دکتر محمد دشتی مرویلی در گفتوگو با ایسنا، با بیان اینکه مذاکرات ایران و آمریکا در اسلامآباد بدون حصول نتیجه به پایان رسید، به شکست راهبردی آمریکا اشاره کرد و گفت: روند موجود نشان میدهد که معادلهی «مقاومت میدانی آنگاه بازدارندگی و آنگاه مذاکره عزتمندانه»کاملاً کارآمد بوده است، جنگ ۴۰ روزه ثابت کرد که هزینه تجاوز برای آمریکا به مراتب بالاتر از هر امتیاز احتمالی در مذاکره است.
این مدرس دانشگاه با بیان اینکه مذاکرات پساجنگ نیز نشان داد که ایران از مرحله «طرف ضعیف در مذاکره» خارج شده و وارد فاز «قدرت مطالبهگر» شده است، افزود: واجب است از این میراث رهبر شهید و فرزانه انقلاب، حضرت آیتالله العظمی سید علی خامنهای محافظت کنیم.
دشتی مرویلی تصریح کرد: رهیر شهید ما با تأکید بر «سیاست مقاومت فعال»، ایران را از وضعیت شکننده پیشین به جایگاهی رساندند که امروز ابرقدرت جهان ناچار است در برابر میز مذاکره بنشیند و خواستههای منطقی ملت ایران را بشنود، این همان سیاست «عزت، حکمت و مصلحت» در عمل است که ایشان همواره بر آن تاکید داشتند.
وی اظهارکرد: آمریکای جنایتکار با همراهی و تحریک رژیم صهیونیستی هر کدام با اهدافی خاص به خاک ایران عزیزمان تجاوز کردند، آمریکا به دنبال بلعیدن ایران و به زیر سلطه درآوردن آن و تثبیت هژمونی خود بر منطقه غرب آسیا بود و اسرائیل میخواست یک ایران قوی را که سد راه سیاست های توسعه طلبانه رژیم صهیونیستی در منطقه است، با تضعیف و تجزیه کنار بزند.
دشتی مرویلی ادامه داد: ایران اسلامی با اتکا به قدرت لایزال الهی و قدرت نظامی بومی، بازدارندگی موشکی، توان پهپادی و پشتیبانی مردمی، چنان ضربهای بر پیکره قدرت آمریکا در منطقه وارد ساخت که واشنگتن ناچار شد با قبول پیششرط های ایران و با پذیرش چارچوب ۱۰ مادهای مورد نظر ایران به آتشبس تن داده و پای میز مذاکره بنشیند.
این عضو هیئت علمی دانشگاه ملایر گفت: هدف واشنگتن در مذاکرات این بود که آنچه را در میدان نبرد با صرف هزینههای سنگین مالی، حیثیتی و انسانی به دست نیاورد، در میدان مذاکره و با هزینه کمتر و بدون قبول مسئولیت جنگافروزی، کسب کند.
وی افزود: در جریان مذاکرات پساجنگ، آمریکا تلاش کرد با اهرمهای فشار سیاسی و اقتصادی، امتیازاتی نظیر محدودیت بیشتر در برنامه هستهای، تغییر رفتار منطقهای ایران یا بازتعریف حقوق دفاعی ایران را دریافت کند؛ اما هیچیک از این اهداف محقق نشد. این واقعیت نشان میدهد که محاسبات غلط راهبردی و تکیه بر توهم «مذاکره از موضع ضعف» دیگر در برابر جمهوری اسلامی جواب نمیدهد.
پیام اساسی مذاکرات؛ تولد یک هنجار جدید در روابط بینالملل
دشتی مرویلی با بیان اینکه سیاست مقاومت توانست «هزینه تجاوز» را برای دشمن چنان بالا ببرد که میز مذاکره به جای میز مطالبه، به میز عقبنشینی بدل شود، افزود: مهمترین پیام شکست مذاکرات در این دور، فراتر از هر چیز، این پیام برای نظام بینالملل و افکار عمومی جهان است که جمهوری اسلامی ایران به سطحی از قدرت سخت و نرم رسیده است که میتواند در مقابل ابرقدرت اول جهان – همان «شیطان بزرگ» – بر یک میز بنشیند و با کمال اقتدار، منافع ملی خود را مطالبه کند.
این مدرس دانشگاه خاطرنشان کرد: نکته حائز اهمیت آن که در این نشستها، نه تنها ایران زیر بار هیچ زیادهخواهی نرفت، بلکه در موارد متعددی، خواستههای منطقی خود را با لحنی قاطع و مبتنی بر حقوق مسلم بینالمللی از طرف آمریکایی مطالبه کرد.
وی اظهارکرد: این یک وضعیت کاملاً جدید در تاریخ دیپلماسی ایران و آمریکا محسوب میشود. تا پیش از این، مذاکرات در فضایی موسوم به «مذاکره گرگ و میش» انجام میشد؛ جایی که یکی از طرفین (آمریکا) خود را مسلط و طرف دیگر (ایران) را ناچار به عقبنشینی تدریجی میکرد.
دشتی مرویلی یادآورشد: پیام شکست مذاکرات این بود که مقاومت و ایستادگی ملت ایران تحت حدود ۳۷ سال رهبری حکیمانهی "حضرت آیتالله سید علی خامنهای"، این معادله را بر هم زده است.
وی تصریح کرد: اکنون نگاه ما به مذاکره با آمریکا از نگاه «تدافعی و اضطراری» به«نگاه آفندی و مبتنی بر کسب منافع متقابل با حفظ عزت» تغییر کرده است، این یک پیروزی راهبردی برای گفتمان مقاومت است که دیدگاه سنتی در علوم سیاسی درباره عدم تقارن قدرت در مذاکره با هژمون را به چالش میکشد.
این عضو هیئت علمی دانشگاه ملایر گفت: از منظر روابط بینالملل، آنچه رخ داده، «گذار از موازنه تهدید به موازنه منافع با حفظ بازدارندگی» است، ایران نشان داد که در عین حفظ توان نظامی بازدارنده، ابزارهای دیپلماتیک را نیز با اعتمادبهنفس کامل به کار میگیرد.
یک پیشنهاد راهبردی برای مذاکرات آتی و ارتقای جایگاه ایران
وی ادامه داد: برای تبدیل این موفقیت به یک قدرت ساختاری پایدار در مذاکرات آینده و افزایش برگهای برنده ایران در برابر هرگونه تجاوز مجدد، تنظیم یک ابتکار قانونی هوشمندانه در داخل کشور ضروری است. بر اساس تجارب به دستآمده از جنگ ۴۰ روزه و مذاکرات پس از آن، به مجلس شورای اسلامی پیشنهاد میشود طرح الزام دولت به خروج از معاهده NPT در صورت حمله مجدد آمریکا تدوین و ارائه شود.
دشتی مرویلی در رابطه با مفاد پیشنهادی این طرح توضیح داد: دولت جمهوری اسلامی ایران موظف شود در صورت وقوع هر گونه حمله نظامی مستقیم یا نیابتی آمریکا علیه تمامیت ارضی یا منافع حیاتی ایران، فوراً از معاهده NPT خارج شود.
وی گفت: بازگشت مجدد ایران به NPT صرفاً منوط به تحقق دو شرط اساسی شود؛ لغو کامل و راستیآزماییشدهی همه تحریمهای اقتصادی، مالی و نفتی و بهرسمیتشناختن رسمی و غیرقابلارجاع حق غنیسازی ایران در چارچوب پادمانهای عادی آژانس.
این مدرس دانشگاه خاطرنشان کرد: این مصوبه، یک «ابزار بازدارندگی دیپلماتیک-حقوقی» در کنار برگ برندهی راهبردی «تنگه هرمز» ایجاد میکند، تجربه نشان داده است که آمریکاییها به شدت از سناریوی خروج ایران از NPT و بهدنبال آن احتمال حرکت به سمت ساخت سلاح هستهای (حتی در صورت عدم تمایل ایران) وحشت دارند.
وی با بیان اینکه جمهوری اسلامی ایران اکنون در موقعیتی است که هم میز نبرد و هم میز مذاکره را اداره میکند، گفت: این همان اقتدار چندلایهای است که غرب تصورش را هم نمیکرد.
عضو هیئت علمی دانشگاه ملایر در رابطه با مزایای این طرح، گفت: این طرح هزینههای تجاوز مجدد را به طور تصاعدی افزایش میدهد، مذاکرهکنندگان ایرانی را در موقعیت «تهدید معتبر» قرار میدهد، بدون آن که نیازی به استفاده از ابزارهای نظامی باشد، همچنین ابتکار عمل راهبردی را از واشنگتن به تهران منتقل میکند؛ زیرا هر تهدید نظامی آمریکا، بهطور خودکار باعث فعالشدن مکانیزم خروج از NPT میشود و این گونه نیست که دولت ایران بخواهد یا نخواهد – قانون الزامآور است.
وی افزود: این رویکرد، دقیقاً در امتداد «سیاست بازدارندگی فعال» و «مقاومت هوشمندانه»است که رهبر شهید همواره بر آن تأکید داشتهاند، اگر تهدیدی جدی در کار باشد، باید با ابزاری فراتر از دیپلماسی مرسوم پاسخ داد، تصویب چنین طرحی، پیش از هرگونه تنش جدید، پیام روشنی به دشمن میفرستد که "دست از جنگطلبی بردارید، وگرنه قواعد بازی را خود ایران تغییر خواهد داد."
انتهای پیام
