حسین اکبری در گفتوگو با ایسنا با اشاره به اینکه جوامع انسانی در دورههای مختلف، تجربههای متفاوتی را پشت سر میگذارند، اظهار کرد: این تجارب در قالب خاطرات و رخدادهایی که در هر دوره اتفاق میافتد، به الگوهای ذهنی مشترک تبدیل شده و وارد حافظه جمعی مردم آن جامعه میشوند. در طول تاریخ، عمدتاً حوادثی که ماهیتی سرنوشتساز برای یک کشور دارند، در حافظه جمعی آن ثبت میشوند.
حافظه نسلی، مجموعهای از الگوهای ذهنی مشترک ناشی از رخدادها و جریانهای تاثیرگذار در جامعه
وی ادامه داد: موضوعات روزمره به دلیل تکرار و اثرگذاری محدود، معمولاً وارد حافظه جمعی نمیشوند. در مقابل، رخدادهایی خاص مانند یورشهای خارجی، بیماریهای همهگیر و نظایر آن، به دلیل دامنه وسیع تأثیرگذاری، در تاریخ مکتوب و فرهنگ شفاهی جامعه ثبت شده و به الگوهای ذهنی مشترک تبدیل میشوند. این الگوها در قالب حافظه جمعی تثبیت شده و از نسلی به نسل دیگر انتقال مییابند.
استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد با بیان اینکه انسان در طول زندگی خود حوادث متعددی را تجربه میکند که به صورت خاطره در ذهن او باقی میماند، گفت: این خاطرات به دلیل تأثیر عمیقی که بر زندگی فرد دارند، ماندگار میشوند. در سطح اجتماعی نیز وضع به همین شکل است؛ بهگونهای که میتوان گفت حافظه نسلی، مجموعهای از الگوهای ذهنی مشترک ناشی از رخدادها و جریانهای مهمی است که تأثیر قابلتوجهی بر جامعه گذاشتهاند. این الگوها بهتدریج در تاریخ یک کشور تثبیت شده و بهعنوان حافظه جمعی، میان نسلها انتقال مییابند.
حافظه جمعی چه تاثیری بر شکلگیری نگرشهای اجتماعی میگذارد؟
اکبری درباره تأثیر حافظه جمعی بر شکلگیری نگرشهای اجتماعی خاطرنشان کرد: شخصیت هر فرد تا حد زیادی تحت تأثیر حوادث و تجربیات زندگی او شکل میگیرد و جامعه نیز از همین قاعده پیروی میکند. هنگامی که یک جامعه با رخدادهای مهم مواجه میشود، این رخدادها بهطور مستقیم بر مناسبات اجتماعی، ساختار قدرت، فرهنگ و شیوههای زیست مردم اثر میگذارند. بنابراین، چنین رخدادهایی به حافظه جمعی راه یافته و بخشی از هویت و شخصیت آن جامعه را شکل میدهند.
وی افزود: همانگونه که فرآیند اجتماعیشدن در شکلگیری شخصیت فرد نقش اساسی دارد، توالی رخدادهای مهم بهویژه وقایعی مانند جنگ که در حافظه جمعی ماندگار میشوند، در شکلگیری شخصیت یا منش ملی یک جامعه نیز تأثیر تعیینکنندهای دارند.
منش ملی، منش و شخصیت یک جامعه است
این جامعهشناس تصریح کرد: همانطور که هر فرد دارای شخصیتی منحصربهفرد است، هر جامعه نیز از منش و شخصیت ویژهای برخوردار است که از آن با عنوان «منش ملی» یاد میشود. رخدادهایی همچون جنگ از مهمترین عوامل تعیینکننده در شکلگیری این منش به شمار میروند. ویژگیهای کنونی هر کشور، تا حد زیادی بازتاب رویدادهایی است که در حافظه جمعی آن ثبت شدهاند. این حافظه در بستر تاریخ و فرهنگ یک ملت شکل گرفته و بهصورت مستمر میان نسلها انتقال یافته است؛ بهگونهای که میتوان جامعه امروز را برآیند مجموع رخدادهای تاریخی دانست.
اکبری با بیان اینکه «حال»، حاصل انباشت «گذشته» است، یادآور شد: در وجود افراد جامعه، لایههایی از چند هزار سال تاریخ، تمدن، زیست جمعی و تجربههای گوناگون نهفته است. به بیان دیگر، «ما» محصول فرآیندهای تاریخی و اجتماعی هستیم که در قالب حافظه تاریخی، به اشکال مختلف به اعضای جامعه منتقل شدهاند. وضعیت کنونی ما بازتاب شرایطی است که در گذشته تجربه کردهایم؛ شرایطی که در شکلگیری شخصیت فردی و ملی ما نقش اساسی داشتهاند. از اینرو، رخدادهای تاریخی و حافظه برآمده از آنها، که میان نسلها دستبهدست میشود، نقشی تعیینکننده در تکوین منش ملی هر جامعه دارند.
حافظه جمعی اثری فراگیر دارد
وی با تأکید بر اینکه حافظه نسلی حاصل از رخدادهای اجتماعی، افزون بر شکلدهی به شخصیت ملی، بر ویژگیهای فردی نیز اثرگذار است، افزود: هنگامی که اعضای یک جامعه به الگوهای شخصیتی مشترکی دست مییابند، این ویژگیها در سطوح مختلف زندگی فردی نیز بروز پیدا میکند. از اینرو، حافظه جمعی اثری فراگیر دارد و پیامدهای آن را میتوان در رفتارهای فردی در حوزههایی مانند خانواده، نظام حکمرانی، نظام اقتصادی و سایر عرصههای زندگی اجتماعی مشاهده کرد، بنابراین این فرآیند تاریخی و منش ملی، برآیند تمدنی چند هزارساله است که در این سرزمین شکل گرفته و بر الگوهای رفتاری ما در حال حاضر تاثیرگذار است.
تفاوت نگاه نسلهای مختلف به جنگ و پیامدهای اجتماعی حاصل از آن
عضو هیئت علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد در پاسخ به این پرسش که تفاوت نگاه نسلهای مختلف به حوادثی مانند جنگ چیست و چه پیامدهای اجتماعی به همراه دارد، تصریح کرد: ادراک افراد از هر پدیده، تابع شرایط زیستی و زمینههای اجتماعی همان نسل است؛ از اینرو، هر نسل میتواند برداشت خاص خود را از یک رویداد داشته باشد و لزوماً یک روایت یا ادراک واحد از یک اتفاق شکل نمیگیرد. نوع ادراک افراد تا حد زیادی به این بستگی دارد که تحت تأثیر چه جریانهای شناختی، رسانهای و اجتماعی قرار دارند.
اکبری افزود: نحوه ادراک نسلهای مختلف از رخدادهای اخیر، به منابعی که از آنها کسب خبر میکنند و همچنین به چگونگی شکلگیری فرآیندهای روایتسازی و ادراکسازی وابسته است. بهطور کلی، نسلها یک حادثه را بهصورت یکسان تفسیر نمیکنند و تفاوتهای ادراکی میان آنها اجتنابناپذیر است؛ بهویژه در جهان امروز که تنوع منابع اطلاعاتی، امکان مواجهه با روایتهای متعدد و گاه متعارض را فراهم کرده است.
وی با اشاره به تجربه افراد در سنین بالاتر و بزرگسالی از جنگ تصریح کرد: قاعدتاً نگاه این افراد به جنگ امروز، با نسل جوانی که تجربه مستقیم جنگ هشت ساله را نداشته و تنها داستانها و روایات مربوط به آن را شنیده است، متفاوت خواهد بود. در نتیجه، تأثیرات جنگهای اخیر بر ادراک جمعی هر نسل و در ادامه بر حافظه نسلی، تابع سازوکارهای ادراکسازی و روایتپردازی در هر دوره است.
جنگ ادراکی در کنار جنگ میدانی
این جامعهشناس خاطرنشان کرد: در کنار جنگ در میدان، امروز با نوعی «جنگ ادراکی» نیز مواجه هستیم. در این عرصه، چگونگی روایت هر طرف از جنگ، اهمیتی تعیینکننده دارد. به بیان دیگر، در کنار میدان نبرد، میدانی دیگر مبتنی بر رسانه، روایتسازی و تولید معنا شکل گرفته است. هر طرف میکوشد روایت خود را تثبیت و به مخاطبان منتقل کند. تنها در صورتی میتوان انتظار داشت که یک جنگ در حافظه جمعی بهصورت مثبت ثبت شود که فرآیندهای ادراکسازی و روایتپردازی بهدرستی مدیریت شده باشند و روایتی منسجم و همسو با منافع ملی شکل گیرد.
اکبری افزود: تفاوت نگاه نسلها به این حوادث علاوه بر ایجاد همبستگی اجتماعی، میتواند موجب شکلگیری شکاف نیز باشد. اگر این تفاوتها به گسست، شکاف یا تضاد تبدیل شود، ممکن است به فروپاشی همبستگی و کاهش انسجام ملی منجر گردد. اما اگر این اختلاف دیدگاهها، مدیریت شده و در قالب یک کلانروایت ملی تعریف شوند، در آن صورت میتوانند به تقویت انسجام و افزایش همبستگی ملی کمک کنند.
حافظه نسلی چگونه میتواند به بازتعریف معنای مشترک در جامعه کمک کند؟
وی در پاسخ به این پرسش که در شرایط کنونی، حافظه نسلی چگونه میتواند به بازتعریف معنای مشترک در جامعه کمک کند، توضیح داد: با رجوع به تجربه تاریخی ایران درمییابیم که این سرزمین بارها در معرض تهاجمهای اقوام و کشورهای بیگانه قرار گرفته است. حافظه تاریخی شکلگرفته از این تجربهها، عموماً با پیامدهایی چون تخریب، کشتار و بیثباتی همراه بوده است. این تجربه انباشته، نوعی چارچوب تفسیری برای مواجهه با رخدادهای مشابه در زمان حال فراهم میکند.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد افزود: به عنوان مثال، حمله مغولها در حافظه تاریخی ایرانیان بهعنوان نمونهای از تهاجم خارجی با پیامدهای ویرانگر شناخته میشود و نه بهعنوان رخدادی سازنده. مرور این حافظه تاریخی نشان میدهد که اغلب حملات خارجی، پیامدی جز خسارت و آسیب برای کشور به همراه نداشتهاند.
اکبری ادامه داد: از اینرو، در شرایط کنونی نیز میتوان با اتکا به حافظه تاریخی این پرسش را مطرح کرد که آیا تهاجم خارجی حاضر به نفع جامعه خواهد بود یا خیر؟ تجربه تاریخی غالباً پاسخ منفی میدهد؛ چراکه حضور نیروهای خارجی در طول تاریخ، عمدتاً با تخریب و بیثباتی همراه بوده است. در این میان، آنچه اهمیت مییابد، نحوه روایت این رخدادها و چگونگی انتقال آن به نسلهای مختلف است. باید دید کدام روایت، روایت مبتنی بر دفاع و حفظ تمامیت کشور یا روایتهای متمایل به مداخله خارجی، توان اقناع و پذیرش بیشتری در جامعه دارد. حافظه تاریخی در این فرآیند، نقش تعیینکنندهای در شکلدهی به ادراک و تصمیمگیری جمعی ایفا میکند.
جنگ اکنون میتواند در سالهای آینده بهعنوان بخشی از حافظه جمعی عمل کند
وی با تاکید بر اینکه جنگی که اکنون در کشور تجربه شده، بیتردید میتواند در سالهای آینده بهعنوان بخشی از حافظه جمعی عمل کند، اظهار کرد: برخی رویدادها در تاریخ یک جامعه چنان اهمیت مییابند که ماندگاری آنها قطعی است. رخدادهایی که در سال ۱۴۰۴ در ایران پشت سر گذاشتیم به ویژه جنگ اخیر که مهمترین آنها محسوب میشود، نیز از جمله همین وقایع است. این رویدادها بدون شک در حافظه تاریخی ملت ثبت خواهند شد. اینکه این رخدادها چگونه روایت شوند و چه پیامدهایی در جامعه برجای بگذارند، عاملی تعیینکننده در نحوه تفسیر و ثبت در حافظه تاریخی ملی ما خواهد بود.
روایتها و ادراکات برآمده از جنگ نقش اصلی را در تثبیت و بازتولید حافظه جمعی ایرانیان ایفا خواهند کرد
این جامعهشناس درباره مهمترین پیامد اجتماعی ماندگار این جنگ در حافظه جمعی ایرانیان گفت: پیامدهای پایدار این رخداد، به نتایج عینی جنگ و نیز به روایتهایی بستگی دارد که از آن ساخته و در جامعه پذیرفته میشود. از اینرو، هنوز برای داوری قطعی درباره پیامدهای بلندمدت آن زود است. با این حال، با توجه به ابعاد خسارات، تلفات انسانی و روایتهای در حال شکلگیری (حضور طولانی مردم در تجمعات خیابانی، فداکاریهای نیروهای مسلح، مقاومت فعال جامعه در بحران و ...)، میتوان انتظار داشت که این رخداد تأثیری عمیق و ماندگار بر حافظه جمعی ایرانیان داشته باشد.
اکبری در پایان تصریح کرد: هرچند آثار فردی این جنگ هماکنون نیز قابل مشاهده است، اما برای درک پیامدهای گستردهتر آن در سطح حافظه و منش ملی، گذر زمان ضروری است. در نهایت، این روایتها و ادراکات برآمده از جنگ هستند که نقش اصلی را در تثبیت و بازتولید این حافظه جمعی ایفا خواهند کرد. بنابراین قدرت ادراک سازی برای تمام اقشار جامعه با ابزارهای رسانهای متنوع در بلند مدت تعیین خواهد کرد که این جنگ در حافظه جمعی ایرانیان چگونه ثبت شود.
انتهای پیام
