شبهای متمادی است که اصفهان بیدار است، اما امشب، حال و هوای دیگری در کالبد این رود خروشان انسانی جریان داشت. امشب، تاریکی شب در برابر عظمت ارادههایی زانو زد که آمده بودند تا پیوند خون رهبر شهیدشان را با ریشههای درخت تناور این نظام، فریاد بزنند و در نمازی باشکوه به امام زمان(عج) استغاثه کنند.
خیابانها از میدان انقلاب تا چهارباغ و دروازه دولت، دیگر تنها یک مسیر عبور نیستند؛ برگههای رأیی به وسعت یک شهرند. دههها پس از آن بهار تاریخی که این ملت با یک کلمه، سرنوشت خود را تغییر دادند، حالا نسلهای جدید و قدیم، شانه به شانه هم به میدان آمدهاند تا نشان دهند آن انتخاب نخستین، نه یک اتفاق در گذشته، که جریانی زنده و تپنده در امتداد تاریخ است.
رأیِ دوباره با جوهر اشک و قدمهای استوار
در این تداوم حضور شبانه، نیازی به صندوقهای رأی نیست؛ قدمهای استوار مردان و زنان و مشتهای گرهکردهای که آسمان را میشکافند، گویاترین تأیید بریک راه بیبازگشت است. سوگ پرواز فرمانده، قلبها را مجروح کرده، اما این زخم، چشمهای از غیرت را جوشانده است که در شعارهای کوبنده «اللهاکبر»، «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» تجلی مییابد.
مردم اصفهان در این شب نمادین، با در دست داشتن تصاویر رهبر شهید و اهتزاز پرچمهای سهرنگ، به جهانیان مخابره کردند که پایههای این «جمهوریِ» مقدس، اکنون با خونِ پاکترین فرزندانش مستحکمتر از هر زمان دیگری است و طوفان کینه استکبار، یارای تکان دادن آن را ندارد.
سمفونی وحدت؛ از وارثان دیروز تا فاتحان فردا
زیباترین تصویر این شبهای بیداری، درهمآمیختگی نسلها و قشرهاست. جوانان و دانشجویانی که آن روز تاریخی فروردین را ندیدهاند، امروز پرچمدار همان آرمان در کف خیابانهای منتهی به میدان آزادی بودند. بازاریان در کنار کارگران و فرهنگیان همنوا با مادرانی که فرزندانشان را به آغوش فشردهاند، یک «مشت واحد» شدهاند. این هندسه بینظیر از وحدت ملی، خط بطلانی است بر تمام محاسبات تفرقهافکنانه دشمنان. اینجا، همه با یک زبان سخن میگویند؛ زبانِ مقاومت و وفاداری.
هنگامی که هزاران نور در دل تاریکی شب روشن میشود، اصفهان به کهکشانی از امید بدل میگردد. این نورها، استعارهای از بیداری ملتی است که میدانند پایان این شب تاریک و این سوگ بزرگ، سپیده ظفر است.
پاسخ خون به اتاقهای فکر پوشالی
دشمنان در اتاقهای فکرِ تاریکشان گمان میبردند که با شهادت فرمانده، بذر یأس و تفرقه در این سرزمین خواهد پاشید. آنان منتظر زوال بودند، اما شاهد رویشی شکوهمندتر شدند. این خیابانهای لبریز از جمعیت، این فریادهای رساتر از همیشه، یک «نه» قاطع به تمام تحلیلهای باطل آنان و یک «آری» محکمتر به مکتبی است که شهادت را نه پایان، که آغاز یک حیات ابدی و یک جوشش دوباره میداند. آنها گمان میکردند سوگ، ما را زمینگیر میکند، غافل از آنکه از خون هر شهید در این خاک، جنگلی از اراده و غیرت میروید که ریشههایش تا اعماق تاریخ این سرزمین و شاخههایش تا بلندای آسمان عزت امتداد دارد.
میدان شهر، کلاس درس آیندگان
این شبها تنها یک راهپیمایی اعتراضی نیست؛ این یک کلاس درس عملی بصیرت و مقاومت برای نسلهای آینده است. اینجا، در کف خیابانهای اصفهان، تاریخ در حال نوشته شدن است. پدران، دست پسران را میفشارند و مادران، پرچم امانت را به دختران میسپارند. این تداوم حضور، میراثی زنده است که به آیندگان میآموزد چگونه در برابر سختترین طوفانها بایستند و چگونه عهد خود با خون شهیدان را هرگز فراموش نکنند. این موج انسانی که در رگهای شهر جاریست، همان زایندهرودی است که هرگز نخواهد خشکید و پرچم این جمهوری مقدس را تا سپیدهدم پیروزی نهایی، استوار حمل خواهد کرد.
اصفهان نشان داد که عهد بستن با آرمانها، تاریخ انقضا ندارد. تداومِ این حضور حماسی، تجدید مطلعی است بر استقامت؛ ثابت کردیم که ما همان ملتیم، با ارادهای صیقلیافتهتر، که جمهوری برآمده از خون و ایمان را، با قطرهقطرهی خون خویش پاسداری خواهیم کرد.
انتهای پیام
