ایران، سرزمین دلدادگیهای آرام و وفاداریهای بیادعاست؛ جایی که عظمتش را نه فقط در کوهها و دشتها، بلکه در دلهای مهربان و استوار مردمانش باید جست.
سالهاست موجهای خروشان سختی بر ساحل زندگی ایرانیان میکوبد، اما همین مردماند که با صبر و همت، هر بار ساحل امید را دوباره زنده کردهاند؛ مردمی که با دستان خسته و دلهایی روشن، چراغ این خانه مشترک-ایران-را همچنان فروزان نگه داشتهاند.
پایداری این سرزمین بر شانه انسانهایی استوار است که در شلوغی شهرها، در روستاهای دورافتاده، پشت میزهای کوچک کار یا در کارگاههای ساده، امید را هیچگاه معامله نکردهاند.
هر گامی که به سوی آینده برداشته شده و هر طوفانی که پشت سر گذاشتهایم، به نیروی همین مردم ممکن شده است؛ مردمی که وقتی زمین زیر پایشان میلرزد، عقب نمیروند و دست یکدیگر را محکمتر میگیرند.
ایران اگر امروز ایستاده است، به پشتوانه مادرانی است که در دل نگرانیها، فرزندانشان را به امید فردایی بهتر پرورش دادند؛ به پشتوانه جوانانی که با وجود هزار مانع، باز هم رؤیا ساختند؛ و بزرگان و پیرانی که چراغ راه نسلها بودهاند.
این وطن در هر بحران از صبر مردمش آرام گرفته و در برابر هر تهدید، از همبستگی آنان نیرو گرفته است.
ایران، خانهای است که اگرچه رنجها بر آن زخم زدهاند، اما عشق و وفاداری مردمش آن را درمان کرده است. خانهای که اگر امروز سر بر آسمان دارد، از برکت دستانی است که هرگز رهایش نکردهاند.
امروز که غبار اندوه فقدان رهبر عزیز، فرماندهان شجاع، سربازان دلیر و کودکان بیگناه بر چهره شهرها نشسته و صدای دلتنگی ملت در کوچهها و خیابانها پیچیده است، ایران بار دیگر عظمت خود را در سایه فداکاری فرزندانش بازیافته است.
با همه دردهایی که دلها را فشرده، این سرزمین همچنان بر قله وقار و استقامت ایستاده؛ ایستادگیای که ثمره سالها همراهی، صبوری و ازخودگذشتگی مردمی است که آرامش وطن را عزیزتر از آسایش خویش دانستهاند.
امروز ایران بیش از هر زمان در چهره مردمش دیده میشود:
در چهره مادرانی که با دلهایی پر از دعا، فرزندانشان را روانه مسیرهای دشوار کردند؛
در چهره پدرانی که زیر بار نگرانی خم نشدند؛
و در نگاه جوانانی که رؤیاهایشان را برای آرامش وطن به تعویق انداختند و از دل رنجها راهی به سوی فردا گشودند.
هر قشر این سرزمین، به سهم خود ستونی از پایداری شد. هیچکس از مسئولیت شانه خالی نکرد؛ هر دست چراغی روشن کرد و هر دل، خونی تازه در رگهای وطن دمید.
مردم بودند که در سختترین روزها دوشادوش یکدیگر ایستادند و نشان دادند شکوه یک ملت از پیوند دلها آغاز میشود.
نام ایران امروز در آمیزهای از اندوه و شکوه معنا پیدا میکند؛ در اشکهایی که بیصدا فرو ریخت، در دلهایی که شکست اما خم نشد، و در فرزندانی که در میانه خطر، آرامش را برای خانه خود به ارمغان آوردند.
این سرزمین بارها نشان داده که از دل تاریکی، روشنترین افقها را میآفریند. ایران در روزهای تلخ، شکوهش را نمیبازد؛ بلکه از همان تلخیها کوهی بلندتر از استقامت میسازد.
اگر ایران تا امروز پابرجا مانده، به برکت محبت مادرانی است که صبر را آموختند؛ امید جوانانی که نگران اما پایدار ماندند؛ و اراده مردمی که حتی در دل اندوه، چراغ همبستگی را خاموش نکردند.
ایران، خانهای است که با وفاداری فرزندانش قد برافراشته؛ خانهای که بار اندوه را تاب آورده و از دل رنج، شکوه آفریده است. آیندهاش همچون گذشته اش بر ایمان و استقامت همین مردم استوار خواهد ماند.
یادداشت از خسروکنعانی؛ فعال رسانهای و رئیس سازمان جهاددانشگاهی آذربایجان شرقی
انتهای پیام
