شهید «علیاصغر سماواتی» در سال ۱۳۵۰ در محله قدیمی چمن امامزاده یحیی به دنیا آمد. بنابر روایت مادر شهید از خوابی که پیش از تولد فرزند آخرش دیده و نام وی علیاصغر انتخاب شده بود، ایران خانم پس از به دنیا آمدن فرزند آخرش نام وی را علیاصغر میگذارد.
«علیاصغر» از کودکی به دلیل زیبایی چهرهاش که بور با چشمانی آبی برخلاف چهره همدانیها که دارای چشمان مشکی و قهوهای هستند، دائم در چشم و نظر دیگران بود.
وی دارای هنرهای بسیاری بود که به مرور زمان کشف شده و مورد استفاده و بهره قرار میگرفت. هنر خطاطی، نقاشی، صوت و لحن، هنرهای رزمی، نینوازی، شاعر و... بود که نقاشی «رویای شهادت» علیاصغر، پیش از شهادتش روی دیوار اردوگاه ابوذر سرپل ذهاب به تصویر کشیده شد یعنی همانجایی که به شهادت رسید در حالی که وی هیچگاه آنجا را ندیده بود. همرزمان شهید این نقاشی دیواری را از دیوار جدا کرده و به باغموزه دفاع مقدس استان همدان منتقل کردهاند.
در سال ۱۳۶۹ که دو سال از پایان جنگ میگذرد و علیاصغر ۱۹ ساله است، بسیجیان احساس جاماندگی عجیبی دارند و مکان و زمان گذشته و حال برایشان سنگین است. بسیجیان در تمام سالهای جنگ حس سبک شدن عجیبی تجربه کردهاند و حالا با دنیایی روبهرو هستند که از لزوم حرکت به سمت رفاه و امکانات سخن میگوید.
علیاصغر با طراحی یک برنامه با حضور بسیجیان دیگر به خانههای شهدا رفته و در کنار پدر و مادر شهدا و عکسهای قاب شده آنان حال و هوای سبکی زمان حضور در جبههها را ایجاد میکند. این برنامه در سالهای بعد با حضور در خانههای اسرا و دلجویی از خانواده اسرا نیز ادامه داشته است.
این شهید از همان زمان تولد و کودکی بیمکانی و بیزمانی همراهش بود و گویا مرگآگاهی نیز در وجودش بوده است. علیاصغر بدلیل سن کم اجازه حضوردر جنگ نداشت اما با یک حرکت ریز خودنویس و با خط خوش در شناسنامهاش دو سال بزرگتر شد و در وصیتنامهاش نوشته بود که میخواهد پیکرش گم باشد یعنی بیمکان و بیزمان باشد.
علیاصغر همیشه دائمالوضو بود و برای همین زمانی که در سقز حضور داشتند، در کنار دیگر بسیجیان پیکرهای قطعه قطعه شده شهدا را جمع و کنار هم قرار میدادند تا به همدان روانه کنند و شهید سماواتی تصمیم گرفت مثل یک شهید سبک باشد.
با تغییر و تحولات ایجاد شده در منطقه و سقوط صدام و حضور منافقین در غرب کشور، در سال ۱۳۷۰ با هدف جلوگیری از خطر حرکت منافقین به سمت مرزها با تسخیر چند پاسگاه مرزی و درگیریهای گزارش شده و به منظور کمک به مردم مظلوم کُرد، اولین عملیات برونمرزی سپاه به نام کلار (در ارتفاعات شمال خانقین تپه ماهورهای مروارید) انجام شد.
در طول زندگی شهید سماواتی از زمان تولد تا شهادت به تاریخ ۱۲ فروردین ۱۳۷۰ اتفاقات بسیاری برایش رقم خورد که همگی بدون قید زمان و مکان بوده و گاهی تا مرز شهادت هم رفته و بازگشته اما در نهایت بنابر همان خواسته قلبی خودش که در نقاشی دیواری به تصویر کشیده بود، به آرزوی خویش رسید.
بهگزارش ایسنا، کتاب «نخل مروارید» زندگینامه داستانی شهید «علیاصغر سماواتی» است که به قلم علیرضا اکبری در سی و سه فصل همراه با دستخط و عکسهای شهید به رشته تحریر درآمده و از سوی نشر لالههای سرخ انتشار یافته است.
انتهای پیام


نظرات