به گزارش ایسنا، در سالهای اخیر، بازماندگی تحصیلی بهعنوان یکی از مهمترین مسائل اجتماعی و فرهنگی ایران مطرح شده است. گزارشهای مختلف نشان میدهند که بخشی از کودکان و نوجوانان به دلایل گوناگون از چرخه آموزش رسمی خارج میشوند و فرصت ادامه تحصیل را از دست میدهند. این مسئله تنها به معنای نرفتن به مدرسه نیست، بلکه اغلب به بیسوادی یا کمسوادی در بزرگسالی منجر میشود و پیامدهای آن در حوزههای اشتغال، سلامت، مشارکت اجتماعی و کیفیت زندگی نمایان میشود. همهگیری کرونا نیز در سالهای اخیر این وضعیت را تشدید کرد و باعث شد تعداد بیشتری از دانشآموزان، بهویژه در مناطق محروم، از تحصیل بازبمانند. از این رو، بازماندگی تحصیلی امروز به یکی از نشانههای مهم نابرابری اجتماعی در کشور تبدیل شده است.
اهمیت پرداختن به این موضوع از آنجاست که آموزش، فقط انتقال دانش نیست، بلکه ابزاری اساسی برای توانمندسازی افراد و تحقق توسعه پایدار به شمار میرود. پژوهشها نشان میدهند بیسوادی و کمسوادی هم میتواند علت شکلگیری آسیبهای اجتماعی باشد و هم عاملی که این آسیبها را تداوم میبخشد. نابرابریهای آموزشی، که در قالب تفاوت طبقاتی، جنسیتی، قومی و جغرافیایی بروز میکنند، دسترسی برابر به فرصتهای یادگیری را محدود میسازند. در جامعهای مانند ایران با تنوع قومی و زبانی بالا، این نابرابریها پیچیدهتر میشوند. تفاوت زبان مادری با زبان رسمی آموزش، فقر اقتصادی، یا باورهای فرهنگی، همگی میتوانند مسیر تحصیلی کودکان را تحتتأثیر قرار دهند و خطر ترک تحصیل را افزایش دهند.
در همین زمینه، علی روحانی، دانشیار جامعهشناسی در گروه جامعهشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه یزد، به همراه سه نفر از همکاران دانشگاهی خود، پژوهشی را درباره بازماندگی تحصیلی در ایران انجام دادهاند. این پژوهش با تمرکز بر مرور و ترکیب نتایج مطالعات پیشین، تلاش کرده تصویری جامع از عوامل مؤثر بر این پدیده ارائه دهد. محققان در این مطالعه، به بررسی ریشههای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بازماندگی تحصیلی پرداختهاند و نشان دادهاند که این مسئله حاصل یک عامل واحد نیست، بلکه نتیجه تعامل چندین عامل در سطوح مختلف زندگی دانشآموزان است.
در این مطالعه، مقالات علمی منتشرشده طی سالهای ۱۳۹۱ تا ۱۴۰۱ مورد بررسی قرار گرفتند. از میان دهها مقاله شناساییشده، در نهایت ۲۰ مقاله که از نظر موضوعی و روششناختی مناسب بودند، برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. محققان با استفاده از یک مدل شناختهشده علمی، تلاش کردند الگوهای مشترک، عوامل تکرارشونده و تجربههای زیسته دانشآموزان بازمانده از تحصیل را استخراج کنند تا به درکی عمیقتر از مسئله برسند.
یافتههای این پژوهش نشان میدهند که بازماندگی تحصیلی در ایران تحت تأثیر شش عامل اصلی قرار دارد. نابسامانی خانوادگی، مانند طلاق، اعتیاد والدین یا نبود نظارت کافی، بیشترین نقش را در ترک تحصیل دارد. در کنار آن، موانع اقتصادی، نابرابریهای آموزشی، انزوای اجتماعی، انگهای فرهنگی و تفاوتهای فردی مانند کاهش انگیزه نیز بهعنوان عوامل مهم شناسایی شدهاند. این نتایج نشان میدهند که مشکلات فردی دانشآموزان اغلب در بستر شرایط نابرابر اجتماعی شکل میگیرد و نمیتوان آنها را جدا از محیط خانواده و جامعه تحلیل کرد.
در جمعبندی نتایج، محققان تأکید میکنند که بازماندگی تحصیلی نتیجه یک روند پیچیده و چندبعدی است. فقر اقتصادی، نابرابریهای قومی و جنسیتی، کمبود امکانات آموزشی و جو نامناسب مدارس، همگی در کنار هم احتمال ترک تحصیل را افزایش میدهند. این پژوهش با تکیه بر دیدگاههای جامعهشناختی نشان میدهد نظام آموزشی، اگرچه بهظاهر بیطرف است، اما در عمل میتواند نابرابریهای موجود در جامعه را بازتولید کند، بهویژه زمانی که از دانشآموزان با پیشینههای متفاوت انتظار عملکرد یکسان وجود دارد.
اطلاعات تکمیلی این مطالعه نیز بر اهمیت عدالت آموزشی تأکید دارند. فرصت آموزشی برابر به این معناست که همه کودکان، بدون توجه به وضعیت اقتصادی، محل زندگی یا پیشینه فرهنگی، امکان دسترسی به آموزش باکیفیت را داشته باشند.
یافتههای این تحقیق که در فصلنامه «مسائل اجتماعی ایران» وابسته به دانشگاه خوارزمی منتشر شدهاند، نشان میدهند که دانشآموزان بازمانده از تحصیل اغلب از خانوادههایی با سرمایه فرهنگی پایین میآیند؛ خانوادههایی که والدین آنها بیسواد یا کمسواد هستند و توانایی کمتری برای حمایت تحصیلی دارند. تفاوت زبان مادری با زبان رسمی آموزش نیز در سالهای ابتدایی تحصیل میتواند یادگیری را دشوارتر کند و احساس ناتوانی را در کودکان تقویت کند.
از منظر سیاستگذاری، این پژوهش پیشنهاد میکند که کاهش بازماندگی تحصیلی نیازمند اقدامات هدفمند است. حمایت مالی از خانوادههای کمدرآمد، شناسایی زودهنگام دانشآموزان در معرض خطر ترک تحصیل، کاهش هزینههای آموزش، تقویت مشاورههای تحصیلی و بهبود زیرساختهای مدارس در مناطق محروم، از جمله راهکارهایی هستند که میتوانند اثرگذار باشند.
همچنین به اعتقاد مجریان این تحقیق، برنامههای آگاهیبخشی برای مقابله با باورهای فرهنگی محدودکننده، بهویژه در مورد تحصیل دختران، نقش مهمی در کاهش این پدیده خواهد داشت.
انتهای پیام


نظرات