محمدعلی راغبی، عضو هیأت علمی دانشگاه قم در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده است، نوشت:
شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی اگرچه غمانگیز و جانکاه است، اما برای کسانی که سالها شاهد دعاها و سبک زندگی او بودهاند، میتواند آغازی معنوی باشد برای بازخوانی سلوک و راهی که او پیمود؛ راهی مملو از ایمان، خدمت بیوقفه و ایستادگی در برابر طواغیت عالم. همانگونه که قرآن کریم درباره پیامبر اکرم (ص) میفرماید: «لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ ٱللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَة» (احزاب/٢١)
سیدالشهدای انقلاب اسلامی نیز الگو و اسوه حسنه برای پیروان او خواهد بود.
آن بزرگمرد به آرزوی دیرینه شهادت که سالها در سلوکش با خدا زمزمه میکرد و همیشه در دلش زنده بود، رسید و به حقیقت پیوست. دشمن نیز اگرچه میخواست او را از میان بردارد تا برود و دیگر نباشد اما احمقها نمیدانستند که شهید نمیرود؛ میماند؛ جاودانه میشود؛ حی است و نزد پروردگارش رزق و روزی داده میشود، چون آنها نمیفهمند که قرآن میفرماید: «وَلا تَحْسَبَنَّ ٱلَّذینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ ٱللَّهِ أَمْوَٰتَۢاۚ بَلْ أَحْیَآءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ؛ گمان نبرید آنهایی که در راه خدا کشته شدهاند مردهاند؛ بلکه زندهاند و نزد پروردگارشان روزی داده میشوند.»
خوب است برای الگو قرار دادن راه رهبر معظم انقلاب اسلامی مروری بر سلوک ایشان داشته باشیم:
۱. او سید صبور روزهای سخت، مرد سالهای ایستادگی بود، اگر امروز قلم بخواهد با او سخن بگوید، نه با یک رهبر سیاسیِ صرف بلکه با یک پیر راه حرف میزند؛ راهی که از حجرههای ساده طلبگی آغاز شد و به سنگینترین مسئولیت این سرزمین رسید.
۲. او سالها پیش از آنکه بر بلندای زعامت بنشیند، جوانی بود در کوچههای انقلاب، مشتاق حقیقت، تشنه عدالت و دلباخته خدمت. زندان و تبعید را از سر گذراند؛ در آتش جنگ تحمیلی کنار فرزندان این ملت ایستاد؛ مسئولیتهای سنگین را بر دوش کشید و هرگز قدمی پس نکشید. از ریاست جمهوری تا رهبری، هر پلهای برایش یک امتحان بود و او امتحانها را یکییکی پشت سر گذاشت؛ با صبر و توکل، با امید به فردایی روشن برای وطنش و با عشقی بیحد به مردم.
۳. او پیش از آنکه رهبر باشد، سالک بود. جوانی که در هیاهوی خفقان، راه مبارزه را انتخاب کرد؛ زندان را چشید، تبعید را تحمل کرد، تهدید را به جان خرید و از همان روزها، آرزوی شهادت را در دل نگه داشت. نه به عنوان یک شعار، که به عنوان افق حیات طیبه. در سالهای انقلاب، در التهاب خیابانها، در روزهایی که همهچیز در حال تولد بود، او فقط ناظر نبود؛ در متن ماجرا بود. و بعد در سالهای جنگ، میان دود و آژیر و خبرهای تلخ، کنار رزمندهها ایستاد. آن روزها، قامتش زیر بار مسئولیت خم نشد بلکه صبرش عمیقتر شد.
۴. او ریاستجمهوری برایش صرفا مرحلهای از تکلیف بود و وقتی بار رهبری علیرغم میل نفسانیاش بر دوشش گذاشته شد، با اعتماد به آیه شریفه «خُذِ ٱلکِتبَ بِقُوَّة ...» (۱۲/مریم) و با استقامتی مثالزدنی ماند؛ آرام، بیهیاهو، با همان لبخند ملیح و نگاه عمیق. سالهای فشار، تحریم، تهدید، اختلاف و بحران گذشت و او همه را تحمل کرد و همه تلاش خود را کرد تا امید مردم خاموش نشود و این بار به سر منزل مقصود برسد.
۵. او در پایان به آرزویش رسید و خداوند شهادت را اجر و مزد عمری مجاهدت و تلاش برای شرف، عزت و استقلال ملت و نظام اسلامی قرار داد، آن هم شهادتی که باز میتواند خودش یک موتور محرکهای برای پیمودن راه او توسط امتش باشد.
۶. او بارها گفته بود که راه از شخص مهمتر است قطعا الان پس از شهادتش راضی تر است که بیش از نامش بر راهش تکیه و اصرار شود و امتش تا آخرین نفس آن راه را ادامه دهند.
اما اکنون اگر چه جسم او در میان ما نیست سلوک او تا ابد میماند، آن پیوند میان دین، ایمان و سیاست، آن جمع میان صبر و صلابت، آن اصرار بر امید حتی در سختترین شرایط. شاید بزرگترین میراث او همین باشد که در طوفان هم میتوان ایستاد و مقاومت کرد و از حملهها و تهدیدها نترسید و به امتش آموخت: «فَالْمَوْتُ فِی حَیَاتِکُمْ مَقْهُورِینَ، وَ الْحَیَاةُ فِی مَوْتِکُمْ قَاهِرِینَ؛ مرگ حقیقی در زندگی مقهورانه و ذلیلانه است؛ و زندگی حقیقی در مرگ قاهرانه و عزتمند است.» و خود نیز تا آخرین نفس با عزت زندگی کرد.
حالا ما ماندهایم و سلوک او و مسئولیتی که سنگینتر شده است تا بتوانیم خونبهای او که آزادی قدس باشد را از دشمن بستانیم و زمینه را برای ظهور حضرت ولیّعصر(عج) آماده نماییم.
انتهای پیام

