فرقی ندارد از کدام صنف باشی، وجدان کاری که داشته باشی، هرگز صحنه را خالی نمیکنی، مثل آن پزشک و پرستاری که زیر بارش ستارههای حلبی مرگبار، بیمارشان را رها نکردند. مثل آن آتشنشانی که شعلههای خشم و کینه را مسئولانه خاموش کرد. مثل امدادگری که پیکرها را از دل آوارها بیرون کشید یا مثل معلمی که کلاس درس را با وجود غیر حضوری بودن مدرسهها در خانه خودش یا در دل طبیعت، برپا کرد تا الفبای آموختن، ناتمام نماند.
در دامن دشت روستا که حرمِ نفسهای بهار، جانش را تازه، گرم و سبز کرده است، نیمکتهای کلاس و میز معلم، مزین به پرچم ایران، جلوه خاصی به روستا بخشیده و خانههای حسنبگلو با فاصله کمی، شکوه علم و فرزندان ایران را در دل مه نگاه میکنند.
نوشتن از چنین مردمانی، در عین سادگی، سخت است و این پارادوکس عجیب از عشق، اصالت و تعهدی ناشی میشود که مختص ایران و ایرانی در هر شرایطی و تلنگری برای مسئولان است تا مردمداری را تمام و کمال در برابر این ملت، به جا بیاورند.
اما برگردیم به حسنبگلو که مسیرش به قدری صعبالعبور و خاکی است که بیش از سه ساعت زمان لازم است تا به مقصد برسی.
به گفته معلمان، با موتور سه ساعت و با پراید سه و نیم ساعت از مرکز خداآفرین. اما چیزی جز ایثار و تعهد و عشق به وطن نمیتواند، معلم را در شرایطی که آموزش، غیرحضوری است، به چنین روستایی ببرد.
سادهترین کلاس درس با چند نیکمت و یک پرچم و میز در این روستا به همت مدیر آموزگار مدرسه، آقای محمد اسمعیلزاده و آموزگار کاظم ساری، برپا شده است.
کلاسی چند پایه در دو شیفت برای دو مقطع تحصیلی ابتدایی و دوره اول متوسطه که پیچیدگی تدریس را دوچندان میکند.
این دو معلم، هر دو سال اولی هستند و میگویند، کلاسی با سقفی از آسمان، بدون دیوار و در دل طبیعت، دور از تصورشان بوده است.
آقای اسمعیلزاده، غیربومی و اهل کلیبر بوده و در فصل زمستان که راه روستا بسته میشود، بیتوته کرده و از رفت و آمد، صرف نظر میکند و تدریس چند پایه برای دانشآموزان دوره اول ابتدایی را بر عهده گرفته است.
آقای ساری هم بومی شهرستان خداآفرین است که تدریس چند پایه برای دانشآموزان دوره دوم ابتدائی را بر عهده دارد و برای دانشآموزان دوره راهنمایی را هم دو معلم با هم تدریس میکنند. این دو معلم، در دو شیفت، مشغول خدمت به هستند.
پرس و جوها نشان میدهد که آنتندهی موبایل در این روستا خوب است و اهالی به اینترنت، دسترسی دارند، اما نداشتن دسترسی به گوشی موبایل از سوی دانشآموزان، برگزاری کلاس آنلاین و تدریس مجازی را با مشکل مواجه میکند؛ چرا که دانشآموزان اغلب از تلفن همراه پدران خود استفاده میکنند. اینجا گوشیها در دسترس هست، اما پدران، همیشه در دسترس نیستند.

آقای اسمعیلزاده در گفتوگویی با ما میگوید: میشود آموزش را با توزیع درسنامه بین دانشآموزان، ادامه داد، اما خیالمان از اینکه بچهها درسنامه را حتما بخوانند، جمع نیست و ترجیح میدهیم، کلاسها را حضوری برگزار کنیم.
این معلم وظیفهشناس، همچنین، تدریس در هر شرایطی را وظیفه یک معلم میداند و موفقیت دانشآموزان را تنها آرزوی خودش عنوان میکند.
روستای حسنبگلو، دارای حدود ۲۴ خانوار، ۲۱ دانشآموز مقطع ابتدایی و ۲۷ دانشآموز مقطع راهنمایی است.

انتهای پیام
