به گزارش ایسنا، اولین نشانههای وقوع یک حمله بالقوه از سوی چین به تایوان ممکن است انتقال بیسروصدای داراییهای مالی به خارج از کشورهای غربی باشد که امکان مسدود شدن آنها با در گرفتن جنگ وجود دارد. سپس به راه افتادن کارزارهای میهنپرستانه اهدای خون در چین نیز میتواند نشانه دیگری باشد.
سپس در میانه این تحرکات نظامی و بحثها درباره تهدید واقعی یا بلوف بودن آنها، حملات سایبری ممکن است بخشهایی از شبکه برق و نظام بانکی تایوان را مختل کند و خدمات اینترنتی جزیره به دلیل خرابکاری در کابلهای زیردریایی کاهش پیدا کند.
روزنامه نیویورک تایمز درباره سناریوهای احتمالی جنگ چین با جزیره خودمختار تایوان که پکن بر اساس اصل «چین واحد» استقلال آن را به رسمیت نمیشناسد و گفته است وحدت آن با چین گریزناپذیر است، در گزارشی با این مقدمه نوشت: در حالی که استراتژیستهای پنتاگون نگران تحقق سناریوهای مختلف تهاجم چین به تایوان، از جمله حمله موشکی به دفتر ریاستجمهوری و مراکز نظامی و اطلاعاتی، هدف قرار گرفتن پایگاههای آمریکایی در ژاپن و گوام به منظور ممانعت از کمکرسانی نیروهای آمریکایی و محاصره تایوان از سوی کشتیهای چینی به منظور جلوگیری از کمکهای ایالات متحده و ژاپن متمرکز هستند، مقامات تایوان بیشتر روی فشارهای «منطقه خاکستری» تمرکز دارند که فراتر از جنگ است و روزانه چالشهایی را ایجاد میکند که میتواند به جنگ تمامعیار تبدیل شود.
چین در این منطقه خاکستری با حملات سایبری، قطع کابلهای اینترنت و برگزاری رزمایشهای نظامی با مهمات جنگی سعی دارد تایوان را تحت فشار قرار دهد تا آیندههای به عنوان منطقهای خودمختار تحت نظارت چین بپذیرد.
گمانهزنیها درباره احتمال وقوع جنگ چین-تایوان در دهه آتی
در ادامه این مطلب مطرح شده است: «شی جینپینگ» رئیسجمهور چین میتواند به منظور اعمال فشار بیشتر به تایوان بدون برپا کردن یک جنگ، اقدام به قرنطینه دریایی این جزیره کند و از کشتیها بخواهد پیش از ورود به تایوان از بنادر اصلی مانند شیامن یا شانگهای توقف کنند. این اقدام میتواند هزینههای حملونقل و بیمه را افزایش دهد و به اقتصاد تایوان آسیب بزند. در صورتی که این فشارها به یک محاصره، بهویژه در زمینه سوخت تبدیل شود، احتمال جنگ تمامعیار افزایش خواهد یافت، چراکه تایوان به شدت به واردات محصولات نفتی وابسته است. در این صورت، آینده تایوان به این بستگی خواهد داشت که «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا تمایلی به دستور دادن به نیروی دریایی این کشور به منظور اسکورت کشتیها به تایوان برای شکستن محاصره خواهد داشت یا نه.
برخی کارشناسان معتقدند که جنگ تا دهه آینده بعید است اما برخی گزارشها حاکی از آن است که احتمال حمله چین در پنج سال آینده ۳۰ درصد و برای محاصره هوایی و دریایی تایوان ۶۰ درصد پیشبینی میشود. جنگ میتواند هزینههای گزافی به همراه داشته باشد و آمریکا احتمالا در این مسئله مداخله خواهد کرد. بررسی موسسه «ژرمن مارشال فاند» نشان داده است که حتی در صورت بروز یک جنگ متعارف کوتاه مدت که به شکست چین بینجامد، ممکن است ۱۰۰ هزار کشته از تایوان، ۱۰۰ هزار تن از چین و ۶ هزار تن کشته نیز از آمریکا بر جای بگذارد.
چالشهای داخل و خارجی ایجاد بازدارندگی آمریکا در قبال چین در مسئله تایوان
نیویورک تایمز نوشته است: اگر چین بتواند تایوان را از نظر نظامی یا به واسطه روشهای غیرنظامی و تاکتیکهای تدریجی به خود ملحق کند، نتیجه آن فروپاشی زنجیره جزایر اول خواهد بود که توانایی چین را در گسترش قدرت آن در اقیانوس آرام محدود میکند. همچنین چین ممکن است به کارخانههای فوق پیشرفته نیمههادیها در تایوان دست پیدا کند که از نظر راهبردی مهمترین شرکت در جهان محسوب میشود. در صورت آسیب دیدن این کارخانهها به دلیل جنگ، نتیجه ممکن است «رکود اقتصادی جهانی باشد».
بنابراین، بازدارندگی اهمیت زیادی دارد و آمریکا، تایوان و متحدان آمریکایی مانند ژاپن و فیلیپین در صورت همکاری با یکدیگر شانس معقولی برای جلوگیری از اقدام نظامی جدی چین دارند. با این حال، به نظر میرسد در حالی که بسیاری از تایوانیها در حالی که جهان نگران خطر در تنگه تایوان است، نگران نیستند و حتی برخی اعتقاد دارند که مقاومت در برابر چین بیفایده است.
رسانه آمریکایی در بخش پایانی این مطلب با توصیهای درباره شیوه مدیریت مسئله تایوان از سوی واشنگتن نوشت: سیاستهای تایوان تحت تاثیر اختلافات درون حزبی و جدال میان آنهاست. تایوان نسبت به دیگر کشورهایی که با تهدید وجودی مواجهند، آمادگی کمتری دارد. در حالی که اوکراینیها نمونهای از اراده سیاسی برای مقاومت در برابر متجاوزان قدرتمند هستند، به نظر میرسد که بسیاری از مردم تایوان تمایل چندانی برای فداکاریهای بزرگ به منظور حفظ استقلال و آزادی خود ندارند. «ویلیام لای چینگ-ته» رئیسجمهور تایوان تلاش کرده است هزینههای دفاعی را افزایش دهد اما مشخص نیست که آیا مردم تایوان تمایلی به هدایت امور به این سمتوسو داشته باشند و حتی مشخص نیست که لایحه پیشنهادی او تصویب خواهد شد یا خیر.
با توجه به اهمیت این موضوع، اولویت اصلی سیاست خارجی آمریکا باید ایجاد بازدارندگی در قبال چین بدون تحریک کردن آن باشد. بازدارندگی به معنای همکاری با تایوان، ژاپن و دیگران برای رسیدن به جبههای مشترک نه فقط علیه یک حمله، بلکه علیه فشارهای منطقه خاکستری است.
انتهای پیام


نظرات