به گزارش ایسنا به نقل از وبسایت عراقی المطلع، برای دههها، خاورمیانه یک منطقهی درگیری استراتژیک پیچیده بوده است، جایی که منافع قدرتهای بزرگ با خواستههای مردم در تضاد است. در کانون این صحنه، ایران به عنوان یک قدرت منطقهای مستحکم خودنمایی میکند که توانایی مقابله با چالشهای نظامی و اقتصادی را به شیوهای استثنایی دارد و از عمق جغرافیایی و منابع طبیعی عظیم خود، علاوه بر اتحادهای هوشمندانهاش در منطقه، از لبنان و یمن گرفته تا عراق و سوریه، بهره میبرد.
تجربه ایران نشان می دهد قدرت صرفا با تعداد سلاحها یا اندازه اقتصاد سنجیده نمیشود، بلکه با انعطافپذیری، برنامهریزی استراتژیک و توانایی تحمیل هزینههای بالا به دشمنانش سنجیده میشود. در این زمینه، کنترل تنگه هرمز به عنوان یک ابزار استراتژیک مرکزی پدیدار میشود که ایران را قادر میسازد تا بر بازار جهانی انرژی تأثیر بگذارد و در مواجهه با فشارهای نظامی و سیاسی بینالمللی، به ویژه از سوی ایالات متحده و اسرائیل، تعادل را برقرار کند.
از طرف دیگر، تجربه کردهای عراق، شکنندگی اتکا به قدرتهای بزرگ برای دستیابی به منافع ملی را نشان میدهد، درسی که همچنان در ارزیابی سیاستهای آمریکا و منطقهای در خاورمیانه، چه در رابطه با جنگ علیه عراق و چه در رابطه با درگیری فعلی ایران و آمریکا، مرتبط است.
پیشینه تاریخی و تحلیل مصاحبه بارزانی
ملا مصطفی بارزانی (پایه گذار و نخستین رهبر حزب دمکرات کردستان عراق) در مصاحبهای مفصل با روزنامه آلمانی دی ولت در سال ۱۹۷۵، مهمترین اشتباهات کردها در طول مبارزاتشان علیه دولتهای مرکزی عراق را مورد بحث قرار داد. او تأکید کرد که اتکای مطلق به حمایت آمریکا بزرگترین اشتباه بود، اشتباهی که برای جنبش کردها گران تمام شد.
بارزانی خاطرنشان کرد قدرتهای غربی، به ویژه ایالات متحده، با مسائل منطقهای بر اساس منافع اقتصادی خود، به ویژه نفت، بدون هیچ تعهدی به ارزشهای اخلاقی یا عمل به وعدهها برخورد کردند.
بارزانی همچنین به توافق الجزایر بین عراق و ایران اشاره کرد که منجر به رها کردن کردها پس از قطع حمایت نظامی و سیاسی هر دو طرف شد. او تأکید کرد که این رویداد صرفا یک شکست دیپلماتیک نبود، بلکه درسی استراتژیک در درک شکنندگی تکیه بر قدرتهای خارجی بدون ایجاد یک نیروی ملی قوی بود.
رهبر کرد پیامی را برای نسلهای آینده ارسال کرد: خوداتکایی و استقلال ملی تضمینهای واقعی بقا هستند و هرگونه تعهد خارجی باید با احتیاط و درک عمیق از منافع ملی انجام شود.
اسرائیل به سیستمهای دفاع هوایی چندلایه متکی بوده است، اما حملات سایبری ایران و حزبالله نشان داده است که قدرت تکنولوژیکی به تنهایی و بدون استراتژیهای یکپارچه کافی نیست.
علاوه بر این، هرگونه استقرار گسترده ایالات متحده - شامل هزاران سرباز و تفنگدار دریایی - هزینههای مالی و سیاسی هنگفتی را به همراه خواهد داشت، هرگونه عملیات نظامی را پیچیده میکند، اعتبار ایالات متحده را چه در داخل و چه در سطح بینالمللی تهدید میکند و نفوذ روسیه و چین را در منطقه تقویت میکند.
هزینههای اقتصادی و سیاسی جنگ
جنگ اقتصاد جهانی را تهدید میکند، زیرا هرگونه اختلال در تنگه هرمز منجر به افزایش قیمت نفت و گاز طبیعی و اختلال در زنجیرههای تأمین بینالمللی میشود.
چنین درگیریهایی همچنین منجر به از دست رفتن اعتبار بینالمللی واشنگتن، تعمیق اختلافات داخلی و افزایش انزوای سیاسی آن در مجامع بینالمللی میشود.
در مقابل، ایران با استفاده از نفوذ سیاسی و اقتصادی خود، موقعیت استراتژیک خود را تقویت میکند و آن را به بازیگری کلیدی تبدیل میکند که نمیتوان آن را در هیچ توافق منطقهای آینده نادیده گرفت.
تجربه تاریخی و تحلیلهای معاصر نشان میدهد که تکیه بر قدرتهای بزرگ بدون ایجاد یک نیروی ملی قوی، همانطور که ملا مصطفی بارزانی تأکید کرد، ملتها را در معرض خیانت و خسارت استراتژیک قرار میدهد.
همانطور که درگیری ایران و آمریکا نشان میدهد، قدرت واقعی صرفا با سلاح سنجیده نمیشود، بلکه با توانایی تحمل، کنترل مکانهای استراتژیک حیاتی و ایجاد اتحادهای هوشمندانه که ظرفیت دشمن را برای یک پیروزی نظامی سریع کاهش میدهد، نیز سنجیده میشود.
انتهای پیام
