به گزارش ایسنا، شبکه المیادین در یادداشتی درباره دور نخست مذاکرات غیر مستقیم میان آمریکا و ایران در عمان نوشت: در بستر تنشهای فزاینده اخیر در منطقه و در پی تهدیدهای مکرر واشنگتن علیه ایران، تحولات شتابان روزهای گذشته سرانجام به برگزاری مذاکرات غیرمستقیم در پایتخت عمان انجامید.
در این میان، یک پرسش محوری بیش از هر موضوع دیگری مطرح شده است و آن این است که چرا جمهوری اسلامی ایران بر محدود کردن مذاکرات صرفاً به پرونده هستهای اصرار دارد و حاضر نیست سایر موضوعات مورد مطالبه واشنگتن را وارد گفتوگوها کند؟
تهران بهصراحت اعلام کرده است که تنها درباره برنامه هستهای خود مذاکره خواهد کرد و هرگونه تلاش برای پیوند زدن این پرونده با موضوعاتی چون توان موشکی یا سیاستهای منطقهای را رد میکند. این موضعگیری، بهویژه پس از جنگ ۱۲ روزه، معنای متفاوتی یافته است. هرچند این جنگ به ایران تحمیل شد، اما به باور تحلیلگران، پیامدهای آن به نقطه اتکایی برای تهران در بازتعریف موازنه قدرت تبدیل شده است.
جمهوری اسلامی ایران پس از تحولات ژوئن ۲۰۲۵ به این جمعبندی رسید که مجموعه توانمندیهای هستهای، سیاسی و نظامی، در کنار پشتوانههای منطقهای و راهبردی، به آن امکان میدهد چارچوب گفتوگوها را خود تعیین کند. بر همین اساس، ایران هرگونه تلاش برای گسترش مذاکرات به حوزههایی فراتر از پرونده هستهای را مداخله در امور حاکمیتی خود میداند و آن را غیرقابل پذیرش تلقی میکند.
در این چارچوب، جنگ ۱۲ روزه نه از منظر قدرت نظامی، بلکه از حیث «قدرت تحمیل شروط» معادله میان تهران و واشنگتن را تغییر داد. امروز ایالات متحده پای میز مذاکرهای نشسته است که محور آن برنامهای است که پیشتر مدعی نابودی آن شده بود. این وضعیت، پس از ناکامی آنچه «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر رژیم صهیونیستی «نبرد وجودی اسرائیل» علیه ایران خوانده بود، بیش از پیش برجسته شده است.
جمهوری اسلامی ایران با تبدیل برنامه هستهای به اهرمی مؤثر، توانسته خود را بهعنوان بازیگری فعال در مذاکرات غیرمستقیم بینالمللی تثبیت کند و راهبردی را در پیش بگیرد که واشنگتن را ناگزیر به گفتوگو در چارچوب شروط تهران کرده است؛ آن هم در شرایطی که فشارهای نظامی و تحریمی همچنان ادامه دارد.
اصرار ایران بر تمرکز مذاکرات بر پرونده هستهای، هدفی روشن را دنبال میکند و آن هدف ایجاد پیوند مستقیم میان هرگونه تعهد هستهای و لغو تحریمهای آمریکا است. از نگاه تهران، بخش عمده تحریمها دقیقاً با همین عنوان اعمال شدهاند و گسترش دامنه مذاکرات، تنها مسیر رفع آنها را پیچیدهتر میکند. در مقابل، محدودسازی مذاکرات، امکان تبدیل فشار سیاسی آمریکا به ابزار چانهزنی علیه خود واشنگتن را فراهم میسازد.
همزمان، این رویکرد به ایران اجازه میدهد تصویر کشوری را ترسیم کند که به دیپلماسی پایبند است و در چارچوبهای بینالمللی مذاکره میکند؛ تصویری که میتواند فشارهای فزایندهای را متوجه واشنگتن کند تا بدون تحمیل شروط اضافی به این مسیر تن دهد. در چنین وضعیتی، هر پیشرفت در پرونده هستهای، باید با نتیجهای ملموس برای ملت ایران، یعنی رفع تحریمها، همراه باشد؛ امری که به اعتقاد تهران، استقلال تصمیمگیری و صیانت از حاکمیت ملی را تضمین میکند.
در مقابل، ایران برنامه موشکی خود را بخشی جداییناپذیر از دکترین دفاعی و امنیت ملیاش میداند و ورود آن به مذاکرات را خط قرمز تلقی میکند. از نگاه تهران، پرونده هستهای از سازوکارهای بینالمللی و چارچوبهای حقوقی مشخص برخوردار است، در حالی که طرح موضوع موشکی، صرفاً به گسترش مطالبات آمریکا و پیچیدهتر شدن روند گفتوگوها منجر خواهد شد.
همین منطق در مورد روابط ایران با متحدانش نیز صادق است. تهران هرگونه تلاش برای تبدیل این روابط به «پرونده مذاکره» را اقدامی در راستای فشار و نقض حاکمیت خود میداند و معتقد است اختلافات واشنگتن با متحدان ایران، از مسیر گفتوگو با تهران حلوفصل نخواهد شد.
در نهایت، توان ایران برای پافشاری بر این چارچوب، تنها یک انتخاب سیاسی نیست، بلکه حاصل توازن نیاز متقابل در پرونده هستهای، ظرفیتهای دیپلماتیک و ناکامی سیاستهای پیشین آمریکا در تغییر رفتار یا ساختار سیاسی جمهوری اسلامی است. به همین دلیل، محدودسازی مذاکرات به پرونده هستهای، نوعی بازآرایی جایگاه قدرت ایران در عرصه داخلی و خارجی و چالشی مستقیم برای نفوذ سنتی آمریکا تلقی میشود.
اگرچه همچنان گمانهزنیها درباره موفقیت یا شکست مذاکرات و حتی احتمال بازگشت گزینه نظامی ادامه دارد، اما یک واقعیت، مستقل از نتیجه نهایی، برجسته شده است و آن واقعیت این است که جمهوری اسلامی ایران توانسته شروط خود را بر میز مذاکرات تحمیل کند و نشان دهد آنچه در روزهای آینده رخ خواهد داد، نه از سر عقبنشینی، بلکه در چارچوب معادلهای شکل میگیرد که تهران آن را تعریف کرده است.
انتهای پیام


نظرات