به گزارش ایسنا، «سید علی موجانی» سفیر جمهوری اسلامی ایران در گرجستان در یادداشتی با عنوان «وقتی زمان قاضی نهایی است: تأملی بر موضوع مذاکره ایران و آمریکا» در وبگاه «تفلیس نیوز» نوشت: در سالهای اخیر، تحولات جهانی و بحرانهای منطقهای بار دیگر موضوع «مذاکره» و «دیپلماسی» را به یکی از اصلیترین محورهای گفتوگو در محافل سیاسی و اجتماعی تبدیل کرده است. در گفتوگوهایی که با مقامات، نخبگان و حتی شهروندان عادی در کشورهای مختلف صورت میگیرد، یک پرسش مشترک بارها تکرار میشود: چرا برخی دولتها در برابر مذاکره مقاومت نشان میدهند؟ و آیا اساساً جایگزینی برای گفتوگو وجود دارد؟
پاسخ به این پرسشها، اگر از سطح سیاست روز فراتر برویم، بیش از آنکه در روابط جاری دولتها نهفته باشد، در تجربه تاریخی ملتها قابل جستوجو است.
تاریخ دیپلماسی نشان میدهد مسئله اصلی اغلب «اصل مذاکره» نیست، بلکه «شیوه مذاکره» است. هرگاه گفتوگو به ابزاری برای تحمیل اراده یکجانبه بدل شود، حتی اگر به امضای توافقی رسمی بیانجامد، معمولاً نه مشروعیت پایدار ایجاد میکند و نه رضایت واقعی میان طرفین.
در سال ۱۸۱۲، ناپلئون بناپارت، امپراتور فرانسه، تلاش کرد روسیه را به تسلیم سیاسی وادار کند. دولت روسیه به جای پذیرش شروط تحمیلی، راهبرد مقاومت را برگزید؛ راهبردی که هزینههای سنگینی به همراه داشت، اما در نهایت به شکست ارتش ناپلئون و آغاز سقوط امپراتوری او انجامید.
نمونهای دیگر را میتوان در پیمان ورسای (۱۹۱۹) مشاهده کرد؛ توافقی که پس از جنگ جهانی اول با هدف برقراری صلح در اروپا منعقد شد، اما به دلیل ماهیت تحمیلی آن و فشارهای سنگین اقتصادی و سیاسی بر آلمان، نه تنها صلح پایدار ایجاد نکرد، بلکه زمینهساز بیثباتی و افراطگرایی شد.
جنگ ویتنام نشان داد که حتی یک ابرقدرت جهانی و دارای بمب اتمی، اگر واقعیتهای اجتماعی و هویتی یک ملت را نادیده بگیرد، در بلندمدت نمیتواند اراده خود را تثبیت کند. سقوط سایگون در سال ۱۹۷۵ به نمادی از محدودیت قدرت تحمیلی در برابر مقاومت ملی تبدیل شد. تجربه افغانستان ۲۰۲۰ در نوبتی تازه همین درس را برای آمریکا و ناتو تکرار کرد.
برای مردم گرجستان، مهمترین نمونهها در تاریخ خود این سرزمین نهفته است.
در قرن یازدهم، داوود چهارم با اصلاحات داخلی و مقاومت، توانست با نبرد دیدگوری در سال ۱۱۲۱ شکست سنگینی بر سلاجقه روم وارد کند و عصر طلایی گرجستان را بنیان نهد.
برای نمونه دیگر؛ در سال ۱۷۸۳، پیمان گئورگیفسک در شرایطی امضا شد که پادشاهی کارتلی–کاختی در موقعیتی ضعیف قرار داشت. با این حال، آنچه در حافظه تاریخی ملت گرجی باقی ماند، استمرار هویت و آرمان استقلال بود. همچنین در اقدام نظامی تابستان ۲۰۲۵ اسرائیل، آمریکا و بعضی کشورهای اروپایی با استفاده از آسمان برخی کشورهای منطقه، ایران با راهبرد مقاومت دوازدهروزه توانست عنصر غافلگیری را ناکام گذارد. همچنین ابتکار عمل را حفظ کند و در نهایت درخواست آتشبس را به قدرتهای متجاوز تحمیل نماید.
اهمیت این تجربه نه صرفاً در بعد نظامی، بلکه در پیام سیاسی آن است: مقاومت میتواند مسیر تحمیل را به مسیر مذاکره واقعی تغییر دهد.
تاریخ الزاماً تکرار نمیشود، اما بیتوجهی به درسهای آن، امکان تکرار خطاها را برای قدرتهای بزرگ زنده نگه میدارد.
در جهانی که بار دیگر با بحرانهای ژئوپلیتیکی روبهروست، شاید مهمترین سرمایه دیپلماسی نه قدرت نظامی، بلکه حافظه تاریخی و فهم عمیق از تجربه ملتها باشد.
انتهای پیام


نظرات