هنرمندان این عرصه با نگاهی نو، اشیائی را که برای مردم بیارزش تلقی میشوند، دوباره به چرخه معنا بازمیگردانند و از دل ضایعات، زیبایی میآفرینند. این هنر، فراتر از یک فعالیت تزئینی، به دنبال ایجاد پرسش در ذهن مخاطب و درگیر کردن او با مفاهیم عمیقتری چون مصرفگرایی، حفاظت از محیط زیست و ارزشهای فراموششده است. انتخاب فرمها و مواد مصرفی در این مسیر، کاملاً آگاهانه و بر اساس ساختاری انجام میشود که پیام هنری را به بهترین شکل منتقل کند. دامنه الهام در «هنر پایدار» نیز محدود به یک ماده خاص نیست و هر آنچه در طبیعت رها شده باشد، میتواند سوژهای برای خلق اثری ماندگار باشد.
در ادامه، گفتوگوی ایسنا با چند تن از فعالان این عرصه «حمید فروغی»، «امیر باظهوری»، «مهدی نوروززاده» و «مسعود رضوی» را میخوانید که به تشریح اهمیت، جایگاه، چالشهای پیشرو، چشم انداز این حوزه هنری در مشهد و ارائه راهکار برای ارتقای جایگاه این هنر پرداختهاند.
مهدی نوروززاده -کارشناس مسئول نظارت بر مدیریت پسماند اداره کل حفاظت محیط زیست خراسان رضوی- با اشاره به فقدان یک شیوهنامه یا دستورالعمل مصوب در حوزه استفاده از پسماند در هنرهای شهری، اظهار کرد: در حال حاضر چهارچوب مشخصی که بهصورت رسمی استفاده از مواد بازیافتی در حوزه مجسمهسازی را تعیین کرده باشد، وجود ندارد. با این حال، هر ساله به مناسبتهای مختلف، برنامههایی در سطح شهر و مدارس برگزار میشود تا دانشآموزان با مفهوم بازیافت و استفاده مجدد از پسماند آشنا شوند. این برنامهها با هدف ترویج فرهنگ تفکیک زباله و کاهش تولید پسماند اجرا میشوند.
وی افزود: در بسیاری از این برنامهها، فعالیتهای فرهنگی و آموزشی همراه با مسابقات و برنامههای تشویقی برای دانشآموزان در نظر گرفته میشود تا آنها بهصورت عملی با موضوع تفکیک پسماند و استفاده از مواد بازیافتی در زندگی روزمره آشنا شوند. این اقدامات به نوعی زمینهساز تغییر نگرش نسل جوان نسبت به مصرفگرایی و حفظ محیطزیست است.
نوروزاده یکی از مصادیق مهم استفاده مجدد از پسماند را بهکارگیری آن در حوزه هنر دانست و گفت: آثار هنری، بهویژه مجسمههایی که با مواد بازیافتی ساخته میشوند، میتوانند پیامهای محیطزیستی را بسیار مؤثرتر از روشهای مستقیم به جامعه منتقل کنند. این آثار زمانی که در فضاهای عمومی نصب میشوند، توجه شهروندان را به مسئله پسماند جلب میکنند.
وی ادامه داد: در سطح شهر و پارکها میتوان نمونههایی از مجسمههایی را مشاهده کرد که با فلزات، آهنهای ضایعاتی، چرخدندهها و قطعات دورریز ساخته شدهاند. این آثار هم جنبه هنری دارند و هم یادآوری میکنند که پسماند میتواند دوباره به چرخه مصرف بازگردد و بهعنوان ماده اولیه مورد استفاده قرار گیرد.
فرهنگ و هنر ؛ پایه اصلی تغییر نگرش جامعه نسبت به مدیریت پسماند
کارشناس مسئول نظارت بر مدیریت پسماند اداره کل حفاظت محیط زیست خراسان رضوی، با اشاره به اینکه این نوع آثار هنری نهتنها زیبایی بصری ایجاد میکنند بلکه پیام روشنی درباره امکان استفاده مجدد از مواد دورریز به شهروندان منتقل میکنند، تأکید کرد: این نگاه میتواند بهتدریج نگرش جامعه نسبت به پسماند را تغییر دهد و آن را از یک زباله بیارزش به یک منبع قابل استفاده تبدیل کند.
وی با تأکید به نقش این آثار در برنامههای فرهنگی شهرستانها، گفت: در مناسبتهای مختلف، مسابقات و رویدادهایی برای کودکان و نوجوانان برگزار میشود که یکی از اهداف اصلی آن، آشنایی با مفاهیم بازیافت و کاهش تولید زباله است. این برنامهها تلاش میکنند حساسیت جامعه را نسبت به مصرفگرایی افزایش دهند.
نوروززاده اظهار کرد: فرهنگسازی، پایه اصلی مدیریت پسماند است. تا زمانی که شهروندان نسبت به پیامدهای زیست محیطی پسماند آگاه نشوند، نمیتوان انتظار کاهش تولید زباله را داشت. وقتی جامعه بداند پسماند چه تأثیری بر محیط زیست دارد و چگونه میتواند به چرخه مصرف بازگردد، نگرشها تغییر میکند. در این مرحله، کاهش تولید پسماند به یک مطالبه اجتماعی تبدیل میشود و شهروندان نقش فعالتری در این حوزه ایفا میکنند.
وی با تأکید بر مفهوم توسعه پایدار، ادامه داد: پسماند یک منبع ارزشمند است و اگر این ارزش به درستی برای مردم تبیین شود، نگاه جامعه به آن تغییر خواهد کرد. آثار هنری ساختهشده با مواد بازیافتی میتوانند این پیام را بهصورت غیرمستقیم اما مؤثر منتقل کنند. استفاده مجدد از پسماند به معنای کاهش مصرف منابع اولیه است و این موضوع میتواند در بلندمدت به حفظ محیط زیست کمک کند. هنر بهعنوان یک ابزار فرهنگی، این پیام را سادهتر و ماندگارتر به جامعه منتقل میکند.
چالشهای خلق و تولید هنرهای بازیافتی برای هنرمندان
کارشناس مسئول نظارت بر مدیریت پسماند اداره کل حفاظت محیط زیست خراسان رضوی، تصریح کرد: این حوزه هنوز نو و در حال شکلگیری است. نمیتوان گفت هیچ حمایتی وجود ندارد اما این جریان نیازمند زمان و استقبال بیشتر هنرمندان است. کار با مواد بازیافتی برای هنرمندان پیچیدهتر و زمانبرتر از استفاده از مواد اولیه آماده است. همین موضوع باعث میشود برخی هنرمندان تمایل کمتری به ورود به این حوزه داشته باشند، هرچند آثار حاصل از آن تأثیر فرهنگی بالایی دارد.
وی تأکید کرد: این آثار بیشتر جنبه نمادین و فرهنگساز دارند و در حوزه تجاریسازی با چالشهایی مواجهاند. با این حال، نقش آنها در افزایش آگاهی عمومی و تغییر نگرش نسبت به پسماند غیرقابل انکار است. شهرداریها، سازمان محیطزیست و نهادهای فرهنگی در حوزه فرهنگسازی وظایفی بر عهده دارند. برگزاری نمایشگاهها، ایجاد جاذبههای شهری در پارکها و اجرای برنامههای مناسبتی میتواند به گسترش این رویکرد کمک کند. این اقدامات حتی برای زائران و مسافران نیز جذاب است و میتواند پیامهای محیطزیستی را به شکل مؤثری منتقل کند.
لزوم تعریف یک پیوست محیطزیستی، قبل از آغاز تمامی پروژهها
در ادامه مسعود رضوی -مدیرعامل سازمان مدیریت پسماند شهرداری مشهد- با بیان اینکه هنر همواره روح زندگی و نگاهی زیباشناسانه به محیط پیرامون است، گفت: شهرهای بزرگ و پیشرفته دنیا سعی بر این دارند که در مبلمان و فضای شهری تا جایی که میتوانند از هنر استفاده کنند؛ در این بین، هنر مجسمهسازی یکی از هنرهای قدیمی است که در تاریخ و هنر معماری جهان، بسیار کاربرد داشته و از آن استفاده شده است.
وی با تأکید بر نگاه ویژه شهرداری به هنر و هنرمندان، ادامه داد: شهرداری مشهد به برگزاری جشنوارهها و المانهای هنری به خصوص در فرآیند استقبال از بهار اقدام کرده است؛ کاری که برای اولین بار در کشور به شکل ویژه انجام و به تبع آن توسط سایر شهرها و استانها در ایام استقبال از بهار و نوروز الگوبرداری شده است.
رضوی تأکید کرد: فعالان هنرهای پایدار معتقدند که حمایتها معمولاً در حد شعار باقی میماند و کمتر به پروژههای عینی منجر میشود. سازمان مدیریت پسماند شهرداری مشهد تاکنون در فواصل مختلف زمانی اقدام به برگزاری جشنوارههای فرهنگی و هنری کرده که بخشی از آن به خلق آثار از مواد بازیافتی منجر شده است؛ همچنین به شکل منظم و متناوب در طول سال تحصیلی از مدارسی که اقدام به برگزاری چنین جشنوارهها و تولیداتی میکنند، حمایت کرده و جوایزی نیز به عنوان یادبود به برگزیدگان اهدا میشود.
او با اشاره به اینکه هنر پایدار تقریبا در کشور نوپا است، خاطرنشان کرد: تمامی ارگانها و نهادها در برابر محیطزیست مسئولیت دارند ولی این موضوع شاید آنطور که باید و شاید جدی گرفته نشده است. باید برای تمامی پروژهها قبل از شروع، پیوست محیطزیستی تعریف کرد، امید است این مهم به شکل ویژه توسط همه ارگانها در اولویت کاری قرار گیرد.
بازگرداندن دورریختنیها به چرخه معنا؛ از زبالههای پلاستیکی تا ضایعات
حمید فروغی -هنرمندی فعال در عرصه «هنر پایدار»- در ادامه، اظهار کرد: حساسیت و نگرانی نسبت به دنیای اطراف، مسیر هنری من را تغییر داده است. در مجسمهسازی بهطور متداول از برنز یا مواد مصرفی کلاسیک استفاده میشود اما دغدغه شخصیام این بوده که اشیایی را که برای مردم بیارزش تلقی میشوند، دوباره به چرخه معنا بازگردانم. بدین صورت قطعهای که قرار است در کوره ذوب و به میلگرد تبدیل شود، دوباره به طبیعت و هنر بازمیگردد.
وی افزود: هدف من خلق اثری است که مخاطب را به فکر فرو ببرد و ذهن او را برای مدتی درگیر کند. انتخاب فرمها کاملاً آگاهانه و بر اساس آناتومی انسان انجام میشود. برای مثال، قطعات دایرهای را برای چشم و قطعات کشیده را شبیه استخوان دست و پا به کار میبرم. این انتخابها تصادفی نیست و از ساختار بدن انسان الهام گرفته شدهاند. به همین دلیل، شکل قطعات و نحوه قرار گرفتن آنها در اثر، اهمیت زیادی دارد و بخشی از پیام هنری کار را منتقل میکند.
این هنرمند مجسمهساز تأکید کرد: دامنه الهام در این هنر، محدود به مواد خاصی نیست و هر چیزی که روی زمین رها شده باشد، میتواند سوژهای برای خلق هنر باشد. من حتی با زبالههایی مانند کاغذ، پلاستیک و مواد دورریختنی دیگر نیز آثار هنری ساختهام. مردم نیز علاقه زیادی به این نوع پروژهها دارند و با اشتیاق در آن مشارکت میکنند. با این حال، محدودیتهای اقتصادی و کمبود حمایت رسمی مانع گسترش این فعالیتها شده است.
وی با اشاره به اینکه فضای خاص مشهد، باعث شده بیشتر گرایشهای هنری به سمت آثار مذهبی برود، اظهار کرد: این در حالی است که در تهران و سایر شهرها نگاه بازتری به این نوع آثار وجود دارد. بر اساس تجربه و حضور در سمپوزیومها، پروژههایی در شهرهای مختلف انجام دادهام، باید بگویم در سایر استانها، استقبال بیشتری از هنر بازیافتی میشود، شاید خراسان رضوی هنوز در این زمینه نگاه مثبتی ندارد.
فروغی ادامه داد: این تفاوت نگرش باعث شده که فرصتهای کاری در این حوزه در استان محدود شده و هنرمندان با موانع بیشتری مواجه باشند، در حقیقت این هنر بیشتر بهصورت خودجوش پیش میرود. برای مثال گاهی هنرمندان پس از ساخت یک اثر، تلاش میکنند آن را به مجموعههای مرتبط مثل شرکتهای خودروسازی یا قطعهسازی ارائه دهند اما معمولاً سازمانها حمایت چندانی نمیکنند. شرایط اقتصادی کشور نیز باعث شده سفارشها بیشتر مطابق سلیقه مدیران باشد تا نیاز جامعه.
مجسمهسازی با مواد بازیافتی؛ پلی برای ورود کودکان به دنیای «هنر پایدار»
این هنرمند مجسمهساز افزود: مجسمهسازی به دلیل هزینه بالا، هنوز به عنوان هنری لوکس شناخته میشود و همه مردم توان خرید آثار بزرگ را ندارند اما اگر کارهای کوچکتر یا کارگاههای ساده برگزار شود، حتی دانشآموزان میتوانند در این مسیر مشارکت کنند. میتوان با مواد ساده مانند بطری شامپو یا ظرفهای پلاستیکی، پروژههای خلاقانه اجرا کرد. این کارها میتواند خلاقیت کودکان را تقویت کرده و پلی برای ورود کودکان به دنیای «هنر پایدار» باشد.
فروغی با بیان اینکه به دلیل پیچیدگی این هنر، آموزش آن در چند جلسه کوتاه ممکن نیست، تأکید کرد: این کار نیازمند شناخت آناتومی، مهارت در جوشکاری و درک فرم است. با این حال، برای کودکان میتوان از مواد سبکتر و ایمنتر استفاده کرد تا فقط نگاه خلاقانه در آنها تقویت شود. برای سطوح حرفهایتر، آموزش باید از دانشکدههای هنر آغاز شود.
وی ادامه داد: خرید آثار هنری برای بسیاری ممکن نیست و بیشتر مشتریان ما، شهرداریها، سازمانها و شرکتها هستند. حتی آثار کوچک نیز به دلیل هزینه تولید و زمان، قیمت بالایی دارند. علاوه بر این، حجم ضایعات تولید شده در کشور، بسیار بیشتر از آن است که یک هنرمند بتواند به تنهایی آن را کاهش دهد اما بدونشک نقش هنر در این زمینه، فرهنگی و آگاهیبخش است.
این هنرمند مجسمهساز افزود: بارها طرحهایم را به سازمانها و شهرداریها ارائه دادهام، اما وقتی هزینهها مطرح میشود، بسیاری از مجموعهها به بهانه نبود بودجه کنار میکشند. این مسئله باعث شده بسیاری از پروژهها در همان مراحل اولیه متوقف شوند. امیدوارم روزی برسد که مردم توان مالی خرید آثار هنری را داشته باشند و هنر دوباره به خانهها بازگردد. هدف من این است که بتوانم از طریق هنر زندگی کنم و در عین حال، پیام حفاظت از محیط زیست را منتقل کنم.
در ادامه امیر باظهوری، یکی دیگر از هنرمندان این عرصه با بیان اینکه دغدغهاش برای ورود به عرصه مجسمهسازی با فلزات و مواد دورریختنی، ریشه در تجربه زیستۀ او دارد، اظهار کرد: از آنجا که بیشتر با فلزات و قطعات گوناگون سروکار داشتم، تصمیم گرفتم به جای دور ریختن ضایعات، از آنها ارزشی نو خلق کنم. همین موضوع باعث شد که با دستهبندی قطعات و به کارگیری خلاقیت ذهنی، مجسمههایی سنگین و پرکار را شکل دادم؛ آدمآهنیها، هلیکوپترها و وسایلی که هر کدام از دل انبوهی از قطعات گرانقیمت بیرون آمدند.
این هنرمند مجسمهساز با تأکید بر اینکه مجسمهسازی با مواد بازیافتی در ایران و به ویژه خراسان رضوی، هنوز در مراحل ابتدایی و خودجوش خود قرار دارد، خاطرنشان کرد: خلق یک اثر هنری جذاب از ساختههای ذهن، بینهایت لذتبخش است، اما تهیه قطعات مورد نیاز کار سادهای نیست. برای ساخت چنین مجسمههایی، باید سالها در کارگاههای ضایعات مختلف، فلزات و لوازم گوناگون را جمعآوری کرد تا بتوان به یک طرح خوب و اثری ماندگار دست یافت.
عدم دیده شدن هنرهای شهری بدون همراهی نهادهای رسمی
وی ادامه داد: مجسمههایی که میسازیم، گاه از ۳۰۰۰ تا ۴۰۰۰ نقطه جوش تشکیل شدهاند و هر کدام روایتگر داستانی هستند. نسل جدید این آثار در جهان به سمت مجسمههای متحرک رفته است؛ آثاری که با مکانیزمهای مکانیکی یا برقی به حرکت درمیآیند. با این حال، بسیاری از این هنرهای شهری بدون همراهی نهادهای رسمی، امکان دیده شدن پیدا نمیکنند و این چالشی است که پیش روی ماست.
باظهوری با اشاره به اینکه بارها پیش آمده که بازدیدکنندگان، دقایق طولانی به هر المان دقت میکنند، توضیح داد: مردم از زوایای مختلف عکس میگیرند و درباره آثار سوال میپرسند. جذابیت و تازگی آنها برای مردم به قدری است که ساعتها وقت میگذارند، تماشا میکنند و به گفتگو میپردازند.
این هنرمند مجسمهساز خاطرنشان کرد: برای معرفی بهتر این هنر به مردم، میتوان از ظرفیت استارتاپها و سرمایهگذاری مجموعههای مختلف بهره برد. امروزه در بسیاری از مراکز تجاری، برجهای پیشرفته و حتی مجتمعهای مسکونی، شاهد استفاده از این المانها در مقیاسهای کوچک و بزرگ هستیم. این نشان میدهد که این هنر دارد جای خود را باز میکند و گسترش آن میتواند به شناخت بیشتر و به کارگیری تکنیکهای نوین منجر شود.
وی با تأکید بر اینکه واقعیتهای اقتصادی نقش تعیینکنندهای در ادامه مسیر هر هنرمندی دارند، بیان کرد: متأسفانه در حال حاضر، قیمتها سرسامآور است و تولید چنین آثاری توجیه اقتصادی ندارد. این مسئله نه فقط در مورد فلز، که درباره هنرمندانی که با فایبرگلاس، چوب یا مواد خاص دیگر کار میکنند نیز صدق میکند. متأسفانه ارزش واقعی این آثار در بازار ما نادیده گرفته میشود و در مقایسه با هزینه و زمانی که صرف خلق آنها شده، اعداد ناچیزی برایشان در نظر گرفته میشود.
آنچه از گفتههای هنرمندان و مسئولان برمیآید، تصویری دوگانه از «هنر پایدار» در خراسان رضوی است. از یک سو، شاهد تلاشهای خودجوش و عاشقانه هنرمندانی هستیم که با صرف وقت و هزینه بسیار، از دل انبوه ضایعات، آثاری بدیع و تأثیرگذار خلق میکنند و با استقبال پرشور مردم نیز مواجه میشوند. از سوی دیگر، موانع ساختاری و اقتصادی، از فقدان شیوهنامه مشخص تا کمبود بودجه و نگاه سنتی حاکم بر تصمیمگیریها، چون سدی در برابر شکوفایی این هنر ارزشمند قد علم کرده است. اگرچه نهادهایی مانند شهرداری و سازمان محیط زیست گامهایی در جهت حمایت و فرهنگسازی برداشتهاند اما این اقدامات هنوز در مراحل ابتدایی و مقطعی قرار دارد و تا تبدیل شدن به یک جریان پایدار و فراگیر فاصله بسیار است. در نهایت، آنچه بیش از پیش نمایان میشود، نقش بیبدیل این آثار در تغییر نگاه جامعه به مقوله پسماند و تبدیل آن از یک زباله بیارزش به منبعی برای خلق زیبایی و انتقال پیامهای عمیق فرهنگی و زیستمحیطی است.
انتهای پیام


نظرات