مسعود زمانی مقدم در گفتوگو با ایسنا بیان کرد: دوازده روز از جنگ ظالمانۀ آمریکایی-صهیونی به سرزمینمان میگذرد، ولی جامعۀ ایران همچنان برقرار است. باید قدر این جامعه را دانست.
وی ادامه داد: جامعهای که علیرغم تمام مشکلات اقتصادی که در سالهای اخیر با آن مواجه بوده و با وجود نارضایتیها، پشت کشورش ایستاده، جانها میدهد اما خاک نمیدهد و اگرچه دچار بحرانهای اقتصادی، تحریم و دیگر مسائل اجتماعی است، اما تاب آورده و امیدوار است.
زمانیمقدم اظهار کرد: واقعیت این است که ایران کشوری ریشهدار و دارای تمدن ایرانی-اسلامی ارزشمندی است. چنین جامعهای را نمیتوان با حملۀ خارجی از پای درآورد. این جامعه بهطور خودجوش انسجام خود را حتی در سختترین شرایط حفظ و بازسازی میکند.
این جامعهشناس بیان کرد: از اینروست که ایران عزیزمان میتواند در برابر ابرقدرتهای نظامی و اقتصادی جهان و شرکای منطقهای آنها در میانۀ جنگی نابرابر همچنان بایستد. از این نظر، جامعۀ ایران را با کشورهای حاشیۀ خلیج فارس مقایسه کنید؛ توسعۀ اقتصادی کشورهای حوزۀ خلیج فارس تکبُعدی، سرابگونه و ناپایدار است، چون بیریشه و تماماً وابسته به بیگانه است. ظاهرش فریبنده است، اما در عمل بیبنیاد است و هر لحظه میتواند در معرض فروپاشی قرار بگیرد. آنها جوامعی پولدار اما ضعیفاند و به همین دلیل در جنگ توان مقابله و مقاومت و اثرگذاری میهنی ندارند. در مقابل، جامعۀ قوی و ریشهدار ایرانی با وجود مشکلات اقتصادی و ضعف سیاستگذاری اجتماعی، همچنان در شرایط سخت هم میایستد.
عضو هیأت علمی دانشگاه لرستان با بیان اینکه با این توصیف، در شرایط کنونی نکتههایی را باید در نظر گرفت و عملاً راهکارهایی را در پیش گرفت، افزود: نخست، باید امیدوار بود. واقعیت این است که آدمی به امید زنده است و جامعه نیز با امید بقا مییابد. علیرغم تمام دردها و اندوههایی که ما با این جنگ بر دوش میکشیم و با وجود تخریبهای گسترده مناطق مختلف ایران و تعداد بالای شهدا و مجروحان، نباید امیدمان را از دست بدهیم. بهویژه ناامیدی در بین اهل فکر و دانشگاه و اهل قلم و رسانه میتواند همچون زهری کشنده برای امیدواری جامعه باشد. از اینرو، تقویت امیدواری در تمام سطوح اجتماعی و در بین تمام اقشار جامعه از مسئولان گرفته تا گروههای مختلف اجتماعی امری ضروری است.
زمانی مقدم تصریح کرد: دوم، همدلی، انسجام اجتماعی و اتحاد ملّی است که مهمترین نمود آن در وحدت دولت و ملت و اعتماد متقابل بین آنها نهفته است. اکنون لازم است که اختلافهای سیاسی، نگرشی و جناحی را کنار بگذاریم و در برابر هجوم بیگانگان متخاصم، همدل و همرأی باشیم.
وی گفت: در این میان، کار روشنفکران، نویسندگان، دانشگاهیان و اهالی رسانه بیشتر ضرورت مییابد. در واقع، نوعی رسالت اجتماعی بر عهدۀ این اقشار قرار دارد که بتوانند روان کموبیش نگران جامعه را را شرایط جنگی متعادل کنند و در جنگ شناختی و رسانهای دشمن از جامعه دفاع کنند.
زمانی مقدم اضافه کرد: اگرچه بخشی از ایرانیان داخل و خارج از کشور ممکن است از این جامعه بریده باشند و نوعی خشم عمیق را نسبت به ایران در دل داشته باشند، اما توجه داشته باشیم که تعداد این افراد چندان زیاد نیست بلکه نمود رسانهای آنها زیاد است، بهویژه بهواسطۀ نفرتپراکنی شبکههای فارسیزبان خارجی که عملاً بازوی رسانهای دشمنان ایران و اسلاماند. با این حال حتی کسانی که از جامعه بهدلیل مسائل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی یا فرهنگی طرد شدهاند نیز باید بتوانند این فرصت را داشته باشند که به جامعه برگردند و جذب جامعه شوند.
این جامعه شناس اضافه کرد: سوم، حفظ و تقویت روابط و پیوندهای اجتماعی است که بهصورت روزمره داریم؛ روابطی که بهخصوص با اعضای خانوادهمان داریم، با کودکان خانواده، با نزدیکانمان. بکوشیم که این روابط مبتنی بر آرامش باشند و حتیالامکان این روابط را از تنشها دور کنیم. عمدتاً جامعه در زمانۀ جنگ در شرایط روانی مناسبی قرار ندارد، بنابراین ضروری است که روح و روان اعضای جامعه در فضای جنگی سالم نگه داشته شوند و شاید بهترین راه برای سلامت روان در چنین شرایطی، تقویت پیوندها، ارتباطات و تعاملات اجتماعی است که مهمترین محیط برای این پیوندها فضای خانواده است. البته مدیریت روابط در شبکههای اجتماعی -چه گروههای صنفی، چه گروههای خانوادگی یا گروههای دوستانه- هم میتوانند کمککننده باشند. در چنین گروههایی بهتر است تا جاییکه امکان دارد از تنش و بحث و جدل خودداری شود.
وی افزود: چهارم، یاریگری و کمک به دیگران است. تلاش کنیم که در این شرایط دشوار به اطرافیانمان، به هممحلهایها، به همشهریها، به هماستانیها، به هموطنانمان در حد وسعمان کمک کنیم. این کمک هم میتواند جنبۀ عاطفی داشته باشد و هم جنبۀ مادی. مهم این است که اطرافیانمان احساس نکنند که در این وضعیت سخت کسی را ندارند، حمایت نمیشوند یا تنها و بیپناهاند. این امری مهم در پیوستگی و بقای پایدار جامعه است. نگهداشت جامعه در وضعیت و شرایط بحرانی به حمایت اجتماعی بستگی دارد. شایسته و بایسته است که هوای همدیگر را داشته باشیم؛ هرکه در حد خودش گامی برای کمک به همنوعانش بردارد. نباید منتظر بمانیم که صرفاً نهادها یا سازمانهای دولتی یاریگر باشند، بلکه ما باید وظایف اخلاقی و اجتماعی و شهروندی خودمان را انجام بدهیم.
او گفت: پنجم، صرفهجویی است. طبیعتاً در شرایط جنگی، بهواسطۀ تعطیلی یا وقفه و اختلال در صنایع مختلف، ممکن است جامعه با کمبود خدمات رفاهی و عمومی مواجه گردد. اینجاست که صرفهجویی اهمیت مییابد. هر شهروند مسئول است که در استفاده از منابع برق، آب، گاز و سوخت حتیالمقدور صرفهجویی کند. وقتیکه بسیاری از افراد همین جامعه در مرزها و در پایگاههای نظامی کشور در حال مبارزه با دشمناند، این حداقل کاری است که میتوانیم و موظفیم برای حفظ و مدیریت منابع کشور انجام بدهیم.
زمانی مقدم اظهار کرد: ششم، توجه به سواد رسانهای است. در عصر ارتباطات و رسانه که زندگی روزمرۀ همگی ما را عمیقاً و وسیعاً در بر گرفته، باید مراقب باشیم که هر خبر، تحلیل یا دادهای که از رسانهها و فضای مجازی دریافت میکنیم را بهراحتی نپذیریم و نوعی رویکرد انتقادی نسبت به اخبار و دادههای رسانهای، بهویژه آنچه از رسانههای بیگانه به ما میرسد، اتخاذ کنیم. نباید سادهانگارانه تحت تأثیر هر خبری قرار بگیریم یا بدون راستیآزمایی آن را بازنشر بدهیم. اینها میتوانند بخشی از عملیات روانی یا جنگ روانی و شناختی دشمن باشند. در این باره عقل حکم میکند که بسیار مراقب باشیم و از اخبار غیرموثق دوری کنیم.
انتهای پیام
