به گزارش ایسنا، سقط جنین به معنای پایان یافتن بارداری پیش از رسیدن جنین به قابلیت حیات است و میتواند به شکل خودبهخود یا خودخواسته رخ دهد. این رویداد، صرفنظر از علت آن، یکی از چالشبرانگیزترین تجربههای زندگی بسیاری از زنان به شمار میآید. در ایران، برآوردها نشان میدهند که درصد قابل توجهی از زنان در سنین باروری، تجربه سقط را پشت سر میگذارند. سقط خودخواسته معمولاً به دلایلی مانند بارداری ناخواسته یا ناهنجاریهای جنینی رخ میدهد و سقط خودبهخود نیز میتواند تحت تأثیر عواملی چون سن مادر، بیماریهای زمینهای، اختلالات ژنتیکی، مشکلات رحمی یا سبک زندگی ناسالم باشد. در هر دو حالت، سقط تنها یک رویداد جسمی نیست، بلکه پیامدهای روانی عمیقی نیز به همراه دارد.
از نظر روانی، تجربه سقط میتواند با احساساتی مانند غم، اندوه، اضطراب، افسردگی و حتی علائم اختلال استرس پس از سانحه همراه باشد. نکته مهم این است که این واکنشها همیشه بلافاصله پس از سقط ظاهر نمیشوند و در بسیاری از زنان، چند ماه تا یک سال بعد خود را نشان میدهند. از آنجا که فرزندآوری در اغلب فرهنگها ارزشی بنیادین دارد، ناکام ماندن بارداری میتواند به یک رویداد تنشزا تبدیل شود و تعادل روانی فرد را بر هم بزند. غم و اندوه پس از سقط، واکنشی طبیعی به از دست دادن بارداری است، اما در برخی موارد این احساس میتواند طولانی و شدید شود و بر روابط اجتماعی، زندگی خانوادگی و حتی تصمیم برای بارداری مجدد اثر منفی بگذارد. به همین دلیل، شناسایی زنان در معرض خطر و بررسی دقیق میزان داغدیدگی پس از سقط اهمیت ویژهای دارد.
گروهی از محققان ایرانی با محوریت منصوره رفایی از مرکز تحقیقات مراقبت مادر و کودک، پژوهشکده علوم و فناوری بهداشت دانشگاه علوم پزشکی همدان، با همکاری پژوهشگرانی از دانشگاه علوم پزشکی شیراز و مرکز آموزش عالی علوم پزشکی وارستگان مشهد، در همین راستا تحقیقی را با تمرکز بر میزان غم و اندوه پس از سقط و عوامل مرتبط با آن انجام دادهاند. این پژوهش که به بررسی وضعیت روانی زنان پس از انواع مختلف سقط میپردازد، تلاش کرده است تصویری روشن از تفاوت تجربه سوگ در سقطهای خودخواسته و خودبهخود ارائه دهد و نقش برخی عوامل فردی و بارداری را در این زمینه روشن کند.
در این مطالعه ۲۹۶ زن که سابقه سقط داشتند، شرکت کردند. برای جمعآوری اطلاعات از این افراد، از پرسشنامههای علمی مرتبط استفاده شد. یکی از این پرسشنامهها به نام «مقیاس سوگ پریناتال» ابزاری است که شدت غم و اندوه مرتبط با از دست دادن بارداری را در حوزههایی مانند سوگ فعال، دشواری در کنار آمدن با شرایط و احساس ناامیدی میسنجد. این پرسشنامه حدود شش تا هشت هفته پس از سقط و از طریق تماس تلفنی تکمیل شد تا وضعیت روانی زنان در فاصلهای نسبتاً نزدیک به رویداد سقط بررسی شود.
یافتههای پژوهش نشان دادند که به طور کلی، امتیاز غم و اندوه و ابعاد مختلف آن در زنانی که سقط خودخواسته را تجربه کرده بودند، بیشتر از زنانی بود که دچار سقط خودبهخود شده بودند. این تفاوت در حوزههایی مانند سوگ فعال، مقابله دشوار با شرایط و احساس ناامیدی به شکل معناداری دیده شد. به بیان ساده، زنانی که به دلایل مختلف تصمیم به خاتمه بارداری گرفته بودند، در هفتههای پس از سقط با احساسات منفی شدیدتر و پیچیدهتری روبهرو بودند.
نتایج فوق که در مجله «مراقبت پرستاری و مامایی ابنسینا» وابسته به دانشگاه علوم پزشکی همدان منتشر شدهاند، همچنین نشان دادند که نوع سقط و وضعیت بارداری، از عوامل مهم مرتبط با بروز غم و اندوه پس از سقط هستند. بهویژه، خواسته یا ناخواسته بودن بارداری نقش قابل توجهی در شدت این احساسات داشت. در مقابل، عواملی مانند سن، میزان تحصیلات، شغل یا درآمد ارتباط معناداری با میزان غم و اندوه پس از سقط نشان ندادند. این موضوع نشان میدهد که تجربه روانی سقط بیش از آنکه به ویژگیهای اجتماعی وابسته باشد، تحت تأثیر ماهیت بارداری و نوع پایان یافتن آن قرار دارد.
بر اساس اطلاعات تکمیلی این پژوهش، غم و اندوه پس از سقط، پدیدهای شایع در سطح جهان است و میلیونها زن هر سال با آن مواجه میشوند. احساساتی مانند گناه، سرزنش خود و نگرانی از قضاوت دیگران، بهویژه در سقطهای خودخواسته، میتواند شدت سوگ را افزایش دهد. از سوی دیگر، مطالعات مختلف نشان دادهاند که با گذر زمان، شدت این احساسات در بسیاری از زنان کاهش مییابد، اما این روند برای همه یکسان نیست و برخی نیازمند حمایت و مداخله حرفهای هستند.
بر اساس نتایج این تحقیق، نقش ماماها و ارائهدهندگان خدمات سلامت بهعنوان نخستین افراد در تماس با این زنان بسیار مهم است. شناسایی بهموقع نشانههای داغدیدگی و ارائه مشاوره و حمایت روانی میتواند از بروز پیامدهای ناگوار بلندمدت جلوگیری کند و به بهبود کیفیت زندگی زنان کمک نماید.
انتهای پیام


نظرات