زهرا دوراندیش در گفتوگو با ایسنا با اشاره به استفاده مستمر از فضای مجازی و تاثیر آن در فردگرایی، انزوا و کاهش روحیه مشارکتپذیری در نسلهای زد و آلفا، اظهار کرد: با توجه به اینکه فضای مجازی و شبکههای اجتماعی به بخش جداییناپذیر زندگی نوجوانان و جوانان تبدیل شده و سهم قابل توجهی از زمان و تجربه زیسته آنها را در بر میگیرد، پرسشهای متعددی درباره الگوی کنش اجتماعی نسل جدید شکل گرفته است.
وی با بیان اینکه نسل زد به متولدین بازه ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۲ اطلاق میشود؛ یعنی گروهی که همزمان با ورود و گسترش اینترنت و فناوریهای دیجیتال در کشور رشد کردهاند، ادامه داد: در نتیجه، رشد فناوریهای دیجیتال با رشد آنها درهمتنیده شده و بهطور طبیعی، تاثیرپذیری این نسل از فضای مجازی افزایش یافته است. نسل آلفا نیز عمدتا متولدین ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۴ را شامل میشود و از همان سالهای نخست، تجربههای اجتماعی آنان به شکل پررنگی با زیست دیجیتال پیوند خورده است. به همین دلیل، فاصله فرهنگی و زبانی بین این نسلها با نسلهای پیشین، محسوستر شده و درک متقابل میان نسلها با دشواری بیشتری همراه است.
این روانشناس کودک و نوجوان درباره دیگر ویژگیهای این نسل، گفت: در توصیف برخی ویژگیهای این نسلها، به مولفههایی مانند تمایل به خلاقیت و نوآوری، آزادی بیان، سهولت در اظهارنظر و توجه به اصول اخلاقی اشاره میشود؛ البته این ویژگیها برای همه افراد به یک شکل صدق نمیکند و باید عوامل زمینهای و تربیتی نیز در نظر گرفته شود.
نقش سبکهای فرزندپروری و مرزبندیهای خانوادگی در گرایش به فضای مجازی
دوراندیش با اشاره به اینکه یکی از محورهای مهم، نقش سبکهای فرزندپروری و مرزبندیهای خانوادگی در گرایش کودک و نوجوان به فضای مجازی است، اظهار کرد: در سبکهای فرزندپروری سختگیرانه، والدین معمولا مرزها و باید و نبایدهای سختی را اعمال میکنند؛ این امر ممکن است آزادی عمل کودک را محدود کرده و امکان تجربه استقلال فکری و رفتاری را کاهش دهد. در مقابل، در برخی خانوادهها، امکانات و آزادیهای بسیار گستردهای در اختیار کودک قرار میگیرد، بهگونهای که نظارت و چارچوب مشخصی وجود ندارد. این وضعیت ممکن است در ظاهر جذاب به نظر برسد، اما در عمل میتواند به شکلگیری نارضایتی و نوعی بیثباتی روانی منجر شود.
وی با بیان اینکه داشتن مرزهای مشخص، یکی از نیازهای طبیعی انسان در جهت احساس امنیت روانی و جسمانی است، خاطرنشان کرد: فقدان مرزبندی میتواند حس رهاشدگی ایجاد کند و زمینه را برای انواع آسیبهای کلامی یا رفتاری فراهم سازد. محبت، پذیرش و حمایت، در کنار اعمال مراقبت و تعیین باید و نبایدهای منطقی، میتواند نتیجه مثبتی برای کودک داشته باشد. کودک در چنین شرایطی هم احساس پذیرش میکند و هم میآموزد که مرزهای حمایتی و مراقبتی، بخشی از رابطه سالم خانوادگی است.

فضای مجازی؛ تجربهای از فضای بدون مرز
این روانشناس کودک و نوجوان با اشاره به علت گرایش نوجوانان و کودکان به فضای مجازی، گفت: فضای مجازی از منظر تجربه کاربر به دلیل گستره دسترسی، تنوع محتوا و امکان تعامل بدون محدودیتهای جهان واقعی، شباهتی جدی با فضای بدون مرز دارد؛ به این معنا که فرد میتواند آنچه را میخواهد ببیند، بشنود، بگوید و دنبال کند. همین ویژگیها موجب میشود که کودک یا نوجوانی که در جهان واقعی، محدودیتهای شدید را تجربه کرده یا برعکس هیچ چارچوبی را تجربه نکرده است، به فضای مجازی گرایش بیشتری پیدا کند.
دوراندیش اضافه کرد: کودکانی که در خانوادههای سختگیر رشد میکنند به دلیل تجربه محدودیتهای فراوان در دنیای واقعی ممکن است تشنه فضایی باشند که قیدوبندهای کمتر داشته باشد، بنابراین احتمال استفاده طولانیمدت آنان از فضای مجازی افزایش مییابد. از سوی دیگر، کودکانی که در خانوادههای سهلگیر رشد میکنند نیز چون در دنیای واقعی با امکانات بیحد و مرز مواجه بودهاند، در فضای مجازی نیز با همان وضعیت مواجه میشوند و معمولا حد و مرزی برای زمان استفاده، نوع ارتباطات و محتوای مصرفی آنان تعریف نمیشود.
این روانشناس کودک و نوجوان با بیان اینکه در مقابلِ این دو سبک تربیتی والدین، از سبک والد مقتدر به عنوان الگویی یاد میشود که در آن، مرزگذاری و قانونگذاری همراه با تعامل و نظارت موثر صورت میگیرد، خاطرنشان کرد: در این نگاه، حتی اگر فضای مجازی امکان تعامل اجتماعی را فراهم کند، مسئله مهم، کیفیت تعامل و هویت افرادی است که کودک با آنان ارتباط برقرار میکند. همانگونه که والدین در جهان واقعی ارتباطات کودک را رصد میکنند، در جهان مجازی نیز میتوانند نقش مشابهی ایفا کنند.
کنترل افراطی میل کودک به تجربه فضای ممنوع را افزایش میدهد
وی افزود: استفاده از فضای مجازی به تنهایی و بهطور قطعی به فردگرایی منجر نمیشود؛ بلکه کیفیت زمینه تربیتی و نوع مواجهه والدین در میزان گرایش کودک به فضای مجازی و پیامدهای آن تعیینکننده است. همچنین فاصله بیننسلی و شکاف فرهنگی سبب میشود نوجوانان ترجیح دهند با همسالان خود ارتباط برقرار کنند، زیرا احساس میکنند نسلهای پیشین زبان و اصطلاحات آنان را درک نمیکنند. در این شرایط، والدین سختگیر ممکن است برای دور نگه داشتن کودک از فضای مجازی تلاش کنند، اما همین رویکرد مبتنی بر کنترل افراطی میتواند میل کودک به تجربه فضای ممنوع را افزایش دهد. در مقابل، والد آگاه و مقتدر تلاش میکند با فرهنگ دیجیتال آشنا شود، واژهها و الگوهای رفتاری را بفهمد و شکاف فرهنگی را کاهش دهد.
این روانشناس کودک و نوجوان با بیان اینکه تقویت تعاملات واقعی با کودک مانند دیدن برنامهها بهصورت مشترک، فعالیتهای خانوادگی، گفتوگو، آشپزی یا پیادهروی میتواند جذابیت دنیای واقعی را افزایش دهد، اظهار کرد: در دنیای واقعی، حواس پنجگانه فعال است و تجربهای چندبعدی شکل میگیرد، در حالی که در فضای مجازی عمدتا حواس بینایی و شنوایی درگیر میشوند. بنابراین اگر دنیای واقعی برای کودک معنادار و جذاب شود، وابستگی افراطی به فضای مجازی کاهش مییابد.

احساس طردشدگی در جهان واقعی و بازگشت به جهان مجازی
دوراندیش با اشاره به اینکه ورود نوجوانان به جامعه با فرهنگ خاص خود در نسلی که قواعد و زبان او را نمیفهمد منجر به احساس طردشدگی در جهان واقعی میشود و سبب بازگشت به جهان مجازی میشود، تصریح کرد: وقتی نوجوان با فرهنگ خاص خود وارد اجتماع واقعی میشود، ممکن است با نسلی مواجه شود که قواعد و زبان او را نمیفهمد؛ در نتیجه احساس طردشدگی در جهان واقعی میتواند او را دوباره به جهان مجازی بازگرداند. در این وضعیت، ممکن است این تصور شکل بگیرد که نوجوان به فردگرایی و انزوا سوق یافته، در حالی که او در نوعی تعامل اجتماعی قرار دارد اما کیفیت و جهت این تعامل بدون نظارت و آگاهی والدین میتواند مسئلهساز شود.
وی با بیان اینکه میان استفاده افراطی نوجوانان از فضای مجازی و تقویت روحیه انزواگرایی رابطه معناداری وجود دارد، خاطرنشان کرد: هرچه استفاده از فضای مجازی افراطیتر شود، نوجوان تمایل بیشتری پیدا میکند که به جای جامعه واقعی در همان جامعه محدود و مجازی خود زندگی کند. در این فرآیند، عباراتی مانند «پدر و مادرم من را نمیفهمند، اما دوستانم میفهمند» تکرار میشود. عبارتی که در فضای مشاوره و درمان نیز بهطور رایج شنیده میشود. راهکار پیشنهادی در این بخش، حفظ تعامل از طریق نزدیک شدن تدریجی طرفین به یکدیگر است. والد چند قدم به سمت کودک و کودک یک قدم به سمت والد تا پیوند ارتباطی حفظ شود.
این روانشناس کودک و نوجوان با اشاره به شرایط اقتصادی و روانی امروز نیز که به عنوان عامل زمینهای مطرح میشود، اظهار کرد: بسیاری از والدین توان و حوصله کافی برای ورود جدی به فعالیتهای کودک را ندارند یا مهارت تعامل موثر را نیاموختهاند. در این نگاه، بخش قابل توجهی از مشکلات کودکانی که به کلینیک مراجعه میکنند، ریشه در سبک و کیفیت تعامل والدین دارد و کودک لزوما مسئله اصلی نیست.
مشارکت لزوما کاهش نیافته، بلکه شکل آن تغییر کرده است
دوراندیش با اشاره به مشارکت اجتماعی نسل زد و پیامدهای آن برای سرمایه اجتماعی، اظهار کرد: مشارکت لزوما کاهش نیافته، بلکه شکل آن تغییر کرده است. ممکن است در ظاهر نوجوان در اتاق و پشت تلفن همراه دیده شود، اما فعالیتها و کنشهای اجتماعی او میتواند در قالبهای متفاوت، گاه پنهان یا کمتر قابل مشاهده باشد. به همین دلیل، ارزیابی مشارکت این نسل با معیارهای سنتی ممکن است به نتیجه دقیق نرسد.
این روانشناس کودک و نوجوان با اشاره به الزامات فهم متقابل میان نسلها، خاطرنشان کرد: نسلهای پیشین با الگویی تربیت شدهاند که احترام را در قالب اطاعت کامل و بایدهای سخت تعریف میکرده است. اکنون همان نسل انتظار دارد نسل جدید نیز همان الگو را تکرار کند در حالی که نسل جدید ساختارها و نظام فکری متفاوتی دارد و استقلالطلبی در آن برجستهتر است. به همین دلیل، اصرار بر تداوم روابط یکطرفه از بالا به پایین، کارآمد نیست و باید فاصله قدرت کاهش یابد تا رابطهای دوطرفه و مبتنی بر گفتوگو شکل بگیرد.
وی با بیان اینکه در این نگاه، محدودسازی مستقیم و شدید فضای مجازی بهتنهایی راهگشا نیست، تصریح کرد: راهکار موثرتر آن است که دنیای واقعی برای نوجوان جذابتر شود و او بدون حذف کامل فضای مجازی، بتواند مصرف خود را به سطح حداقلی و مدیریتشده برساند. همچنین در سطح کلان، به رسمیت شناختن نسل جدید و شنیدن صدای آنان حتی اگر سبک بیان یا ظاهر و زبان آنان متفاوت باشد به عنوان یکی از پیششرطهای تعامل موثر مطرح میشود.
اهمیت زبان مشترک و آشنایی با فرهنگ و اصطلاحات نوجوان
این روانشناس کودک و نوجوان با اشاره به اهمیت زبان مشترک، گفت: والدین و بزرگسالان باید با فرهنگ و اصطلاحات نوجوانان آشنا شوند تا شکاف ارتباطی کاهش یابد. در حوزههای تخصصی مانند درمان نیز بیان میشود که شکلگیری رابطه درمانی، شرط اصلی اثرگذاری تکنیکها است. بدون رابطه، حتی تخصص و مهارت بالا نیز کارآمد نخواهد بود. با ایجاد رابطه و فراهم کردن فضا، میتوان از توانمندیهای قابل توجه نسل جدید استفاده و مسیر تعامل و مشارکت را تقویت کرد.
انتهای پیام


نظرات