به گزارش ایسنا، «مکس بوت»، ستوننویس«واشنگتن پست» در نوشتاری با تیتر «شکست شورای صلح ترامپ از همین الان شروع شده است» ارزیابی میکند: طرح «شورای صلح» که از سوی «دونالد ترامپ»، رئیس جمهور آمریکا برای اداره نوار غزه ارائه شده به احتمال زیاد خیلی سریع منحل و فراموش خواهد شد و حتی اگر هم در خاطرهها بماند به عنوان نمونهای دیگر از تلاش این رئیسجمهور آمریکا برای تبدیل هر چیز حتی جستجوی صلح به ابزاری برای بزرگنمایی و تأمین منافع شخصی خودش در نظر گرفته، خواهد شد.
در این گزارش آمده است: «دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا اغلب متهم به جنگطلبی، خودسری و به چالش کشیدن قوانین بینالمللی و افکار عمومی جهانی شده است. او اخیرا بر طرح تهدیدآمیزش برای بیرون کشیدن جزیره گرینلند از دست دانمارک (طرحی که فعلا آن را ول کرده) به گفته خودش یا از "راه آسان" یا از "راه سخت" تاکید کرد. این موضع او نشان میدهد که چرا اوصاف مذکور درباره رئیسجمهور آمریکا در خارج از پایگاه جنبش حامی وی، "ماگا"، (آمریکا را دوباره بزرگ کنیم) در سطحی گسترده پذیرفته شده است.»
ترامپ چند روز قبل ظاهرا در تلاش برای آنکه اتهامات علیه خودش را رد کند، از به اصطلاح «شورای صلح» خود برای نوار غزه رونمایی کرده و در یکی از دعوتنامههایش برای عضویت در این شورا که برای نخست وزیر سوئد فرستاده با آبوتاب مدعی میشود که هدف این طرح «گرد هم آوردن یک گروه از کشورهای برجستهای است که آماده بر عهده گرفتن مسئولیت شرافتمندانه ساختن صلح پایدار هستند.»
تفاوتهای ظاهری بین برنامه دونالد ترامپ برای الحاق گرینلند به آمریکا و «شورای صلح» غزه که طبق اعای او در دعوتنامهها «تاثیرگذارترین و مهمترین شورای تشکیل شده تا کنون است» وجود دارد اما وجه اشتراک هر ۲ مورد این است که ترامپ با انگیزه یکسانی هر ۲ مورد را مطرح کرده است: اینکه «ترامپ می خواهد هر کاری که میخواهد، در هر جا که میخواهد انجام دهد بدون آنکه هیچ گونه تدابیر «مهار و موازنه» دستش را ببندد و در عین حال نیز دوست دارد که با انجام آن نیز پول زیادی هم به جیب بزند.»
شورای امنیت سازمان ملل زمانی که در ماه نوامبر طرح تشکیل شورای صلح ترامپ را تصویب کرد تصور نمیکرد که به نهادی که قرار است بعدا رقیب بالقوه برای خود سازمان ملل شود موجودیت بخشیده است.
ترامپ هفته گذشته در ادامه تلاشهایش برای ارائه تصویری از خود به عنوان یک صلحطلب، در ضمن اجلاس داووس در سوئیس از طرح شورای صلحی رونمایی کرد که دیگر منحصر به نوار غزه نبوده و قرار است شامل تقریبا کل دنیا شود. کاخ سفید هنوز محتوایی از منشور این «شورای صلح» ادعایی ارائه نکرده اما نسخههای اولیه حاکی از یک طرح عجیب و غریب است. «شورای صلح» ترامپ تنها اسما یک سازمان چندجانبه معرفی شده در حالی که شورای اجرایی آن شامل وابستگان به ترامپ و جنبش ماگا از جمله «جارد کوشنر»، داماد وی، «استیو ویتکاف»، فرستاده ویژه او و «مارکو روبیو»، وزیر امور خارجه دولت او شده و کاملا نیز قابل حدس است که ریاست آن بر عهده چه کسی است.
طبق منشور مذکور، «رئیس» شورا اختیار خواهد داشت کشورها را برای عضویت در شورا دعوت کند، قطعنامهها را وتو کند، شورا را منحل کند، «قطعنامهها یا دستورالعملهای دیگر را تصویب کند» و حتی مهر رسمی آن را تأیید نماید. بر مبنای این منشور، رئیس تعیین شده برای شورا تنها شخص ترامپ است نه هرکسی که رئیسجمهور آمریکا باشد. همچنین منشور از او نمیخواهد در صورت ترک ریاستجمهوری کنارهگیری کند. به این ترتیب ترامپ در صورتی که دچار بحران سلامتی نشده باشد میتواند تا هر زمان که دوست داشته باشد شورای صلح را اداره کند و اختیار انتخاب جانشین خود را نیز دارد. این الگو بیشتر شبیه به الگوی مدیریت شرکت تجاری خود ترامپ است تا اینکه مناسب رهبری یک سازمان جمعی همچون سازمان ملل یا ناتو باشد.
مقایسه این نحوه مدیریت با نحوه مدیریت شرکت شخصی ترامپ مناسب است، زیرا، رئیس جمهور آمریکا به این شورای صلح نیز به چشم دکانی برای کسب پول زیاد نگاه میکند. طبق منشور آن، اگر اعضا بخواهند بیش از سه سال در شورا باقی بمانند، باید مبلغ سرسامآور یک میلیارد دلار هزینه پرداخت کنند. در مقام مقایسه، هزینه عضویت در باشگاه ترامپ به نام مارالاگو که یک میلیون دلار است خیلی مناسبتر به نظر میرسد. در عین حال مشخص نیست این پول به کجا خواهد رفت. منشور شورا به سادگی تصریح داشته است: شورای صلح میتواند حسب ضرورتهای عمل به ماموریت خود اجازه به تشکیل حسابهایی بدهد. این بدان معناست که اگر کشورهایی حاضر به پرداخت شوند، ترامپ میتواند به یک صندوق مالی عظیم، مستقل از خزانهداری کنگره دسترسی یابد.
در مواجهه با این شرایط بسیاری از دعوتشدگان به این به اصطلاح «شورای صلح» فاصله خود را با آن حفظ کردهاند چون ترجیح دادهاند آمریکا از نهادهای بینالمللی موجود (نهادهایی که کاخ سفید اخیرا قصدش برای ترک ۶۶ مورد از آنها را اعلام کرد) حمایت کند تا اینکه یک نهاد جدیدی که تماما تحت تسلط ترامپ باشد، ایجاد کند. برخی از معدود طرفهایی که به شکل زودهنگام منشور شورا را امضا کردهاند شامل مصر، بلاروس، مجارستان، عربستان سعودی، ترکیه، قزاقستان و آرژانتین و رژیم صهیونیستی هستند.
اما در عین حال مشخص نیست کدام یک از این امضا کنندهها قصد دارند برای کسب جایگاه ممتازی در شورا هزینه پرداخت کنند. تنها کسی که صحبت از پرداخت پول برای عضویت در این شورا کرده «ولادیمیر پوتین»، رئیس جمهور روسیه بوده که او نیز گفته این کار را به صورت مشروط و تنها در صورت استفاده از پولهای مسدود شده روسیه انجام خواهد داد. شاید انگیزه پوتین نیز از مطرح کردن این پیشنهاد تضمین این باشد این پول به دست اوکراین نرسد و همزمان نظر ترامپ را هم جلب کند..
چند کشور شامل فرانسه، سوئد و اسپانیا با رد دعوت عضویت در شورا بر سر عصبانی کردن ترامپ ریسک کردند ترامپ اما دعوتنامه کانادا را لغو کرد چون از سخنرانی «مارک کارنی»، نخست وزیر کانادا در اجلاس داووس خوشش نیامد؛ سخنرانی که کارنی در آن خواسته بود قدرتهای رده متوسط دنیا اتحادی را علیه قلدریهای ابرقدرتها تشکیل دهند.
اکثر کشورها به سادگی خود را کنار کشیده و بدون شک امیدوارند توجه ترامپ از این طرح منحرف شده و شورای صلح غزه هم مانند طرح الحاق گرینلند در هالهای از ابهام ناپدید گردد.
طرح شورای صلح ترامپ برای غزه تنها ظاهر «چندجانبهگرایی» دارد، اما در باطن «یک نمایش تک نفره است» و شکست آن قطعی است چون کمتر کشوری حاضر خواهد شد وارد جایی شود که در آن تحت ریاست دونالد ترامپ قرار بگیرد.
با اطمینان تقریبی میتوان گفت این شورای صلح همانطور که تلاشهای خیالپردازانه «جو بایدن»، رئیسجمهور سابق آمریکا برای ایجاد یک جامعه جهانی دموکراسیها فراموش شد، به سرعت فراموش خواهد شد. اگر هم که فراموش نشود تنها گواهی بر این تمایل ترامپ خواهد بود به اینکه همه چیز حتی جستجو برای صلح جهانی را معطوف به خود بزرگبینی شخصیاش کند.»
انتهای پیام


نظرات