معصومه حاتمی در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: از دیدگاه مقالات روانشناسی و نظریه آلبرت بندورا که معتقدند کودکان طبق خواستههای ما پیش نمیروند، بلکه باتوجه به شواهد و رفتارهایی که از والدین میبینند عمل میکنند، رفتارهای کودکان بهصورت تقلیدی است. بهعنوان مثال، هنگامی که والدین دچار ترس میشوند، فرزندان نیز همان اضطراب را تجربه میکنند. چه این اضطراب در پی بحرانهای مهیب همچون جنگ و چه در اوضاع روزمره باشد؛ کودک همواره به الگوهای عاطفی والدین چشم دوخته است. والدین باید بهجای وانمود کردن به اینکه ترسی ندارند، بروز احساسات را امری طبیعی جلوه دهند. چنین رویکردی بستر یک زندگی روانی سالم و متعادل را برای کودک به ارمغان میآورد.
وی افزود: آرامش والدین به سه مؤلفه بستگی دارد؛ کنترل و کاهش سرانه مصرف اخبار بهخصوص شبکههایی مانند اینترنشنال که بهشدت افکار منفی و اخباری که مصداق بیرونی ندارند را ترویج میکند. بالابردن نظم خانه از دیگر راهکارهاست. پژوهشهای روانشناسی اثبات کرده است که بینظمی باعث ترشح هورمون آدرنالین و کورتیزول میشود.نظم بیرونی مسبب نظم درونی است. این نظم ناخودآگاه بر آرامش فرزندان اثر میگذارد. سومین عامل، زبان بدن والدین است. والدینی که با انرژی فعالیتهای روزمره خود را آغاز میکنند، در ارتباطات خود با دیگران خندان و حامل خبرهای خوب هستند و باوجود حال نامساعد جمعی، سعی بر حفظ روحیه خود دارند، آرامش را به فرزندان خود منتقل میکنند.
فوق دکترای روانشناسی سلامت و مدرس دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی بیان کرد: میدانیم که به جدایی کودکان از والدین در سن خاص در علم روانشناسی تأکید شده، اما این در زمانی است که موقعیت و شرایط ما عادی و مساعد است. در بحرانی مانند جنگ نباید خودمان تولیدکننده بحرانهای دیگر باشیم. بهطورمثال در چنین شرایطی اصرار به جدایی و خواب مقرر کودکان نداشته باشیم و از سختگیری درباره قوانین خانه خود پرهیز کنیم، زیرا علاوهبر اضطرابزا بودن بحران، قوانین بیش از حد هم باعث ایجاد اضطراب میشوند. در بعضی از موارد مانند ساعت خواب کودک، محل خواب، میزان استفاده او از تلفنهمراه و... والدین باید کمی از مواضع خود کوتاه بیایند و آسانتر با کودکان رفتار کنند.
حاتمی خاطرنشان کرد: گفتن حقایق بحران و جنگ به کودکان به سرانه سنی آنها بستگی دارد. ما باید نوع تفکر کودکمان را بررسی کنیم. براساس این موضوع که آیا کودک ما دارای حد مشخصی از قدرت تفکر، تحمل و درک برشهای دقیقی از جنگ است یا خیر، میتوانیم وقایع جنگ تحمیلی هشتساله را که برخی از آن تجربه داشتهایم را بهشکل خاطره برای آنها بیان کنیم. خیلی از مواقع روایتگری ابزار بسیار کمک کنندهای است.
وی ادامه داد: هنگامی که بحران برای ما جدید و تازه است و مغز ما شناختی درباره آن ندارد، واکنشها تند و تیز هستند. در روزهای اولیه جنگ فعالیتهای مردم طبق روال سابق و معمول خود نبود، اما پس از گذشت چند روز، به زندگی عادی خود برگشتند و در حال حاضر مشغول خریدهای سال نو و دید و بازدیدها هستند. مشاهده این تصاویر و فهم این حقیقت که شرایط نامساعد و روزهای سخت همیشه وجود داشته است و مهم ناامید نشدن و گذر از آنهاست، اثر بهسزایی بر آرامش کودک دارد. شایان توجه است که به کودک خود آموزش دهیم که مواردی همچون توکل، توسل و تلاش برای آینده ای پر از امید و اتفاقات خوب را از یاد نبرد.
این مدرس دانشگاه اشاره کرد: جنگ بهنوبه خود مقوله و فرایندی خشن است، اما ما میتوانیم آن را برای خود شیرین جلوه دهیم. این شیرینی میتواند در همراه کردن کودکان با خود حین رعایت موارد ایمنی پدیدار شود. میتوان فعالیتهایی مانند چسب زدن شیشههای ساختمان را برای آنها شبیه بازی جلوه دهیم و از آنها خواستار شویم که با چسب اشکال مختلف را روی شیشه ایجاد کنند. توضیح شرایط جنگی در بازی با عروسکها و اسباببازیها یا تهیه غذا برای همسایه مسن و دید و بازدید با او میتواند از دیگر راههای همراهی آنها با خود باشد. این موارد به حفظ همدردی، همراهی و همکاری کودکان کمک میکند.
حاتمی ضمن اشاره به پدید آمدن نشانههای جسمی مانند دلدرد، سردرد، بیحالی، کمبود میل به غذا و... در کودک گفت: بسیاری از این موارد بهعلت سطح بالای اضطراب است. دردهای سایکوسوماتیک منشأ فیزیولوژی ندارند، اما درد و بروز آنها بهصورت فیزیکی است که با تکنیکهای آرامش و تنفس عمیق، نوشیدن زیاد آب، انجام فعالیتهایی مانند راه رفتن و حرکات موزون، آبیاری گلها، تکرار جملات آرامبخش، گوش دادن به موزیکهای ساده و دارای ضرباهنگ آرام، مشاهده تصاویر طبیعت، استفاده از رایحههای خوشبو و طبیعی(آروماتراپی) مثل بوی گلاب، لیموسنگی، قهوه و... در خانه که درجه استرس و اضطراب را کاهش میدهند، تاثیر بسیار مثبتی بر افزایش آرامش دارند.
وی افزود: بهطور کلی هورمونهای بدن انسان به دو دسته شادیزا(دوپامین، اکسیتوسین، سروتونین و اندورفین) و استرسزا(کورتیزول و آدرنالین) تقسیم میشوند. ما باید سعی کنیم ترشح هورمونهای شادیزا در کودک بالا رود و در قبل آن استرس و اضطراب او کاهش پیدا کند.
فوق دکترای روانشناسی سلامت در پایان گفت: ما مردم قدرتمندی هستیم، روزهای بسیار سختی را سپری کردهایم و به لطف و کمک خداوند متعال همیشه از سختیها سربلند بیرون آمدهایم. مطمئن باشیم پایان شب سیه سپید است و سرزمین پاک مادریمان دوباره به آرامش، رشد و تجلی خواهد رسید.
انتهای پیام
