طاهره صادقلو در گفتوگو با ایسنا با اشاره به ماهیت صنعت گردشگری اظهار کرد: گردشگری بسته به نوع بحران، سطح توسعه مقصد، ساختار حکمرانی و میزان تابآوری جامعه میتواند از افتهای مقطعی تا رکودهای بلندمدت و حتی بحرانهای ساختاری را تجربه کند و نحوه مدیریت این شرایط نقش تعیینکنندهای در مسیر آینده مقاصد گردشگری دارد.
وی افزود: زمانی که یک جامعه با محرکهای ناپایداری نظیر بحرانها، ناآرامیها یا تنشهای اجتماعی مواجه میشود، صنعت گردشگری میتواند متناسب با ویژگیهای خود سه رویکرد واکنشی متفاوت را تجربه کند که این رویکردها حاصل عملکرد جمعی همه اجزا و ساختارهای مشارکتکننده در حکمرانی گردشگری هستند.
اقدام پیش از افت شدید تقاضا، شرط حفظ اعتماد بازار است
عضو هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به نخستین رویکرد واکنشی بیان کرد: واکنش پیشدستانه یا پیشگیرانه معمولاً پیش از بروز یا همزمان با آغاز ناپایداریها در مقاصدی به کار گرفته میشود که از ساختار حکمرانی گردشگری قوی، نظام پایش ریسک، برند تثبیتشده و تجربه تاریخی در مدیریت بحرانها برخوردارند.
صادقلو ادامه داد: در این رویکرد، اقداماتی نظیر پیشبینی سناریوهای احتمالی مقابله با بحران، اطلاعرسانی شفاف و سریع، تفکیک فضایی بحران بهگونهای که ناپایداریها موضعی و نه ملی بازنمایی شوند، مدیریت رسانهای و حفظ دسترسی و خدمات حیاتی گردشگری در دستور کار قرار میگیرد. منطق زمانی این اقدامات پیشگیری از افت شدید تقاضا و حفظ اعتماد بازار است که میتواند به کاهش محدود تعداد گردشگران و بازیابی سریع مقصد پس از بحران منجر شود.
وی در ادامه به واکنش دوم صنعت گردشگری اشاره کرد و گفت: واکنش فوری معمولاً پس از آشکار شدن آثار ناپایداری در مقاصدی با سطح توسعه گردشگری متوسط یا پایین اتخاذ میشود. این مقاصد اغلب به چند بازار محدود وابستهاند و ضعفهایی در سیاستگذاری پیشگیرانه و ارتباطات بحران دارند.
دانشیار جغرافیا و برنامهریزی روستایی دانشگاه فردوسی مشهد افزود: در این شرایط، اقداماتی نظیر تعلیق یا محدودسازی فعالیتهای گردشگری، تمرکز بر گردشگری داخلی، ارائه مشوقهای مالی کوتاهمدت، تغییر بازار هدف، تمرکز بر امنیت گردشگران و کارکنان و مدیریت اضطراری تصویر مقصد انجام میشود. با این حال، این رویکرد معمولاً پس از کاهش تقاضا و بروز آسیب اولیه اتخاذ میشود و اگرچه میتواند به بقای صنعت گردشگری کمک کند، اما اغلب با هزینههای بالا، سود اندک و فرسایش یا تخریب موقت برند مقصد همراه است.
صادقلو با اشاره به سومین رویکرد واکنشی تصریح کرد: در صورت تداوم شرایط ناپایدار، مقاصد گردشگری به سمت رویکرد تطبیقی حرکت میکنند. در این وضعیت، مقصد تلاش میکند خود را با شرایط جدید سازگار کند که ازجمله مهمترین اقدامات آن میتوان به گسترش بازارهای هدف امن، تمرکز بر گردشگری داخلی یا منطقهای، تعدیل مقیاس فعالیتهای گردشگری، دیجیتالیسازی خدمات و انعطافپذیری در مقررات و مدلهای کسبوکار اشاره کرد.
وی خاطرنشان کرد: مقاصد توسعهیافته معمولاً این مسیر را هوشمندانهتر و سریعتر طی میکنند، در حالی که مقاصد در حال توسعه به صورت تدریجی به سمت اجرای این رویکرد حرکت میکنند.
دانشیار جغرافیا و برنامهریزی روستایی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به تغییر رفتار گردشگران در شرایط ناپایداری اجتماعی اظهار کرد: در چنین شرایطی، الگوی سفر مردم انتخابیتر، محافظهکارانهتر و کوتاهمدتتر میشود. گردشگران به دلیل افزایش ادراک ریسک، از سفرهای پرهزینه و بلندمدت اجتناب میکنند و به سمت سفرهای قابل کنترل، آشنا و انعطافپذیر حرکت میکنند.
صادقلو افزود: سفرهای کوتاه و داخلی افزایش مییابد، تصمیمگیری برای سفر به لحظه آخر موکول میشود و استفاده از وسایل نقلیه شخصی ترجیح داده میشود. در مقابل، گردشگری بینالمللی بیشترین آسیب را متحمل میشود، چراکه به شدت به تصویر و برند مقصد وابسته است. همچنین سفرهای بلندمدت، تورهای گروهی، گردشگری رویدادمحور و گردشگری لوکس در مراتب بعدی تأثیرپذیری قرار دارند، در حالی که گردشگریهای فردی و خانوادگی به دلیل امکان کنترل بیشتر شرایط، کمترین آسیب را تجربه میکنند.
وی با تأکید بر مفهوم تابآوری در گردشگری گفت: تابآوری به عواملی مانند وابستگی به تصویر امنیت مقصد، میزان انعطافپذیری، کنترلپذیری توسط گردشگر، وابستگی به ساختارهای رسمی، ریسک مالی و زمانی و پیوند با جامعه محلی بستگی دارد. بر این اساس، گردشگری داخلی کوتاهمدت، زیارتی، طبیعتمحور و روستایی از تابآوری بالاتری برخوردارند، چراکه حتی در شرایط ناپایداری شدید نیز بهطور کامل متوقف نمیشوند و صرفاً تغییر شکل میدهند.
عضو هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد اضافه کرد: از منظر ساختاری نیز کسبوکارهای کوچک و محلی، اقامتگاههای بومگردی، شبکههای غیرمتمرکز و خوشههای محلی گردشگری تابآوری بیشتری دارند، در حالی که ساختارهای بزرگ، سرمایهبر و متمرکز مانند هتلهای زنجیرهای، خطوط هوایی و نهادهای دولتی متمرکز، آسیبپذیری بیشتری در برابر بحرانها نشان میدهند.
افت گردشگری اگر مدیریت نشود، از شوک مقطعی به بحران ساختاری تبدیل میشود
صادقلو با اشاره به تجربههای گذشته اظهار کرد: افت گردشگری لزوماً مقطعی نیست و در صورت تداوم ناپایداری یا مدیریت نادرست، میتواند به رکود بلندمدت و حتی دگرگونی ساختاری صنعت گردشگری منجر شود. در چنین شرایطی، پس از بحران معمولاً یکی از سه مسیر بازگشت سریع، بازگشت تدریجی همراه با تغییر یا رکود پایدار رخ میدهد.
وی افزود: کیفیت مدیریت بحران، هماهنگی نهادی، شفافیت ارتباطی، تنوع بازارها، سهم گردشگری داخلی، پوشش رسانهای، هشدارهای سفر و اعتماد عمومی از عوامل تعیینکننده در انتخاب هر یک از این مسیرها هستند.
دانشیار جغرافیا و برنامهریزی روستایی دانشگاه فردوسی مشهد خاطرنشان کرد: بازگشت اعتماد مسافران و رونق دوباره گردشگری به مجموعهای از عوامل وابسته است. تضمین امنیت و سلامت، کیفیت خدمات، بهبود زیرساختها، مدیریت هوشمند مبتنی بر فناوری و مسئولیتپذیری ساختار حکمرانی گردشگری از مهمترین اهرمهای اعتمادسازی به شمار میروند. همچنین وضعیت اقتصادی خانوارها نقش بسیار مهمی در افزایش انگیزه سفر دارد، چراکه در شرایط بحران اقتصادی، گردشگری معمولاً نخستین گزینهای است که از سبد هزینه خانوار حذف میشود.
انتهای پیام


نظرات