حامد طهماسبی زاوه در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: یکی از مسائل اساسی در مطالعات تاریخی و جغرافیایی، نبودِ یک نظر واحد و قطعی درباره مرزها و محدوده خراسان و حتی حدود ایران در دورههای مختلف تاریخی است. امروزه نیز اگر جستوجویی انجام شود، با دیدگاههای متفاوتی مواجه میشویم؛ برخی قلمرو خراسان را بسیار گسترده و شامل مناطقی چون قزاقستان و تاجیکستان میدانند و برخی دیگر آن را محدودتر تعریف میکنند. این اختلاف نظرها سبب شده است که تصویر روشنی از خراسان تاریخی در ذهن مخاطبان شکل نگیرد.
وی افزود: در کتاب «خراسان کجاست؟» محدوده خراسان از قرن سوم هجری تا پایان دوره تیموری، یعنی حدود قرن دهم هجری، در بازهای نزدیک به ۷۰۰ سال بررسی شده است. نسخه نخست این کتاب بر پایه متون جغرافیایی قرن چهارم هجری تدوین شده است که مهمترین آنها کتاب «احسنالتقاسیم فی معرفة الاقالیم» اثر مقدسی (تألیف سال ۳۷۵ هجری قمری) است. در این اثر، مرزهای خراسان بر اساس همین منبع اصلی تعریف شده و در پاورقیها و ارجاعات، هر کجا که لازم بوده به دیگر منابع همعصر با آن اشاره شده است.
این نویسنده اظهار کرد: بر این اساس میتوان نتیجه گرفت که «خراسان بزرگ» در دوره اسلامی قرن چهارم، محدوده مشخصی داشته است و برخلاف تصور رایج امروز، شهرهایی مانند سمرقند و بخارا، با وجود ایرانی بودنشان، هرگز جزء خراسان محسوب نمیشدهاند و در قلمرو ماوراءالنهر قرار داشتهاند. همچنین خراسان تاریخی همواره در محدوده سه کشور کنونی ایران، افغانستان و ترکمنستان تعریف میشده است.
طهماسبی زاوه با بیان اینکه در مقدمه کتاب، خراسان به عنوان یک «موجود فرهنگی زنده و پویا» توصیف شده است، گفت: دلیل استفاده از این تعبیر آن است که خراسان در طول تاریخ، همواره دارای مرزهایی سیال و متغیر بوده است؛ گاه گستردهتر شده و گاه محدودتر، اما در همه این دورهها توانسته شهرهای بزرگ و انسانهای برجستهای را در دامان خود پرورش دهد. قیامها و حرکتهای مهم تاریخی نیز از این سرزمین برخاسته است.
خراسان؛ موجود فرهنگی زنده با ۵۰۰۰ سال تاریخ مشترک
وی با اشاره به اینکه پیش از آنکه نام «خراسان» بر این منطقه نهاده شود، این محدوده به عنوان یک حوزه فرهنگی واحد شناخته میشد، افزود: شواهد باستانشناسی نشان میدهد که دستکم از ۵۰۰۰ سال پیش، این منطقه دارای یک فرهنگ مشترک بوده است. بعدها در دورههای تاریخی، نام خراسان بر آن نهاده و در دوره اسلامی تثبیت شد. در این بازه طولانی، شهرها، اقوام، آداب و رسوم و فرهنگهای این سرزمین دارای اشتراکات بنیادینی بودهاند که مجموعه آنها هویت خراسان را شکل داده است.
نویسنده کتاب «خراسان کجاست؟» خاطرنشان کرد: وقتی از «انسان خراسانی» سخن میگوییم، منظور مجموعهای از ویژگیها و شاخصهای فرهنگی، اجتماعی و تاریخی است که در طول قرنها شکل گرفته است. در بسیاری از مقاطع تاریخی، هرگاه ایران در معرض تهدید و فروپاشی قرار گرفته، خراسانیان نقش تعیینکنندهای در حفظ سرزمین و هویت ایران ایفا کردهاند؛ چه در دورههای پیش از اسلام و چه در دورههای بعد، تا دوران معاصر و حضور لشکر ۷۷ خراسان در دفاع مقدس.
طهماسبی زاوه ادامه داد: از سوی دیگر، بسیاری از بزرگان ادب و اندیشه، بهویژه در منطقه توس، از جمله فردوسی و خواجه نصیرالدین طوسی پرورش یافتهاند. ادبیات حماسی، موسیقی، پوشش محلی، آداب و رسوم و سنتهای اجتماعی این منطقه نشاندهنده وجود یک فرهنگ زنده و پویاست. شهرهایی مانند مشهد، نیشابور و تربتحیدریه نیز نمونههایی از شهرهای زنده فرهنگی هستند که با وجود زلزلهها، حملات مغول و تیمور و نابودیهای مکرر، بارها بازسازی شده و حیات فرهنگی خود را حفظ کردهاند.
وی اظهار کرد: همین پیوستگی فرهنگی سبب شده است که موسیقی، زبان و سنتهای خراسانی در ایران، افغانستان و ترکمنستان برای مردم این مناطق قابل درک و ملموس باشد. این همان چیزی است که از آن به عنوان «فرهنگ زنده خراسان» یاد میکنیم.
دسترسی محدود به منابع اولیه، بزرگترین چالش نگارش کتاب
این نویسنده درباره مهمترین چالشهاش پژوهش و نگارش این کتاب گفت: مهمترین چالش در نگارش این مجموعه، که نخستین جلد از سهگانه «خراسان کجاست» محسوب میشود و جلدهای بعدی نیز در دست آمادهسازی است، دسترسی به منابع اولیه بوده است. بسیاری از آثاری که امروز در اختیار داریم، ترجمهها یا نسخههای بازنویسیشده از متون اصلی هستند. دسترسی به نسخههای خطی و اولیه متعلق به قرن چهارم هجری، چه در کتابخانه آستان قدس رضوی و چه در دیگر کتابخانههای داخل و خارج از کشور، بسیار دشوار است.
طهماسبی زاوه اضافه کرد: در برخی موارد، مترجمان یا کاتبانِ دورههای بعدی در خوانش نام شهرها و روستاها دچار اشتباه شدهاند و این خطاها در نسخههای چاپی امروز نیز تکرار شده است. اگر امکان دسترسی گستردهتر به نسخههای خطی و منابع اصیل فراهم شود، میزان این خطاها به حداقل خواهد رسید.
شناخت مرزهای تاریخی خراسان؛ ضرورت برنامهریزی امروز کشور
وی با تاکید بر اینکه شناخت مرزهای تاریخی خراسان، صرفاً یک بحث مربوط به گذشته نیست، بلکه میتواند در مدیریت و برنامهریزی امروز کشور نیز نقش مهمی ایفا کند، افزود: بسیاری از تقسیمات استانی کنونی بدون توجه به پیشینه تاریخی و فرهنگی مناطق انجام شده است. در حالی که اسناد و منابع تاریخی مربوط به ۷۰۰ تا ۸۰۰ سال پیش نشان میدهد که برخی مناطق از نظر فرهنگی، زبانی و معیشتی به خراسان تعلق داشتهاند، اما امروز در تقسیمات اداری در استانهای دیگر قرار گرفتهاند و این امر مشکلات اجتماعی و فرهنگی ایجاد کرده است.
نویسنده کتاب «خراسان کجاست؟» ادامه داد: همچنین در حوزههایی مانند موسیقی مقامی، پوشش محلی، غذاهای سنتی مبتنی بر لبنیات، ادبیات فارسی، شکلگیری زبان فارسی، فقه اسلامی و حتی تنوع مذاهب اسلامی، خراسان جایگاهی بنیادین دارد. نمیتوان درباره ادبیات حماسی سخن گفت و از فردوسی و توس چشم پوشید، یا درباره منطق و فلسفه سخن گفت و نقش نیشابور، مرو و هرات را نادیده گرفت.
طهماسبی زاوه تصریح کرد: در همین زمینه دکتر منوچهر ستوده، ایرانشناس و پژوهشگر برجستهٔ ایرانی جملهای مشهور دارند که میگوید: «چهار پنجم علما و بزرگان و دانشمندان ایرانی یا خراسانیاند یا شاگرد استادان خراسانی بودهاند.» این جمله بهروشنی جایگاه خراسان را در پرورش اندیشمندان و دانشوران ایرانی و اسلامی نشان میدهد.
انتهای پیام


نظرات