• جمعه / ۱۵ اسفند ۱۴۰۴ / ۲۱:۵۳
  • دسته‌بندی: خراسان رضوی
  • کد خبر: 1404121509083

عضو هیئت علمی پژوهشکده اسلام تمدنی مطرح کرد

«تشیع»؛ مدار اصلی استقلال ملی و بازآفرینی هویت ایرانی

«تشیع»؛ مدار اصلی استقلال ملی و بازآفرینی هویت ایرانی

ایسنا/خراسان رضوی عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشکده اسلام تمدنی، گفت: هویت ملی ایران که با تشیع گره خورده، توسط نخبگان فکری همواره صیانت شده است؛ در دوران معاصر که فرهنگ غربی قصد داشت هویت اصیل ما را به مخاطره بیندازد، این ریشه‌های شیعی بود، که به عنوان سدی مستحکم از استقلال ملی محافظت کرد.

 اسماعیل باغستانی ۱۵ اسفندماه، در سلسله نشست‌های تخصصی آموزش فضای مجازی جنگ سایبری با موضوع «دفاع از ایران در گرو دفاع از تشیع» با اشاره به جایگاه بنیادین هویت اظهار کرد: هویت یکی از جدی‌ترین ویژگی‌های وجودی بشر است که در میان تمامی ملت‌ها و افرادی که در جغرافیای واحدی به نام «وطن» زندگی می‌کنند، تبلور می‌یابد. 

وی افزود: عواملی همچون زبان مشترک، باورهای بنیادین، پیشینه تاریخی و آداب و رسوم، عناصر سازنده این ساختارند. هویت ملی زمانی معنا می‌یابد، که فرد با تولد و زیست در یک منطقه جغرافیایی، نسبت به آب و خاک خود احساس وابستگی عمیق پیدا کرده و خود را نسبت به دیگران متمایز و ممتاز می‌بیند. در واقع، هویت‌ها قدرت امتیازبخشی به شخصیت انسان‌ها را دارند.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشکده اسلام تمدنی با نگاهی به تاریخ کهن ایران، گفت: جامعه ایران از آغاز تشکیل با مقوله تکثر در عین وحدت روبه‌رو بوده است. ایران از عهد باستان با یک جغرافیای گسترده، توانسته است اقوام و ملت‌های گوناگون را در بستر تاریخی واحدی حفظ کند. هر کسی که تاریخ این مرز و بوم را مطالعه کند، درمی‌یابد که ایران توانسته است با هویتی ممتاز، فرهنگی ویژه ایجاد کرده و آن را از طریق نهادهای آموزشی و سنت‌های شفاهی به نسل‌های بعدی منتقل کند.

باغستانی با اشاره به موقعیت ایران، اظهار کرد: ایران به دلیل موقعیت استراتژیک خود همواره در معرض هجوم‌ها و مهاجرت‌های گسترده بوده است، اما نخبگان و توده‌های مردم در یک جریان مستمر تاریخی به بازسازی هویت ایرانی اقدام کرده‌اند. یکی از ویژگی‌های شگفت‌انگیز این سرزمین، توانایی هضم و جذب فرهنگ‌های جدید است، به گونه‌ای که مهاجمان پس از ورود به ایران، در رنگ و بوی فرهنگ ایرانی جذب شده و خود به این فرهنگ بدل گشته‌اند.

وی به تبیین نقش سلسله‌های کهن پرداخت و اظهار کرد: مادها نخستین پایه را بنا نهادند و در دوره هخامنشیان، ایران به اولین دولت جهانی تبدیل شد، که قلمرو آن تا مصر باستان گسترش یافت و بیش از ۳۳ ملت با فرهنگ‌های متفاوت را زیر چتر یک مدیریت واحد قرار داد. حتی پس از هجوم اسکندر مقدونی، علی‌رغم رواج فرهنگ یونانی، این سنت‌های ایرانی بود که پابرجا ماند. حتی برخی معتقدند بخش‌های مهمی از تفکر فلسفی یونان که بعدها به اوج رسید، متاثر از ایده‌های اندیشمندان ایرانی بوده است، چنانکه فلاسفه بزرگی چون افلاطون و ارسطو نیز تحت تاثیر جنبه‌هایی از فرهنگ و کشورداری ایرانی قرار داشتند.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشکده اسلام تمدنی به نگاه ستایش‌آمیز مورخان باستان اشاره کرده و افزود: هرودوت، مورخ بزرگ یونانی، صراحتاً معتقد بود که اگر ملت‌های دیگر به دنبال مسیری برای رشد و تعالی هستند، باید از سنت‌های آموزشی پارسیان تقلید کنند. این قدرت از آن‌جا نشات می‌گرفت که جامعه ایرانی همواره یک جامعه «خداخواه» و معنوی بوده و هیچ‌گاه به بت‌پرستی روی نیاورده است.

باغستانی به دوران اسلامی پرداخت و خاطرنشان کرد: در دوره اسلامی، نخبگان ایرانی نقش بی‌بدیلی در تاسیس و تدوین اصول و قواعد زبان عربی و مکتب‌های ادبی ایفا کردند. ایرانیان مسلمان با ترجمه قرآن و به‌کارگیری زبان فارسی در خدمت دین، پیوند میان ملیت و دیانت را مستحکم کردند. همچنین نظام اداری امپراطوری‌های جدید اسلامی کاملاً بر پایه سنت‌های دیوانی و اداری ایران کهن برپا شد و گسترش یافت.

وی با تمرکز بر تحولات قرون چهارم هجری به بعد، به نقش مذهب تشیع در بازآفرینی هویت ملی اشاره کرد و گفت: جامعه ایرانی با تفکر شیعی، هویت ملی جدیدی برای خود تعریف کرد. حکومت‌های شیعی همچون آل‌بویه توانستند سنت‌های ویژه فرهنگ ایرانی را در قالب فرهنگ تشیع احیا کنند. ویژگی بسیار مهمی که در تشیع وجود داشت و در خدمت فرهنگ ایران قرار گرفت، وجود الگوها و اسطوره‌های متعالی همچون امام علی (ع) و امام حسین (ع) بود، که به دلیل وضعیت فوق‌العاده و جایگاه معنوی‌شان، جانی تازه به کالبد هویت ایرانی دمیدند و زمینه‌ساز پایداری این ملت در برابر ناملایمات تاریخی شدند.

اوج تجلی هویت ایرانی در عصر صفویه

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشکده اسلام تمدنی با تمرکز بر تحولات عصر صفوی، افزود: اوج تجلی هویت ایرانی در عصر صفویه رقم خورد. صفویان توانستند پس از حدود هزار سال، استقلال ملی ایران را تحت چتر مذهب تشیع بازیافته و ایران را از امپراطوری عثمانی جدا کنند. این هویت ملی مذهبی حتی به فراتر از مرزها رفت، چنانکه مهاجرت نخبگان ایرانی به هندوستان منجر به برپایی امپراطوری تیموریان و نفوذ زبان فارسی در آن دیار شد، که تا پیش از استعمار انگلیس، زبان رسمی آن منطقه بود.

باغستانی با اشاره به تقابل با فرهنگ غربی، ادامه داد: هویت ملی ایران که با تشیع گره خورده، توسط نخبگان فکری همواره صیانت شده است. در دوران معاصر که فرهنگ غربی قصد داشت هویت اصیل ما را به مخاطره بیندازد، این ریشه‌های شیعی بود، که به عنوان سدی مستحکم از استقلال ملی محافظت کرد.

وی به پیوند میان سنت‌های کهن و باورهای شیعی اشاره کرد و افزود: یکی از شاهکارهای نخبگان و روحانیون شیعه در دوره صفوی، ارائه «خوانش شیعی» از سنت‌های باستانی بود. برای نمونه، جشن نوروز که از ایران باستان به جا مانده بود، در فرهنگ تشیع حفظ و تقدیس شد.

فرهنگ مهدویت، جامعه ایرانی را همواره از ظلمت به سمت نور هدایت کرده است

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشکده اسلام تمدن، تصریح کرد: فرهنگ مهدویت و انتظار برای منجی، به عنوان یک عنصر حرکت‌بخش، جامعه ایرانی را همواره از ظلمت به سمت نور هدایت کرده است. امروز دیگر هیچ فاصله‌ای میان «ایرانی بودن» و «تشیع» وجود ندارد، چراکه ایران در پرتو این فرهنگ، هویت ملی خود را احیا کرده و به یک قدرت منطقه‌ای مستقل و تاثیرگذار تبدیل شده است که در مقابل زیاده‌خواهی فرهنگ‌های بیگانه ایستادگی می‌کند.

انتهای پیام