به گزارش ایسنا، هادی خانیکی در مراسم چهلمین سالروز درگذشت اشرف بروجردی اظهار کرد: این ایام برای ایرانیان یادآور شخصیتی است که آموخته بود چگونه در رنج لبخند بزند و چگونه با همدردی، درد دیگران را درد خود بداند. تلاش میکنم با نگاهی فشرده، به طرح یک عنوان با نگاه به آینده بپردازم.
وی ادامه داد: سابقه آشنایی من با ایشان به سالهای طولانی بازمیگردد و در مقاطع گوناگون، بهویژه در دوران همدردی با ایشان در مسیر بیماری سرطان، این ارتباط حفظ شد. به یاد دارم شبهایی را که ایشان با وجود شرایط سخت جسمی، سخنران اول مراسم بودند و احساس مسئولیت نسبت به خانواده، فرزندان، همسر، برادران، دوستان، همراهان و همکاران خود در کتابخانه ملی و حوزه علوم فرهنگی را ترک نمیکردند.
این استاد بازنشسته دانشگاه افزود: خانم دکتر بروجردی مرز میان دانش، فرهنگ و کنش سیاسی و مدنی را برداشت. او نه فقط صاحب موقعیت علمی و مدیریتی، بلکه نماد کنشگری اخلاقی بود و از ما انتظارهایی داشت که میتوان آن را در سه معیار اصلی خلاصه کرد.
خانیکی تصریح کرد: نخست، انتظار دانشی است. از منظر علمی، خانم دکتر بروجردی نماینده دانشی بود که در خود متوقف نمیماند. انتظار او از ما این است که دانش را مسئلهمحور بدانیم نه تزیینی؛ علمی که به مسائل واقعی جامعه متصل باشد، نه صرفاً معطوف به ارتقای فردی و آکادمیک. دوم، پیوند دانشگاه با حوزه عمومی است. او استاد و پژوهشگری برجسته بود و در عین حال، انتظارش این بود که استاد بودن به معنای شکل دادن به حساسیت اجتماعی باشد، نه فقط انتقال قالبهای علمی. در نگاه او، علم حق جامعه بود، نه ملک شخصی نخبگان.
وی ادامه داد: معیار دوم، معیارهای فرهنگی است. انتظار او پاسداری فعال از میراث ایرانی و اسلامی بود. کارنامه خانم دکتر بروجردی نشان میدهد که فرهنگ برای او امری ایستا نبود. انتظارش از ما این بود که نخست، میراث ایرانی و اسلامی را حفاظت کنیم، اما همراه با تفسیر و روزآمدسازی؛ دوم، بدانیم این حفاظت زمانی زنده است که میراث را موزهای و مومیاییشده نبینیم، بلکه با زبان امروز و نیاز امروز بفهمیم و روایت کنیم. او به صبر و مقاومت فرهنگی در برابر فراموشی، حذف و بیتفاوتی باور داشت.
خانیکی با اشاره به نگاه بروجردی به تاریخ و تمدن گفت: او نه به کجخوانی تاریخ روی آورد و نه به لجخوانی آن؛ نه تصویری وارونه، خشن و متصلب ارائه داد و نه همراه فراموشی و تخطئه میراث شد. انتظار او از ما این است که نسبت به منابع، روایتها و حافظه جمعی بیتفاوت نباشیم، چرا که این بیتفاوتی شکلی نرم از خشونت فرهنگی است و میتواند تهدیدی جدی برای جامعه ایرانی باشد. همچنین از نگاه او، فرهنگ باید به روی جامعه گشوده شود و در نهادها و بایگانیها حبس نشود؛ فرهنگ میدان گفتوگو است، نه ابزار تزیین یا توجیه قدرت.
وی افزود: حوزه سوم از انتظارهای خانم دکتر بروجردی، معیارهای مدنی و سیاسی است. وجه مدنی و سیاسی شخصیت ایشان ما را مستقیماً مورد خطاب قرار میدهد. انتظار او این بود که مسئولیتپذیری فردی در برابر امر جمعی پذیرفته شود؛ هیچکس آنقدر کوچک نیست که مسئول نباشد. دوم، ایستادن در کنار جامعه مدنی، صداهای خاموش و بیرونماندگان از نظم رسمی است؛ جایی که قدرت واقعی در نمایندگی بیصدایان معنا پیدا میکند. سوم، ترجیح گفتوگو بر تقابل، اصلاح بر حذف و امید بر یأس است.
این استاد بازنشسته ارتباطات ادامه داد: آنچه در مقاطع مختلف زندگی خانم دکتر بروجردی، از دوران دانشآموزی تا تحمل بیماری و سرانجام وداع دردناک او دیده میشود، این است که کنش اجتماعی و سیاسی مؤثر، کنشی همدلانه است؛ کنشی که خوددارانه و منفعل نیست. در اینجاست که کنشگری اخلاقی نه یک شعار و نه یک تظاهر، بلکه تعهدی پایدار معنا پیدا میکند.
خانیکی گفت: اگر بخواهم همه این معیارها را در یک جمله خلاصه کنم، باید بگویم که اشرف بروجردی از ما «دانشورزی مسئولانه، کنشگری فرهنگی و سیاستورزی اخلاقی» انتظار داشت. انتظار او ادامه دادن راهی است که در آن علم، فرهنگ، سیاست و جامعه از هم جدا نیستند؛ راهی که در اندیشه ایران و اسلام ریشه دارد، برای دردهای مردم بیش از دردهای خود میگرید و در عین حال، با زندگی تابآورانه لبخند میزند. شاید آخرین انتظار او همین بود که «با دل خونین، لب خندان بیاور».
انتهای پیام


نظرات