• دوشنبه / ۱۷ فروردین ۱۴۰۵ / ۰۷:۳۵
  • دسته‌بندی: علم
  • کد مطلب: 1405011607895

محقق پژوهشگاه دانش‌های بنیادی در گفت‌وگو با ایسنا:

«جنگ رمضان» می‌تواند آغازگر بالندگی تازه‌ای باشد

«جنگ رمضان» می‌تواند آغازگر بالندگی تازه‌ای باشد

محقق پژوهشگاه دانش‌های بنیادی با تأکید بر اینکه تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد جامعه ایرانی در برابر هجوم‌های بزرگ نه‌تنها ایستادگی کرده، بلکه توانسته دوره‌های تازه‌ای از رشد فکری و فرهنگی را رقم بزند، گفت: رخدادهای امروز نیز زمینه‌ساز تحولی شناختی و آغاز مرحله‌ای تازه از بالندگی در فرهنگ و حکمرانی ایرانی خواهد شد.

رضا منصوری، فیزیکدان، سیاستگذار علم و استاد بازنشسته دانشگاه صنعتی شریف در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به ابعاد مختلف جنگ رمضان گفت: این جنگ را که هنوز درگیر آن هستیم، می‌توان از زاویه‌های متنوعی بررسی کرد و نتیجه هرچه باشد ـ که امیدوارم برای مهاجمان عبرتی شود ـ اثری شناختی بر ما، چه در سطح فردی و چه اجتماعی خواهد داشت که برای آینده انسان ایرانی و حکمرانی در ایران تعیین‌کننده خواهد بود.

وی افزود: این جنگ نیز سرانجام به پایان خواهد رسید و هرچند بسیار درباره عبرت دیگران گفته شده و خواهد شد، اما پرسش اصلی این است که ما چه می‌آموزیم؟ در تاریخ ایران چندین هجوم گسلنده اجتماعی را تجربه کرده‌ایم، اما ایران نه‌تنها پابرجا مانده، بلکه فرهنگ و زبان خود را حفظ کرده است. حتی تغییرات فرهنگی نیز زیربنایی نبوده و بیشتر ناشی از نوعی درافزایی و بالندگی بوده است.

این استاد دانشگاه ادامه داد: تهاجم اعراب مسلمان نیز از این قاعده مستثنی نیست و شکل‌گیری تفکر شیعه و زبان دری، شاخصی یکتا از این درافزایی و بالندگی است. مهاجمان یا در نهایت رفتند یا فرهنگ ما را پذیرفتند و به تعبیر من، انسان ایرانی شدند. این بار نیز به نظر نمی‌رسد نتیجه‌ای متفاوت حاصل شود.

وی تصریح کرد: به نظر می‌رسد بتوان این جنگ را در آینده با تهاجم‌های بزرگ تاریخ ایران مقایسه کرد، هرچند وجوه مدرن تاریخ بشر ارتباط چندانی با سده‌ها یا هزاره‌های گذشته ندارد. به‌ویژه اگر مهاجمان به استفاده از سلاح‌های نامتعارف روی آورند که با شناختی که از فرهنگ غرب دارم ـ و زشت‌ترین تجلی آن را در رژیم صهیونیستی کنونی می‌بینم ـ بعید نمی‌دانم.

منصوری خاطرنشان کرد: از این‌رو، این تغییر شناختی در جامعه و فرهنگ ایرانی، نقشی بسیار تعیین‌کننده در نوع حکمرانی آینده خواهد داشت. باید منتظر بدیلی در ادامه تحولات فکری دوره روشنگری اسلام و ایران تا پیش از قرن ششم باشیم؛ دوره‌ای که با برآمدن سلجوقیان و آغاز انقیاد تفکر در ایران متوقف شد. این تحول می‌تواند متفاوت از مسیر شکل‌گیری مردم‌سالاری در دنیای مدرن باشد که پس از حدود دو هزار سال از یونان باستان به این مرحله رسیده است.

وی در ادامه گفت: در عین حال، آگاه هستم که نوعی طرز فکر سطحی با مفاهیم مدرن مانند مردم‌سالاری و حقوق بشر در این روزها رایج شده که پیرو نوعی رؤیای رسانه‌ای با نام مستعار «ایران اینترنشنال» است؛ رسانه‌ای که به گفته وی، هدف آن تحقق رؤیای جریان‌های خاصی در قبال ایران است. این جریان‌ها را باید به‌عنوان پدیده‌ای گذرا و دارای کارکرد تاکتیکی در یک جنگ پیچیده تلقی کرد و نباید در راهبردهای کلان کشور تأثیرگذار باشند. همچنین برخی مدعیان اندیشه‌ورزی نیز در همین چارچوب به نظریه‌پردازی برای ایران می‌پردازند که به اعتقاد من، ریشه در فرهنگ ایرانی ندارد و منافع آینده کشور را تأمین نمی‌کند.

این فیزیکدان در ادامه با اشاره به پیشینه مطالعات خود اظهار کرد: بارها درباره سیر اندیشه در ایران نوشته‌ام و آغاز انحطاط فکری را هم‌زمان با حکمرانی سلجوقیان و تأسیس نظامیه‌ها دانسته‌ام؛ دوره‌ای که در آن، برای نخستین‌بار پس از اسلام، تفکر به پذیرش شریعت چهارگانه اهل سنت مقید شد و حتی از چارچوب شیعه نیز فاصله گرفت.

وی با بیان اینکه در این دوره دیگر نشانی از دگراندیشان و عقل‌گرایانی چون ابن راوندی، زکریای رازی، ابوعیسی وراق و دیگران دیده نمی‌شود. البته این روند، دفعی نبوده و اثرگذاری آن را باید در مقیاس چند قرن ارزیابی کرد، خاطر نشان کرد: آنچه تاکنون درباره آن نوشته‌ام، بیشتر معطوف به تأثیر این انقیاد فکری بر رشد علم یا آغاز افول تفکر علمی در ایران بوده است، اما در حوزه اندیشه و فلسفه حکمرانی، در دهه‌های اخیر پژوهشگران آثاری قابل توجه ارائه کرده‌اند که می‌تواند به درک مبانی شکل‌گیری جمهوری اسلامی و نیز تحولات پس از جنگ رمضان کمک کند.

این محقق پژوهشگاه دانش‌های بنیادی در ادامه گفت: مرحوم سید جواد طباطبایی را شاید بتوان آغازگر این بحث در ایران مدرن دانست. او در رساله بنیادین خود، فرضیه‌ای درباره اندیشه سیاسی در ایران مطرح کرده که مبنای آثار بعدی‌اش در این حوزه قرار گرفته است. افکار طباطبایی در سال‌های اخیر با عنوان «ایرانشهری» بسیار تبلیغ شده، بدون آنکه به‌درستی تبیین شود. بسیاری از افراد در حوزه‌های علمیه، به‌ویژه از اواخر دهه ۷۰ تا اوایل دهه ۹۰ تلاش کردند در بیش از ۱۵ عنوان کتاب با این دیدگاه مقابله کنند، اما هیچ‌یک نتوانستند تحلیلی جدی ارائه دهند.

این استاد دانشگاه ادامه داد: در این میان، کتاب «اندیشه سیاسی ایرانی: از حلاج تا سجستانی» به‌عنوان مجموعه‌ای از مقالات اندیشمندان ایرانی و خارجی، استثنا محسوب می‌شود؛ اثری که بدون اشاره مستقیم به فرضیه طباطبایی، یکی از معدود آثار اصیل علمی در نیم‌قرن اخیر به زبان فارسی به شمار می‌آید. رساله‌هایی نیز در دوران مشروطه در این زمینه نوشته شده، اما بیشتر ارزش تاریخی دارند تا علمی. من دیدگاه خود را درباره آثار طباطبایی، هم در دیدارهای حضوری به او و هم در میان منتقدان حوزوی‌اش بیان کرده‌ام.

منصوری گفت: تأکید من این بود که طباطبایی جسارت طرح و مکتوب‌ کردن یک فرضیه درباره اندیشه سیاسی ایرانی را داشته و این خود ارزش علمی بالایی دارد. کار علمی زمانی ارزشمند است که امکان نقد داشته باشد و فرضیه طباطبایی چنین ویژگی‌ای را دارد و می‌تواند به شناخت پیشینه فکری ایرانیان کمک کند. در مقابل، آن مجموعه کتاب‌هایی که برای رد این دیدگاه نوشته شدند، اساساً ارزش نقد نداشتند. هیچ کار علمی نیز نهایی نیست؛ این را از علم مدرن، حتی در علوم طبیعی آموخته‌ایم، چه برسد به علوم انسانی.

این فیزیکدان ادامه داد: طباطبایی به‌جز اشاره‌ای کوتاه به فارابی در مقدمه کتابش، عمدتاً به اسناد قرن ششم به بعد استناد می‌کند و توجهی به منابع پیشین، از جمله آثار زکریای رازی ندارد. تمرکز اصلی او بر سیاست‌نامه‌ها و اندیشه‌های اهل سنت، از جمله آثار خواجه نظام‌الملک تا روزبهان خنجی اصفهانی است.

وی افزود: در مقابل، مقالات گردآوری‌شده در کتاب زنجانی، طیف متنوعی از دیدگاه‌ها را شامل می‌شود و عملاً دوره صدر اسلام، از قرن سوم تا پیش از ظهور سلجوقیان و غلبه تفکر اهل سنت در حکمرانی را پوشش می‌دهد و تمرکز ویژه‌ای بر نویسندگان شیعی دارد. این مجموعه به‌روشنی ارتباط میان اندیشه شیعی، اعم از دوازده‌امامی و دیگر فرق، به‌ویژه اسماعیلیه، با تفکر ایرانی پیش از اسلام را نشان می‌دهد و این کار را بدون ادعای تعمیم، اما با استناد انجام می‌دهد. از این جهت، اثری بسیار ارزشمند است و خلأ مهمی را که در آثار طباطبایی وجود دارد، جبران می‌کند.

منصوری افزود: در این دوره پیشاسلجوقی می‌توان به چهره‌هایی مانند ابوحاتم رازی و محمد زکریای رازی اشاره کرد و در قرن ششم نیز امام فخر رازی را داریم که نشان‌دهنده تفاوت جدی اندیشه‌ای میان این دو دوره است. مطالعه مقالات پرویز اذکایی و دیگر نویسندگان این مجموعه بسیار روشنگر است، هرچند باید گفت بسیاری از پژوهشگران جدی و اصیل در ایران گمنام باقی می‌مانند.

وی تصریح کرد: طباطبایی آغاز انحطاط ایران را به دوره مغول نسبت می‌دهد و به مسئله انقیاد تفکر و تأثیر آن بر رشد اندیشه توجه کافی ندارد، در حالی‌که مغولان، برخلاف سلجوقیان و خوارزمشاهیان، مخالفت نهادینه‌ای با تفکر نداشتند. اثر این غفلت را می‌توان در لابه‌لای کتاب او و همچنین در تحلیل روند رشد اندیشه حکمرانی در دوره روشنگری ایران مشاهده کرد. برای مثال، مقایسه اندیشه‌های خواجه نظام‌الملک در آغاز دوره سلجوقی با رشیدالدین فضل‌الله همدانی در دوره ایلخانان، بسیار گویاست.

این محقق حوزه فیزیک اضافه کرد: رشیدالدین فضل‌الله که به‌عنوان یکی از پیشگامان سیاست‌گذاری علم در تاریخ بشر شناخته می‌شود، نشان می‌دهد که حتی حدود دو قرن پس از خواجه نظام‌الملک، شعله‌های روشنگری قرون سوم تا پنجم همچنان زنده بوده و از دل محدودیت‌ها سر برآورده است.

منصوری با بیان اینکه مرحوم سید جواد طباطبایی را شاید بتوان آغازگر این بحث در ایران مدرن دانست. او در رساله بنیادین خود، فرضیه‌ای درباره اندیشه سیاسی را در ایران مطرح کرده که مبنای آثار بعدی‌اش در این حوزه قرار گرفته است، افزود: افکار طباطبایی در سال‌های اخیر با عنوان «ایرانشهری» بسیار تبلیغ شده، بدون آنکه به‌درستی تبیین شود. بسیاری از افراد در حوزه‌های علمیه، به‌ویژه از اواخر دهه ۷۰ تا اوایل دهه ۹۰ تلاش کردند در بیش از ۱۵ عنوان کتاب با این دیدگاه مقابله کنند، اما هیچ‌یک نتوانستند تحلیلی جدی ارائه دهند. در این میان، کتاب «اندیشه سیاسی ایرانی: از حلاج تا سجستانی» به‌عنوان مجموعه‌ای از مقالات اندیشمندان ایرانی و خارجی، استثنا محسوب می‌شود؛ اثری که بدون اشاره مستقیم به فرضیه طباطبایی، یکی از معدود آثار اصیل علمی در نیم‌قرن اخیر به زبان فارسی به شمار می‌آید.

این فیزیکدان ادامه داد: طباطبایی به‌جز اشاره‌ای کوتاه به فارابی در مقدمه کتابش، عمدتاً به اسناد قرن ششم به بعد استناد می‌کند و توجهی به منابع پیشین، از جمله آثار زکریای رازی ندارد. تمرکز اصلی او بر سیاست‌نامه‌ها و اندیشه‌های اهل سنت، از جمله آثار خواجه نظام‌الملک تا روزبهان خنجی اصفهانی است. در مقابل، مقالات گردآوری‌شده در کتاب زنجانی، طیف متنوعی از دیدگاه‌ها را شامل می‌شود و عملاً دوره صدر اسلام، از قرن سوم تا پیش از ظهور سلجوقیان و غلبه تفکر اهل سنت در حکمرانی را پوشش می‌دهد و تمرکز ویژه‌ای بر نویسندگان شیعی دارد.

منصوری می‌گوید: این مجموعه به‌روشنی ارتباط میان اندیشه شیعی، اعم از دوازده‌امامی و دیگر فرق به‌ویژه اسماعیلیه، با تفکر ایرانی پیش از اسلام را نشان می‌دهد و این کار را بدون ادعای تعمیم، اما با استناد انجام می‌دهد. از این جهت، اثری بسیار ارزشمند است و خلأ مهمی را که در آثار طباطبایی وجود دارد، جبران می‌کند. در این دوره پیشاسلجوقی می‌توان به چهره‌هایی مانند ابوحاتم رازی و محمد زکریای رازی اشاره کرد و در قرن ششم نیز امام فخر رازی را داریم که نشان‌دهنده تفاوت جدی اندیشه‌ای میان این دو دوره است.

به گفته وی مطالعه مقالات پرویز اذکایی و دیگر نویسندگان این مجموعه بسیار روشنگر است، هرچند باید گفت بسیاری از پژوهشگران جدی و اصیل در ایران گمنام باقی می‌مانند.

انتهای پیام