موسی کاظمی، در بیست و نهمین نشست از سلسله نشستهای تخصصی در میدان که امروز ۲۴ فروردین، با عنوان «شهامت یا جسارت در شرایط بحرانی» که به همت جهاد دانشگاهی قم به صورت مجازی برگزار شد، گفت: در سلسله مراتب نیازهای انسانی، پس از تأمین نیازهای فیزیولوژیک، نیاز به امنیت جایگاه ویژهای دارد. نکته حائز اهمیت این است که انسانها در شرایط خاص، برای حفظ یا کسب احساس امنیت، ممکن است از ارضای برخی نیازهای اولیه خود بگذرند. این مسیر تکاملی در نهایت به مراتب عالیتر مانند عزتنفس و خودشکوفایی میرسد جایی که احترام و محبت، ارکان اصلی وجود فرد شکل میگیرند.
این روانشناس افزود: پل ارتباطی میان این دو حس، یعنی امنیت و عزتنفس، مهم است. در جامعهای بالغ که ارزشها را شناخته و برای اهداف خود تعریف مشخصی دارد، درآمد تنها یک منبع مالی نیست، بلکه نمادی از عزتنفس و عامل ایجاد تعادل میان ایمنی و اعتمادبهنفس محسوب میشود. افرادی که دارای اعتمادبهنفس بالاتری هستند، توانستهاند مفهوم شهامت را در عمل به بهترین نحو معنا کنند.
این استاد دانشگاه با اشاره به آنچه در منابع دینی در این باره مطرح شده، گفت: بررسی منابع دینی، بهویژه یادداشتهای شهید مطهری، نشان میدهد که ایشان «تعادل» را معادل شهامت و افراط را «تهوّر» (بیاحتیاطی) و تفریط را «جبن» (ترس) میداند. رعایت این تعادل، انسان را از ورطه افراط و تفریط نجات میدهد. اگرچه در فضای انتزاعی و نظری، صفت شهامت طیفی از تعریف ندارد و ذاتاً پسندیده است، اما در عرصه عمل، مرز باریکی بین شهامت و تهوّر وجود دارد.
شهامت؛ اقدام آگاهانه و خردمندانه در مواجهه با ترس
وی بیان کرد: در روانشناسی، شهامت به عنوان توان اقدام آگاهانه و خردمندانه در مواجهه با ترس تعریف میشود. نکته کلیدی این است که افراد شجاع لزوماً تجربه هیجان ترس نمیکنند یا از آن بیخبرند؛ بلکه آنها ترس و بحران را کاملاً میشناسند، اما با نگاهی ویژه و مدیریت صحیح، بر آن غلبه میکنند. در رویکرد پذیرش و تعهد، رفتار مبتنی بر ارزشها، فرد را از دام بزدلی و آسیبپذیری نجات داده و به او اجازه میدهد حتی در حضور ترس عمیق، بر اساس اصول و ارزشهای خود عمل کند. این دیدگاه امروزه در بخش قابل توجهی از جامعه ما مورد توجه و تجربه قرار گرفته است.
وی با اشاره به چگونگی تقویت روحیه پسندیده و مطلوب شهامت در سطح فردی و اجتماعی گفت: بررسیها نشان میدهد که صفاتی همچون سخاوت و شهامت، حتی برای کسانی که فاقد آن هستند نیز جذاب است چرا که افراد بخیل یا محتاط نیز در دیگران این ویژگیها را تحسین میکنند.
این روانشناس بالینی برای ارتقای سطح این صفت در خود و جامعه، سه راهکار کلیدی پیشنهاد داد و بیان کرد: ارتقای خودآگاهی یکی از راهکارهای کلیدی است؛ بر اساس فرمایش امام رضا(ع) خودآگاهی، بالاترین دانش بشری و کلید درک ظرفیتهای درونی است. وقتی فرد تواناییها و محدودیتهای واقعی خود را بشناسد، با تکیه بر این شناخت، میتواند شهامتی فراتر از گذشته تجربه کند.
وی مدیریت هیجانات و احساسات را دومین مولفه معرفی کرد و ادامه داد: تعیین تکلیف با هیجانات، شناسایی و نامگذاری دقیق آنها و سپس مدیریت آنها ضروری است. شهامت به معنای غلبه خرد بر هیجان، رهبری عالی بر احساسات و اقدامی مبتنی بر عقلانیت است. این امر از طریق مشاوره تخصصی و بهرهگیری از علوم روانشناسی و جامعهشناسی امکانپذیر میشود.
کاظمی افزود: نداشتن بیم از قضاوت دیگران سومین نکته کلیدی است. یکی از موانع اصلی عمل کردن به اصول، ترس از نگاهها و حرفهای پشتسر مردم است. اگر جامعه ما این باور را پذیرد که نباید اجازه داد قضاوتهای سطحی، افراد را به ورطهی ضعف یا تعصب سوق دهد، گام بلندی در جهت حفظ تعادل و افزایش شجاعت برداشته خواهد شد. در نهایت، ترکیب خودآگاهی، مدیریت هیجان و بیباکی از قضاوت، مثلثی طلایی برای پرورش شهامت در وجود انسانها و جامعه است.
کاربردهای عملی شهامت در روانشناسی و زندگی
وی شهامت و شجاعت را فراتر از یک صفت اخلاقی، ابزاری کارآمد برای بهبود کیفیت زندگی و سلامت روان دانست و بیان کرد: به عنوان مشاور خانواده و روانشناس، مشاهده میشود که افرادی که با شهامت زندگی میکنند، خروجیهای ملموس و مثبتی را در ابعاد مختلف شخصیتی و اجتماعی تجربه میکنند که همگی مورد انتظار و آرزوی انسانهاست.
کاظمی اظهار کرد: شهامت و شجاعت، محدود به رهبران یا مسئولین نیست بلکه باید در تکتک افراد جامعه، از بالاترین تا پایینترین سطوح، تجربه شود. این توانایی مدیریت لحظهبهلحظه بحرانها و جلوگیری از گسترش آسیبها، کلید بقا و پیشرفت است. در اینجا، پیوند عمیقی میان تابآوری و شهامت شکل میگیرد؛ میزان تابآوری انسان، مستقیماً به سطح شهامت او وابسته است. وقتی فردی با وجود آشفتگی و هجمه، تعادل خود را حفظ کند، نشاندهندهی تابآوری بالاست که منجر به حداقل تنش میشود؛ در مقابل، فقدان شهامت، حداکثر آشفتگی را به همراه دارد.
وی با طرح این سوال که اگر خشنترین بحرانها و تهدیدها رخ دهند، چه سطحی از تنش را تجربه خواهیم کرد، گفت: پاسخ این پرسش کاملاً به درجه تابآوری و شهامت فرد بستگی دارد. این ویژگی مشترک، امروزه در جامعه ما به شکلی منحصربهفرد تجلی یافته است. از آغاز این تحولات و رفتار مردم در تمام لایههای اجتماعی، هم در داخل کشور و هم در نگاه جهان، حیرتانگیز بود. این سطح از تابآوری که ریشه در شهامت دارد، نیازمند پژوهشهای عمیق برای تبیین چگونگی رسیدن یک جامعه به چنین ظرفیتهایی است.
این استاد دانشگاه بیان کرد: خوشبختی و آرامش در شرایط بحرانی، لزوماً به معنای تمکن مالی، قدرت اقتصادی یا سلامت جسمانی نیست. بسیاری از افراد با امکانات فراوان ممکن است احساس نارضایتی کنند، در حالی که خوشبختی واقعی در این شرایط، به توان انسانی، سطح شهامت و میزان تابآوری برای دوام آوردن در طوفانها باز میگردد.
گذار از عافیتطلبی به خردورزی فعال و مسئولیت خطیر نخبگان و مدیران
وی با تعریف انقلاب در مفهوم خردورزی، تصریح کرد: در فرهنگ عامه، گاهی خردورزی با عافیتطلبی و دوری از خطر اشتباه گرفته میشود اما در این بحران خاص، خردورزی به معنای مواجهه هوشمندانه با شوک و تهدید است. این رفتار، مبتنی بر چارچوبهای منطقی و ارزشی است که توسط خود مردم اجرا شده و به منصه ظهور رسیده است. این یک تغییر پارادایم بنیادین در نحوه تفکر و عمل جمعی است.
کاظمی لازمه حفظ و توسعه شهامت را «گسترش آموزش» دانست و گفت: بستر آموزشی، به کشف همزمان راهحلها در دل بحران کمک کرده و اکنون باید تداوم یابد تا این تجربه در وسعت بیشتری ثبت و توسعه پیدا کند.
وی در پایان با اشاره به وظیفه نخبگان و مدیران گفت: ما نباید فراموش کنیم که تخریبهای انجامشده و همزمانی آن با تعطیلات نوروز و ماه مبارک رمضان، منجر به بیکاری گسترده، کاهش کیفیت زندگی و آسیب جدی به معیشت بسیاری از قشرها شده است.
وی تصریح کرد: بنابراین، وظیفه اصلی ما این است که این مسیری که طی شده را دقیقاً تعریف کرده و تبیین نماییم تا مشخص شود چه حرکتی صورت گرفته است. پیش از آنکه دوباره دچار سردرگمی شویم و ندانیم کجا ایستادهایم، باید خودمان را بازیابی کنیم و مسیر آینده را برای جلوگیری از بازگشت به بحرانهای مشابه ترسیم کنیم.
انتهای پیام
