اگر رسم هر ساله این روز، پناه بردن به دامان طبیعت بود، امسال دامان خیابانهای اصفهان، پذیرای طراوت حضور مردمی بود که بهار واقعی را در بیداری ملی جستوجو میکردند. در این سیزدهم فروردین، شهر چهرهای حماسی به خود گرفت. قدمهایی که سنگفرشها را میکوبید، گویی میخواست خواب زمستانی آنانی را آشفته کند که در آنسوی مرزها گمان میبردند طوفان حوادث و تلخیِ سوگ، ریشهی این درخت تنومند را خشکانده است.
در این شب و روز متفاوت، مردم اصفهان رسم «گره زدن» را به شکوهمندترین شکل ممکن تفسیر کردند. پیر و جوان، زن و مرد، با مشتهای گرهکرده و صفوف بههمپیوسته، ارادههایشان را به هم گره زدند تا کورگره محاسبات اتاقهای فکر بیگانه هیچگاه باز نشود. آنها سبزه امید خود را با قطرات خون شهیدان پیوند زدند؛ پیوندی ناگسستنی که نشان میداد ریشههای این نهضت، در عمق باورهای یک ملت جای دارد و با هیچ باد مسمومی به لرزه درنمیآید.
حضور بیوقفه مردم در سیزدهمین روز از بهار، پیام روشنی برای تاریخ داشت: «نحسی» واقعی، توطئههای شوم بدخواهان و خیال باطل تفرقهافکنان است که باید با قدمهای استوار، از ساحت این سرزمین بیرون رانده شود. فریادهای «الله اکبر» و شعارهای برخاسته از عمق جان، همان آوایی بود که نحسی ناامیدی را از دلها شست و به جایش، بذر یقین و جسارت را در پهنه شهر کاشت.
اصفهان در سیزدهبدر امسال نشان داد که شکوفایی بهار، تنها در رویش برگ درختان نیست؛ بلکه در جوشش غیرت مردمی است که حتی در دل سنگینترین داغها، قامت خم نمیکنند. این مردم ثابت کردند سبزههایی که از خون دلیرترین فرزندان این آب و خاک روییده است را روی چشم میگذارند و تا رسیدن به آن بهار موعود پیروزی، میدان و خیابان را ترک نخواهند کرد. امسال، طبیعت اصفهان، خود مردم بودند؛ خروشان، زنده و تسلیمناپذیر.
در این میان، حضور جوانان و نوجوانانی که بهار عمرشان را تجربه میکنند، تماشاییتر از هر منظره بهاری بود. آنها که به جای گشتوگذار در تفرجگاهها، قدم در میدان جهاد تبیین و حضور گذاشته بودند، همچون جوانههایی تازهرسته، طراوت ایمان را به کالبد شهر تزریق کردند. این نسل نوخاسته در خیابانهای نصف جهان نشان داد که بذر غیرت، در هر فصل و هر دورهای، در دل فرزندان این آب و خاک با قدرت شکوفا میشود و هیچ طوفانی نمیتواند ساقه استوارشان را بشکند.
زایندهرود اگرچه در بستر خود عطش آب داشت، اما در این سیزدهمین روز فروردین، شاهد سیلابی خروشان از جنس بیداری بود. پلهای تاریخی اصفهان، از سیوسهپل تا خواجو، به جای انعکاس تصویر آب، پژواک گامهای استوار و فریادهای حقطلبانهای را در آغوش کشیدند که زندهتر از هر رودخانهای، از قلب شهر میگذشت. این موج انسانی، خشکی ظاهر شهر را با طراوت ارادههای خود جبران کرد و نشان داد که سرچشمه اصلی حیات در این دیار، ایمان مردم است.
طبیعتی که مردم در این روزها به آن پناه بردهاند، خیابانهایی است که اکنون با عطر شهادت و ایستادگی آمیخته شده است. خاکی که با خون پاکترین عزیزان این ملت و رهبر شهیدشان آبیاری شده، اکنون در بهار خود، لالههایی از جنس آگاهی و مقاومت پرورانده است. گویی هر قدمی که در این سیزدهبدر بر آسفالت خیابانها برداشته میشد، ادای احترامی بود به ریشههای تنومندی که با فداکاری در زمین این سرزمین دوانده شده است.
تاریخ نصف جهان، سیزدهبدر امسال را نه بهعنوان یک روز تعطیل در تقویم، بلکه بهعنوان برگ زرینی از یک حماسه مستمر ثبت خواهد کرد. روزی که مردم، طبیعت حقیقی و هویت اصیل خود را در دفاع از کیان اعتقادیشان یافتند و به دنیا ثابت کردند که بهار استقلال این ملت، با هیچ خزان تحمیلی و هیچ اتاق فکری از بین نمیرود. این میدانداری شکوهمند، همان بذر امیدی است که در دل خاک اصفهان کاشته شد تا در فرداها، درختی به وسعت پیروزی نهایی را به ثمر بنشاند.
انتهای پیام
