باغبان تقدیر، نهم اسفند ۱۴۰۴ را نه با شکوفههای بهاری که با غمی به وسعت آسمان در دل شهر میناب رقم زد. آن روز، هوا نه از هوای سرد زمستان، بلکه از غبار اندوه و فریادهای خاموش سنگین بود. فرشتگانی که قرار بود با گامهای کوچکشان، ترانهخوان کوچههای شهر باشند، در آتشی ناخوانده بالوپرشان سوخت و پروازشان ناتمام ماند. دبستان شجره طیبه بهجای آشیان امن دانش، به قربانگاهی بدل شد که در آن، ۱۶۸ یاس معصوم، در میان آوار بمبهای کینه دشمنان متجاوز صهیونی آمریکایی، پرپر شدند.
کولهپشتیهایشان که تا چندی پیش، قصه دلگرمی مشق شب و شوق آموختن را در خود داشتند، اکنون قصه خون و پرپر شدن را روایت میکردند. دفترهایشان، نه با خطوط نستعلیق دانش که با شعلههای آتش، داغدار شدند و آن اجساد کوچک، له شده زیر سنگینی بیرحمی دژخیمان زمان، زمزمهای از دردی بودند که تاریخ، هنوز هم در گوشش میپیچد. آنها، دختران میناب بودند؛ دخترانی که آسمان، اجازه شکفتنشان را نداد. ۱۶۸ ستارهای که پیش از آنکه بدرخشند، خاموش شدند.
امروز در روز دختر، نهتنها به لبخندهای دخترانمان که به یاد اشکهایشان نیز هستیم. به یاد آن ۱۶۸ پرنده مهاجر که بال در بال هم سوی ابدیت پرواز کردند. باشد که یادشان، نهتنها در تقویم تاریخ که در عمق قلبهایمان حک شود و چون سدی استوار، در برابر هرگونه خشونت و بیرحمی بایستد. باشد که عطر یادشان، تا ابد در هوای شهر میناب و در سراسر این سرزمین، بپیچد و الهامبخش صلحی پایدار باشد.

رویای ارکستر ملی و عشق به موسیقی اصیل ایرانی
نفس خرمیان، هنرمند نوجوان اصفهانی و پدیده هجدهمین جشنواره ملی موسیقی جوان به ایسنا اظهار میکند: بزرگترین هدف من تحصیل در رشته موسیقی است و در صورت داشتن حمایت مالی و اسپانسر، ضبط قطعات حرفهای را آغاز خواهم کرد. رویای من تشکیل یک ارکستر ملی از نوجوانان سراسر ایران است تا موسیقی اصیل ایرانی زنده بماند.
وی میافزاید: در میان خوانندگان، استاد همایون شجریان و علی زندوکیلی را بسیار تحسین میکنم. در بین نوازندگان نیز استاد نوید افقه و استاد کیهان کلهر الگوهای من هستند و همکاری با آنها برایم افتخار بزرگی خواهد بود. دوست دارم تأثیر مثبتی بر موسیقی ایران بگذارم و معتقد هستم، موسیقی اصیل ایرانی باید همیشه زنده بماند و نسل جوان باید حافظ آن باشند.
این نوجوان موزیسین در ادامه با لحنی آرام و صادقانه بیان میکند: به همه بچههایی که تازه میخواهند موسیقی را شروع کنند توصیه میکنم؛ استاد خوبی را انتخاب کنید، استادی که نه فقط در آموزش، بلکه در اخلاق و رفتار هم الگوی شما باشد. موسیقی فقط نت و تکنیک نیست، بلکه روح، ادب و عشق میخواهد.
خرمیان تأکید میکند: من تمام مسیر زندگیام را با حمایت مادرم طی کردهام. او تنها مشوق و همراه من است و با افتخار میگویم من فرزند طلاق هستم، اما همین تجربه باعث شد قویتر شوم. یاد گرفتم که میتوان از دلسختیها زیباترین نغمهها را ساخت.
وی که متولد ۱۳۹۰ است، تاکنون ۱۵ مقام کشوری در مسابقات مختلف موسیقی به دست آورده و بهعنوان یکی از استعدادهای درخشان و آیندهدار موسیقی ایرانی شناخته میشود.

عطر امید در ایستگاه مترو
سارا غضنفری، دختر کیک فروش ایستگاه مترو نیز اظهار میکند: چند سالی است که کیک خانگی میپزم و میفروشم؛ کسب وکاری که از میدان نقشجهان آغاز شد و اکنون در ایستگاه متروی شریعتی ادامه دارد.
وی با لحنی آمیخته به غرور و اندوه میافزاید: پدرم سنگ بنای خانواده بود؛ کارگر ساختمانی که حادثه، سلامت او را از ما گرفت و نخاعش را قطع کرد. پدرم فلج و رسماً از کار افتاده شد.
این دختر کیک فروش بیان میکند: این حادثه، زندگی ما را دگرگون کرد. ناگهان، بار سنگین مسئولیت بر دوش من افتاد. مادری بیمار دارم و دو خواهر و برادر کوچکتر که چشم به درآمد روزانه دوختهاند. من، تنها نانآور این خانه هستم و باید چرخ زندگی را به هر قیمتی بچرخانم.
غضنفری ادامه میدهد: با هر کیکی که میپزم و میفروشم، لبخند را به لب خانوادهام بازمیگردانم و همین برایم دنیا، دنیا ارزش دارد. تنها ۱۸ بهار از عمرم را پشت سر گذاشتهام، با وجود سختیها، افتخار میکنم که تلاشم را از دست ندادهام.
وی توضیح میدهد: مجبور شدم تحصیلاتم را نیمهکاره رها کنم، اما امسال عزم خود را جزم کردهام تا در کلاسهای شبانه شرکت کنم و تحصیل را از سر بگیرم. درسخواندن، حق من است و میخواهم ثابت کنم که هیچ مانعی نمیتواند جلوی پیشرفت من را بگیرد.
این دختر کیک فروش مترو تأکید میکند: هر کس سرنوشتی دارد، من از سرنوشت خود گریزان نیستم؛ بلکه آن را چراغ راه آیندهام کردهام. میخواهم روزبهروز پیشرفت کنم، صاحب یک کافهقنادی بزرگ در همین شهر شوم و خواهر و برادرم را به تمام آرزوهایشان برسانم. این سختیها، پایان راه نیستند، بلکه آغاز مسیری برای ساختن آیندهای روشنتر هستند.

از دل آژیرهای جنگ تا رویای قبولی در کنکور و تکرقمی شدن
مریم احمدی، پشتکنکوری حاضر در روزهای منتهی به کنکور، به شرایط دشوار روزهای جنگ اشاره و اظهار میکند: صدای آژیرهای خطر و اضطراب بمبارانها، همدم شبهای درسخواندنم بوده و این تجربیات، در کنار دلهره کنکور، فشاری مضاعف بر من وارد کرده است. با این حال، عشق من به رشته ریاضیات، انگیزه اصلی تلاشهای مستمرم برای رسیدن به هدفم که ورود به دانشگاه است، محسوب میشود.
وی میافزاید: با نزدیکشدن زمان کنکور، اضطرابم تشدید شده و شبها با افکار مربوط به آینده و موفقیت در آزمون، دچار بیخوابی شدهام. تلاشهای بیوقفهام در طول این سالها من را به هدف کسب رتبه تکرقمی در کنکور ریاضی نزدیک میکند. این مسیر را پر مانع میبینم، اما تسلیمشدن در برابر سختیها، گزینهای برای من نیست.
این دختر پشتکنکوری بیان میکند: هدف من، فراتر از کسب یک رتبه خوب است. میخواهم ثابت کنم که حتی در دل تجربیات تلخ گذشته، مانند روزهای جنگ، میتوان رویاهای بزرگ را دنبال کرد و به آنها دستیافت. عشق من به کشف راهحلها در دنیای ریاضیات، بهعنوان انگیزهای قدرتمند، من را در این مسیر دشوار یاری میکند و بر این باور هستم که اراده و پشتکار، کلید غلبه بر هر چالشی است.
احمدی با نگاهی امیدوارانه به آینده توضیح میدهد: آرزوی من ورود به دانشگاه و تحصیل در رشته ریاضیات است و امیدوار هستم که بتوانم در پیشرفت علمی کشورم سهمی داشته باشم. علم و دانش، ابزاری قدرتمند برای ساختن فردایی بهتر هستند. تجربیات تلخ گذشته، نباید مانعی برای رسیدن به آرمانهای بزرگ شوند با تکیه بر قدرت اراده و عشق به یادگیری، آماده رقمزدن آیندهای روشن هستم.

دختران ایران؛ از چالشهای زیست اجتماعی تا امیدهای پنهان
محمدرضا نظارتیزاده، استاد جامعهشناس دانشگاه آزاد اسلامی نجفآباد اصفهان با اشاره به شهادت دختران دانشآموز دبستان شجره طیبه میناب و محکومکردن این عمل شنیع به ایسنا اظهار میکند: روز دختر فرصتی است برای دیدن طیف وسیعی از تجربهها و واقعیتهای زیسته دختران این سرزمین؛ تجربههایی که اغلب تحت تأثیر شرایط پیچیده اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شکل میگیرند. کلیشههای رایج درباره دختران، مانع درک عمیقتر از چالشها، توانمندیها و آرزوهای واقعی آنها میشود و لازم است نگاهی چندوجهی و تحلیلی به این موضوع داشت.
وی افزود: فشارهای ناشی از شرایط اقتصادی و اجتماعی، به شیوههای مختلفی بر زیست دختران تأثیر دارد؛ از انتظارات تحصیلی و رقابتهای دشوار برای ورود به دانشگاه، تا مسئولیتهای زودرس و تلاش برای استقلال مالی در مواجهه با فرصتهای محدود. این تجربیات، اگرچه ممکن است از نگاه برخی جذابیتهای کمتری نسبت به رویاهای بزرگ داشته باشند، اما بخش مهمی از واقعیت زیسته بسیاری از دختران جوان در شهرهای مختلف ایران را تشکیل میدهند و نشاندهنده قدرت انطباقپذیری و مقاومت آنها در مواجهه با شرایط دشوار است.
این استاد جامعهشناس دانشگاه نجفآباد بیان میکند: در کنار این روایتها، نقش هنر و خلاقیت بهعنوان یکی از ابزارهای مهم ابراز وجود و شکلدهی هویت در میان دختران، قابلتوجه است. هنر، برای بسیاری از دختران، نهتنها یک علاقه، بلکه راهی برای بیان احساسات، رهایی از محدودیتها و ایجاد فضایی برای خودمختاری است و این جنبهها نیازمند توجه بیشتری در تحلیلهای اجتماعی است، چراکه هنر میتواند بستری برای شکلگیری هویت فردی و اجتماعی فراهم کند.
نظارتیزاده خاطرنشان میکند: مجموعهای از عوامل، از تجربیات دوران کودکی و تأثیر رویدادهای کلان اجتماعی گرفته تا فشارهای تحصیلی و اجتماعی، همگی در شکلدهی به زیست دختران ایرانی نقش دارند. روز دختر نباید صرفاً بهانهای برای بیان کلیشههایی درباره لطافت زنانه باشد، بلکه باید فرصتی برای درک عمیقتر مسائل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی باشد که دختران امروز با آنها دستوپنجه نرم میکنند و جامعه باید با نگاهی واقعبینانهتر و حمایتیتر، مسیر رشد و بالندگی آنها را هموار سازد.
به گزارش ایسنا، روز دختر فرصتی است برای پاسداشت جایگاه والا و نقش ارزشمند دختران در جامعه؛ کسانی که با لطافت روح، استحکام اندیشه و تواناییهای چشمگیر خود، معنا و روشنایی بیشتری به زندگی میبخشند. دختران، سرچشمههای امید و آیندهسازانی هستند که با تلاش، دانایی و ظرافت همیشگیشان، مسیر فردا را پربارتر میکنند. گرامیداشت این روز یادآور آن است که توجه به نیازها، استعدادها و حقوق دختران، نهتنها تکریم کرامت انسانی، بلکه گامی مهم در اعتلای فرهنگی و اجتماعی است. امید که دختران این سرزمین همواره در سایه امنیت، احترام و فرصتهای برابر بدرخشند و نقشآفرین جهانی روشنتر باشند.
انتهای پیام
