به گزارش ایسنا، دکتر غلامرضا اعوانی امروز در آیین اختتامیه شانزدهمین جشنواره بین المللی فارابی ویژه تحقیقات علوم انسانی و اسلامی که در دانشگاه تهران برگزار شد، با تأکید بر پیوستگی تاریخی حکمت در ایران گفت: هیچگاه علمی در سنت ایرانی از حکمت الهی جدا نبوده و همین پیوستگی، راز ماندگاری و اثرگذاری فرهنگ ایرانی در جهان است.
وی با بیان اینکه فرهنگ ایرانی از تأثیرگذارترین فرهنگهای تاریخ بوده است، اظهار کرد: چه در دوران پیش از اسلام و چه پس از آن، حکمت ایرانی در گسترهای وسیع از جهان، از شرق تا غرب، نفوذ داشته و این استمرار تا روزگار ما ادامه یافته است.
پیوستگی علم و حکمت؛ ویژگی ممتاز فرهنگ ایرانی
اعوانی با اشاره به اینکه یکی از مهمترین ویژگیهای فرهنگ ایرانی، پیوستگی همه علوم با حکمت است، تصریح کرد: در سنت ایرانی هیچ علمی از حکمت الهی جدا نبوده است و همه شاخههای دانش، از فلسفه و کلام تا اخلاق، سیاست، هنر، شعر و موسیقی، در نسبت با حکمت معنا یافتهاند.
وی افزود: این پیوستگی موجب شد که حکمت در ایران یک جریان زنده و مستمر باشد؛ بهگونهای که استادان میتوانستند سلسله استادان خود را تا قرون پیشین دنبال کنند و این استمرار در کمتر سرزمینی دیده میشود.
اذعان متفکران اسلامی به جایگاه علمی ایرانیان
این استاد فلسفه گفت: ابنخلدون، جامعهشناس و سیاستمدار عرب مسلمان در مقدمه خود به عظمت فرهنگ ایرانی تصریح کرده و حتی در فصلی با عنوان اگر علم در ثریا باشد مردانی از فارس به آن دست خواهند یافت، تأکید میکند که بسیاری از بزرگان علوم عقلی در تمدن اسلامی ایرانی بودهاند.
وی ادامه داد: حتی پس از حمله مغول و آسیبهای گسترده به مراکز علمی، حکمای بزرگی چون خواجه نصیرالدین طوسی و فخر رازی ظهور کردند که نشاندهنده تداوم سنت حکمی در ایران است.
اعوانی با بیان اینکه فرهنگ ایرانی برخلاف برخی تمدنها که دیر شناخته شدند، از دیرباز مورد توجه بوده است، اظهار کرد: تأثیر حکمای ایرانی همچون ابنسینا در قرون وسطی اروپا گسترده بود و متفکرانی چون توماس آکویناس بارها به آثار او استناد کردهاند؛ همچنین نفوذ اندیشههای ایرانی در هند و دیگر مناطق نیز مشهود است.
وی افزود: بهجز معدودی از حکمای اندلس و نیز کندی، بیشتر حکمای بزرگ جهان اسلام ایرانی بودهاند و این نشان میدهد که حکمت در ایران نه یک امر مقطعی، بلکه یک سنت مستمر بوده است.
جهانشمولی حکمت در قرآن
عضو پیوسته فرهنگستان علوم با اشاره به اینکه ریشه این جامعیت را باید در جهانشمولی حکمت قرآنی جستوجو کرد، بیان کرد: قرآن کریم در میان کتابهای آسمانی، بر تعلیم کتاب و حکمت تأکید ویژه دارد و حکمت را امری فراگیر و هدایتگر معرفی میکند.
وی افزود: حکمت در این معنا، ناظر به همه ابعاد حیات انسانی است و میتواند دلها را تسخیر کند؛ از این رو، حکمت اسلامی مرز جغرافیایی نمیشناسد و شرق و غرب را دربرمیگیرد.
اعوانی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به جایگاه عقل در فلسفه اسلامی گفت: در سنت فلسفی ما، عقل به دو معنای عقل جزئی و عقل کلی تقسیم میشود؛ عقل جزئی بیشتر در حوزه علوم طبیعی و امور کثرت به کار میرود، در حالی که عقل کلی ناظر به وحدت و حقیقت مطلق است.
وی تصریح کرد: عقل کلی مانند نردبانی است که انسان را از مراتب پایینتر به سوی حقیقت رهنمون میکند، اما عقل جزئی در محدوده موضوعات خاص و مادی عمل میکند. در دوره جدید، علوم جزئی یا همان سیانس گسترش یافته و بیشتر با عقل جزئی مرتبط است.
این استاد فلسفه در ادامه تأکید کرد: حکمت به معنای دیدن حقایق از منظر الهی است و هر تعریفی که از حکمت ارائه شود، در نهایت به همین معنا بازمیگردد؛ از این رو، حفظ و احیای سنت حکمی ایرانی ضرورتی اساسی برای تداوم هویت علمی و فرهنگی کشور به شمار میرود.
عضو پیوسته فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران با انتقاد از غلبه عقل جزئی در جهان معاصر تأکید کرد: اگر عقل را به عقل معاش تقلیل دهیم و عقل معاد را نادیده بگیریم، در حقیقت به سنت فرهنگی خود آسیب زدهایم و عقل را بدنام کردهایم.
وی با بیان اینکه دنیای امروز، دنیای علوم جزئی و عقل جزئی است، اظهار کرد: در سنت حکمی ما همواره میان عقل جزئی و عقل کلی تمایز وجود داشته و این دو در عین ارتباط، کارکردهای متفاوتی دارند.
اعوانی با اشاره به جایگاه عقل در ادبیات عرفانی گفت: مولانا صدها بیت درباره عقل دارد و در یکی از ابیات میگوید عقل جزوی را وزیر خود مگیر، عقل کل را ساز ای سلطان خویش؛ این بیان نشان میدهد که عقل کلی ناظر به مبادی و حقیقت مطلق است، اما عقل جزئی در سطح کثرت باقی میماند.
وی افزود: مولانا همچنین میگوید عقل جزوی عشق را منکر بود؛ زیرا راه رسیدن به حقیقت، محبت و عشق است و عقل جزئی توان درک این ساحت را ندارد. اگر عقل به عقل معاش تقلیل یابد و از ساحت معنوی جدا شود، به تعبیر حکما، عقل معاد زیر پا گذاشته میشود.
وجود گرایشهای ضدعقلی در شرق و غرب
این استاد فلسفه با اشاره به اینکه در طول تاریخ، گرایشهای ضدعقلی هم در جهان اسلام و هم در غرب وجود داشته است، تصریح کرد: حتی برخی متفکرانی که به اصالت عقل شهرت دارند، در آثارشان عناصری ضدعقلی دیده میشود.
وی ادامه داد: برای مثال، دکارت در جایی حقایق را تابع اراده میداند؛ هیوم در مبانی عقل تردید میکند؛ کانت حجیت عقل نظری را محدود میسازد و هگل عقل را تاریخی میانگارد. این مباحث نشان میدهد که مسئله عقل در جهان جدید با چالشهای جدی روبهروست.
احیای فرهنگ؛ بزرگترین سرمایه ملی
اعوانی با تأکید بر اینکه بزرگترین خدمتی که جشنوارهها و کنگرههای علمی میتوانند انجام دهند، احیای فرهنگ و هویت ملی است، اظهار کرد: فرهنگ، بزرگترین سرمایه ملی و اساس هویت ماست، اما در سالهای اخیر آسیبهایی دیده و برخی بزرگان ما به دلایلی از کتابهای درسی حذف شدهاند.
وی افزود: در حالی که آثار متفکران و شاعران ایرانی در جهان با استقبال گسترده مواجه است، ما در معرفی آنان کوتاهی کردهایم. برای نمونه، مثنوی مولانا سالها از پرفروشترین کتابها در آمریکا بوده است، اما در داخل کشور آنگونه که باید به این میراث توجه نشده است.
لزوم توجه جدی به علوم انسانی در همه رشتهها
عضو پیوسته فرهنگستان علوم با بیان اینکه علوم انسانی منحصر به یک دانشکده خاص نیست، گفت: حتی در رشتههای فنی و مهندسی نیز دانشجو با انسان و جامعه سروکار دارد و باید با مبانی علوم انسانی آشنا باشد.
وی با اشاره به نمونههایی از دانشمندان ایرانی که در کنار تخصص علمی، در حوزه ادبیات و حکمت نیز صاحبنظر بودهاند، اظهار کرد: مرحوم فضلالله رضا با آنکه مهندس و دانشمند برجسته بود، آثاری در زمینه شاهنامه و عرفان داشت؛ این نشان میدهد که نظام آموزشی پیشین توانسته بود پیوند میان تخصص و فرهنگ را حفظ کند.
ضرورت بازنگری در آموزش و تقویت شناخت فرهنگها
اعوانی با تأکید بر اینکه در نظام آموزشی نیازمند بازنگری جدی هستیم، بیان کرد: باید با بهرهگیری از تجربه استادان و صاحبنظران، مبانی فرهنگی خود را تقویت کنیم؛ زیرا بخشی از این مبانی دچار خدشه شده است.
وی افزود: امروز امکانات و فرصتهایی در اختیار ماست که گذشتگان نداشتند و یکی از مهمترین آنها، امکان شناخت فرهنگهای دیگر است. در حدیث آمده است که حکمت گمشده مؤمن است؛ بنابراین شناخت فرهنگهای دیگر نه تنها تهدید نیست، بلکه زمینه تعارف و تکامل متقابل است.
این استاد فلسفه گفت: تعارف میان اقوام و ملل به معنای شناخت متقابل فرهنگی است و این شناخت، مایه کرامت و تقواست. گذشتگان ما در این زمینه پیشگام بودند، اما امروز در این حوزه ضعفهایی وجود دارد که باید جبران شود.
اعوانی در پایان تصریح کرد: انسان برای رسیدن به علم، باید از پندار عبور کند و به باور درست برسد و این مسیر نیازمند سالها تربیت فکری و عقلی است. اگر جامعهای بر پندارهای نادرست تکیه کند، هرگز به علم حقیقی دست نخواهد یافت.
وی ابراز امیدواری کرد که با توجه مسئولان عالی کشور به فرهنگ و علوم انسانی، زمینه احیای دوباره سنت حکمی و تحقق حق در جامعه فراهم شود.
انتهای پیام


نظرات