به گزارش ایسنا، میراث فرهنگی در جهان امروز دیگر تنها بهعنوان یادگاری از گذشته دیده نمیشود، بلکه به منبعی زنده برای تقویت هویت، آموزش و حتی توسعه اقتصادی تبدیل شده است. بسیاری از شهرهای تاریخی با چالشهایی مانند فرسودگی بناها، محدودیتهای حفاظتی و فاصله گرفتن از زندگی روزمره شهروندان روبهرو هستند. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که چگونه میتوان بدون آسیب رساندن به اصالت آثار، آنها را دوباره وارد چرخه زندگی اجتماعی کرد. برنامهریزی برای حفاظت و بهرهبرداری درست از میراث، نهتنها به حفظ ارزشهای تاریخی کمک میکند، بلکه میتواند نقش مهمی در پایداری فرهنگی و اقتصادی ایفا کند. نگاههای نوین در حوزه معماری و شهرسازی، حفاظت را فراتر از نگهداری صرف میدانند و آن را ابزاری برای ایجاد ارتباط میان گذشته و حال معرفی میکنند.
از سوی دیگر، پیشرفت سریع فناوریهای دیجیتال فرصتهای تازهای را پیش روی حوزه میراث فرهنگی قرار داده است. فناوریهایی مانند واقعیت مجازی، واقعیت افزوده و واقعیت التقاطی این امکان را فراهم میکنند که فضاها و عناصر از دسترفته تاریخی بدون مداخله فیزیکی بازسازی شوند. این ابزارها میتوانند تجربهای تعاملی و قابل فهم برای عموم مردم ایجاد کنند و مفاهیم پیچیده تاریخی را به زبان ساده منتقل سازند. اهمیت این موضوع بهویژه در کشورهایی با پیشینه تاریخی غنی مانند ایران دوچندان است؛ جایی که محدودیتهای قانونی و حفاظتی گاه مانع از احیای فعال بناها میشود. در چنین بستری، استفاده هوشمندانه از فناوری میتواند راهی میانه میان حفاظت اصیل و پاسخ به نیازهای گردشگری و فرهنگی امروز ارائه دهد.
در همین راستا، مهدی معتمدمنش از گروه معماری دانشکده هنر و معماری دانشگاه تربیت مدرس به همراه دو همکار همدانشگاهی خود، پژوهشی را با تمرکز بر نقش فناوریهای دیجیتال در احیای میراث فرهنگی انجام دادهاند. این تحقیق با نگاهی به پیوند پایداری، حفاظت و فناوری، به بررسی امکان استفاده از ابزارهای نوین برای بازتعریف کارکرد یک مجموعه تاریخی پرداخته است. پژوهشگران با انتخاب یک نمونه موردی شاخص، تلاش کردهاند نشان دهند که چگونه میتوان بدون تغییرات کالبدی گسترده، ظرفیتهای پنهان یک اثر تاریخی را فعال کرد و آن را به بخشی مؤثر از نظام فرهنگی و گردشگری تبدیل کرد.
محققان ابتدا با بررسی اسناد و منابع آرشیوی و مطالعه منشورهای بینالمللی حفاظت، چارچوبهای حقوقی و نظری موجود را تحلیل کردهاند. سپس برداشتهای میدانی از مجموعه تاریخی مورد مطالعه انجام شده تا محدودیتها و قابلیتهای فضایی آن بهطور دقیق شناسایی شود. این اطلاعات در کنار هم قرار گرفته تا راهبردهایی طراحی شود که هم با استانداردهای جهانی حفاظت سازگار باشد و هم امکان بهرهگیری از فناوریهای دیجیتال را فراهم کند. درواقع، هدف اصلی، یافتن راهحلی عملی بوده که میان حفاظت اصالت تاریخی و نیاز به معرفی و استفاده معاصر تعادل برقرار کند.
نتایج این پژوهش نشان میدهند که واقعیت مجازی و گونههای پیشرفتهتر آن میتوانند امکان بازسازی بخشهای تخریبشده یا غیرقابل دسترس را بدون دخالت فیزیکی فراهم آورند. در این مدل، بازدیدکنندگان از طریق فضاهای دیجیتال تعاملی میتوانند با تاریخ بنا ارتباط برقرار کنند، در حالی که ساختار اصلی اثر دستنخورده باقی میماند. این رویکرد، تجربهای غنیتر از بازدید سنتی ایجاد میکند و محدودیتهای ناشی از قوانین سختگیرانه حفاظتی را کاهش میدهد.
در این مطالعه تأکید شده است که فناوری دیجیتال نباید صرفاً بهعنوان ابزاری جانبی دیده شود، بلکه این فناوری میتواند به یک راهبرد جامع برای مدیریت میراث تبدیل شود و تعارض دیرینه میان حفاظت و توسعه اقتصادی را بازتعریف کند. تبدیل یک مجموعه تاریخی به پلتفرمی تعاملی، الگویی را ارائه میدهد که قابلیت استفاده در سایر آثار کمتر مورد توجه را نیز دارد و میتواند به تقویت گردشگری فرهنگی کمک کند.
اطلاعات تکمیلی پژوهش بیانگر آن است که استفاده از واقعیت مجازی، افزوده و التقاطی در چارچوب منشورهای بینالمللی حفاظت، راهکاری کمریسک برای محوطههای حساس تاریخی محسوب میشود. برخلاف بسیاری از نمونههای پیشین که فناوری را تنها برای نمایش بصری بهکار میگیرند، در این مدل فناوری بهعنوان بخشی از مدیریت یکپارچه میراث تعریف شده است. این رویکرد امکان بازسازی خلاقانه عناصر از دسترفته را بدون آسیب به بافت تاریخی فراهم میکند و به حل تعارض میان حفاظت اصیل و توسعه گردشگری کمک میکند.
این یافتههای علمیپژوهشی در فصلنامه «نقش جهان ـ مطالعات نظری و فناوریهای نوین معماری و شهرسازی» وابسته به دانشگاه تربیت مدرس منتشر شدهاند. انتشار این پژوهش در چنین نشریهای نشاندهنده اهمیت روزافزون پیوند میان معماری، فناوریهای نوین و مدیریت پایدار میراث فرهنگی در مطالعات دانشگاهی کشور است.
انتهای پیام
