• چهارشنبه / ۱۳ اسفند ۱۴۰۴ / ۰۸:۳۸
  • دسته‌بندی: کردستان
  • کد خبر: 1404121307228

روانشناسی بحران برای خانواده‌ها در روزهای جنگ

روانشناسی بحران برای خانواده‌ها در روزهای جنگ

ایسنا/کردستان اول صدایش می‌آید؛ یک صدای مهیب کشدار و تیز که از دل آسمان رد می‌شود، چند ثانیه‌ای فاصله هست، چند ثانیه‌ای که طولانی‌تر از همیشه می‌گذرد؛ همه می‌دانند بعدش چه می‌آید، اما همان چند ثانیه تعلیق، سنگین‌ترین بخش ماجراست؛ نفس‌ها حبس می‌شود، نگاه‌ها به سقف و پنجره می‌چسبد؛ بعد ناگهان صدای اصابت. 

انفجاری که هوا را می‌شکافد و زمین را می‌لرزاند، شیشه‌ها با صدایی خشک می‌لرزند، بعضی‌ها ترک برمی‌دارند، بعضی قاب‌ها از جا تکان می‌خورند، دیوار انگار یک لحظه موج برمی‌دارد، صدای افتادن وسیله‌ای در خانه می‌پیچد و قلب‌ها تندتر می‌زند.

در آن فاصله کوتاه میان سوت موشک و انفجار، زمان شکل عجیبی پیدا می‌کند؛ ثانیه‌ها کش می‌آیند؛ کودک‌ها چشم در چشم بزرگ‌ترها می‌دوزند تا از صورت آن‌ها بخوانند که خطر چقدر نزدیک است، بعضی‌ها بی‌اختیار زیر لب دعا می‌خوانند، بعضی‌ها گوشی به دست، منتظر خبر بعدی می‌مانند.

بعد از انفجار، چند لحظه سکوت می‌آید؛ سکوتی سنگین و گوش‌خراش! انگار شهر نفسش را نگه داشته و درست در همین سکوت است که صدای تپش قلب خودت را می‌شنوی؛ این توصیف جنگ است.

شیوا ابراهیمی، مشاور روانشناسی، در گفت‌وگو با ایسنا می‌گوید: در شرایط بحرانی، طبیعی است که ترس و اضطراب بالا برود، به‌ویژه در کودکان و سالمندان؛ اما مهم‌تر از خودِ بحران، نوع مواجهه ما با آن است؛ بچه‌ها قبل از اینکه به خبرها گوش بدهند، حال و هوای والدین را می‌خوانند.

وی افزود: نخستین قدم، حفظ آرامش بزرگ‌ترهاست؛ اگر پدر و مادر آشفته باشند، این اضطراب چند برابر به کودک منتقل می‌شود. سالمندان هم حساس‌تر از آن چیزی هستند که تصور می‌کنیم، لرزش صدای ما را زودتر از هر چیز می‌فهمند.

به گفته این مشاور، گفت‌وگوی صادقانه و متناسب با سن کودک، یکی از مهم‌ترین کارهاست، بچه‌ها سؤال می‌پرسند؛ باید اول بفهمیم چقدر می‌دانند، بعد ساده و بدون اغراق توضیح بدهیم چه اتفاقی افتاده و نباید نه فاجعه‌سازی کنیم و نه انکار، زیرا وقتی کودک بداند چه چیزی او را ترسانده، بهتر می‌تواند با آن کنار بیاید.

ابراهیمی بیان کرد: فراهم کردن فضایی برای بیان احساسات هم ضروری است، هر کودک به شکلی واکنش نشان می‌دهد؛ یکی گریه می‌کند، یکی پرحرف می‌شود، یکی ساکت و گوشه‌گیر؛ مهم این است که احساسش را کوچک نشماریم و به او بگوییم ترسیدن امری طبیعی است.

وی حفظ برنامه‌های روزمره را هم یک لنگر روانی دانست و افزود: ادامه دادن کارهای عادی حتی ساده‌ترین‌شان به مغز پیام می‌دهد که هنوز کنترل اوضاع از دست نرفته، بلکە بازی، نقاشی، قصه گفتن یا حتی یک وعده غذای خانوادگی منظم، می‌تواند حس ثبات ایجاد کند.

این مشاور روانشناسی، حضور عاطفی والدین را مهم‌ترین سپر در شرایط جنگی دانست و گفت: در آغوش گرفتن، لمس آرام و کنار هم بودن، سطح اضطراب را پایین می‌آورد، گاهی همین نزدیکی ساده، بیشتر از هر توضیحی آرامش می‌دهد.

وی همچنین پیشنهاد می‌کند در روزهای پرتنش، ارتباط با آدم‌های امیدوار و مثبت حفظ شود. گفت‌وگوی رو در رو، حتی یک تماس کوتاه با کسی که حال بهتری دارد، می‌تواند ذهن را از چرخه ترس بیرون بیاورد.

به گفته ابراهیمی، تمرین‌های ساده‌ای مثل نفس عمیق کشیدن، ریلکسیشن کوتاه یا جایگزین کردن جملات مثبت به‌جای افکار فاجعه‌آمیز هم در مدیریت اضطراب مؤثر است؛ بدن در بحران وارد حالت آماده‌باش می‌شود؛ با چند تکنیک ساده می‌توان این وضعیت را متعادل کرد.

وی در پایان یادآور شد: همه ما حق داریم بترسیم؛ ترس واکنش طبیعی به خطر است؛ اما بین ترسی که هوشیارمان می‌کند و وحشتی که فلج‌مان می‌سازد، فاصله کمی وجود دارد، نقش والدین این است که نگذارند این فاصله از بین برود.

انتهای پیام