به گزارش ایسنا، «عبدالباری عطوان»، تحلیلگر برجسته جهان عرب در تحلیلی درباره تحولات اخیر منطقه نوشت که انتقادات از دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در میان نخبگان حاکم در آمریکا به شکل قابل توجهی افزایش یافته است.
به گفته او، بسیاری از سیاستمداران و تحلیلگران آمریکایی معتقدند ترامپ با پیروی کامل از بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی و جریان راست افراطی حاکم در سرزمینهای اشغالی، سیاست «اول آمریکا» را کنار گذاشته و در عمل «اسرائیل اول» را در پیش گرفته است. به باور منتقدان، رئیسجمهور آمریکا بخش بزرگی از توان نظامی و دیپلماتیک این کشور را برای حمایت از جنگهای اسرائیل در خاورمیانه، بهویژه در قبال ایران، به کار گرفته است.
عطوان در این یادداشت مینویسد: ترامپ به دلیل ناآشنایی با تاریخ و پیچیدگیهای خاورمیانه، به موضوعی برای تمسخر در برخی محافل تبدیل شده است. آخرین نمونه این وضعیت زمانی بود که آمریکا، چه در سطح رهبری و چه در سطح افکار عمومی، با واقعیتی مواجه شد که پیشتر آن را دستکم گرفته بود؛ یعنی توانایی نظامی ایران در مقاومت در میدانهای نبرد و حفظ انسجام ساختار حکومتی خود، حتی پس از حملات نظامی آمریکا و ترور رهبر جمهوری اسلامی ایران.
این تحلیلگر عرب مینویسد: پرسش اصلی این است که چرا ترامپ تا این اندازه در برابر نتانیاهو انعطاف نشان میدهد و عملاً به ابزاری در دست او تبدیل شده است؟ ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری خود سفارت آمریکا را به قدس منتقل کرد، الحاق بلندیهای جولان به اسرائیل را به رسمیت شناخت و از توافق هستهای با ایران خارج شد. در دوره دوم ریاستجمهوری نیز از جنگ غزه حمایت کرد و دو بار دستور حمله نظامی به ایران را صادر کرد؛ نخست در جنگ ۱۲ روزه ماه ژوئن و بار دیگر در حملهای که حدود ده روز پیش رخ داد.
به نوشته عطوان، ترامپ حتی در اقدامی کمسابقه از رئیس رژیم صهیونیستی خواست تا برای بنیامین نتانیاهو که درگیر چند پرونده فساد در دادگاه عالی است، عفو صادر کند. این رفتارها نشاندهنده میزان نفوذ نتانیاهو بر تصمیمات ترامپ است.
در بخش دیگری از این تحلیل به نظریهای اشاره شده که در میان برخی ناظران رواج یافته است؛ بر اساس این دیدگاه، ممکن است دستگاه اطلاعاتی رژیم صهیونیستی اسنادی درباره رسواییهای اخلاقی ترامپ در اختیار داشته باشد که از آنها برای فشار سیاسی استفاده میکند. این رسوایی به پرونده معروف جفری اپستین و اسناد مرتبط با آن اشاره دارد.
عطوان همچنین مینویسد: تنها چیزی که ترامپ از «الگوی نتانیاهو» آموخته، استفاده گسترده از ادعاهای جنجالی و تصمیمگیریهای شتابزده است. او به عنوان نمونه به حمله آمریکا به تأسیسات هستهای ایران در ماه ژوئن اشاره میکند که ترامپ پس از آن مدعی نابودی کامل این تأسیسات شد، در حالی که به گفته عطوان، تحولات بعدی نشان داد این ادعاها با واقعیت فاصله داشته است.
این تحلیلگر در ادامه مینویسد که ترامپ حتی تلاش کرده در روند انتخاب رهبر جدید ایران دخالت کند و با انتخاب برخی گزینهها مخالفت نشان دهد، اما به گفته او ساختار سیاسی ایران در نهایت مسیر خود را طی کرده و به این فشارها توجهی نکرده است.
عطوان در ادامه مینویسد که اگر روند کنونی ادامه پیدا کند، ترامپ ممکن است در تاریخ به عنوان رئیسجمهوری ثبت شود که به هیبت جهانی آمریکا آسیب وارد کرد و قدرت بازدارندگی نظامی این کشور را تضعیف کرد. آمریکا پیشتر در افغانستان و عراق با شکستهای پرهزینهای روبهرو شده و اکنون خطر تکرار چنین تجربهای در ایران نیز وجود دارد.
در این تحلیل همچنین گفته شده است که ترامپ اکنون با دو گزینه دشوار روبهروست: ادامه جنگ و پذیرش هزینهها و خسارتهای بیشتر، یا توقف سریع درگیریها و حرکت به سمت توافقی با ایران.
عطوان برای احتمال عقبنشینی ترامپ به دو نشانه اشاره میکند؛ نخست لغو ناگهانی سفر برنامهریزیشده استیو ویتکاف و جارد کوشنر به تلآویو که قرار بود برای هماهنگی درباره تشدید حملات علیه ایران انجام شود. دوم، حملات موشکی ایران به پایگاههای آمریکا در منطقه که به گفته او بخش مهمی از زیرساختهای نظامی آمریکا را هدف قرار داده است.
در پایان این تحلیل تأکید شده است که رژیم صهیونیستی با کشاندن آمریکا به درگیری گسترده با ایران، واشنگتن را درگیر جنگی فرسایشی کرده است؛ جنگی که میتواند هزینههای اقتصادی سنگینی به همراه داشته باشد، بهویژه در شرایطی که تنشها بر بازار انرژی تأثیر گذاشته و افزایش قیمت نفت و گاز و بیثباتی در بازارهای مالی جهانی را به دنبال داشته است. ادامه این روند میتواند فشارهای سیاسی و اقتصادی بیشتری بر آمریکا وارد کند.
انتهای پیام

