به گزارش ایسنا، در سالهای اخیر، موضوع مسیر شغلی و نحوه شکلگیری آن به یکی از دغدغههای مهم در پژوهشهای اجتماعی و روانشناختی تبدیل شده است. بازار کار امروز پیچیدهتر از گذشته است و افراد برای یافتن و حفظ شغل مناسب، ناچارند با شرایط متغیر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سازگار شوند. در این میان، توجه به گروههایی که با محدودیتهای خاصی روبهرو هستند اهمیت بیشتری پیدا میکند. افراد دارای معلولیت بینایی نهتنها با چالشهای رایج اشتغال مواجهاند، بلکه محدودیتهای ناشی از شرایط جسمی و نگرشهای اجتماعی نیز مسیر شغلی آنان را دشوارتر میکند. شغل برای این افراد صرفاً منبع درآمد نیست، بلکه عاملی مهم برای شکلگیری هویت اجتماعی، احساس مفید بودن و مشارکت فعال در جامعه به شمار میرود.
از سوی دیگر، آمارهای جهانی و ملی نشان میدهند که شمار افراد دارای آسیب بینایی قابل توجه است و بخش بزرگی از آنان در سن کار قرار دارند. نابینایی و کمبینایی میتوانند بر روابط اجتماعی، سلامت روان، اعتمادبهنفس و فرصتهای آموزشی افراد اثر بگذارند. پژوهشها نشان دادهاند که این افراد در مقایسه با جمعیت بدون معلولیت، بیشتر احساس تنهایی میکنند و ممکن است با دشواریهایی در مهارتهای اجتماعی روبهرو شوند. چنین شرایطی میتواند ورود به بازار کار و ماندگاری در شغل را پیچیدهتر کند. از این رو، بررسی دقیق مسیر شغلی نابینایان و شناخت موانعی که در این مسیر وجود دارد، برای طراحی برنامههای حمایتی و سیاستگذاریهای مؤثر ضروری به نظر میرسد.
در همین خصوص، فهیمه باهنر، استادیار گروه مشاوره دانشگاه شهید بهشتی، با انجام یک پژوهش کیفی به بررسی چالشهای مسیر شغلی افراد نابینا در جستجوی کار پرداخته است. این پژوهش با تمرکز بر تجربههای زیسته نابینایان، تلاش کرده است تصویری روشن از عواملی ارائه دهد که بر انتخاب شغل، جستجوی کار و ثبات شغلی آنان اثر میگذارد.
برای انجام این تحقیق، با ۱۵ نفر از نابینایان ساکن استان تهران مصاحبه نیمهساختاریافته صورت گرفت؛ یعنی مصاحبههایی که چارچوب کلی داشتند اما به افراد اجازه میدادند آزادانه تجربههای خود را بیان کنند. سپس دادهها با روشی تحلیلی بررسی شدند تا مفاهیم مشترک و الگوهای تکرارشونده در صحبتهای شرکتکنندگان شناسایی شوند.
یافتههای این پژوهش نشان دادند که چالشهای مسیر شغلی نابینایان را میتوان در سه محور اصلی خلاصه کرد. نخست، نقش فردی که شامل ویژگیهای شخصیتی، ترسها و نقص برخی مهارتهاست. بسیاری از شرکتکنندگان به احساس ناامیدی، ترس از شکست و تردید نسبت به تواناییهای خود اشاره کرده بودند. این عوامل میتواند اعتمادبهنفس شغلی را کاهش دهد و فرد را از پیگیری فرصتهای شغلی بازدارد. به بیان ساده، وقتی فرد به توانمندیهای خود باور نداشته باشد، ورود به دنیای کار برایش دشوارتر میشود.
در محور دوم، به منزلت اجتماعی و نقش جامعه پرداخته شده است. جو منفی جامعه، کلیشههای فرهنگی، محدودیتهای شغلی و حتی روابط آزاردهنده در محیط کار از جمله مسائلی بود که شرکتکنندگان تجربه کرده بودند. بسیاری از آنان احساس میکردند تواناییهایشان نادیده گرفته میشود و نگاه ترحمآمیز یا تردیدآلود دیگران، مانعی جدی در مسیر شغلی آنان است. محور سوم نیز به نقش خانواده اختصاص داشت؛ جایی که نبود حمایت کافی، وابستگی بیش از حد یا فشارهای خانوادگی میتواند استقلال فرد را کاهش دهد و تصمیمگیری شغلی را دشوار سازد.
به گفته محققان، این چالشها بهصورت جداگانه عمل نمیکنند، بلکه به هم پیوستهاند. برای مثال، خودکارآمدی شغلی که به باور فرد نسبت به تواناییهایش اشاره دارد، تحت تأثیر تجربههای اجتماعی و خانوادگی شکل میگیرد. زمانی که فرد نابینا بارها با تبعیض یا بیاعتمادی روبهرو میشود، احتمال کاهش انگیزه و کنارهگیری او از فرصتهای شغلی افزایش مییابد. در مقابل، آموزش مهارتهای کاربردی، مشاوره شغلی و ایجاد محیطهای کاری حمایتگر میتواند این چرخه منفی را تضعیف کند.
از دیدگاه این پژوهش، حل مسئله اشتغال نابینایان نیازمند نگاهی سیستمی است؛ نگاهی که هم به فرد، هم به خانواده و هم به جامعه توجه کند. صرف آموزش مهارت به فرد کافی نیست، اگر نگرش کارفرمایان اصلاح نشود یا خانواده نتواند استقلال او را بپذیرد.
یافتهها بر اهمیت برنامههای آموزشی مهارتمحور، مشاوره شغلی و آگاهیبخشی اجتماعی تأکید دارند تا مسیر شغلی این افراد هموارتر شود و امکان مشارکت فعال آنان در جامعه فراهم آید.
قابل ذکر است این نتایج در فصلنامه «مشاوره شغلی و سازمانی» وابسته به دانشگاه شهید بهشتی منتشر شدهاند. این نشریه دانشگاهی به انتشار پژوهشهای مرتبط با مسائل شغلی، سازمانی و اجتماعی میپردازد و بستری برای طرح موضوعات کاربردی در حوزه اشتغال و مشاوره فراهم میکند.
انتهای پیام


نظرات