دوباره به چرخه زندگی بازگشتهاند.
برخی از این فرشها مربوط به دوران صفویه، قاجاریه و حتی دوران پیش از آن هستند. این فرشها زمانی که در معرض استفاده زیاد یا آسیبهای طبیعی مانند آفتابسوختگی، پوسیدگی و فرسودگی قرار میگیرند، به کمک رفوگران ماهر به روزهای اول خود باز میگردند.
سینا ۲۵ساله، یکی از جوانترین رفوگران اصفهانی نیز اظهار میکند: این هنر باید از نسلهای گذشته به نسلهای جدید منتقل شود. امروز کمتر کسی علاقه دارد که این کار را ادامه دهد، اما من معتقدم که رفوگری نه فقط یک شغل، بلکه یک میراثفرهنگی است که باید آن را حفظ کرد.
بازار فرش و رفوگری در اصفهان
یکی از مهمترین مراکز فعالیت رفوگران اصفهان، بازار بزرگ اصفهان است. در کنار فروشگاههای فرش، کارگاههای رفوگری بسیاری نیز قرار دارند که در آنها فرشهای قدیمی به طور حرفهای ترمیم میشوند. این کارگاهها که معمولا در بخشهای پشتصحنه بازار واقع شدهاند، بهعنوان مراکز تخصصی برای بازسازی و ترمیم فرشها شناخته میشوند.
محمدرضا ۵۲ساله، صاحب یکی از کارگاههای ترمیم فرش در بازار اصفهان نیز میگوید: این هنر، بهنوعی نشاندهنده تداوم زندگی است. وقتی یک فرش قدیمی را میبینم، به یاد افرادی میافتم که شاید برای سالها از آن استفاده کردهاند. فرشها را بهگونهای ترمیم میکنیم که نهتنها از نظر ظاهری همانند روز اول شوند، بلکه روح آنها نیز حفظ شود.
وی میافزاید: هر روز که درِ کارگاه را باز میکنم، انگار وارد تاریخ میشوم؛ فرشهایی که زیر دست ما میآیند فقط زیرانداز نیستند، هر کدام عمری زندگی کردهاند، پای شادی و غم نشستهاند و حالا زخمی، خسته و خاموش به ما پناه آوردهاند، اما کار ما ساده نیست؛ کمبود مواد مرغوب، گرانی نخهای دستریس، بیتوجهی بازار به کار اصیل و هجوم تولیدات ماشینی، مثل بید آرامآرام جان این هنر را میجوند.
این رفوگر بیان میکند: بزرگترین مشکل ما فقط اقتصاد نیست؛ فراموشی است. جوانها کمتر حوصله نشستن پای دار رفو را دارند، کمتر کسی میخواهد ماهها برای ترمیم زخمی وقت بگذارد که شاید در چشم ناآشنا دیده نشود. رفوگری صبر میخواهد، چشم تیزبین و دلی که بلد باشد با گذشته حرف بزند. این روزها پیداکردن شاگردی که عاشقانه بماند، سختتر از پیداکردن فرشی سالم است.
بااینهمه، من هنوز به این کار دل بستهام.
وی ادامه میدهد: وقتی فرشی کهنه دوباره جان میگیرد، وقتی پارگیهایش با احترام ترمیم میشود و نقشهایش نفس میکشند، خستگی از تنم میرود. رفوگری برای من فقط شغل نیست؛ گفتوگو با زمان است. ما قرار نیست فرش را نو کنیم، قرار است به آن فرصت ادامه بدهیم؛ درست مثل زندگی. من به این هنر عشق میورزم؛ چون یادم داده هر شکست، پایان نیست. همانطور که فرش، بعد از رفو، شاید دیگر بیعیب نباشد، اما عمیقتر و باارزشتر میشود، انسان هم میتواند از دلِ زخمها زیباتر برخیزد. تا وقتی دستهایم توان دارد و نخها جواب میدهند، چراغ این کارگاه را روشن نگه میدارم؛ به امید روزی که رفوگری دوباره دیده شود، نه فقط با چشم، بلکه با دل.
مهری سادات ۴۴ساله، خریدار فرشهای قدیمی که یکی از فرشهای ترمیمی را در خانهاش دارد، درباره رفوگری میگوید: وقتی یک فرش قدیمی را به خانه میآورم، احساس میکنم که بخشی از تاریخ و فرهنگ این شهر را به خانه آوردهام. رفوگران اصفهانی بهگونهای این فرشها را ترمیم میکنند که هیچکس متوجه نمیشود که این فرش قبلاً آسیبدیده بوده است.

به گزارش ایسنا، در دنیای مدرن امروز، رفوگری فرش در اصفهان بهعنوان یک هنر دستنخورده و ماندگار همچنان جایگاه ویژهای دارد. این هنر، نهتنها در ترمیم فرشهای آسیبدیده، بلکه در انتقال تاریخ و فرهنگ به نسلهای آینده نیز نقشبرجستهای ایفا میکند. هر فرشی که توسط دستهای هنرمندان رفوگر اصفهانی ترمیم میشود، نهتنها به دنیای امروز باز میگردد، بلکه یادآور تاریخ غنی و فرهنگ بینظیر این سرزمین است و اینگونه است رفوگریِ فرشِ زمان؛ جایی که تارهای گسسته تاریخ، با نخِ صبر و دستانی آشنا با درد، دوباره به هم میپیوندند. هر زخم، هر پارگی، نه پنهان میشود و نه انکار؛ بلکه با هنری آرام، به نشانی از دوام بدل میگردد. فرش، هرچند دیگر نو نیست، اما اکنون روایتگر راهی است که رفته؛ زیباتر از پیش، زیرا حقیقتش را از دلشکستگیها به دست آورده است.
انتهای پیام


نظرات