• دوشنبه / ۳ فروردین ۱۴۰۵ / ۰۸:۰۰
  • دسته‌بندی: صنفی،فرهنگی‌ودانشجویی
  • کد مطلب: 1405010300823

ایثار دانشجویان دستیاری در میدان عمل؛ وقتی دانشگاه‌ها خاموشند اما قلب بیمارستان‌ها می‌تپد

ایثار دانشجویان دستیاری در میدان عمل؛ وقتی دانشگاه‌ها خاموشند اما قلب بیمارستان‌ها می‌تپد

در روزهایی که صدای انفجار همراه باتعطیلات نوروزی، سکوتی سنگین بر کلاس‌های درس حاکم کرده و درهای بسیاری از دانشگاه‌ها بسته است، چراغ بیمارستان‌ها همچنان با حضور دانشجویانی روشن است که در دل بحران، درس انسانیت می‌آموزند. دانشجویان دستیاری، همان‌هایی که لباس سفیدشان حالا بیشتر از همیشه رنگ تعهد گرفته است و در میان هیاهوی جنگ، بی‌وقفه و بی‌ادعا ایستاده‌اند.

به گزارش ایسنا، در دل شرایط جنگی و افزایش مراجعات درمانی، دستیاران پزشکی در بخش‌های مختلف، از اورژانس تا اتاق عمل، حضوری مستمر دارند. حضوری که صرفا انجام وظیفه نیست، بلکه روایتی زنده از ایثار، فداکاری و تعهد به سوگند پزشکی است؛ روایتی که از دل خستگی، اضطراب و حتی ترس عبور کرده و به نقطه‌ای به نام «مسئولیت» رسیده است.

در همین روزها، خبرنگار ایسنا با حضور در مجتمع بیمارستانی امام خمینی(ره)، پای صحبت چند تن از این دستیاران نشسته است؛ گفت‌وگوهایی که هرکدام، تکه‌ای از واقعیت سنگین اما انسانی این روزها را روایت می‌کند. شیفت‌هایی که تمام نمی‌شوند.

دکتر منا سهرابی، رزیدنت سال چهارم طب اورژانس، با نگاهی که خستگی در آن پنهان نیست، از روزهایی می‌گوید که زمان، معنای خود را از دست داده است:حتی قبل از جنگ هم فشار کاری بالا بود، اما حالا همه‌چیز چند برابر شده. اورژانس همیشه خط اول است؛ کرونا، حوادث، و حالا جنگ.

قدری مکث می کند و صدایش آرام‌تر می‌شود، اما محکم ادامه می‌دهد: این ماندن، انتخاب لحظه‌ای نیست. ما از همان روز اول، با سوگند پزشکی، پذیرفته‌ایم که حتی اگر جان خودمان هم در خطر باشد، کنار بیمار بمانیم.

وقتی پدر، فرزندش را نمی‌شناسد!

سهرابی، یکی از تلخ‌ترین صحنه‌هایی را که دیده، این‌گونه روایت می‌کند: یک سرباز را آوردند... سوختگی شدید داشت، قابل شناسایی نبود. پدرش آمده بود دنبالش، از این بیمارستان به آن بیمارستان... اما وقتی رسید، نتوانست فرزندش را بشناسد.

سکوت کوتاهی میان جمله‌هایش می‌افتد بعد ادامه می دهد:بعد از حدود دو ساعت، یکی از بستگان از روی فرم ناخن‌ها او را شناخت. تصور کنید، پدری که ۲۵ سال با فرزندش زندگی کرده، اما حالا نمی‌تواند او را تشخیص دهد. اگر چه خوشبختانه آن جوان زنده ماند.

وی لبخند کم‌رنگی می‌زند و می گوید: همین لحظه‌هاست که خستگی را قابل تحمل می‌کند؛ وقتی بیماری را احیا می‌کنی، وقتی چند روز بعد، حالش بهتر می‌شود.

سهرابی از روزهای ابتدایی جنگ یعنی روزهایی که مرز بین تخصص‌ها از بین رفته بود، می گوید: از رزیدنت سال اول تا استاد، همه کنار هم بودند. جراحی، ارتوپدی، نوروسرجری. فرقی نمی‌کرد. همه یک تیم بودیم.

وی اضافه می‌کند: خیلی‌ها حتی نمی‌توانستند به خانه برگردند. عملاً ۲۴ ساعته در بیمارستان می‌ماندند.

شغل «پزشکی» از بیرون لوکس، از درون فرساینده

در گوشه‌ای دیگر از بیمارستان، دکتر عرفان خسروی، رزیدنت سال چهارم ارتوپدی، از زاویه‌ای متفاوت به این مسیر نگاه می‌کند و می گوید: بعضی‌ها فکر می‌کنند پزشکی یعنی پرستیژ یا درآمد، اما واقعیت چیز دیگری است. این مسیر، بدون علاقه واقعی، قابل تحمل نیست.

وی درباره روزهای جنگ می‌گوید: با افزایش بیماران، مخصوصاً موارد پیچیده، فشار کار خیلی بیشتر شده. اما چیزی که کمک کرد، حضور داوطلبانه بچه‌ها بود. هیچ‌کس عقب نکشید.

«تولد» در دل بحران

در بخش زنان، دکتر اندیشه ایمانی خوشخو، روایت متفاوتی از شرایط کاری دانشجویان دستیاری دارد؛ روایتی که در دل اضطراب، با زندگی گره خورده است، می گوید: جنگ باشد یا نباشد، زایمان متوقف نمی‌شود. ما همیشه باید آماده باشیم.

وی از شب‌هایی می‌گوید که پایان ندارند و در این زمینه توضیح می دهد: خیلی وقت‌ها بعد از کشیک هم نمی‌توانیم برویم. کمبود نیرو هست و باید بمانیم.

آنچه این دانشجو بیشتر از همه بر آن تأکید می‌کند، اضطراب مادران است، وی در این زمینه می گوید: خیلی از مادرها با استرس می‌آیند؛ به خاطر صداهای انفجار، فکر می‌کنند حرکت جنین کم شده. بیشتر مواقع، خوشبختانه مشکلی نیست، اما این نگرانی واقعی است.

این دانشجو می‌گوید: وقتی نوزاد به دنیا می‌آید و خانواده خوشحال می‌شوند، این لحظه ارزش همه سختی‌ها را دارد.

تاثیر جنگ بر دانشجویان دستیاری

در کنار این روایت‌ها، دکتر ساسان امیری، استادیار دانشگاه و روانپزشک مجتمع بیمارستانی امام خمینی(ره) به وجه دیگری از مشکلات دانشجویان دستیاری اشاره می کند و در این رابطه می گوید: فشار کاری بالا، می‌تواند به اضطراب، افسردگی و فرسودگی شغلی منجر شود. بعضی‌ها حتی برای مقابله با بی‌خوابی، به خوددرمانی روی می‌آورند.

وی با اشاره به تأثیر جنگ بر مشکلات دانشجویان دستیاری اضافه می‌کند: این شرایط، استرس را چند برابر می‌کند. به‌ویژه برای کسانی که زمینه دارند، احتمال بروز اختلالات بیشتر است.

روایتی از ماندن

به گزارش ایسنا، آنچه از دل این گفت‌وگوها بیرون می‌آید، فقط شرح سختی نیست؛ تصویری است از نسلی که در میان بحران، ایستادن را انتخاب کرده است. نسلی که شاید خسته باشند، شاید نگران، اما هنوز امیدوار است. در روزهایی که جنگ، سایه سنگین خود را بر زندگی‌ها انداخته، این سفیدپوشان، بی‌صدا اما مداوم با سلاح دانش، تعهد و انسانیت در حال جنگیدن‌ هستند. شاید قهرمانی، دقیقا همین‌جا یعنی جایی میان صدای دستگاه‌های مانیتور، قدم‌های شتاب‌زده در راهروها و قلب‌هایی که هنوز برای نجات دیگری می‌تپند، معنا پیدا می کند.

انتهای پیام