• یکشنبه / ۲۳ فروردین ۱۴۰۵ / ۱۱:۲۷
  • دسته‌بندی: خراسان رضوی
  • کد مطلب: 1405012312089

وقتی تاریخ در آوار خانه‌های قدیمی مدفون می‌شود

وقتی تاریخ در آوار خانه‌های قدیمی مدفون می‌شود

ایسنا/خراسان رضوی رشد شتابان شهرنشینی و توسعه عمرانی در سال‌های اخیر، گرچه نویدبخش پیشرفت و رفاه است، اما در بسیاری از مناطق، سایه‌ای شوم بر سر میراث کهن و هویت تاریخی افکنده است. استان خراسان رضوی، با پیشینه‌ای دیرینه و آثار باستانی فراوان، این روزها بیش از هر زمان دیگری شاهد پیامدهای ناگوار توسعه بی‌رویه شهری است.

گسترش افقی و عمودی شهرها، بدون توجه کافی به ارزش‌های میراثی و بافت‌های تاریخی، منجر به تخریب تدریجی و گاه جبران‌ناپذیر بناهای ارزشمند شده است. این روند، نه تنها سیمای تاریخی بسیاری از شهرهای کهن مانند نیشابور، گناباد و ... را مخدوش ساخته، بلکه گسستی عمیق بین نسل امروز و ریشه‌های تاریخی و فرهنگی او ایجاد می‌کند.

نادیده گرفتن ارزش‌های ذاتی بناهای تاریخی و اولویت یافتن منافع اقتصادی کوتاه‌مدت در پروژه‌های شهرسازی، به عاملی تعیین ‌کننده در تخریب این آثار تبدیل شده است. خانه‌های قدیمی و بناهای تاریخی که زمانی مرکز زندگی، فرهنگ و هنر مردمان این دیار بوده‌اند، امروز در معرض تهدید جدی قرار دارند. توسعه‌گرایان و سازندگان، اغلب با نگاهی صرفاً اقتصادی به این املاک نگریسته و با اتکا به قوانین ناکارآمد یا عدم وجود قوانین حمایتی قاطع، آن‌ها را تخریب و سازه‌های مدرن را جایگزین آن می‌کنند. این امر، نه تنها لطمه‌ای جبران‌ناپذیر به منظر فرهنگی شهر وارد می‌آورد، بلکه ذخایر ارزشمندی از دانش معماری، شیوه‌های زندگی گذشتگان و خاطرات جمعی مردمان را برای همیشه از میان می‌برد.

شهرسازی بی‌رویه؛ بلای جان میراث فرهنگی

شهرها، همانند موجودات زنده، در طول زمان رشد می‌کنند، دگرگون می‌شوند و خاطرات نسل‌ها را در کالبد خود حفظ می‌کنند. بافت‌های تاریخی و خانه‌های قدیمی، نه تنها آجرهای بنایی صرف، بلکه شناسنامه‌ هویتی یک شهر، راوی داستان‌های گذشتگان و شاهدی بر تحولات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی دوران‌های مختلف هستند؛ اما متأسفانه، در سال‌های اخیر شاهد روندی نگران ‌کننده در بسیاری از شهرهای کشور از جمله خراسان رضوی هستیم؛ روند تخریب بی‌رویه خانه‌های قدیمی و جایگزینی آن‌ها با سازه‌های نوین که اغلب فاقد روح و هویت معماری ایرانی هستند. این پدیده، فراتر از یک مسئله صرفاً معماری، به یک بحران فرهنگی و اجتماعی تبدیل شده است که آرام‌آرام هویت شهرهایمان را از ما می‌گیرد.

یک کارشناس معماری با بیان اینکه اولین و شاید بارزترین جنبه‌ نگرانی تخریب خانه‌های قدیمی، نابودی میراث فرهنگی و تاریخی است، گفت: هر خانه قدیمی، بخشی از تاریخ زنده یک ملت است. معماری این بناها، الگوهای زیستی، هنر دست معماران و بنایان آن دوران و حتی مصالح به کار رفته در آن‌ها، هر کدام حامل اطلاعات ارزشمندی هستند که با تخریب یک بنا، برای همیشه از دست می‌روند.

احسان فخرایی، در گفت و گو با ایسنا اظهار کرد: این خانه‌ها، گنجینه‌هایی هستند که ما ناخواسته در حال مدفون کردنشان زیر بتن و آهن هستیم. وقتی یک بنای تاریخی یا حتی یک خانه قدیمی با ارزش، تخریب می‌شود، تنها یک ساختمان از بین نرفته است؛ بلکه بخشی از حافظه‌ جمعی ما، بخشی از پیوند ما با گذشته و بخشی از هویت بصری و فرهنگی شهرمان از میان رفته است.

وقتی تاریخ در آوار خانه‌های قدیمی مدفون می‌شود

وی خاطرنشان کرد: بسیاری از خانه‌های قدیمی ایرانی، با هوشمندی و با تکیه‌بر دانش بومی و شرایط اقلیمی هر منطقه، طراحی و ساخته شده‌اند. فضاهای باز و حیاط‌های مرکزی، گردش هوا، نورگیری مناسب، استفاده از مصالح طبیعی و پایدار و توجه به اقلیم، از ویژگی‌های بارز این بناهاست. در مقابل، سازه‌های مدرن امروزی، اغلب بدون توجه کافی به این ملاحظات، با مصرف بی‌رویه انرژی و ایجاد آلودگی‌های صوتی و بصری، به بخشی از مشکل تبدیل می‌شوند.

ساخت‌وسازهای جدید، گاه با تقلید کورکورانه از معماری غربی و یا با اولویت دادن به حداکثرسازی سطح زیر بنا، فضاهایی را ایجاد می‌کنند که با فرهنگ و اقلیم ایران همخوانی ندارند و منجر به ایجاد شهرهای ناهمگون و فاقد روح می‌شوند.

این کارشناس معماری اظهار کرد: در نگاه اول، شاید تخریب و نوسازی راهی برای رونق اقتصادی و ایجاد اشتغال به نظر برسد اما این دیدگاه، کوتاه‌مدت و سطحی است. حفظ و احیای خانه‌های قدیمی، پتانسیل بالایی برای توسعه گردشگری پایدار، ایجاد کسب‌وکارهای کوچک و متوسط (مانند اقامتگاه‌های بوم‌گردی، کافه‌ها و رستوران‌های سنتی، فروشگاه‌های صنایع دستی) و در نتیجه، ایجاد اشتغال پایدارتر و حفظ بافت اجتماعی محلات قدیمی دارد.

وی گفت: تخریب این بناها و جایگزینی آن‌ها با برج‌های مسکونی یا تجاری که اغلب از توان خرید یا نیاز اقشار مختلف جامعه دور هستند، منجر به از بین رفتن بافت اجتماعی محلات، جابجایی اجباری ساکنان قدیمی و از بین رفتن حس تعلق مکانی می‌شود.

فخرایی در پاسخ به این سؤال که چه عواملی دست به دست هم داده‌اند تا این وضعیت اسفناک رقم بخورد؟ گفت: در بسیاری از موارد، قوانین مربوط به حفاظت از بناهای تاریخی و بافت‌های واجد ارزش، یا وجود ندارند، یا اجرا نمی‌شوند، یا آن‌قدر پیچیده و دست‌ و پاگیر هستند که عملاً مانع مرمت و احیا می‌شوند. از سوی دیگر، تسهیل‌گری بیش از حد برای تخریب و نوسازی، این روند را تسریع کرده است.

وی خاطرنشان کرد: سودجویی و نگاه صرفاً اقتصادی به زمین و مستحدثات، باعث شده تا ارزش‌های فرهنگی، تاریخی و اجتماعی نادیده گرفته شوند. مالکان، اغلب انگیزه‌ای برای مرمت و نگهداری بناهای قدیمی ندارند، چراکه سود حاصل از تخریب و ساخت‌وساز مجدد، بسیار بیشتر و سریع‌تر است.

این کارشناس معماری اظهار کرد: مردم و حتی بسیاری از مدیران شهری، از ارزش واقعی این بناها و تبعات تخریب آن‌ها آگاهی کافی ندارند. فرهنگ‌سازی در خصوص اهمیت حفظ میراث معماری و معرفی الگوهای موفق مرمت و احیا، گامی ضروری است.

وی گفت: نبود طرح‌های جامع و مدون برای مدیریت بافت‌های تاریخی و قدیمی شهرها، باعث شده تا هرگونه مداخله، به صورت جزیره‌ای و بدون دید کلان انجام شود.

فخرایی بازنگری جدی در قوانین و مقررات، تدوین طرح‌های جامع مدیریت بافت، تشویق بخش خصوصی به مشارکت، ترویج معماری پایدار و بومی و آموزش و فرهنگ‌سازی را ضروری دانست و اظهار کرد: نیاز به قوانینی داریم که ضمن تشویق به حفظ و مرمت، مانع تخریب بی‌رویه شود. ارائه تسهیلات، معافیت‌های مالیاتی و همچنین جریمه‌های سنگین برای تخریب‌کنندگان، می‌تواند مؤثر باشد.

وی با تأکید بر اینکه باید برای هر بافت واجد ارزش، طرح مدیریتی مشخص تدوین شود که نحوه مداخله، مرمت، احیا و بهره‌برداری از بناهای آن را تعیین کند، تصریح کرد: با ایجاد جذابیت‌های اقتصادی و قانونی، می‌توان بخش خصوصی را به سرمایه‌گذاری در مرمت و احیاء بناهای قدیمی ترغیب کرد.

وقتی تاریخ در آوار خانه‌های قدیمی مدفون می‌شود

این کارشناس معماری افزود: در ساخت‌وسازهای جدید، باید به اصول معماری پایدار، استفاده از مصالح بومی و اقلیم‌سازی توجه ویژه‌ای شود تا از تکرار خطاهای گذشته جلوگیری گردد.

خانه‌های قدیمی، سرمایه‌های ارزشمند ما هستند. آن‌ها پنجره‌هایی به سوی گذشته و درس‌هایی برای آینده‌اند. تخریب بی‌محابای آن‌ها، نه تنها به زیبایی بصری شهرهایمان لطمه می‌زند، بلکه ریشه‌های هویتی ما را سست می‌کند. وظیفه‌ ماست که با نگاهی مسئولانه و آینده‌نگر، از این میراث گران‌بها پاسداری کنیم و شهری بسازیم که در آن، گذشته، حال و آینده، در هماهنگی و احترام متقابل، در کنار هم زندگی کنند.

فقدان برنامه‌ریزی جامع و یکپارچه در حوزه شهرسازی

فقدان برنامه‌ریزی جامع و یکپارچه در حوزه شهرسازی و میراث فرهنگی، شکافی عمیق میان این دو حوزه ایجاد کرده است. در حالی که توسعه شهری به اقتضای نیازهای جامعه امروزی حرکت می‌کند، میراث فرهنگی نیازمند حفاظت، مرمت و احیا برای انتقال به نسل‌های آینده است. عدم هماهنگی میان نهادهای مسئول، از جمله شهرداری‌ها و سازمان میراث فرهنگی و یا اولویت‌بخشی به منافع کوتاه‌مدت اقتصادی بر ارزش‌های بلندمدت فرهنگی، این شکاف را تشدید کرده و به تخریب گسترده بناهای تاریخی دامن زده است.

یک پژوهشگر تاریخ، با بیان اینکه پیامدهای تخریب‌ بناهای قدیمی، فراتر از دست رفتن صرف چند بنای قدیمی است، گفت: هر بنای تاریخی، حامل بخشی از هویت، فرهنگ و تاریخ یک ملت است. با از دست رفتن این آثار، بخشی از حافظه تاریخی ما پاک می‌شود و ارتباط نسل‌های آینده با ریشه‌هایشان سست‌تر می‌گردد.

 ابوالفضل زاهدی، افزود: این امر، علاوه بر پیامدهای فرهنگی و هویتی، می‌تواند فرصت‌های بالقوه اقتصادی ناشی از گردشگری فرهنگی را نیز از بین ببرد. شهرهایی که بتوانند میراث تاریخی خود را حفظ و به جاذبه‌های گردشگری تبدیل کنند، از مزایای اقتصادی پایدار بهره‌مند خواهند شد.

وی زنگ خطری جدی را درباره روند تخریب بناهای قدیمی در سراسر استان، به ویژه در شهرهای کهنی چون نیشابور، گناباد، سبزوار و تربت حیدریه، هشدار داده و این میراث کهن را شناسنامه هویتی و تاریخی کشور و منطقه خواند و افزود: این بناها، نمادهایی از تمدن، هنر و معماری گذشتگان هستند و از دست رفتن آن‌ها، به معنای گسستن پیوند ما با ریشه‌هایمان و از دست دادن بخشی از هویت ملی ماست.

زاهدی یکی از مهم‌ترین عوامل تخریب بناهای تاریخی را تغییر کاربری و تخریب خانه‌های قدیمی شخصی برای ساخت‌وسازهای جدید که عمدتاً آپارتمان‌های مسکونی است دانست و توضیح داد: بسیاری از این خانه‌های تاریخی، با قدمتی چند ده ساله یا حتی چند صد ساله، در تملک افراد حقیقی قرار دارند. در شرایطی که قوانین حمایتی کافی برای حفظ این املاک یا جبران خسارت وارده به مالکان وجود ندارد، انگیزه اقتصادی برای تخریب و نوسازی، اغلب بر ارزش تاریخی و فرهنگی بنا غلبه می‌کند. این روند، به ویژه در بافت‌های قدیمی شهرها که تراکم خانه‌های تاریخی در آن‌ها بیشتر است، به سرعت در حال گسترش است و چهره تاریخی شهرها را دستخوش تغییرات جبران‌ناپذیری می‌کند.

وقتی تاریخ در آوار خانه‌های قدیمی مدفون می‌شود

وی این پدیده را نتیجه فقدان یک نگاه جامع و پایدار به مقوله میراث فرهنگی دانست و افزود: زمانی که ارزش اقتصادی یک بنای تاریخی، با ارزش فرهنگی و هویتی آن سنجیده می‌شود و متأسفانه در بسیاری از موارد، ارزش اقتصادی ظاهری، غلبه می‌یابد، نتیجه جز تخریب و جایگزینی با سازه‌های مدرن نخواهد بود. این یک چرخه معیوب است که نیازمند مداخله جدی و اصلاح رویکردهاست.

این پژوهشگر تاریخ در ادامه، با بیان اینکه تاکنون بسیاری از خانه‌های تاریخی قدیمی در شهر نیشابور به عنوان یکی از شهرهای کهن خراسان رضوی تخریب شده است، گفت: در گذشته نه چندان دور، بیش از ۷۰ خانه قدیمی و ارزشمند در این شهر وجود داشته است، اما اکنون کمتر از نیمی از این تعداد باقی مانده است.

هر یک از این خانه‌ها، داستانی از زندگی گذشتگان، معماری آن دوران و بخشی از تاریخ اجتماعی و فرهنگی منطقه را در خود نهفته دارد. با تخریب هر خانه، بخشی از این تاریخ برای همیشه از بین می‌رود.

زاهدی یکی دیگر از چالش‌های جدی را کمبود شدید اعتبارات تخصیص یافته به حوزه مرمت و احیای بناهای تاریخی دانست و اظهار کرد: بودجه‌های دولتی برای حفاظت از این میراث گران‌بها، بسیار ناچیز و ناکافی است و نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای گسترده مرمت، بازسازی و حفاظت از هزاران بنای تاریخی در سطح استان باشد.

وی خاطرنشان کرد: این اعتبارات اندک، نه تنها توانایی پوشش هزینه‌های سنگین مرمت اصولی را ندارد، بلکه حتی برای نگهداری‌های اولیه و جلوگیری از فرسایش بیشتر بناها نیز کفایت نمی‌کند.

این پژوهشگر تاریخ تأکید کرد: این مسئله، ضرورت افزایش بودجه‌های فرهنگی و اختصاص منابع مالی کافی به سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری را بیش از پیش آشکار می‌سازد.

تخریب خانه‌های قدیمی، تنها از بین رفتن چند ساختمان فرسوده نیست؛ بلکه نقطه‌ای حساس در رابطه ما با هویت، حافظه جمعی و آینده شهرهایمان است. این خانه‌ها حامل معنا هستند؛ معناهایی که در تک‌تک جزئیات معماری‌شان، در سایه‌روشن حیاط‌ها، در چیدمان اتاق‌ها و حتی در صدای درهای چوبی‌شان جریان دارد. با تخریب آن‌ها، بخشی از تاریخ زنده‌ شهر محو می‌شود؛ تاریخی که نه قابل بازسازی کامل است و نه قابل خریداری.

در مقابل، موج ساخت‌وسازهای جدید اغلب بدون توجه به روح محله، اقلیم منطقه و نیازهای واقعی مردم پیش می‌رود. نتیجه آن شده که شهرهایمان هر روز بیشتر شبیه به هم و بی‌چهره‌تر می‌شوند؛ مجموعه‌ای از برج‌ها و سازه‌هایی که هیچ پیوندی با گذشته و محیط ندارند و در نهایت، شهرهایی می‌سازند که در آن‌ها زندگی جریان دارد اما زندگی حس نمی‌شود.

با این حال، راه‌حل وجود دارد. اگر قوانین اصلاح، اقتصاد مرمت جذاب شود، بخش خصوصی در احیا مشارکت کند و آگاهی عمومی بالا برود، می‌توانیم این روند مخرب را متوقف کنیم. شهر ایرانی می‌تواند در نقطه‌ای بایستد که در آن، حکمت معماری گذشته در کنار نوآوری‌های معماری امروز قرار گیرد؛ نه اینکه یکی قربانی دیگری شود.

حفظ خانه‌های قدیمی یعنی حفظ شناسنامه شهر، یعنی ساختن آینده‌ای که ریشه دارد، حافظه دارد و برای انسان ارزش قائل است. این انتخابی است میان شهری که تنها ساخته می‌شود و شهری که ساخته می‌شود تا معنا داشته باشد.

انتهای پیام