نجمه پورملکی، شاعره گیلانی در پی شهادت سرلشکر پاسدار غلامرضا سلیمانی، رئیس سازمان بسیج مستضعفین که در حملات متجاوزانه آمریکایی صهیونی به شهادت رسید، شعری سروده است؛ متن شعر به شرح زیر است:
اذا جاءت طامه الکبری...
پس هنگامی که حادثه بزرگ فرا رسد - نازعات / ۳۴
آن سلیمانی بزرگ و این سلیمانی بزرگ
هرچه ما داریم از شیران ایرانی بزرگ
از بسیج فاتح مستضعفین در جبههها
میدرخشد در شهادت نام یارانی بزرگ
آن یکی در بامداد جمعه بغداد رفت
این یکی صبح سهشنبه بین تهرانی بزرگ
جان خود را هم برای این ولایت میدهیم
ما قسم خوردیم از اول به قرآنی بزرگ
این بهاران فرق دارد با بهاران قدیم
این بهاران ریشه دارد در زمستانی بزرگ
از امام امت و طفل سه روزه جان گرفت
دشمن رذلی که نامش بوده شیطانی بزرگ
ای که میپرسی چگونه صبر کردیم از جفا
ما خدایی داشتیم از هر چه میدانی بزرگ
او که شش انگشت دارد هوش مصنوعی نبود؟
میزند آنوقت بر دریا چه بهتانی بزرگ
پنجه عشقیم و از مشت گره کرده بترس
از قیام طامه الکبری و طوفانی بزرگ
عید پیروزی خود را با همین سیل و خروش
جشن میگیریم فردا در خیابانی بزرگ
سرزمین قدس یعنی آرمان انقلاب
گفته بود این حرفها را حاج رمضانی بزرگ
از سلامی از رشید از موسوی از باقری
عشق را دیدم خدایی در شهیدانی بزرگ
عاقبت یک روز در حیفا و صحرای نقب
اسمشان را میگذارم روی میدانی بزرگ
«نجمه پورملکی»

