به گزارش ایسنا، در اوایل سال ۲۰۲۶ وزارت دادگستری آمریکا بیش از سه و نیم میلیون صفحه سند مربوط به پرونده جفری اپستین را مطابق با قانون شفافیت پروندههای اپستین که نوامبر ۲۰۲۵ توسط کنگره آمریکا تصویب شد، منتشر کرد.
این اسناد که سالها بایگانی شده بودند پروندهای را که تصور میشد با مرگ او در زندان در سال ۲۰۱۹ بسته شده است دوباره به صحنه آوردند و ارتباطات و بودجهای را فاش کردند که سوالاتی را در مورد شبکه وسیعی از روابط که به چهرههای سیاسی و مالی در سراسر جهان گسترش یافته بود، مطرح میکند.
این اسناد که اکنون در وبگاه وزارت دادگستری ایالات متحده موجود است نامها و شبکههای روابطی را فاش کرد که سوالاتی را در مورد نفوذ، مصونیت و پاسخگویی برانگیخت و همچنین توجه مجددی را به روابط اپستین با اسرائیل جلب کرد.
شبکه نقض
طبق گزارش روزنامه «الخلیج آنلاین» این اسناد شبکه پیچیدهای از روابط اجتماعی و مالی شامل سیاستمداران، بازرگانان، دانشگاهیان و افراد مشهور را روشن میکند که نام آنها در بیانیهها و شهادتها بدون هیچ اتهام قانونی مستقیمی علیه آنها آمده است.
در حالی که مقامات آمریکایی معتقدند انتشار این اسناد اتهامات جدیدی را به همراه ندارد، انتشار گسترده آنها بحث جهانی را در مورد اینکه آیا پرونده اپستین از نظر قانونی بسته شده است در حالی که از نظر سیاسی و اخلاقی باز است، برانگیخته است. زمان انتشار این سند قابل توجه است، زیرا با دورهای از قطببندی شدید داخلی در ایالات متحده و بحث فزاینده در مورد شفافیت نهادی و نقش نخبگان در فرار از پاسخگویی همزمان شده است.
در سطح جهانی، این اسناد موجی از شوک را در محافل سیاسی و رسانهای، به ویژه در اروپا، ایجاد کرده است، جایی که روزنامههایی مانند لوموند و اشپیگل تحقیقات در مورد روابط چهرههای عمومی با اپستین را از سر گرفتهاند و خواستار بررسی اخلاقی فراتر از مرزهای ایالات متحده شدهاند، زیرا این رسوایی به یک آزمون اخلاقی جهانی تبدیل شده است.
ابعاد سیاسی
این فقط مربوط به نامها نیست، بلکه مربوط به استثمار سیستماتیکی است که در شهادتهای قربانیان منعکس شده است، از جمله استثمار افراد زیر سن قانونی و حمل و نقل آنها بین ایالتها و کشورها. واشنگتن پست این را «الگویی از شکست نهادی در محافظت از آسیبپذیرترین افراد» توصیف کرد و بحث در مورد «قربانیان، نه نخبگان» را دوباره شعلهور کرد. در حال حاضر، یکی از مبرمترین سوالات این است: «چرا حالا؟»
این پرونده پس از مرگ اپستین در یک زندان فدرال در سال ۲۰۱۹ رسما بسته شد و علیرغم ادامه شک و تردید عمومی در مورد شرایط، رسما خودکشی اعلام شد. روزنامههایی مانند گاردین و تایم گزارشهای رسمی را که نشاندهنده سهلانگاری فاحش در زندان در شب مرگ اپستین است، دوباره بررسی کردهاند. جدیدترین افشاگری در مورد مرگ او از سوی یکی از همسلولیهای سابقش منتشر شد که ادعا کرد وقایع آن شب با روایت خودکشی همسو نیست. این شهادت، اگرچه موضع رسمی را تغییر نمیدهد، اما سوءظن عمومی را تشدید کرده است. این زمینه، انتشار مجدد اسناد را به یک رویداد سیاسی به همان اندازه یک رویداد حقوقی تبدیل کرده است.
از نظر داخلی، این افشاگریها در زمانی رخ میدهند که ایالات متحده شاهد نبردهای قانونگذاری بر سر شفافیت و فشار از سوی قانونگذاران دموکرات و جمهوریخواه برای درخواست انتشار بیچون و چرای پروندهها است، همانطور که توسط آکسیوس و سی ان ان گزارش شده است. از نظر خارجی، این همزمان با لحظهای جهانی است که اعتماد به غرب و ادعاهای اخلاقی آن در حال از بین رفتن است.
سایه اسرائیل
اسناد منتشر شده شامل سوابق مالی و مکاتباتی بود که نشان میداد اپستین به سازمانهای حامی اسرائیل، از جمله برخی از سازمانهای مرتبط با حمایت از ارتش و شهرکهای اسرائیلی، کمک مالی کرده است. این کمکها مستند شده بودند. این گزارشها همچنین توجه مجددی را به رابطه اپستین با ایهود باراک، نخستوزیر پیشین اسرائیل، جلب کرد که پیش از این به رابطه شخصی و دیدارهای متقابل اذعان کرده بود. نیویورک تایمز از سال ۲۰۱۹ این رابطه را مستند کرده بود و تأیید میکرد که یکی از حساسترین جنبههای سیاسی این پرونده است. روزنامه بریتانیایی تایمز در گزارشی اظهار داشت که اگرچه اپستین در سال ۲۰۱۷ از سفر به اسرائیل خودداری کرد اما برای موساد کار میکرد. گزارشی که در اکتبر ۲۰۱۰ توسط افبیآی در لسآنجلس منتشر شد، به این نتیجه رسید که اعتقاد قوی وجود دارد که اپستین مأمور استخدام شده توسط موساد بوده است.
پیامدهای مورد انتظار
حال سوال این است که آیا این هیاهوی رسانهای منجر به بازگشایی قانونی جزئی پرونده، چه از طریق دعاوی مدنی جدید و چه از طریق تحقیقات تکمیلی خواهد شد - احتمالی که واشنگتن پست به آن اشاره کرده است. تاکنون، وزارت دادگستری معتقد است که انتشار اسناد به معنای اتهامات جدید نیست. از نظر سیاسی، این پرونده میتواند به یک ابزار چانهزنی در درگیریهای داخلی آمریکا تبدیل شود، به ویژه با نزدیک شدن به انتخابات، زیرا موضوع «نخبگان تحت حمایت» بار دیگر با قدرت در گفتمان عمومی مطرح میشود. در سطح جهانی، اسناد منتشر شده بر تصویر غرب تأثیر گذاشته است که خود را با اتهامات استانداردهای دوگانه در مورد مسائل حقوق بشر مواجه میبیند. عمیقترین تأثیر همچنان اخلاقی و بشردوستانه است. افشای مجدد سوءاستفاده از افراد زیر سن قانونی و دخالت چهرههای تأثیرگذار در محیطهای سکوت و همدستی، معنای «تمدن» را که مدتهاست گفتمان غربی آن را پذیرفته است، دوباره تعریف کرده است. بنابراین، اسناد اپستین صرفا بایگانی نیستند، بلکه کیفرخواستی علیه قدرت هستند.
«حسام شاکر» نویسنده و تحلیلگر امور اروپا و بینالملل، معتقد است آنچه اتفاق افتاده، یک بُعد رسواییآور دارد که نخبگان تأثیرگذار جهانی را تحت تأثیر قرار میدهد و همچنین از یک سو دارای ابعاد اخلاقی و روانی و از سوی دیگر دارای ابعاد سیاسی است.
شاکر به الخلیج آنلاین گفت که آنچه اتفاق افتاده، یک رویداد جهانی با عواقب گسترده است که پیامدهای آن سالها ادامه خواهد داشت. این رویداد، جنبههای مبهم این پرونده را روشن خواهد کرد، رشتههای داستان را دنبال خواهد کرد و متعاقبا به موضوع رویدادها، پیامدهای مهم و افشاگریهای بیشتر تبدیل خواهد شد.
وی خاطرنشان کرد که احتمال وجود نقاط داغ دیگری وجود دارد، نه محدود به پرونده اپستین و جزیره و سوئیتهای مجلل او که این اقدامات ناپسند را در خود جای داده و تسهیل کردهاند. وی گفت: آنچه آشکار شده است، مطمئنا تنها بخشی از واقعیت است. واقعیت کامل زیر سطح بدون شک بسیار بزرگتر از آن چیزی است که ما هنوز کشف نکردهایم.
اپستین و عادیسازی روابط با اسرائیل
شاکر معتقد است که پرونده اپستین اهمیت ویژهای برای منطقه، به ویژه جهان عرب دارد، زیرا این پرونده فقط مربوط به شبکه اپستین نیست، بلکه یک شبکه «اسرائیلی-آمریکایی» است که در سطوح نخبگان، اطلاعات و نفوذ فعالیت میکند. او توضیح میدهد که این اسناد «نگاهی غیرمنتظره و نادر که در شرایط عادی به راحتی در دسترس نیست، به شبکههای منافعی که در سایه روابط با اسرائیل و پیگیری به اصطلاح عادیسازی ایجاد میشوند و ابعاد، رویهها و تخلفات جدی که در این فرآیندها نفوذ میکنند، ارائه میدهند.»
نویسنده و تحلیلگر امور اروپا و بینالملل به الخلیج آنلاین گفت: باید توجه داشت که آنچه تاکنون فاش شده است، مراحل اولیه موج عادیسازی روابط است که در سالهای اخیر شاهد آن بودهایم. این بدان معناست که پیامدهای این تماسها و نشانههایی که توسط اسناد آشکار شده، سطح روابط با اشغالگران اسرائیل و منافع مرتبط با آن را نشان میدهد. این موضوع به جهان عرب مرتبط است. در پرونده اپستین، ما در مورد یک فرد صحبت نمیکنیم، بلکه در مورد شبکههای نفوذ، منافع، اطلاعات و تبانی در سطح نخبگان تأثیرگذار جهانی، عمدتا مستقر در محیط آمریکایی، صحبت میکنیم. این امر، البته تأیید میکند که نقشهای اسرائیل عمیقا در شبکه اپستین ریشه دوانده است، حتی اگر برخی از سؤالات و جزئیات در مورد میزان دخالت سازمانهای اطلاعاتی، از جمله موساد، در تمام آنچه اتفاق افتاده، همچنان پنهان مانده باشد.
وی افزود: حتی اگر فرض کنیم که این شبکه با موساد مرتبط نیست، اطلاعات اشغالگران از طریق چندین فرد و حلقه با آن ارتباط بسیار نزدیکی داشته است. بنابراین، اطلاعات اسرائیل به شدت در حلقههای اپستین حضور دارد و وفاداری آشکار او به اشغالگران باعث میشود که او از این شبکه برای خدمت به طرف اسرائیلی، منافع آن، جاهطلبیهای توسعهطلبانه و برنامههای عادیسازی آن، همانطور که اعلام شده است، استفاده کند.
انتهای پیام


نظرات